Once Upon a Time

Once Upon a Time

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Once Upon a Time S06E18 HDTV x264-SVA
Once Upon a Time S06E18 WEB-DL XviD-FUM
Once Upon a Time S06E18 XviD-AFG
Once Upon a Time S06E18 480p x264-mSD
Once Upon a Time S06E18 720p HDTV x264-AVS
Once Upon a Time S06E18 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by ShirinDC
►«Shirin DC»مـتـرجــم: شیـــــــریـن◄TinyMoviez

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
XviD
Published on: 2017-04-24
Downloads: 56
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه در "روزی روزگاری" گذشت

چیزی که توی وجودته یه نعمته

خیلی وقت بود که دلم میخواست از جادوم برای یه کار خوب استفاده کنم

هنوزم سعی داری حفره‌ای که من توی قلبت ایجاد کردم رو پر کنی

نمی‌تونی جلوی منو بگیری

نیومدم جلوت رو بگیرم

اومدم بجای تو انجامش بدم

حالا مال خودمی

سلام، چروکین

چطور اینجا اومدی؟

اگه کاری رو که میخوام انجام ندی ناجی میمیره

این تنها امیدیه که ناجی برای شکست پری سیاه داره

در انتهای کتاب چه اتفاقی میفته؟

ناجی در نبرد نهایی می‌جنگه

هیچکس نمی‌خواد برای دیدنش این دور و ور باشه

ببخشید ولی درختتون راه رو بسته

باید قبل از اینکه کسی صدمه ببینه برش دارین

متاسفانه خیلی دیر شده

موجود بیچاره

حتما از سقوط جان سالم بدر نبرده

چطور اینکارو کردی؟

جادو

تو یه جادوگری؟

!اون یه عجیب الخلقه‌ست

مگه در مورد هیولایی که

توی کلبه زندگی میکنه نشنیدی؟ همون عجیب الخلقه که جادو داره

اون لونه از درخت نیفتاد، مگه نه؟

نه

ولی هدف تمرینی خوبی بود

توام همینطور

نظرت چیه با تبرم تمرین کنی؟

حالت خوبه؟

آره. ممنون

این اولین بار بود

کسایی که دلشون میخواد با دختری که جادو داره دوست بشن خیلی معدودن

شاید حق با اوناست

شاید من واقعا یه هیولام

تو از جادوت برای کار نیک استفاده کردی

و این تو رو یه هیولا نمیکنه

تو رو خاص میکنه

واقعا اینطور فکر میکنی؟

من "اِستانوم" هستم

زلینا

یه لحظه صبر کن، عزیزکم

مامانی داره میاد

دارم تا جایی که میتونم سریع انجامش میدم

حاضر شد

نه خیلی گرم، نه خیلی سرد کاملا ولرم

دخترکم برای صبحانه‌ش آماده‌ست؟

رابین؟

حتما مراقبت از یه نوزاد

وقتی تنها باشی خیلی سخته

ولی غمت نباشه

کلی تجربه دارم و خوشحال میشم کمک کنم

دخترمو پس بده

نمیشه یه کم بیشتر بغلش کنم؟

هرگز از بوی بچه‌ی تازه دنیا اومده خسته نمیشد

اگه یه بار دیگه بهش دست بزنی دستتو قلم میکنم

لازم نیست انقدر خشونت به خرج بدی مخصوصا کنار یه بچه

اینجا اومدم چون شنیدم تو خبیثی

و با خودم فکر کردم میتونیم به هم کمک کنیم

چرا باید بهت کمک کنم؟

واضح نیست؟

به اطرافت نگاه کن

این بیرون وسط ناکجا آباد داری تنها زندگی میکنی

به نظر میاد یه دوست به دردت میخوره

مخصوصا با وجود نبرد نهایی که در شرف وقوعه

من میتونم اون دوست باشم

هیچکس نمیخواد واسه اتفاقی که قراره بیفته تنها باشه

این یه تهدیده؟

چون ازت نمیترسم

اوه، ولی باید بترسی

مطمئناً باید بترسی

اگه نظرت عوض شد من توی معادن کوتوله‌ها هستم

فعلا

«روزي روزگاري» قـسـمـت هجده از فـصـل ششم "جایی که پرندگان آبی پرواز می‌کنند"

