Mirzapur

Mirzapur

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Mirzapur S02 E03 All Web Farsi
Mirzapur S02 E03 720p WebDL BollyCine Exclusive
Mirzapur S02 E03 1080p AMZ DL AVC DD5 1 Telly
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

1080
Published on: 2020-10-25
Downloads: 68
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

امروز همه چيز توي جامعه در حال سقوط ـه

اخلاقيات

سيرت

ارزش‌ها

سياست, بورس

يه فروپاشي کامل

جسم ما هم از يه همچين بيماري رنج مي‌بره

انزال زودرس

بله

مرد مجبور ميشه بارها بي حرمتي رو تحمل کنه

نمي‌تونه بچه‌دار هم بشه

...داداش

من ميومدم خونه

شما چرا زحمت کشيدين

نه, نه, نه

بهتره اين چيزها رو توي خلوت بحث کرد

بالاخره حرف زدن در اين باره ...جلوي همه

براي مقبول راحت نيست

بشين

بيمار بايد بشينه

بله, بفرماييد

...هر موقع سعي مي‌کنه

بيشتر از دو دقيقه طول نمي‌کشه

بله

بفرماييد

خجالت نکشيد

نبايد از حرف زدن با دکتر خجالت بکشيد

اين يه بيماري معمول ـه

ما يه داروي خاص براي اين بيماري داريم ...و يک دوز از اون

...داداش

با جزئيات برام بگيد

به نظر مياد توي يک گره گير کردين

...فکر کنم

اين بيماري خيلي قديمي ـه خيلي قديمي

درسته؟

هيچ جاي نگراني نيست داداش

...يه چيزي بهتون ميگم

يه آزمايش انجام ميديم

هيچوقت از حرف زدن با يه دکتر خجالت نکش

در جنگل انبوه براي گوزن سخته که حيوانات درنده رو ببينه

پس به حس شنوايي ـش اِتکا مي‌کنه

گوزن مي‌تونه حضور شير رو از دور حس کنه

و حالا زندگي ـش در خطره

اگه ميخواد زندگي ـش رو نجات بده

بايد آروم قدم برداره

و با احتياط به جلو حرکت کنه

"ميرزاپور"

دايي

ميدوني که مامان هر شب جمعه منتظر بريوني هستش, نه؟

...بله, اون

پس چرا دير کردي؟

...من

کجا بودي؟

...من

حالم خوب نبود

برياني آوردم و کاملا هم گرم ـه

بيارم؟

تا حالا به ازدواج فکر کردي؟

نه دايي

هنوز نه

مثل من نشو

خيلي وقته توي اين خونه جشني برگزار نشده

مادربزرگت هم همين رو ميخواد

شب مي‌موني ديگه؟

نه دايي

من ميرم

صبح بايد برم پيش دکتر

بگيرش

"باليا"

