Release info

SaikyouTanknoMeikyuuKouryaku-03 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2024-01-28
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 175 lines.

وتـارهز داخلِ تانکِ ینترقوی هایحمله

m 248 554 l 268 534 280 548 288 544 300 550 326 520 354 542 944 542 976 522 1004 550 1014 540 1020 548 1036 534 1056 554 1032 576 1052 596 1034 612 1020 598 1012 608 1000 598 978 624 946 604 356 604 326 626 300 600 292 606 280 598 268 612 250 594 268 574

نادر، مقاومت ۹۹۹۹ تانکی که با مهارت شد اخراج از گروه قهرمانان

『حس ششم』

:مهارت

!صبح بخیر، مانیشیا

...داداشی، صبح بـ

!صبح بخیر، الان صبحونه رو میارم

!باشه، بزار بهت کمک کنم

!خودم میتونم انجامش بدم

!ارباب! مانیشیا-ساما

...معذرت میخوام که دیر کردم، صبحونه رو الان

از قبل آماده شده؟

میبینم که هنوز عادت نکردی سحر خیز باشی

!موهات خیلی بهم ریختن

خیلی خجالت آوره که نمیتونم هیچ کاری رو درست انجام بدم

نگرانش نباش، ما به هم کمک میکنیم

...ولی

احساس میکنم که، هیچ کمکی نمیکنم

.این درست نیست

!ولی حقیقت داره

...نه تنها بهم حق یه زندگی عادی داشتن رو دادید

!بلکه خیلی چیزا هم بهم یاد دادید

!حالا که بهش فکر میکنم، شما دوتا خیلی دانایید

چیزایی که بلدید رو کی بهتون یاد داده؟

!که اینطور

کار آموزی می کردید؟

یادته که بهت گفتم، ما قبلا توی محله های فقیر نشین زندگی میکردیم؟

سیستم کار آموزی اساساً یه رابطه‌ی استاد و شاگردیه

اون موقع ها اشرافزاده ها تلاش می‌کردن که بچه های محله های فقیر نشین رو به زندگی آبرومندانه بر گردونن

