The first 179 lines.
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
امروز جشنواره شانگ سی*عه، تمام جوانهای با استعداد گرد هم اومدن جشنواره ای که در سومین روزِ سومین ماه تقویم چینی برگزار میشه
تا با ارائه نقاشی هاشون این جشنواره رو پاس بدارن
شاهدخت بهترین نقاشی رو انتخاب خواهند کرد
تا در قصر به عنوان افتخاری جاودانه حفظ بشه
خیلی ماهره
دقیقا
حتما از یه نقاش ماهر یاد گرفته
از اون نقاشیه خوشم میاد، ببینش
خوشگله- انگار واقعیه-
اون شاهدخته؟
خیلی طبیعیه
جناب پان هویی واقعا ماهر و بااستعداده
حقیقتا عالی کشیده شده- آره-
...برنده، پان هویی- دست نگه دارین-
کی توی کالسکه اس؟
شانگ گوان یان پولدار داره کاسکه رو میرونه
یعنی کی میتونه باشه؟
حتما جناب پانه- راست میگی-
جناب پان؟- جناب پانه-
جناب پان؟
عجیبه جناب پان اومدن
پان یوئه- جناب پانه-
توقع نداشتم برادر بزرگتر پان هویی انقدر جذاب باشه
داداشن، ولی اصلا شبیه هم نیستن
پان یوئه؟
پسر نامشروع وزیر پان برادر پان هویی هستن
ماه گذشته به عنوان مامور اخلاق امپراتوری ارتقا پیدا کردن
الان خوش نام ترین آدم هستن توی پایتخت همه ازشون صحبت میکنن
دیر کردم شاهدخت
امکانش هست منم نقاشی بکشم؟
چوب عود داره میسوزه
میترسم وقت کافی نداشته باشین
اشکالی نداره
فقط یه نقاشی منظره معمولی
ببینش، بی نظیره- آره-
خیلی با استعداده
خدای من- همونجور که ازش انتظار میرفت-
مناظر شکوهمند در چشمان ایشون به اوج میرسن
درخشش غروب خورشید از گونه هاشون منشعب میشه
نقش قلمش خیلی ظریفه
آره
اربابزاده پان، کجا بودین؟
...ارباب بزرگ
اون بچه پررو رو بیارینش پیشم
پدر، منو احضار کرده بودین؟
پدر، اون چی فکر میکنه؟
امروز صبح کنار رودخونه، از عمد چاپلوسی شاهدخت چانگل رو کردی و برنامههای منو خراب کردی
از قصد این کار رو کردی
نمیدونستم تو به شاهدخت علاقه مندی
چرا زودتر بهم نگفتی؟
اگه میگفتی، فرصتت رو خراب نمیکردم
ولی حالا که شاهدخت نقاشی من رو انتخاب کرده
میترسم شانس دیگه ای نداشته باشی
هویی
تنهامون بذار
چیه؟
قراره من رو مقصر بدونین جناب پان؟
این روزها با اون عالی رتبهها نشست و برخواست میکنی
همیشه هم از من سرپیچی میکنی
ازدواج هویی و شاهدخت برای آینده خاندان اهمیت داره
ولی جنابعالی خرابش کردی
دقیقا چی میخوای؟
شما که میدونین چی میخوام، نمیدونین؟
داری تهدیدم میکنی؟
این دیگه کلمهی زیادیه واسش، پدر
من فقط یه پسر نامشروعم
خیلی کاری از دستم برنمیاد
چون نتونستم کسی که دلم میخواد رو پیدا کنم ناراحتم
حوصلم سر رفته واسه وقت گذرونی یکم سرگرمی نیاز دارم
مشکلی نداره، با صبر و حوصله دربارش فکر کنین
من که زمان زیاد دارم
شاهدخت به تماشای گلها دعوتم کرده
الان میخوام برم یکم استراحت کنم
اگه اون دختر رو پیدا کنی چیکار میتونی بکنی؟
اونش دیگه به خودم مربوطه
لازم نیست شما نگران باشین
خیلی خب
بهت میگم کجاست
ولی از امروز به بعد، دیگه عضوی از خاندان پان نیستی
سر حرفتون بمونین
شک دارم بتونیم چیزای قیمتی توی این قبرستون پیدا کنیم
این رو بهت بگم
یکی از بدکارههای فاحشه خونه سوییون همین تازگیا مرده
