The first 200 lines.
فکر کردم گفت تا ساعت 9 .میرسه اینجا
. اره همینو گفت . تقریبا 10 شد
. بهش میگن زمان بایرون
بابا، چی شده ؟ - . هیچی -
فقط نمیخوام نا امید بشی
. اگه بابابزرگ امروز دووم نیاورد
. اون عادت داشت کاراشو یادش میرفت
خب، اون هر سال تولد منو یادش میمونه
و فقط یه کارت تولد احمقانه نمیخره
. و بچسبونتش به نامه ش
. اون همیشه خودش پیاماشو مینوشت
این بخاطر اینه که اون احساس گناه میکرد
. که تو رو چهار ساله ندیدیه
ماریلو، مجبور نیستی این . همه زحمت به خودت بدی
. زحمتی نیست، خانواده س
خب مناسبت این ملاقات چیه ؟
. نمیدونم، اون تنهاست، گمون کنم
توی نیو اورلان توی قرنطینه بوده
. شیش ماه گذشته رو
. مثل بقیمون دچار تب کابین شده
! ایناهاش
. تالی، ماسکتو بزن
! بابابزرگ
! هی، بیا اینجا
خب...لعنت، تبدیل به یه نوجوونه . هیولای معمولی شدی
. تقریبا - . هی، بابا بزرگ -
. همگی، این ماریه
، این پسرم جسه . و این نلسونه
. و ماری لی . ماریلو
. اوه . درسته...ببخشید
. از دیدنت خوش حالم، ماری . مرسی که مارو دعوت کردین
. بریون کلی درباره ی شما بهم گفته، تالی
. و توام همینطور
اون خیلی افتخار میکنه که یه مامور . توی خانواده داره FBI
نمیتونم صبر کنم که بشینیم . دور هم و داستاناتو بشنوم
کلی داستان هست که . فقط به یه آخر هفته نمیرسه
. خب، راه طولانی بود
، فکر کردم مدتی میمونیم . تا همدیگه رو بشناسیم
ماسک آوردین ؟ - . بهشون نیازی نداریم -
. ما هفته ی پیش تست دادیم . هر دومون منفی بودیم
. بابا، اینجوری که درست نیست
اره، فکر کردم ممکنه مدرک پزشکی قانونی بخوای
. پس بفرمایید
. از دیدنت خوش حالم، پسر
. بیا، صبحانه درست کردیم . بریم یکم صبونه بخوریم
. من بنفشش کردم - . اوه، بنظر عالی میاد -
. آماده ام - تو اینو درست کردی ؟ -
. اه، اره، من کردم - . اوه، خدای بزرگ -
. حالا واقعا هیجان زده ام
. مرسی
. اره، امروز اینجا خیلی شلوغه
. فقط یه جا پیدا کن پارک کنی
سعی میکنم تا جایی که میشه . نزدیک به در جلو پارک کنم
این خوبه ؟
. فقط ببین و لذت ببر
! برید پایین . پایین، پایین
! پایین بمونید
! برو، برو
! نه
! تری! تری
. این یه قهوه دست ساز ار کافه دومونده س
. بهترین قهوه ی نیواورلان
. حتی از کافه اورلی تو پاریسم بهتره
صبر کن، تو پاریس رفتی ؟ - . بله رفتم -
، وقتی همه چی به حالت عادی برگشت . باید باهم بریم
. بهم نگفتی میخوای یکی دیگه رو بیاری
. خب، من و ماری الان دوساله با همیم
. یادم رفته بود که همه خبر ندارن - . اون نصف تو سن داره -
. واقعا؟ متوجه نشده بودم
هی، وایستا...میخوای ما تو انبار بخوابیم ؟
. فکر کردم فقط خودتی
یه مبل تخت خواب شو و . یه حموم کامل اونجا هست
. فقط باید درستش کنی
، هی، اینا واسمون یه مبل تخت خواب شو گذاشتن . ماری
. مشکلی نیست. من هر جایی میتونم بخوابم
یه سربازه، درسته ؟
. برخلاف مادرت
راستی حالش چطوره ؟ - . خوبه -
تو آریزونا اوضاع خیلی خرابه . اما اون مریض نشده
. اره، خب، بهش بگو من سلام رسوندم
. شاید بهتره اون بخش ماریشو نگی
. هی، کلینتون . اینجا لازمت داریم
. خیلی خب . تو راهم
. باید برم
. اوه . خب، وایستا، ما همین الان رسیدیم
. اه، همیشه این اتفاق میوفته، بابابزرگ
. به خودت نگیر
. بیا، این اطرافو نشونت میدم
. حالا آروم نفس بکش . تو میتونی
بذار این پولداری حرومزاده واسه بارم شده
. تو زندگیشون درد و حس کنن
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
. اسم فراری، کایل دنیسون ،17 ساله س
شاهدا گزارش دادن که یه ون سبز رنگ آروم
قبل از شروع تیراندازی در . هر دو لوکیشن در حال عبور بوده
. 6نفر مرده و 14 نفر زخمی داریم
. این بچه هنوز ریشاش درنیومده
چجوری شناساییش کردیم ؟
پلیس محلی پوکه های یه . رو پیدا کرده AR-15 اسلحه
مهماتشو جا گذاشته ؟ . این اشتباه یه تازه کاره
اگه اثر انگشتش تو اطلاعاتمون باشه . یعنی سابقه داشته
. اره یه لحظه . اره
بازداشت در زمان نوجوانی . برای دزدی کوچیک دوسال پیش
حالا تبدیل شده به
یه تروریست داخلی توسط یه کارگردان ؟
، لازم نیست بگم
