The first 200 lines.
هيچ سر نخي داري که کي الن رو کشته؟
نه ، نه از قاتل اون
سم؟ نه حتي نام خانوادگيش
اما اين
يه آدرس ايميل مارشالها توي آپارتمان الن
پيدا کردن که به هيچکس مربوط نميشه
وقتيکه يکي از برنامه هاي رديابي مازي رو با کردم
اينو در آوردم
هنوزم يکي به طور مرتب اينو چک ميکنه
توي مراکز اينترنتي اطراف واشنگتن
فکر ميکني سم باشه
الن به من گفت که بهش اعتماد کنم
که اون بهترين شانس من براي جوابهامه
...اما اگر سم باشه
چي بايد بگم؟
بهش بگو ميخواي توي يه جاي بيطرف اونو ببيني
" ما تحت شرايطي که تو ميخواي ملاقات ميکنيم"
نه ، نميتوني اجازه بدي سم کنترل ملاقات رو به دست بگيره
!نيل! نيل
!بذار بيام تو
!نيل
هي
يکي سعي داره منو بکشه
!چي؟ چرا تعجب نکردم؟
الان وقت طعنه زدن نيست ، مامور
آروم باش ، باشه؟ الان که حالت خوبه
تقريباً نزديک بود گلوله بخورم من قبلاً هم تو همچين موقعيتي بودم
يکبار ديگه تکونم داد نميتونم آروم باشم
مازي ، نفس بکش
...بشين
و بهمون بگو چه اتفاقي افتاده
باشه
همش از اونجا شروع شد که من و جون مثل هر هفته
به بازار گنجينه هاي گمشده رفتيم
فروشگاه هستر بهترين عتيقه ها رو ميفروشه
خب ، يه جاي 5*10 داريم يه نگاه بندازيم
توي حراج فروشگاه
تو فقط چند لحظه زمان داري که ارزش چيزي رو که ميخواي بسنجي
مردم کلمه " شکستني" رو "ميبينن و فکر ميکنن " با ارزشه
اما نکته دقيقش اينه که مسير اشتباه
به سمت چيزاي ناخوشايندي ميبردت
اوه ، به اون اسباب بازي نگاه کنيد
اون يه لايونل کرن ( يه جور اسباب بازي ) عتيقه اونجاست
جان - جان يکياز اونا رو داشت
خب ، زمان تمومه
ميخوايم که حراج رو شروع کنيم
بيست و پنج دلار بهم بديد
حالا ، 25 دلار اينجاست دنبال 50 دلار هستيم
پنجاه دلار . 50 دلار داريم دنبال 100 دلاريم
$200, $300, $400, $500. الان 600 دلار داريم
دنبال 700 دلاريم
هفتصد دلار يک هفتصد دلار دو
فروخته شد ، به 700 دلار به اون آقا
تو از جون استفاده
ميکني براي بالا بردن قيمت اونا
خب ، کمک ميکنه منابع با ارزششون رو بيرون بکشن
خب منم وقتي يه چيز درست و حسابي ميبينم دست به کار ميشم
و جون با اين قضيه مشکلي نداره؟
اين مسئله ، تقريباً ايده اون بود
خيلي خب چه اتفاقي افتاد؟
جون يه چيزي گير آورده بود
اما من هنوز چيز درست و ...حسابي نداشتم ، تا زمانيکه
واحد کناري . يه نگاه بندازين
خب بياين مزايده رو شروع کنيم
ما مزايده رو با 25 دلار شروع ميکنيم
کسي هست 25 دلار بهم بده ، 50 دلار بيست و پنج دلار
پنجاه دلار ، بود ؟ 50 دلار هست دنبال 75 دلار هستيم
صد دلار ! صد دلار . 200 دلار . 300 دلار ، 400 دلار نبود
چهارصد دلار ! 400 دلار ، 500 دلار نبود . 600 دلار ، دنبال 700 دلاريم
هشتصد دلار ! دنبال 800 دلاريم . 850 دلار ، 900 دلار چي
$900.
$975?
