The first 181 lines.
!شماها
!با عجب قیافهای میجنگین
!آنه کو
!آنه گو! آنه گو! آنه گو
!هی
خیلی وقت شده! اوضات خوب بود؟
!آره! خوب خوب! تو هم عوض بشو نیستی !خوشحالم میبینم سرحالی
!این کار تخصصمه
فرمانده، اون...؟
آآ، آره...آماتسوکا؟
!به چشم
.سلسله مراتبو به کل از قلم انداختم
،والکیری آماتسوکا یایویی، سرجمع چهار نفر !در پایگاه تاتیاما مستقر میشیم
سرجمع چهار نفر؟
!کام آن، دسته یایویی
...ما سه تا
.دستهی شیلد آنه گو ایم
.ارادت
.اینام که جوگیرن
!احمقها رقیب پیدا کردن
،خب، دیگه در خدمت شمائیم .خواهر کوچولوهای شیطون
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
Kimi to nara toberu kara اگه با تو باشه حاضرم بپرم
Te o nobashita sora wa mada tōi hi no moyō دستمونو دراز کردیم ولی آسمون هنوز روزها باهامون فاصله داره
Sore demo onaji keshiki wo miteita با این حال همون منظره رو تماشا میکردیم
nanigenai nichijou ga nanka kagayaite mietete ka حتی روزهای عادی هم یهجورایی شیرین بنظر میومد
nijimu kumori mo itsuka kieru no ka na یعنی ابرها هم ممکنه یه روز برن؟
anten no shikai omoi egaita mirai تصویری مبهم، آیندهای که تصور میکنم
ima ni tousenbo no taagetto toraeta shidai الان مانعی که راهشو بسته نشونه رفتم
mamoritai mono mamorenai mono چیزایی که میخوام ازشون محافظت کنم، چیزایی که نمیتونم ازشون محافظت کنم
sono futashika mo tashika ni kaete ikun da این ممکن رو تبدیل به یقین میکنم
fureatta kokoro de ima wa toberunda با قلبهای متصلمون حالا میپریم
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
ienai tarinai kimochi datte حتی با احساسات گفتهنشدنی و ناقص
kimi ga ite kureru nara takaku toberu اگه تو بیای تا بالابالاها میپرم
kono aosa mo uchinuite این آبی رو بشکاف
itami sae mo tsuyosa ni shite حتی درد رو هم قدرت کن
Kyō yori tooi basho e habataite iku yo پر میکشم میرم جاهایی از امروز هم دورتر
todoke todoke chihei no mukou e برس برس اون سمت افق
takaku takaku kimi wo tsureteku yo بالاتر بالاتر تو رو هم میبرم
«حمام والکیری ها» «ورود مرد ممنوع» «ورود احمقهای فوندوشیپوش اکیداً ممنوع»
«حمام والکیری ها» «ورود مرد ممنوع» «ورود احمقهای فوندوشیپوش اکیداً ممنوع»
!آآآآ! حال اومدم
: قسمت پنجم نیروهای همبسته تاتیاما
!آآآآ! حال اومدم
.صداهای احمقانه در نده
.نمیشه! هر آدمی حموم بره احمق میشه
ها؟ چیه؟
هیچی. فقط از اینکه تو حموم .غرق نمیشی خوشحال شدم
!زرشک
راست میگه. آزو، میخوای ایندفعه تو حموم شنا تمرین کنی؟
.الهی پوست احمقا چروک شه
راستی آزوزو، اون والکیریهه آماتسوکا آشناته؟
چرا باید آشنام باشه؟
.با میاکو خودمونی بود، گفتم باید آشنای تو هم باشه
.اینقدر فکر نکنین من و این احمق باهم ستیم
.ولی آره، میشناسمش
.تو پایگاه قبلی بارها با آماتسوکا پرواز کردم
مهارت خوبی داره که اون .پرنده گنده رو میپرونه
آره. یه نیمنگاه بیشتر ننداختم .ولی معلوم بود ماهره
آنه گو همیشه با همون .گروه از یه پایگاه میره اون یکی
یه سره میجنگه؟ قضیه این «آنه گو»ش چیه؟
همه همینطوری صداش میکنن. منم خوشم میاد اینطوری صداش میکنم. باحال نیست؟
.آماتسوکا اینا پای ثابتِ مناطق پرخطرن
.آدم میمونه چرا باید بیان اینجا
!اجازه اجازه اجازه
چیه؟
چطوره از خودش بپرسی؟
.اوه! اینجایین. منم راه بدین
!البته! با کمال میل
اوه؟ فقط خودتون سه تا این؟
اگه منظورت سونوکو ئه، حالش .خوش نبود بعد دوش رفت اتاقش
.آها
!خب، در اون صورت، مجبورم به همون شما قناعت کنم
!بگیر
!آنه گوی بیتربیت
!آزو هم که طبق معمول معصوم
!خفه
میگم آنه گو، یه سوالی بپرسم؟
ها؟ جونم؟
دستهی تو همیشه جاهای خطرناک مشغوله دیگه؟
.آره
خب، چی شد این بار اومدی تاتیاما؟
