The first 29 lines.
مترجم علی میخوایم برقصیم تا جایی که دیگه نمیتونیم
میخوایم توی نور کم عشق بازی کنیم
از آرژانتین تا مراکش
میخوایم برقصیم
یه اتفاقی داره میوفته
یه اتفاقی داره میوفته
یه اتفاقی داره میوفته
هی
یه اتفاقی داره میوفته
توی پایین شهر
بیماری ای مسری داره شیوع پیدا میکنه
من تب کردم وقتی این آهنگ رو شنیدم
نمیدونم کاریش کنم ، میخوام خودمو تکون بدم
وقتی که به دارم ضربه بزنم که شروع کنم
به بدنم اجازه دادم فرار کنه ، هه هه
جشنی مثل هر روز میخوام ، هه
اگه با منی ، اجازه بده یه چیزی رو بهت بگم
متوفقش نمیکنیم؟
اصلا
اجازه بدیم پلیسا بیان داخل؟
اصلا
میخوایم کل منطقه رو بترکونیم
چی میخوایم؟
میخوایم برقصیم تا جایی که دیگه نمیتونیم
میخوایم توی نور کم عشق بازی کنیم
از آرژانتین تا مراکش
میخوایم برقصیم
یه اتفاقی داره میوفته
یه اتفاقی داره میوفته
No comments yet. Be the first to leave one.