بخاطر همینم ما تونستیم به مدرسه‌ی شوالیه‌‌‌ها بریم

مدرسه شوالیه ها؟

اون بخاطر خواهرش، نمیتونه کاری که میخواد رو انجام بده

!دلم برای روود-سان میسوزه

!مانیشیا

!مانیشیا

بله؟

میخوام یخورده دیگه برم شهر، چیزی میخوای؟

!نـ - نه، چیزی نیمخوام

باشه

!روود، خیلی خفنی

!هرچی پَر داشتم، ریخت

!قطعا شوالیه میشی

داداشم، دانش آموز فوق‌العاده‌ای بود که !همیشه نمره هاش عالی بودن

!بخاطر همینم، همه فکر میکردن که قراره یه شوالیه بشه

...ولی

شنیدی؟

روود-سان، میخواد برای درمان بیماری خواهرش، یه ماجراجو شه

!بیخیال

!ولی، اونکه خیلی با استعداده

!اون بخاطر خواهرش، نمیتونه کاری که میخواد رو انجام بده

!دلم برای روود-سان میسوزه

حضور من، راه‌هایی رو که برادرم میتونست برای زندگیش انتخاب کنه رو محدود کرده بود

!بفرمایید

حالتون خوب نیست؟

نه خوبم، فقط داشتم به گذشته فکر میکردم

لونا-سان؟

چون غمگین بودی، میخواستم خوشحالت کنم

!ببخشید، راه بهتری برای این کار به ذهنم نرسید

...لونا-سان، اگه

میدونستی یکی داره، زندگیش رو بخاطر تو تلف میکنه، چیکار میکردی؟

و اگه راه دیگه ای رو انتخاب میکرد، خیلی خوشحال‌تر می بود

!ولی اون بیخیال همه چیز شد، تا برای تو زندگی کنه

!با وجود اینکه میتونست جور دیگه‌ای، خوشحالتر زندگی کنه

با همچین شخصی، چطور رفتار میکردی؟

!مطمئن نیستم

!من کسی رو نمیشناسم که برام تا این حد پیش بره

ولی شاید انجام اینکار، همون چیزی باشه که !اون شخص رو خیلی خوشحال میکنه

...چیزی که اونو خیلی خوشحال میکنه

دارید راجب ارباب حرف میزنید دیگه؟

!نـ - نبابا

چرا سعی نمیکنی باهاش حرف بزنی؟

!اون، منی که یه هومونکلوس بودم رو نجات داد

!شاید نظرش با بقیه فرق داشته باشه

!ولی... من نمیدونم که چجوری باید با داداشم رفتار کنم

!فکر نمی‌کنم، اینکه زیادی بهش تکیه کنم، کار درستی باشه

!بخاطر همینم، سعی میکنم تاجای ممکن بینمون، فاصله ایجاد کنم

!ولی من واقعا، دلم میخواد باهش مهربون باشم

!بخاطر همینم گیج شدم، و نمیدونم باید چیکار کنم

چرا فقط احساست رو بهش نمیگی؟

چی؟

!دا - داداشم داره بر میگرده

چیکار کنم؟ چی باید بهش بگم؟

!بقیه فقط میتونن حدس بزنن که یکی دیگه چی میخواد

!پس سعی کن باهاش صحبت کنی

!اینم از این

...من برگشتم، ببیند چقدر از اینا بهم داد

!داداشی

.یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم

چی؟

.میترسم

اگه از نجاتم، پشیمون باشه چی؟

داداشی، از زندگی‌ای که الان داری راضی هستی؟

.معلومه

چرا داره اینو میگه؟

!اگه راه دیگه ای رو میرفت، الان خیلی خوشحال‌تر می بود

...دا - داداشی

چرا وقتی همه ولم کردن، برگشتی و نجاتم دادی؟

...بخاطر اینکه

!توهم یه بار نجاتم دادی

من!! نجاتت دادم؟

...وقتی بچه بودیم، یادته که بقیه‌ی بچه ها بهم میگفتن ترسناک

فقط چون ازشون بزرگتر بودم و صورتم بی حس بود؟

.اینکه روود پیره

!چه ترسناکه. فرار کنید

!ولی من فقط میخواستم باهاتون بازی کنم

.داداشی

!ولی تو هیچ وقت جوری رفتار نکردی که انگار ازم میترسی

!این رفتارت همیشه خوشحالم میکرد

!اینطور نیست که وقتی تصمیم گرفتم با تو زندگی کنم، شک نداشتم

ولی هنوزم فکر می کنم که، تصمیم درستی گرفتم

!من عاشق زمانیم که کنار تو هستم، و وقتی کنارتم، خوشحال ترینم

!معذرت میخوام

.فکر میکردم که میدونم چه احساسی داری

.فکر می کردم که ممکنه بخاطر پیش من بودن ناراحت باشی

و وقتی که بهش فکر میکردم، دیگه نمیدونستم !چجوری باید باهات حرف بزنم

نبابا، منم هیچ وقت توی ارتباط برقرار کردن، خوب نبودم

.ببخشید

.میدونم

!من تو رو بهتر از هر کسی می شناسم

برای همینم باید خودم رو بهتر کنترل میکردم

!من اینجوری فکر نمیکنم، مانیشیا

.داداشی

لونا، ممنونم

!مـ - من که، کاری نکردم

اگه تو نبودی، من تا ابد نگران این موضوع ...می بودم، برای همینم

.ازت ممنونم

دیـ - دیگه تقریبا وقت ناهاره، میـ - میرم یه چیزی درست کنم، بخوریم

بریم توی آشپزی بهش کمک کنیم؟

.آره

.داداشی

کیه که داره مزاحم این لحظه‌ی شادمون میشه؟

!خیلی وقت بود ندیده بودمت، روود

نین؟ برای چی اومدی اینجا؟

!معلومه برای چی اومدم، اومدم ببینمت

.یخورده مرخصی گرفتم

.باورم نمیشه که کیگلاس، اجازش رو داده

!کیگلاس نبود

!کلیسا بهم مرخصی داده

چی؟

من دیگر عضو گروه قهرمان نیستم

چی؟

بعد رفتنت، دیگه نتونستیم هزارتویی رو کاوش کنیم

!برای همینم، گروه قهرمان منحل شد

!هان؟

.همه برای مبارزه آماده بشید

!لیلیا، دقیقا داری چیکار میکنی؟ خودت رو جمع و جور کن

!تو مشتمه

لعنتی، چرا نمیتونیم به اندازه‌ی کافی بهش آسیب بزنیم؟

چرا داریم انقدر، دفاعمون رو از دست میدیم؟

چی با قبل فرق کرده؟

!کیگلاس-ساما

!هوای اونجا تغییر کرده

!هیولاهای بیشتری دارن میان

.انفجار زندگی

فعال کردن مهارتم، ۱۰۰۰ تا قدرت دفاع هزینه داره؟

!نمیدونستم که استفاده از انفجار زندگی، همچین هزینه‌ی سنگینی داره

!از وقتی که اون رفته، مهارت های منم ضعیف تر شدن

!دفاعم داره زودتر از قبل تموم میشه

ممکنه که...؟

!نه، نه

...من

!اشتباه نمی کنم

!آره

...اگه بتونم یه بار دیگه هم بزنمش

...میـ - میگم، کیگلاس-ساما

بله؟

.به نظرم این طبقه برای ما، خیلی سطح بالاست

...معذرت میخوام، ولی هیولاها دوباره ظاهر میشن، چون

!ما نمیتونیم به موقع شکست‌شون بدیم

!ببند

!نین، بجنب مارو احیا کن

چی داری میگی برا خودت؟

!ما نمی تونیم اینجا تسلیم شیم و عقب نشینی کنیم

.ما دیگه نمیتونیم شکست بخوریم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left