The first 200 lines.
قسمت دوم اين داستان: واقعا خوشحالي؟
روز خوبي داشته باشي
صبح بخير
اوو! آقاي نا
احتمالا بعد از يک روز استراحت حس خوبي داري
اينجوري به نظر ميرسه؟ - بله، کاملا -
احتمالا به خاطر اينه که ديروز زنگ زدم و گفتم به خاطر بيماري نميتونم بيام
به نظر ميرسه که دوتا دوشنبه رو بايد بيام سرکار
اين شرايط خيلي بده
يه کم زمان نياز دارم تا خودمو باهاش وفق بدم
ـ صبح بخير آقاي چوي ـ صبح بخير آقاي چوي
نميتونه صبح خوبي باشه از اونجاييکه اومدم سرکار
حالت بهتره؟
ديروز نيومدم چون واقعا مريض بودم
ميدونم، به خاطر همينه ميخوام بدونم حالت بهتره يا نه
ـ به نظر نمياد حالت بهتر شده باشه ـ نه، يهو احساس ميکنم حالم بدتر شده
يه مدته دارم اين کتابو ميخونم. باعث ميشه وقتي حالت خوب نيست ،بهتر شي
متاسفم ولي من کاتوليکم . من حتي غسل تعميدم شدم، اسمم پدروـه
من به آيين هندو باور دارم و به گاندي احترام ميذارم
وااااي! چقدر از مد افتاده! فکر ميکنم اين روزا همه ميرن خارج
منم خارج رفتم
...واسه ماه عسلم رفتم تايلند
...و رفتم
...تايلند رفتم و
...پس تايلند رفتم و
بانگوک؟
!بعد از اون هميشه خونه موندم
!خسته شدم از بس خونه موندم
باشه پس آمادش ميکنم
باشه. اميدوارم موفق باشي
کي اومدي نا ايک هي؟
کجا بودي؟
داشتم درباره پروژه مون با گونگ يوک صحبت ميکردم
!صبحِ به اين زودي؟
!از کي تا حالا به نمره پروژه اهميت ميدي؟
!وقتي با من بودي انقدر تلاش نميکردي
چي شده؟ حوصلت سررفته؟
بيخيال
روز اول، از امروز
!!اون خيلي مادي گراست، خييييلي
!لعنتي
بعضيا کل روزو مشغول کارهاي خونه ان
!کي وقت ميکنه همه اينارو بذاره تو اينترنت؟
!واي
!يه خونه جديد واسه هپي خريدم
!واقعا لازمه که بدونم يه خونه جديد واسه سگش خريده؟؟واقعا لازمه؟
!چرا يه جشن ورود به خونه ي جديد هم نميگيرن؟
...پاستا
...قهوه
کيک؟
چرا انقد عکس غذا پست ميکنه؟؟
فکر ميکني هيشکي غذا نميخوره؟؟ آره؟
خب، واسه همينه که مربي هيدينک گفته
"اس ان اس باعث تلف شدن زندگي ميشه".