لباسها و جواهراتی که استفاده میکرد حتما خیلی قیمتین
بیا بریم- همین جلوتره، بیا-
چه واسه استراحت کردن جای راحتیه
...چی
دنبال من میگردین؟
!روح
!یا ابالفضلللل
دزدهای قبرستون
به مرده ها احترام بذارین
نترس، من یه گورکنم
اینجام تا خوب دفنت کنم
قبره رو قبلش امتحان کردم
اندازه و بافت خاکش خیلی خوبه
واسه استراحت کردن حتما جای خوبیه
نون های بخارپزشده تازه، لطفا یه نگاه بندازین
...اممم
میخواین؟- دو تا میخوام بخرم-
این همون دختر پتیاره نعشکش نیست؟
خودشه
اَااه، چرا صبح به این زودی چشمم به قیافه نحسش افتاد؟
نون ها رو بگیرین- ایــــــــــــش-
!پتیاره
بی ریختی
تخم مرغ گندیده بوی گلابی میده
!زشتی! زشتی
کوچولوها، امروز با خودم یه دوست جدید آوردم
خیلی بامزه اس
بذارین بهتون معرفیش کنم
دوستش دارین؟
!بدویین
باحال نیست؟
وایسین منم بیام
کجا افتاد؟
اینو همین الان انداختی
ممنونم
صدای جیلینگ جیلینگش، آرامش بخشه
استاد، من برگشتم
پیداش کردم- استاد-
پیداش کردم
استاد
!علت مرگ رو پیدا کردم، پیداش کردم
استاد
سای وی، اینو ببین
مقتول تو ساعات 3، 5، 9 یا 11 مُرده
صفحه نقره ای سیاه شد یعنی سم تو دهنش پیدا شده
ولی هیج اثری از مسمومیت توی معده وجود نداره
چرا؟
آره؛ چرا واقعا؟
بخاطر اینکه سم توی دهن، برای گمراه کردن علت واقعی مرگ استفاده شده
به اندام های مقتول نگاه کن
کبودی پخش شده توی انتهای اندام های فوقانی و تحتانی
نشون میده مقتول بخاطر مسمومیت نمرده بلکه توسط قاتل به دار آویخته شده
هر پرونده قتلی، یه قاتل داره
علت اصلی مرگ رو پیدا کردم
یعنی قاتل به زودی گیر میفته
استاد
فکر کنم به احتمال زیاد قاتل هنوز اینجاست
چطوره از هم جدا بشیم؟
شما برین قاتل رو بگیرین
خب
منم حواسم به جسد هست، چطوره؟
خوبه، پس همین کار رو میکنیم- همینکارو کنیم-
چیکار کنم باهات؟
پتیاره، بیا برو شرق شهر عمارت لی، جنازه ها رو جمع کن
دارم میام
کسی داخل هست؟
کسی داخل نیست؟
قربان، شایعات طبل دستفروش تسخیر شده توی ههیانگ دهن به دهن میگرده
هروقت طبل دستفروش به صدا درمیاد ارواح شیطانی شروع به شکار جون آدما میکنن
حتی پیشگو هم شنیدتش
این قربانی ها توسط ارواح شیطانی کشته شدن
ما از قبل پرونده رو بستیم ولی آخه چرا شما باید شخصا بیاین اینجا؟
میتونین منو بفرستین اینجا تا حلش کنم
حرفشم نزن
میدونی صاحب این عمارت کیه؟- کیه؟-
رهبر ایوان باران نقره ای
ایوان باران نقره ای، همون تاثیر گذارترین قوای ههیانگ؟
دقیقا، جناب سون برام پیغام فرستاد
و بهم دستور داد تا بگردم ببینم روح شیطانی کیه
میبینی، آخه چه کاری از دست من برمیاد؟
چی بود؟- صدای چیه؟-
نمیدونم
چی شده؟
!روح
قربان، منم
قربان، نترسین
اون شاگرد جیانگ، کالبد شکاف بازنشسته اس یه گورکن از طرف تابوت خونه اس
اومده جسدها رو جمع کنه
آهان اون دختر پتیاره، سَرَخور
همین حالا گم شو، سر راهم واینستا- دقیقا-
چشم
قربان
همین الان وقتی جسدها رو بررسی میکردم چیز مشکوکی پیدا کردم
آخه تو چی میتونی پیدا کنی؟
فکر میکنم به احتمال زیاد این آدما خودکشی کردن
No comments yet. Be the first to leave one.