مترجم: شيرين Shirin DC

یه بوی خوبی میاد

این که پودر پن کیک آماده‌ست

در مورد پن کیک‌ها حرف نمیزنم

چیه؟

من فقط... خوشحالم

هنوزم خوشحالیم غافلگیرم میکنه

درسته، عشقم. منم همینطور

پن کیک‌ها به جهنم

اوه، عالیه بیدارین

...مامان

پس مادرت کلید داره. خوب شد فهمیدیم

میدونم یه کم زود اومدم ولی امروز صبح بیدار شدم

و فکرش به دهنم خطور کرد

مزاحم چیزی شدم؟

آره- نه-

داشتیم... داشتیم فقط کمی پن کیک می‌پختیم

پن کیک

صحیح

شاید بهتره بعد از اینکه.... پن کیکتون رو خوردین برگردم

...آم- نگران نباش-

اشتهام رو از دست دادم

باید برم سریع یه دوش بگیرم

مامان، با اینکه این ملاقات‌های سرزده‌مون رو خیلی دوست دارم

میشه بگی چی شده که اومدی؟

چیدن برنامه‌ی عروسی

چند تا ایده رو کننار هم گذاشتیم

از وقتی من و هوک نامزد کردیم اینا رو آماده کردی؟

ممکنه یه کم قبلتر از اون شروع کرده باشم

دقیقا چند وقت پیش؟

مطمئناً بعد از اولین نفرین بود

ببین، میدونم زیادی هیجانزده‌م ولی میتونی سرزنشم کنی؟

خیلی از اتفاقات بزرگ

زندگیت رو از دست دادم، اِما

میخوام از این یکی نهایت استفاده رو ببرم

منم همینطور، مامان

رجینا، چه خبر شده؟

سریع خودمون رو میرسونیم

چیزی نمونده بود گردن لاغر مردنیش رو بگیرم و خفه‌ش کنم

که یهو غیب شد و رفت

با عقل جور در میاد که به معادن کوتوله‌ها میره

پنهان شدن توی اونجا آسونه

و کیلومترها معدن زیر اِستوری‌بروکه

گیر انداختنش تویاونجا آسون نیست

خب، خبر خوش اینه که نقشه‌ش برای نبرد نهایی

هر چی که بود، برای اجراش نیاز به کمک داره

که یعنی زمان داریم تا سر در بیاریم چطور جلوش رو بگیریم

خب شاید این تکه چوبدستی به همین درد می‌خوره

تایگر لیلی گفت یه بار ازش برای

تبعید پری سیاه استفاده شده

اگه بتونیم نیمه‌ی دیگه رو پیدا کنیم شاید بتونیم دوباره تبعیدش کنیم

خب کجا رو بگردیم؟

من که عمرا منتظر یه تیکه چوبدستی بمونم

تنها دلیلی که اون شپش مو سیاه رو نترکوندم

تا از صفحه‌ی روزگار محوشه، رابین بود

پس اگه یکی از شما لطف کنه حواسش چند دقیقه بهش باشه

کاری که قصدش رو دارم انجام میدم

و میرم قال قضیه رو میکنم

صبر کن ببینم. نمیتونی همینجوری بری

اون پایین و تنهایی باهاش روبرو بشی

چرا نه؟

چیه، فکر میکنی نمیتونم شکستش بدم؟

من از تو قدرتمندترم

جداً؟

بخاطر همین بود که مجبور شدم قلب خودم رو بیرون بکشم

تا تو رو از دست ملکه‌ی شیطانی نجات بدم؟

ببین، بدون کمک تو هیچ مشکلی برام پیش نمیومد

هر چی میخوای فکر کن هیچ جا نمیری

،خیلی خب، رقابت خواهرانه به کنار حق با رجیناست

باید قبل از اینکه سراغش بریم چوبدستی رو پیدا کنیم

و وقتی هم که پیدا کردیم با هم اینکارو میکنیم

ممنونم

خیلی خب، باشه. راه خودتون رو پیش بگیرین

ولی بدون من پیش میرین

چیزیش نمیشه؟

نه، فقط باید آروم شه

تا اون موقع، نظرتون چیه

اون تکه چوبدستی رو به سردابه‌ی من ببریم

تا ببینم میتونم روش طلسم مکان‌یاب بذارم

پس ما چی؟ منظورم اینه که

ما نمیتونیم اینجا بشینیم و دست رو دست هم بذاریم

خب، بیکار نمی‌شینیم

کلی کار برای انجام داریم تا سرمون گرم بشه

داریم؟

خب واضحه که تابحال برنامه‌ی یه مراسم ازدواج رو نچیدی

میخوای توی عصر قبل از نبرد نهایی

چیدمان عروسی انتخاب کنی؟

آره

من و دیوید بعد از اینکه تو تهدیدمون کردی

مراسم ازدواجمون رو ادامه دادیم

به مردم امید داد

چرا باید مراسم ازدواج اِما و هوک فرقی کنه؟

خب، کی حاضره از دل و جون

برای چیدن برنامه‌ی ازدواج مایه بذاره؟

قلب گیدیون دست پری سیاهه؟

می‌دونستم

می‌دونستم اون کارها از دست پسر ما برنمیاد

میدونستم بدجنس نیست

به این معنیه که میشه نجاتش داد

پری آبی از منم پیرتره، بل

مادرم رو قبل از اینکه انقدر بدجنس بشه می‌شناخت

که یعنی ممکنه آبی بدونه چطور میتونیم جلوش رو بگیریم

و منم دقیقا کاری رو که مادرم میخواست انجام دادم

و جادوش رو گرفتم

حالا نمیتونم بیدارش کنم

که یعنی اگر هم چیزی بدونه

در حال حاضر بی مصرفه

آره ولی تو که کف دستت رو بو نکردی بودی

که بدونی مادرت چنین نقشه‌هایی در سر داره، چروکین

هر کاری که تونستی برای محافظت از گیدیون کردی

حالا باید راهی برای بیرون آوردن آبی از کما پیدا کنیم

آره، خب قدم اول برگردوندن جادوشه

قلبش تا اون زمان منجمد می‌مونه

فکری داری؟

نه، و متاسفانه تمام کتابهای اینجا رو مو به مو گشتم

دارم به عمارت جادوگر میرم

ببینم چی پیدا میکنم- باشه-

موفق باشی

خوبه

چروکین؟

نه. منم

باید تا رفتنش صبر میکردم

زلینا

ببین اینجا چی داریم

More Farsi Persian subtitles for Once Upon a Time

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left