The first 129 lines.
.مامان. بابا. رونان
،من عاشقتونم
.و هنوز شما رو فراموش نکردم
،نمیدونم میتونید صدامو بشنوید یا نه ...ولی خیلی دلم براتون تنگ شده
.سلام، بیت
.فقط نشستم اینجا و دارم با پولام حرف میزنم
.نگرانی نداره
.یه روزی میفهمم چه اتفاقی برای شما افتاده
.کمکتون میکنم
.این قول مقدس منه
داری با کی حرف میزنی؟ - ...اه -
.بیت
همم. پس الان به بیت یه قول مقدس دادی؟
.اه
.حس میکنم گیر کردم، کالم
میدونم باید منتظر ازران بمونیم
،که از مأموریت اژدهای بزرگش برگرده
.ولی احساس درموندگی میکنم
.ما درمونده نیستیم
.من کل ساعتایی که بیدارمو توی کتابخونه میگذرونم
خب به چه دردی میخوره؟
،نپرس که چطور اقیانوس آبیه
.یا چرا جزر و مد سر وقتش استفاده میافته
:عاشق بودن، فقط به معنای دونستن اینه
جزر و مد همونقدری حقیقیه .که اقیانوس عمیقه
اینم مال کتاب بزرگ اشعار اقیانوسه؟
!اوهوم
،همهچیو داره: قصیدههای اقیانوسی .غزلهای شور، مثنویهای دریایی
میخوام خودمو به جایی برسونم
.که بتونم با راز اقیانوس ارتباط بگیرم
.میتونی یه حموم بری
!ولی آره .شعرامو اینجا میخونم
،مطمئنم شعرها خیلی خوبن
ولی شاید بتونی وقتی که توی کتابخونه میگذرونی رو صرف یه چیز... کاربردیتر کنی؟
کاربردی؟ مثل چی؟
.نقشه دست کلادیا و ویرن ـه
.اونا دو قدم از ما جلوترن
اگه نتونیم جلوشونو بگیریم ،تا آراوس رو آزاد کنن
.باید یه چیز رو بدونیم
چجوری یه الف استارتاچ رو بکشیم؟
!اَه
.چند روزه که یه ذره هم تکون نخوردیم
،ما نقشهی زندان آراوس رو داریم
ولی اگه اینجا گیر افتاده باشیم به چه دردیمون میخوره؟
.نقشه میگه اونقدرا دور نیست
،فقط باید به دریای کستاوت برسیم
.و زندان توی این جزیرهی قهوهای کوچولوئه
.وقتمون داره تموم میشه
باید به اون جزیرهی قهوهای کوچولو بریم
و آراوس رو آزاد کنیم .اگه میخوایم بابای منو زنده نگه داریم
.وقتشه که راه بیفتیم
.بابات مریضه، کلادیا
تا حالش بهتر نشده .نباید تکونش بدیم
.خب، اگه بمیره که حالش بهتر نمیشه
میدونی، آدم فکر میکنه که اگه ،جادوی سیاه این بلا رو سر یه نفر میاره
.ممکنه اونا ازش استفاده نکنن
.فقط بار اولی که از جادوی سیاه استفاده کنی اینجوری میشه
،اگه فقط بار اول اینجوری میشه چرا الان مریضه؟
.خب، اون مرده بود. اونم 2 سال.
شاید مردن همهچی رو برمیگردونه به حالت اول؟
.از وقتی زنده شده، این اولین باره که ازش استفاده میکنه
.ایناهاش، آراوس
چـ-چه خبره؟
...شاید اگه
.دزدکی نگاه کنم
!اوه، بیخیال! اوه
.شرمنده! ندیدمتون ...فقط داشتم
.روی کتابهای نادر داد نزن
!اوه، نه. معلومه که نمیزنم - !هیس -
،تو به جرم خیانت بزرگی گناهکار شناخته شدی
.ولی زندگیت توسط ملکه جانای بخشیده شده
،تمام مقامها و ارثیههات ازت گرفته شدن
.و از الان تبعید میشی و هیچوقت حق برگشت نداری --تحت مجازات
تحت چه مجازاتی؟
دوباره تبعید بشم؟
.تحت مجازات مرگ
.وایستا! حلقهت
.قرار بود تمام داراییهات ازت گرفته بشه
.این؟ اینکه نقره یا طلا نیست .برای شما ارزشی نداره
.وقتی که بچه بودم مادرم بهم دادش
.حلبیه
.الان متعلق به ملکه جانای ـه
کالم؟
.زود میفهمم که چه اتفاقی براتون افتاده
.با میخ بسته شده
ریلا؟
اینجا چیکار میکنی؟
اوه، من؟
.آره. تو
.اه... ریلا
.دنبال تو میگشتم. اه... کالم
...ولی تو اینجا نبودی! پس فقط داشتیم
.این نقاشی رو ستایش میکردیم
.همین بچه که گوسفند بغلشه
.نمیفهمم
.همم. منم همینطور
خب... مأموریت خرخونی چطور پیش میره؟
.راستش خیلی عجیب
،هردفعه که یه چیز مهم پیدا میکنم .یهو نوشتهش پاک میشه و از بین میره
...باید یه جور طلسم باشه
که هرچیزی که مربوط به آراوس و .الفهای استارتاچ باشه رو سد میکنه
.همم
توی افسانههای باستانی، بعضی وقتها به «.الفهای استارتاچ میگفتن «اولین الفها
شاید بتونی به جاش .دنبال اون بگردی
.ایده فوقالعادهایه. امتحانش میکنم
!اوپس. شرمنده
خب؟ برداشتیش؟
.دارچین مترادف نداره .دارچین مترادف نداره
...دارچین مترادف - ادویه؟ -
چی؟
.ادویه
.به نظرم میتونه مترادف دارچین باشه
.اه، اینکه مترادف نیست، تری .گروهبندیه
باشه. محض اطلاعت، توی زبون ،محلی اصلی الفهای ارثبلاد
.دقیقاً 17 کلمه هست که مترادف دقیق دارچینن
!آه
چرا اینو بهم میگی؟ !اصلاً کمکی بهم نمیکنه
میخوای ورد آرامشبخشمو خراب کنی؟
.فقط میخواستم کمک کنم
و میدونی چیه؟
.فکر کنم یه راهی برای مدیریت اضطرابت بشناسم
.همینجا وایستا
.الانشم تا جایی که بتونم وایستادم
!آه
،صخره، صخره، سنگ .صخره، سنگ، سنگ
.همم. پس اینجا نگهت داشته بوده
،اگه بتونم بفهمم چجوری شما رو داخل سکههای نفرینی گذاشته
.شاید بتونم یه راهی پیدا کنم که درتون بیارم
،شیشهی شیطانی تخم چشم
No comments yet. Be the first to leave one.