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: هانا

من تازه با دايي مقبول صحبت کردم

شاراد و مونا يوسف رو کشتن

...و اون داداش مونا

کنترل جانپور رو به دست گرفته

لالا قبول نمي‌کنه با ما ديدار کنه

ما مي‌خواييم لالا رو ببينيم

آقا منع کردن

منع کرده؟ سرشون شلوغه-

ما به کمکت نياز داريم ديمپي

چرا اومدين اينجا؟

چي شده؟

چطوري؟

ميخواي چطور باشم؟

کاملا تنها

حداقلش اينه که توي خونه‌ت هستي

من از اون موقع با برادرم در حال فرار هستيم

اون بيرون ـه

ميخواد بابات رو ببينه

خواهش ميکنم فقط يک بار

من يه تاجرم

مزدور نيستم

انسان که هستين؟

حتما انتقام مي‌خواييد

...اگه نه براي خودتون

به خاطر شبنم

من دخترم رو بي انتها دوست دارم

به خاطر همين براي کشتن يا مردن اونجا نرفتم

که اين براي شما مثل فطرت‌تون مي‌مونه

آره

حتما مي‌تونم يه کم پول بهتون بدم

کلي گُلوله بخريد

اونا رو بکشيد

من فقط اونا رو نمي‌کشم

ميخوام قدرت‌شون رو ازشون بگيرم لالا

و همچنين ميرزاپور رو

ديوونه شدي

خودت که همه چي رو ميدوني

ميخواي با ارزش‌ترين چيز خانواده تريپاتي رو ازشون بگيري؟

نصيحت نخواستم

کمک خواستم

کمک؟

يعني سود تو

يوسف کجاست؟

اون رفته بود به پوروانچال

...مونا و

شاراد

جمجمه‌ش رو خرد کردن, نه؟

شما نرفتين که بکشيد يا کشته بشيد

اما شايد اونا بيان اينجا

...فقط من ميدونم

که اونا چطور فکر مي‌کنن

فقط من به اين کار نياز ندارم

شايد شما هم نياز داشته باشيد

کسب و کارتون توي پوروانچال متوقف شده, نه؟

من مي‌تونم اونجا مفيد باشم

يوسف به حرف من گوش نکرد

و نتيجه‌ش رو هم ديد

...به هر حال, براي تو

...پول من

کسب و کار من

...اما انتقام

براي تو

اين يه رابطه يک طرفه‌ست, نه؟

اگه برابر بشه

درباره‌ش فکر مي‌کنم

شبنم

بيا

يعني چيز من ضعيف نبود

بالاخره تو رو مادر کردم

...بعد از چندين سال

توي اين خونه يه تريپاتي تازه به دنيا خواهد اومد

مونا بفهمه يکم رقابتي کار مي‌کنه

سعي مي‌کنه بهتر تلاش کنه

...از الان تا 9 ماه بعد

خيلي خوب ازت مراقبت مي‌کنم

و بعد از 9 ماه چي؟

تو از بچه مراقبت مي‌کني

و من از تو مراقبت مي‌کنم

اينطور روي زمين نشستن خوب نيست

پس اشکال نداره که پاهاي بائوجي رو ماساژ ندم

اين هم پرسيدن ميخواد؟

مشکلي نيست

من ميرم خبر خوب رو به بائوجي بدم نه-

از من بشنوه بيشتر خوشحال ميشه

اي خدا

بالدو عاشق دختر عموش شده بود

وقتي رفته بود حموم در رو باز گذاشته بود

...وقتي اون رو برهنه ديد

بائوجي

...من

باردارم

بچه مال شماست

شما حق دارين که بدونين به خاطر همين دارم ميگم

نميذارم اون بفهمه

گوش کن

مراقب خودت باش

تو داري ادامه دهنده نسل تريپاتي رو با خودت حمل مي‌کني

چه آکاندا ازت مراقبت کنه يا نه

من مراقبت مي‌کنم

ميدونم

به خاطر همين هم قبل از همه به شما گفتم

...من زنده مي‌مونم

تو هم زنده مي‌موني

جامونا, يه پيچ گوشتي کوچيک برام بياريد لطفا

صبر کنيد

چرا يه تعميرکار نمياريد که تعميرش کنه؟

به جاي اينکه خودتون اين کار رو بکنيد

اون پول نقدي که آورده بودين؟ باهاش بايد چيکار کنيم؟

ازش مراقبت کنيد يه روز به دردمون ميخوره

کي اومده؟ بريد ببينيد کيه

آقاي پانديت اون موضوع حل شده و پرونده هم بسته شده

آقاي موريا, شما خوب ميدونيد

اون شب لاليت تنها کسي نبود که شليک کرد

مونا هم شليک کرد

اون آدم‌ها رو کشته

اون بايد مجازات بشه ديگه, نه؟

ببينيد آقاي پانديت, شما به خونه من اومدين مهمون من هستين

به خاطر همين بايد بهتون احترام بذارم

شايد ديگه اينطور نتونم سرگرم‌تون کنم

متوجه هستين ديگه؟

من يه کم عجله دارم و بايد برم قبل از رفتن چايي‌تون رو بخوريد

*ليست شاهدان*

اون شب آدم‌هاي زيادي مُردن

بايد يه چيزي ديده باشيد؟

من عذر ميخوام

من نمي‌تونم کمک‌تون کنم

من راماکان پانديت هستم صبح باهاتون تماس گرفتم

همون صبح بهتون گفتم که برادرم خونه نيست اما باز هم اومدين؟

...برادرتون اينجا نمي‌تونيد پيداش کنيد-

اونجا هيچ گلوله‌اي شليک نشده بود

More Farsi Persian subtitles for Mirzapur

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left