ببخشيد؟؟
فرگوسن؟
فرگوسن؟
هيدينک يا فرگوسن، کي اهميت ميده؟ به هرحال هردوشون مربي فوتبال ان
لطفا وقتي که بررسيش کردي بهم زنگ بزن ممنون
!واااي، آقاي چوي واقعا حيرت انگيزه !واقعا حيرت انگيزه
!گفتم اينجوريام نيست
!هيچ مشکلي نداره !بينظيريد
ـ چي شده؟ ـ ميدونستي؟
!آقاي چوي عکس همسرشو تو کيف پولش گذاشته
!حتي من با اينکه تازه دومادم اين کارو نميکنم دارم يه جنبه ي ديگه از شمارو ميبينم
راس ميگه؟
يه عکس از پسرش روي ميزش
يه عکس از همسرش توي کيفش
اون خيلي خانواده دوسته
من وقتي عکسشو ميبينم قوي ميشم
اون 29 سالشه و يه مفت خوره. اون بهم !اين نيرو رو ميده که هيچوقت کارمو ترک نکنم
!امکان نداره قضيه عکس همسرتون چيه؟
ـ اون راه خلاصي منه ـ چي؟
ـ راه خلاصي؟ راه خلاصي؟ - درسته -
يعني بايد اينو بهتون بگم؟
...خب
...اينجوري ازش استفاده ميکنم
عزيزم
ـ پول بهم ميدي؟ ـ پول؟؟
!فقط يه هفته از زماني که پول گرفتي ميگذره
اين همه پول رو کجا خرج ميکني؟ هيچ پولي نداري؟
هيچي ندارم
يه نگاهي به خودت بنداز
چه جوري يه مرد بدونِ پول تو کيف پولش ميتونه اينور اونور بره ؟
چقدر ميخواي؟
...تازه اين تنها استفاده اش نيست
سلام دوشيزه پارک، خيلي وقته که نديدمتون
ميدوني ساعت چنده؟ !ساعت دو صبحه،دووو
!گمشو بيرون
تعطيل کردي؟
!ـ يه تاکسي بگير واسم، يه تاکسي ...ـ واقعا که
دوشيزه پارک
ميدوني اين کيه؟ اين !عشق زندگي منه، همسرمه
اين همسرمه، اين !زيباترين همسر تو جهانه
همسايه هارو بيدار ميکني. زودباش و خودتو تميز کن و بگير بخواب
ـ دوباره باز شدي؟ !ـ فقط زودباش و بيا تو
!اينجورياس پس سوءتفاهم نشه
چيکار داري ميکني؟
هيچ کاري
بيا شام بخور
باشه، الان ميام
يه مسافرت خانوادگي بريم؟
ميتونيم بريم جزيره جيجو يا ساحل دونگاي که نزديکتره
نميخوام
!هنوز حرفم تموم نشده
!بهت گفته بودم وقتي داري غذا ميخوري با گوشيت ور نرو
وقتي غذا ميخورم باهاش ور نميرم
ـ دارم بهش نگاه ميکنم !ـ هي
سوءهاضمه ميگيره ها
چرا يه دفعه درباره سفر خانوادگي حرف ميزني؟
خب، واسه اينکه
!از تابستون پارسال تاحالا جايي نرفتيم
منظورت چيه؟ همين يه مدت پيش رفتيم
ـ خانوادگي رفتيم؟؟ ـ آره
نکنه خانواده ديگه اي داري که من ازش بي خبرم؟؟
!من هيچ جايي نرفتم، پس تو با کي رفتي و کجا رفتي؟؟
همگي با هم رفتيم چشمه آب گرم اونيانگ
منظورت اون روزيه که با خانوادت کيمچي درست کردم و بعدش کل خانوادت رو بردم حموم؟
مگه مردم تو مسافرت هاي خانوادگي همين کارو نميکنن؟
عذر بدتر از گناه مياري
ميدونستي چقد سخت بود که مامانت و فک و فاميلاتو کيسه بکشم؟؟
ميدونم، البته که ميدونم
من واسه تعطيلات وقت ندارم
بايد آخر هفته هام کار کنم تا محصول جديد رو عرضه کنم
يه دفعه چي شد که علاقه مند شدي؟
چرا اين همه داري در مورد مسافرت حرف ميزني؟
!احساس ميکنم من تنها آدم بدبخت روي زمينم، فقط من
چي داري ميگي؟
!پس ميخواي يه عالمه عکس بگيري و بعدشم پستشون کني؟؟
!خب، من اينو نگفتم
!دوست دارم يه مدتي برم سفر
!اگه احساس حسادت ميکني پس از دست رفتي