. همه توی ویکس بار از ترس ریدن به خودشون
. همین الان این رسید
یه ویدیو که باگوشی . از یه پاساژ گرفته شده
دو تا تیرانداز یک ساعت . پیش به اونجا حمله کردن
هر دو جایی که تیراندازی . کرده مال پولدارا بوده
، اهداف ساده، دسترسی آسون . بدون هیچ دوربینی تو خیابون
. موافقم - . بجز اون بخش تیراندازش -
. بازم موافقم
. به این تیرایی که خطا رفته نگاه کنید
، بنظر میاد داشته تیراندازی وسیع میکرده
. ایجاد آسیب بدون در نظر گرفتن هدف خاص
. بازم، یه فکرایی درباره ش دارم
، اون یا با این مکان ها آشنایی داشته
. یا از قبل آمارشونو درآورده
درباره ی پیش زمینه ش چی میدونیم ؟
اون به یه خونه ی گروهیه کودکان رفته
بعد از این که پدرش تو ماه مارچ . بخاطر کرونا فوت میکنه
وقتی 15 سالش بوده ، مادر لیزا در . یک تصادف رانندگی کشته میشه
، مامانشو از دست داده
بعد به فاصله ی دو سال . بخاطر کرونا یتیم شده
. باید سخت بوده باشه
، آسون نیست که رانندگی کنه ، تیر اندازی کنه AR-15 با یه
و واقعا بیش از 24 نفرو . با تیر بزنه
. احتمالا یه همدست داره
:میتونه یه کار از نوع کلمبین باشه
یه خودشیفته ی روانی
که با کسی که اعتماد به . نفس پایینی داره قاطی شده
. دقیقا زندگی دوستانه کراسبی
، یه ترکیب کشنده س
پویایی بینشون وجود داره که باعث میشه ، واسه کشتن عجله داشته باشه
. که یعنی جسد های بیشتر
شماها با قربانیان و . آلت قتل شروع کنید
بارنز، من و تو میریم یتیم خونه ی . کایل رو چک کنیم
. کایل بعد از فوت پدرش در ماه مارچ اومد اینجا
خانواده ی دیگه ای نداره ؟
. یه عمه تو آیداهو که اونو نمیخواست
تقریبا غیر ممکنه که یه پسر
. 17ساله تو یه یتیم خونه بمونه
ما فقط سعی میکردیم کایلی رو امن نگه داریم
و کلاس های مجازیشو . برای سال آخرش بگذرونه
. بچه ها باید این روزا از دیوار بالا برن
. اره، قبل از کرونا به اندازه ی کافی سخت بود
الان، شده یه جنگ روزانه که فقط جلوشونو
. بگیریم که همدیگه رو نکشن
آخرین بار که کایلی رو دیدین کی بود ؟
. جولای. اون اینجا مشکلاتی داشت
بچه های جدید همیشه میخوان . خودشونو به بقیه ثابت کنن
، میدنستیم که قلدری پیش میاد
. و بالاخره کار دستش داد
. اون با یکی دیگه از بچه ها فرار کرد
اون کیه ؟ - . اسم اون بچه بیلی ری جکسونه -
یه جورایی غافلگیر شدم . که باهمدیگه فرار کردن
بیلی بچه ی شری بود
. از همون روزی که سه سال پیش اومد اینجا
. لوس، لجباز
بنظر میاد بیلی ری . اولین نوع از اون دونفر بوده
. دقیقا یه تاثیر بد گذاشت
پس از جولای تا حالا کسی باهاشون تماسی نداشته ؟
بیلی ری روی بعد از این که فرار کردن بهمون زنگ زد که بگه
اون و کایلی دارن میرن به . مادربزرگش تو فیلی سر بزنن
. ما بررسی کردیم
. مامانبزرگ نداره، ادرس غلط داده
، به عنوان فراری دسته بندیشون کردیم
. به عنوان گمشده هم گزارش کردیمشون
. مرسی، آقای نش
. از خدماتی که اینجا میدین ممنونیم
. کلینتونو بگیر و بگو از اون بچه ی باحال بیلی ری اطلاعات بگیره
. منم آخرین جایی که کایل بوده رو پیدا میکنم
حالا اف بی ای داره دنبال فراریا میگرده ؟
فکر میکنیم ممکنه پسرتون اطلاعاتی
از تیراندازی که توی واکس بار پیش . اومده اطلاعاتی داشته باشه
فکر میکنی بیلی ری این کارو کرده ؟
. همم از چیش خوشت میاد ؟
این پسر همیشه وقتی یه اسلحه . تو خونه بود برمیداشت شلیک میکرد
، خانم جکسون . ما باید پیداش کنیم
امیدوارمی اون هیچ ربطی . به این قضیه نداشته باشه
خب، من نمیدونم . اون کجاست
. من 7 ساله اینجا زندانیم
. من و اون خیلی تو فیس بوک باهم دوست نیستیم
پدرش چطور ؟
چاکی ؟
. سوال خوبیه
اره، من ارتباطم با اون کونی قطع شد
، بعد از این که شیش بار بهش شلیک کردم
و بعد اونا منو آوردن . این جای خوب مستقر کردن
. من درسمو یادگرفتم، پسرا
، از خوش قیافه ها دور بمون
. با خوش صحبتا بمون
، اونا یه شب میبرنت توی تخت
و قبل از صبحونه از پشت . بهت خنجر میزنن
اگه هیچ ایده ای داشتی که ممکنه پسرت کجا باشه
. به نگهبان خبر بده
. بریم
. من مالک های اصلیشونو نمیشناسم
No comments yet. Be the first to leave one.