The first 184 lines.
بچه ها چطورن؟
.خوبن
....جِین" امروز صبح خیلی منو اذیت کرد ولی"
.....گذاشتمش مدرسه،پس
...،خیلی خُب
.....شاید یه چیزی داشته باشم که لازم باشه
...خُب،یه چیزی هست که باید بهت درموردش باید بگم
.که شاید لازم باشه...
.باشه
.جریان اینه
"چند شب پیش ،توی "برنامه امشب .مهمان بودم
.نمیدونم دیدی یا نه
.خیلی خوب پیش رفت
... و بعدش،توی
.یه جلسه داشتم شبکهCBS توی
CBS؟
،آره،با رئیسش
.... مهم نیست،بهم گفتش
....جریان اینه که بهم گفتش
.که مجبورم میکنه قرارداد محرمانگی امضا کنم
.که اینو به هیچ کس ، هیچ وقت نگم
.پس شاید بهتر باشه نگی
....نه،مجبورم بهت بگم تا بتونم بهت بگم که
.جریان چیه .باشه-
،خیلی خُب،ببین
....دیوید لترمن" تا آخر سال دیگه"
.داره بازنشست میشه.....
...و فکر کنم دارن احتمالاً
...به من فکر میکنن که کسی باشم
.که شاید بتونن جاش بزارن
برنامه لترمن رو بگردونی؟
.آره
...ولی
صبر کن ببینم،توی لیستی ،چیزی هستی؟
داری اینو بهم میگی؟
،خُب،نه ....ظاهراً
.بین من و جری ساینفیلد ـه
.و مشخصه که پیش رو ،اونه
.دارن به من به عنوان یه انتخاب نگاه میکنن
چون ارزون تری؟
.آره
و ظاهراً باید با یه یارویی کار کنم
،که اینجا تو نیویورکه .تهیه کننده است
،که مثلاً تمرینم بده .که برنامه آزمایشی درست کنه
،و فکر کنم اگه از برنامه خوششون بیاد
میدونی یه احتمال خیلی ضعیفه؛
،احتمالش خیلی کمه ... ولی
.یه فرصت دارم
،و،خب،دارم اینو بهت میگم ...چون
،البته نمیتونم انجامش بدم
چی؟چرا؟
.چون هفته ای سه روز بچه ها پیش من هستن
،و اگه یه کار تمام وقت داشته باشم
.این خیلی بیشتر از یه کار تمام وقته
....فقط
.بچه ها رو فراموش کن
چی؟ .بچه ها-
.بچه ها پیش من میمونن
.برو اینکار رو بکن .برو شغل رو بگیر
.برو شغل رو بدست بیار
.اصلاً نمیدونم بتونم یا نه
.خب،اگه بخوای میتونی
.باید این شغل رو بگیری،لویی
،جَنت .... جری ساینفیلد،خیلی
جری ساینفیلد" خر کیه؟"
.اصلاً اونقدر هم خوب نیست
.منظورم اینه که از اون نظر خوب نیست
،برنامش عالی بود
ولی مال خیلی وقت پیش بودش،خُب؟
.نه،خیلی بیشتر از یه فرصت داری
.این آدمها احق نیستن
.برای یه دلیلی انتخاب ـت کردن
....جَنِت،تو که
...ببین،من این همه مدت،دارم
...کمدی ایستاده انجام میدم،چون
،میخوام برنامم رو خودم تنظیم کنم
.و بعدش بتونم با بچه هام وقت بگذرونم
،که بتونن نصف وقت رو با من بگذرونن
.و به این کار عادت دارن،به این احتیاج دارن
،لویی،میتونی آخر هفته ها ببینیشون
.میتونی تابستون ها باهاشون باشی
،آره،خیلی کمتر میبینیشون
.ولی بخاطر اینه که یه شغل داری
.همین الآن هم شغل دارم
،لویی
اومدی اینجا که بهت بگم
که نمیتونی اینکار رو بکنی،نه؟
