The first 200 lines.
« ...آنچه گذشت »
پس این اتفاق هرگز نیوفتاد
هیچی بین ما عوض نمیشه
موکل من هنوز موکل منه
گمون نمیکنم چیزی دربارۀ جانشین قاضی گای شنیده باشی؟
من یه دادخواست پیشدادگاهی دارم. الآن نمیتونم حرف بزنم
تو بهش بگو با منزل و اون دفترچه ور نره
بدجور توی گِل گیر کرده که فکرش درست کار کنه
،ازاونجاییکه ایدههای من ته کشیده سؤال اصلی اینه که، سوژه کیه؟
،بولدوزر برت
«یقهسفید، سابقهدار، خونه توی «بلومفیلد هیلز
از نظر من که عین قدمزدن توی پارکه
اون چیه اونجا؟
آره، یکی از کارهای «استنلی گارلیک»ـه
قیمتش 50هزار دلاره - نه. 10هزار تا خوبه -
شب بهخیر، برت
خدای من
قاضیه یه دفتر اسرار، یا الطاف یا رشوهها داشت
هیچکس نمیدونه کجاست
ولی یه جایی هست، و کلید ماجراست
چی شده، عسلم؟
دفتر قاضی، فقط میخوام ببینمش
میتونی یه نگاه بندازی
کسی رو میبینی که بتونه کمکت کنه؟
اگه توی «جریکو» (اریحا) دیواری باشه، قراره که فرو بریزه
خوبای؟
یه چیزی دارم که میخوای
حرف حق جواب نداره
هنوز هم آرزو داری ببینی چطوری دفترچۀ قاضی گای کل این ماجرا رو به هم وصل میکنه؟
...کرولین
ازت میخوام مراقب باشی
پس سؤال اصلی همینه، مگه نه؟
با چیزی که میدونم، بهت اعتماد دارم؟
با گرفتن کُتت شروع کنیم
طبق تجربۀ من، اگه مجبوری از کسی بپرسی که میتونی بهش اعتماد کنی، احتمالاً یعنی بهش اعتماد نداری
و بااینحال اینجام
من وْ تو جفتمون
شمشیرِ دولبهست
دوراهیه
یه داستانی برات دارم
1963، یه گروه از مردمان سیاهپوست از ،شهرستان «مونتگومِری»ِ میسیسیپی
نشستن سر پیشخان ناهار
،دستگیر شدن، برده شدن زندان، کتک خوردن
چند هفته بدون محاکمه نگه داشته شدن
،حالا، دلیلِ دستگیرشدنشون اینه که کارشون غیرقانونی بود
ولی صحیح بود
،کارهایی هست که میخوام با اون دفتر بکنم
و هیچکدومشون هیچ دخلی به قانونیبودن نداره
ولی کاملاً، کاملاً به صحیحبودن دخل داره
...پس متوجهای
...برای من
...به چه معناست
که به تو اعتماد کنم؟
آره
،ولی چرا نمیای داخل
دوباره بهم بگی، شیرفهمم کنی؟
لانی
!لانی
یا پیغمبر، لانی
به خودت زحمت ندی بهم بگی یه سگ تازی وحشی داری؟
سگ من که نیست
خب، پس مال...؟
مهم نیست
...تو
اینجا زندگی میکنی؟
وسعم به همینجا میرسه
اوه، و بهگمونم تقصیر اون رو هم میخوای بندازی گردن من؟
خب، ننداز
تنها کسی که باید مقصر بدونی، خودتای
،من اجیرت کردم که یه کار بهخصوص انجام بدی
و بهکل به اعتمادم خیانت کردی
بهقدرکافی پول ندادی
دزدی کردی
من دزدم
بله، دقیقاً، ممنون، که همونه که امروز من رو به اینجا آورده
...من یه فرصتی دارم که ممکنه با چیز تو همسوتر باشه
بذار بهش بگیم مهارتها
میخوای چیزی بدزدم؟ - نه، من نگفتم دزدی. نه -
میخوای کسی رو بکُشم؟
نه. یا پیغمبر، نه. فقط بذار... نه
...ببین، لانی
...من فقط «بولدوزر» نیستم
من مجموعهدار آثار هنری هم هستم، تفننی، ولی پُرذوق
آها
...و یه تابلو داشتم که
خیلی برام خاص بود، شخصی. درک میکنی
و... اختلاس شد
تحت شرایط خیلی ناراحتکننده
میخوای بدزدم برـش گردونم؟
،لب کلام من اینه که دوست دارم روی دیوارم ببینمش
و علاقۀ بهخصوصی به این ندارم که چطور صورت میگیره
من دنبال این نیستم که به کسی صدمه بزنم
نه، نه، نه، لزومی نداره کسی صدمه ببینه یا کُشته بشه
من فقط «استنلی گارلیک»م رو پس میخوام
بیا
اوه، اون رو ببین. قشنگه
قلمموکاریش رو ببین - دست کیه؟ -
آ... این تصویری از دوربین جاکتابی توی دفترمه
اون مَرده رو میبینی؟
یارو سفیدپوسته؟ - بله، یارو سفیدپوسته -
میدونی کجاست؟
خب، امیدوار بودم خودت تنهایی پیداش کنی
یا شاید شریکش بدونه
من قرار بود پاداش پایانخدمت بگیرم
بله، قبل از اینکه مچت موقع دزدی از من گرفته ،بشه، بله، قرار بود پاداش پایانخدمت بگیری
ولی اون فرصت با قول اینکه متهم نمیشی، از دست رفت