$925? نهصد دلار يک
مشکل چيه -- پول کم آوردي؟ نهصد دلار دو
تا هفته بعد ، پير مرد
فروخته شد ، به قيمت 900 دلار به آقاي داپر
بريم يه نگاهي به مورد بعدي بندازيم . دنبالم بياين
اوه ، اين دوربين قديمي عاليه
اونا منشور ندرن که --تصوير رو برگردونن
يه جاذبه طبيعي کم داره اگر بخواي
اوه ، ماز
...از اونهمه چيز چرا اين ؟
اين يه مخزن هرج و مرجه
يه دوربين ساده بدون لنز
شايد بشه چند تا عکسي که ظاهر شده رو پيدا کرد
چندتا عکس فراموش شده ويويان ماير
اين يارو هر کسي که بوده ، مطمئناً دنبال چيزي بوده
يا توي چيزي بوده
ميذارمش براي تو
ممنون ، جون
من تصادفاً با يه چيز جالب برخورد کردم
يه چيز آب آورده از يه ذهت غير معمولي؟ آه ، شايد
اما اين ، سي . اچ " هر کي که هست
مطمئناً ارزش اون پولي که بابتش دادم رو بهم ميده
--از دوتا کليدي که پيدا کردم --يکي مدرن ، يکي قديمي
کليد مدرن دري رو که مشخص شده بود رو باز کرد
کسي خونه هست؟
تو وارد اون خونه شدي؟
من خريده بودمش ، مگه نه؟
نه ، اينطوري نبوده
جداً ، آقا؟ تو اگر توي موقعيت من بودي چيکار ميکردي؟
من هيچوقت توي موقعيت تو نبودم
برون روي اون قسمت اسلحه
باشه
طبيعتاً خودم توي خونم حس ميکردم
شروع کردي به تميز کردن؟
خب ، اون لايه گرد و غبار براي سينوسهاي من مضر بود
و منو تا يه اکتشاف تصادفي برد
تو خودت رو توي يه راهرو مخفي پيدا کردي؟
توي کتابخونه پشت !قفسه کتابها
و حسابمون خيلي خوب تسويه شد
تو يه کابوسي از گولدي لوکز ( غول ترسناک قصه هاي بچه ها با موهاي طلايي مجعد) هستي
منهاي اون موهاي طلايي مجعد ادامه بده
خب ، من يه چند روزي رو همونطوري گذروندم
حالا ، من اونقدري زندگي کردم و تجربه دارم
که بدونم تنها نيستم
اون کاملاً مشکي پوشيده --بود -- و قدش بلند بود
"درست به بلندي " ايکاباد کرين
پرچم کجاست 3-2-7 ؟
اون تو رو 3-2-7 خطاب کرد؟
و يه پرچم ميخواست؟
من هيچ سر نخي نداشتم که اون داره درباره چي حرف ميزنه
خب ، همچنين شرايطي براي همه بوجود مياد
پس بايد خيلي سريع فکر ميکردم
پرچم
البته من منتظرت بودم
حالا منو ببر پيشش
من يه سري قانون خاص براي يه همچنين موقعيتي داشتم
حتماً
...يه رابطه چشمي برقرار کردم دنبالم بيا
مجبورش کردم که انسانيت منو... ...تصديق کنه
آروم حرکت ناگهاني هم نداريم
!بعد به سرعت فرار کردم...
!تو مُردي ، 3-2-7
!تاکسي
پس ، دويدم توي خيابون
و يه تاکسي گرفتن و مستقيم اومدم اينجا
پس ، همه اين مسئله بر ميکرده به اشتباه گرفتن يه شخصيت؟
آره ، اون فکر ميکنه من يکي به نام 3-2-7 هستم
و اينکه يه پرچم داري
نه ، نه نه فقط يه پرچم
پرچمي که اون ميخواست براش آدم بکُشه
پليس محلي نيويورک خونه جديد مازي رو گشتن
اونا يه پنجره رو پيدا کردن که باز بوده
يه شيشه مشروب خالي و يه جاي خواب
اونا راهرو مخفي پشت قفسه کتاب چي؟
اون ، اونا اونم پيدا کردن با يه کوزه شکسته
پس مازي کاملاً هم ديوونه نشده
اونا بهش ميگن اقامت بلند مدت غير قانوني ، که
که کاملا! هم خلاف واقع نيست
به جز اون قسمت " بلند مدت" اون
چي داري ، جونز؟ يه شهر بن بست
اون واحد انباريمون يه کد پستي داره
که مالکش يکي هستش که امضاءش اصلاً قابل خوندن نيست
و هر کي که هستند
از دو ماه پيش ديگه پولي نميدن
و شهرداري آخريت اعلاميه ش رو هم فرستاده
و با حراج به آدم تو مازي ، فروخته
خونه چي؟
خب ، اون از سال 1781 تحت مالکيت رابرت تاونسند هستش
آره ، اون در واقع مُرده
خب ، ارثيه فاميلي هم در انتهاي قرن پيش
براي نگهداريش گذاشته شده بوده
آخرين قيم هم سالها پيش مُرده
اما از ارثيه قسطها پرداخت ميشه
ما ميتونيم از اين قضيه
با حکم هيئت منصفه فدرال بيشتر سر دربياريم
اين يه جرم فدرالي نيست
و تو هم توي سازمان يه تازه واردي
خيلي خب
هيچي در باره اون حروف " سي . اچ " که
مازي روي اون پيراهن پيدا کرده بود داريم؟
هيچي هيچي
چيزي در مورد اين کسي که بهش ميگن 3-2-7- داريم؟
نه هيچي
شايد من بتونم اصل و نصب اين خانواده رو
بدون استفاده از منابع اف بي آي در بيارم
بچه ها ، من متاسفم اما بايد تا ظهر
براي پرونده زمين خواري برم
--نيلي ، ميتوني به ديانا براي تحقيقات خانوادگي کمک کنم
ذهن خوني هم ميکني
ما درباره رابرت تاونسند يه چيزايي پيدا کرديم
اون بخشي از حلقه جاسوسيه کوپلر بوده
اگر چيزي از کلاس تاريخ يادم بياد
جورج واشنگتن اين حلقه جاسوسان کوپلر رو ايجاد کرد
که در طي انقلاب آمريکا به ارتش کمک کنن
خواهش ميکنم بگو که تو درباره
همون جاسوسها حرف نميزني چرا ، همونا هستن
اونا مامورانشون رو
به انگليس تحت اشغال نيويورک فرستادن که از کدها استفاده کنن
و اونا از شماره ها استفاده ميکردن نه از نامها
نگو رابرت تاونسند همون 3-2-7 بوده؟
بله
چرا يه دزد مسلح بايد مازي رو با
يه اسم کد جاسوس مرده انقلابي صدا کنه؟
اين کتاب هديه يه فرضيه رو ممکن ميکنه
وقتيکه شش ماه پيش اين کتاب
چاپ شد سر و صداي زيادي به راه انداخت
اين کتاب ادعا ميکنه اعضاء کوپلر
حلقه جاسوسيشون رو تا موقع جنگ فعال نگه داشتن
No comments yet. Be the first to leave one.