پس چطوره تو يه جايزه بياري خونه تا بتونم باهاش پز بدم؟
اين کارو قبلا کردم
ـ کي؟ ـ دو سال پيش تو فارغ التحصيليم
اوه! منظورت جايزه حضور فعالت تو مدرسه ست؟
!براي شش سال کار بزرگيه
به اين معنيه که اون سالم بوده و يه روز هم از دست نداده
!عزيزم، واسه اين جور چيزها بهش استرس وارد نکن
!دختر کي بودي تو؟؟
خب ، وقتي که آزمايش بديم واقعا مي فهميم
فکر نميکنم دختر من باشي
پس يه خونه جديد بخريم؟
!چه خونه اي؟
!اونا پز خونه جديد سگشونو ميدن، خب منم پز خونه واقعيمو بدم
...واقعا که
خب ميخواي ماهم يه سگ بگيريم؟
تو مشروب ميخوري مثل سگ ميشي، آخه چرا بايد يه سگ ديگه بگيريم؟
!اين اصلا شبيه اون چيزي نيست که ازت توقع دارم هديه بگيرم
!حداقل ميتونيم واسه شام يه رستوران شيک بريم
!فقط منم که هيچ سرگرمي ندارم، فقط من
خب
تو غذا هاي خوبي تو خونه درست ميکني ، چرا با اونا پز نميدي؟
اگه قرار باشه با چيزي پز بدم اون آشپزي توـه
اون چيزيه که بايد بهش افتخار کني
جدي که نبودي، درسته؟؟
!جدي ام، خيلي خوشمزه ست
!مخصوصا وقتايي که گشنمونه خيييبليم گشنمونه
!غذاش باعث ميشه بعضي وقت ها به فکر جيره جنگي بيوفتم
مثل جانگ گومه، دِ جانگ گوم
!راست ميگي، چرا زودتر بهش فکر نکرده بودم
درسته اين کاريه که بايد بکنم
!اين چه حسِ شوميه که دارم
!ديگه نميخوام بخورم
منم فکر ميکنم هنوز حتي ناهارم هم هضم نشده عزيزم
آقاي پارک
ـ يوهوو ببين اين کيه
خواهر بزرگترتونه؟
!خواهر بزرگتر ندارم
پس کيه؟
ولش کن
!احتمالا چون عجله داشتم عکس اشتباهي رو برداشتم، ولي اونم چقدر عوضيه ها
نا ايک هي، از دستم ناراحتي؟
نه نيستم
پس چرا اينو تو پروفايلت نوشتي؟ درباره منه؟؟
ـ احساس گناه ميکني؟ ـ درباره چي؟
ـ اصلا ما بهترين دوستاي هميم؟ !ـ معلومه که هستيم
پس وقتي ميدونستي بهترين دوستت از کي خوشش مياد ، چه جوري تونستي اين کارو بکني؟
درباره چي داري حرف ميزني؟
به خاطر اينه که پروژه مو با يون انجام ميدم؟
...ـ خب خودت گفتي که ـ باشه، ولش کن
ولي بهترين دوستا چيزي رو از هم پنهون نميکنند
واسه همينه که همه چيو بهت ميگم
!چرا در موردش بيشتر فکر نميکني
روز دوم: احساس ميکنم قلبم داره منفجر ميشه
چرا بهم نميگي؟
مواظب باش. مواد آبگوشتو اول بايد بريزي
بذار ده دقيقه بجوشه
وقتي که جوش اومد، مواد رو با اين صافي از هم جدا کن
وقتي که مواد آبگوشت داره ميجوشه شروع کن به آماده کردن قارچ ها ، اينجوري
صدف و قارچ انوکي رو اينجوري آماده کن
بعدش کاهو و گل آفتابگردون و تره فرنگي رو خيلي ريز خرد کن
فلفل قرمز و سبزها هم بايد به شکل اريب بريده شن
مامان، مامان ميشه يه کم آرومتر بگي؟فقط يه کم آرومتر
!پس وقتي من غذارو درست کردم بيا قابلمه رو ببر
نه نميشه، من بايد از همه مراحل آماده شدن اش عکس بگيرم
خداي من! فکر ميکنم بايد نقل مکان کنم
خونه ت خيلي بهم نزديکه و همش هم داري کاراي عجيب ميکني
مامان
حواست جمع باشه! ميخواي دوباره از قارچ ها توضيح بدم؟
No comments yet. Be the first to leave one.