،چون میخوام با بچه هات وقت بگذرونی
بخاطر این اینجائی؟
،جُربزه اینو نداری که بخوای این کار رو بکنی
و میخوای منو سرزنش کنی؟
.اینم از خبر بد، رفیق
،میتونی برنامه رو اجرا کنی .و دخترها هم مشکلی ندارن
،این کمدی ایستاده ای که انجام میدی به کجا ختم میشه؟
ها؟
.به اینجا ختم میشه
،اگه اینکار رو قبول نکنی این همه کار بخاطر چی بوده؟
برای چی 20 سال از عمرت رو صرف این کار کردی؟
برای چی من 9 سال رو هدر دادم؟
.گوش کن،تو بابای خوبی بودی
،ولی هیچکس اونقدرها به بابا احتیاج نداره
.دخترها به سرمشق احتیاج دارن
.میخوان ببینن که زنده ای و موفقی
،ببین،نمیخوام در مورد چیزی طعنه بزنم
.من ازت متشکرم
،سالها ازمون مراقبت کردی ،از من مراقبت کردی
،و از زمانی که مدرکم رو گرفتم .دیگه بهت احتیاج نداشتم
.ازت هیچی نمیخوام
......فقط
،متنفرم از اینکه ببینم آینده چه شکلی میشه
.اگه این اتفاق رو رقم نزنی
،سلام
.اینجائم که "جک دال" رو ببینم
.درستش "داهل" ـه
دال"....."دال"؟"
."نه،"داهل
.باشه
.ممنون
بله؟
.اوه،بله
.میتونین برین داخل
.ممنون
.منتظره
."آقای "داهل
دال"؟"
.اسم من "لویی سی کی" هستش
.... اینجا فرستادنم که
فرستادن؟
مگه چی هستی؟ نامه؟
،کسی تورو نفرستاده
....خُب،من
.بهم گفت که باید با شما تماس بگیرم
در مورد "برنامه نیمه شب"؟
....گفتش که
،فکر کنم دو ماه دیگه برنامه آزمایشی دارم
.....و شما قراره .یکی از اون کارتها رو بردار-
ببخشید؟
.گفتم یکی از اون کارتها رو بردار
این کارتها؟ .آره-
.تو اونجا وایسا
.تو هم اونجا وایسا
.کارت رو بالا بگیر
.کارت رو بخون
.باشه
....امروز رئیس جمهور نیکسون"
نیکسون؟
...رئیس جمهور نیکسون،امروز اعلام کردن که"
،که قراره چین رو تشخیص بدیم
....ولی اگه مراقب نباشه ممکنه با کُره
".اشتباه بگیرشون....
....چی
".یادت رفت بگی :"تا چند لحظه دیگه بر میگردیم
.اوه! درسته
".تا چند لحظه دیگه برمیگردیم"
....یک دقیقه و 12 ثانیه طول کشید
.که یه جُک بگی....
.خیلی طولانیه
.اوه
....نه،من ...من
.کمدی درمورد زمان بندیه،پسرم
.زمان بندی
،باید بفهمیشون .باید بگیشون
،باشه .روی سرعتت کار کن-
.چهارشنبه برگرد
.کارتها رو بزار
.اوه،رفیق
!هی
!اون داره دزدی میکنه
."نه،نه،نه،این کار رو نکن "جِین
.اون کار رو نکن !بابایی،داره دزدی میکنه-
،عزیزم،بیا اینجا .بیا اینجا
.آقای پلیس،اون خانم دزدی کرد
.نمیدونم در مورد چی صحبت میکنه
کار خوبی کردم،مگه نه؟
.خیلی خُب،دخترها
برای خواب آماده بشین.باشه؟
.باشه
بله؟
لویی سی کی؟
.سلام
."هی،منم،"جِی لنو
آره،جِی،چطوری؟
.هی ،گوش کن،میخواستم در مورد هفته پیش باهات صحبت کنم
.واقعاً نجاتمون دادی
No comments yet. Be the first to leave one.