اما تابلوی قشنگیه
خیلیخب، بگو چی در نظر داری، تا ببینیم چی میشه
،جدیدها حتی سیدیخور هم نیست
،منظورم اینه، نه اینکه لوح فشرده بخوام
،ولی اگه دنبال پخشکنندۀ نوارکاستی باشی که کار کنه
باید بری سراغ قبل از دهۀ 1990
،حالا، این مال 1983ـه، فرمونش یهخرده تقوْلقه
ولی زیر صندلیعقب یه «سابووفر» داره که بزنبکوب خیلی خوبی راه میندازه
چرا راحت یه پخشکنندۀ نوارکاست واسه خودت نمیخری با خودت ببری اینوراونور؟
اونجوری میتونی هر ابوقراضهای رو بلند کنی
تُف، یه ضبط بندازم روی کولم انگار که توی «آلبرت چاق»ام؟
فکر نکنم راهحلش اون باشه
فقط دارم میگم عجیبه، پسر - اوه، هیس -
اومد
الآن من رو هیس کردی؟ - شرمنده، ارباب -
آ... صفحه... صفحۀ یارو رو آوردی؟
بله که صفحۀ یارو رو آوردم
...خب پس - نه، نه، نه، نه -
دربارۀ این صحبت کردیم
صحبتهای رودررو با منه، درسته؟
باشه، هر جور راحتای
من دست روی دست میذارم
راضی شدی؟
اه
...آ... 5، 10
ببخشید... این چه پُخی باید باشه؟
باید 15هزار دلار باشه
پس چرا فقط 12 تاست، سوئیتی؟
گفت همهش همینقدر داره
خب، پس چه وضعشه؟
،بهش گفتم باید با شریکم مشورت کنم
که دارم همین کار رو میکنم
نگاهش کن، واسه من خودش رو زده به ننهمنغریبمبازی
از اون ولدزناهای پُرروئه
وقتی میگه ندارم، یعنی ندارم
از آب که نمیشه کره گرفت - زر مفته -
هیچکس نیست که 12هزار دلار داشته باشه ولی 15هزار دلار نداشته باشه
،میدونست 15تاست، با 15تا هم اومده اینجا
پس یه جایی توی اون ماشین 3هزار دلار هست
برنامه داری بابتش چیکار کنی؟
همینجا منتظر باش
چیکار داری میکنی؟ رفیق، بیا اینجا. هی
بیا اینجا
!هی، هی. هی
!چیکار داری میکنی؟ هی
!اوه، وایسا، وایسا
...اوه
میدونی که باقیش توی کیفپولش بود
پس کیفپولش اون پایینه دیگه؟
نه اسلحه کشیدم، نه چیزی، سوئیتی
یارو یه نگاه انداخت
و مثل کارتونها راست پرید اونور
میخوای تن لشمون رو از اینجا خارج کنی؟
گُه بگیرن
باید یهخرده آرومتر بری
هضمکردنش سنگینه
میبینم که اصلاً به قهوهت دست نزدی
کارم از قهوه گذشته. برگرد عقب
،داری میگی سوئیتن و منزل
،که دفترچۀ قاضی گای رو به دست آوردهان
دارن ازش برای سرکیسهکردن افرادی که توش پیدا میکنن استفاده میکنن
بله، و همینطوره
و اگه بتونیم منزل رو جوری بگیریم که ...این دفترچه بهطور فیزیکی در اختیارش باشه
باید یهجورایی سر بزنگاه بگیریمش
آ... ببین چی میگی. رژه کِیه؟
...پس
با فرض اینکه بتونیم بهطریقی یه اسم ،از دفترچۀ قاضی گای بیرون بکشیم
یه دام برای منزل پهن میکنیم
نه بهطریقی. من یه اسم دارم - اسم داری؟ -
یه نفر که تا حد امکان بهش اعمالفشار بشه که به یاری هدفمون بیاد
و این شخصی تا حد امکان بهش اعمالفشار بشه
،برای برملانشدن اسمش معامله میکنه
و اون فرآیند بهطریقی منزل رو دودستی تقدیممون میکنه؟
باز هم میگم، نه بهطریقی
از کجا میدونیم منزل میاد، نه سوئیتی؟
از کجا میدونیم علاقهمندن؟
نمیگم متغیرهایی وجود نداره
این پُخ رو از کجا آوردی؟ منبعت کیه؟
...این مرموزبازیها دیگه چیه
داریم دربارۀ یه «عملیات استینگ» حرف میزنیم؟
در اجرای قانون، عملیات استینگ، عملیات فریبندهایست ] [ که برای دستگیری یک فرد بزهکار انجام میشود
،قضیه از این قراره. اگه این کار رو نکنیم
،فقط منتظرشون میمونیم که یه اقدام دیگه بکنن
و با هر اقدام منزل ممکنه یه نفر کشته بشه
،حالا، ما فرصت این رو داریم که از یه راه دیگه انجامش بدیم
،حتی میشه گفت راه درستش
...و احساس میکنم کوتاهی میکنم اگه
،یا پیغمبر
تو با وکیلِ منزل میخوابی، مگه نه؟
عجب، باشه
اون هم از اون
دقیقاً کی رو پیشنهاد میکنی که روـش اعمالفشار بکنیم که این کار رو انجام بده، مارشال؟
یالا
روی صندلیهاتون نوارچسب دارید
No comments yet. Be the first to leave one.