...راست میگی. بالاخره از ساتومی سان میشنوین، ولی خب
عملیات ضدحمله بزرگ؟
.بعله. برای این اومدیم
گفتی عملیات ضدحمله، ولی هدف عملیات...؟
.معلومه
.ستون اصلی فوجی
!دیوونگیه! قضیه دو سال پیش آمریکا شمالی رو یادتون رفت؟
!شکست به اون سنگینی! چندتا والکیری مردن؟
.ولی حتما یه فکری دارن دیگه
.وگرنه که همچین عملیات خطرناکی اصلا کلید نمیخورد آنه گو میدونه؟
.تو هم خوب حواست جمعه
همونطوره که میکو میگه. بالادستیها همکاری .اودین رو برای نقشهی ایندفعه دارن
.اون خدا بالاخره خیال داره به تن لشش یه تکون بده
اودین؟
آزوزو، کجا میری؟
معلومه! که با اون نیموجبی زبونباز مثلا !خدا یه افاضه فضلی بکنم
.منم از اودین سوال دارم. بذار بیا
.سر راه من نیای ها
.ای بابا. چه بچههای عجولی
تو نمیخوای بری؟
.من پیش اوجین ساما خیلی محبوبیت ندارم
...میگم، آنه گو
جونم؟
بین تو و سونوکو اتفاقی افتاد؟
.واقعا حواست جمعه
خب، منظورت از «افاضه فضل»...؟
.معلومه! یه مشت جانانه حواله اون قیافه دلقکش میکنم
میاکو حرف حساب زد، اما چجوری میخوای بری دیدن اودین؟
...این
کلائو، صدا زدنش تو اختیارات نامدارها نیست؟
.تا حالا به فکرم نزد
.صحیح
«سانس نمایش»
«سانس نمایش»
«سانس نمایش»
.مثل اینکه از اختیارات نامدار هست
!توفیق از غیبه! بریم
.منتظر بودم. خودتون اومدین به پدرتون سر بزنین .چه دخترای گُلی
!خیلهخب، یه بغل به بابا بدین
همش باید تکرار کنم؟ ...من دختر تو
.وایسا ببینم! این روال همیشگیتونو بذارین بعدا
.تو یه چیزیت میشه
.درمورد این قضیه ضدحمله باهات حرف دارم
اوه؟ خبرا دیگه به گوش همه رسیده؟
یا نکنه با نامدار رفتار ویژه میشه؟
ها، کلائودیا؟
.اگه باهام رفتار ویژه بشه، باید به سوال آزوزو جواب بدی
.چه دختر از خودگذشتهای
خب، ازم چه سوالی داری؟
.گفتم. درمورد عملیات ضدحمله چجوری بالادستیها رو گول زدی؟
.گول زدی»؟ خیلی حرف زشتیه»
.فقط تو ریختن نقشه همکاری کردم
.خب، موقع بازی حرف میزنیم
.برای صمیمیت پدر و دختر راه لذتبخشیه
...مسخره
.قبول نکنی منم حرف نمیزنم
.خب، چیکار میکنی؟ من هنوز بزرگ نشدم
نقشهی اینبار اینه که موقعی که ستون .تو مرحله منفعله بهش حمله کنیم
حالتی که فعالیت ستونها کمتره؟
ولی مگه تشخصیش غیرممکن نبود؟
،محاسبهش کردیم. با تلاش پرپشتکار انسانهای دانشمند
.و مزایای قدرتهای خدایی این جانب
.تئوری کوماگومهی تو هم به درد خورد .ثابت کردی که نابغهای
!خفه! ادامه بده
حرف یا بازی؟
!حرفو
،بهرحال
،اون همه خون دل خوردن ثمره داد .ستون بعدی که میره تو مرحله منفعل مشخص شد
.ستون اصلی فوجی
...هدف عملیات ضدحمله به دقیق بودنش اطمینانی هست؟
.افت فعالیت ستون تضمینه .خدا داره ضمانت میکنه
اما، هرچقدرم که یه ستون خوابش .سنگین باشه، ضربه بخوره بیدار میشه
.اینکه جنگ مرگباری میشه قطعیه
...اینجاست که ژاپن مشغول گردآوری نیرو بوده
.نخبههای کشورهای مختلفو برای عملیات فراخونده
...نخبهها؟ نکنه
.بله. دخترهای دلبندم
.این که کلهت زیاد کار میکنه ئه که نقطه ضعفته
.گزینههات زیاد باشه، تصمیمگیریت کند میشه
.این که زیاد میزننت دلیلش اینه
.آخر به کشتنت میده
!با یه گیم ساده میخوای منو بشناسی؟
.تو همین بازی ساده عیبهات داره بیداد میکنه
،بعنوان والکیری معمولی ای .اما بعنوان مغز متفکر بینظیری
.جایی باشی که برات مناسبتره خوشحالتر میشی
...این موضوعو
!این موضوعو... خودم میدونم
...با این حال...من
.اینطوری بمونی، خیلی زود اشک کم میاری
!اودین
.اوخ! جفت دخترام ازم متنفر شدن! چقد بدم من
،چیزی که میخواستم فهمیدم .فعلا با عملیات ضدحمله راه میام
.قضیه گیم هم یادم میمونه
.آره. اینطوری به صلاحته
آزوزو، خوبی؟
.آره. حرف حساب یه خدای حقهباز بیعاطفه
.که اینطور. من هم یه سوال دارم
انتقال من و عملیات ضد حمله به هم ربط دارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.