Cross

Cross

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Cross 2024 S02E04 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-21
Downloads: 65
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫آنچه در کراس گذشت...

‫کسی اینجا چیزی در مورد ‫ ریچارد هلویگ شنیده؟

‫سه تا از انگشت ‌های اون مرد رو ‫قطع کرده بودن

‫هلویگ من رو با آدم هایی‫ آشنا کرد

‫که میتونستن طبقه ‌بندی کارگرهام رو ‫به نیروهای ضروری تغییر بدن.

‫اون بچه‌ های بدون مدرک...

‫از این کارخونه به اون کارخونه ‫برده میشن

‫- مثل یه حیوون. ‫- میخوای یه وکیل اینجا باشه ؟

‫پیش پسرم؟

‫من به عنوان کارآگاهی که روی ‫یه پرونده قتل تحقیق میکنه، اینجام.

‫من این‌ همه وقت و با این سختی کار نکردم ‫که بذارم یه آدم افسار گسیخته من رو زمین بزنه!

‫- سوابق کجاست؟ ‫- یه کارمند بایگانی بود...

‫به اسم ابراهیم مصطفی.

‫باید بهم بگی کجا میتونم ‫این پرونده ‌ها رو پیدا کنم.

‫رابطه‌ بین من و تو بالاخره اتفاق میفتاد. ‫ما فقط، اوم...

‫- از سرمون بیرونش کردیم. ‫- کردیم؟

‫مامور فاسد شما ‫مظنون ما رو کشت

‫در واقع، مظنون شما ‫مامور ما رو کشت

‫چرا حاضری بمیری، ‫لینکلن؟

‫نور انتقام همه‌ ما رو میگیره.

‫لوز. ‫پیدات کردم

‫ما فکر میکنیم لینکلن استبان ‫مامور لارسن رو برای دفاع از خودش کشت.

‫به نظر میاد منطورت اینه که ‫مامور لارسن قصد جونِ استبان رو کرده بود.

‫مدرکی برای ثابت کردن‫ این اتهام داری؟

‫منظورت غیر از آدم‌ ربایی غیرقانونیِ ‫ یه مظنون به قتل و تنهایی بردنش داخل جنگله؟

‫حرف ‌هایی که میخوام بزنم غیر رسمیه ‫و اگه پاش به من باز بشه، تکذیبش میکنم.

‫لارسن از قبل ‫زیر نظر ما بود

‫- بابتِ؟ ‫- اجازه ندارم بگم.

‫خب، فکر میکنیم اون داشت از یه باند قاچاق حمایت میکرد ‫که برای کارفرماها، بچه های بدون مدرک جور میکرد.

‫- درسته؟ ‫- بازم میگم...

‫اجازه ندارم بگم.

‫مأمور لارسن ارتباط ثابت شده ای ‫با صنایع کرست‌ بروک داشت؟

‫اجازه ندارم بگم.

‫یه قاتل زنجیره ‌ای زیر نظر ‫مأمور فاسد شما غیبش زد.

‫برای همینه که الان اولویت‌ های من ‫نجاتِ خودمون و جمع کردن اطلاعاته.

‫دقیقاً به همین ترتیب.

‫برای گرفتن اجازه در جریان گذاشتن ‫شما دو نفر باید منتظر بمونید.

‫- تا کی؟ ‫- ‌تا وقتی دی ‌اچ ‌اس تحقیقاتش رو تموم کنه.

‫هوم.

‫میدونی که هیچ پخی نیستی، ‫مگه نه؟

‫آره. ‫خودت میدونی

‫- هنوز بیهوشه؟ ‫- اوهوم.

‫- عجیبه. ‫- انگار هیچ‌ وقت یه خواب درست و حسابی نداشته.

‫از اون فلشی که با خودش آورده بود ‫چیزی پیدا کردی؟

‫حجم اطلاعاتی که در مورد لنس دوراند ‫و کرست ‌بروک جمع کرده، باور نکردنیه.

‫منظورم قراردادها، عکس ‌ها، مدارک و ‫گزارش ‌های جعلی کارکنانه

‫پرداخت ‌های مشکوک به مقامات دولتی، ‫مثل سازمان اوشا و دی ‌اچ ‌اس لعنتی.

‫حسابی سرش شلوغ بوده.

...رد اسنادی که اون جمع کرده

‫ثابت میکنه که کرست ‌بروک خبر داشته ‫که از بچه های کار استفاده میکنه.

‫ولی اون هیچ کاری ‫باهاشون نکرده؟

‫تلاشش رو کرده. ‫این رو ببین.

‫اون ده‌ ها شکایت علیه دوراند، شرکتش ‫و مجموعه ‌های وابسته‌‌شون تنظیم کرده.

‫همشون به ‫بن ‌بست خوردن

‫هوم. چون دوراند از همون اول با پول، ‫خودش رو از دردسرهای قانونی خلاص میکرده.

‫اگه این مدارک لو بره، ‫میتونه کرست ‌بروک رو نابود کنه.

‫چیزی توی اونا هست که توضیح بده ‫چجوری پیدات کرده؟

‫نه، فقط اینکه کارش ‫خیلی درسته

‫من کلی آتو از لنس دارم، ولی این لینکلن، ‫ یه کوه مدرک پیدا کرده.

‫اصلاً ازش خوشم نیومد.

‫اینکه چجوری اسم واقعیت رو میدونه، ‫ اینکه کجا زندگی میکنی...

‫وقتی دنبال یه دشمن مشترک باشی، ‫فقط مسئله زمانه...

‫تا بالاخره یه جا و توی یه زمان، ‫با هم روبرو بشید.

‫این هیچ فرقی با اینکه من چجوری ‫دنی رو پیدا کردم نداره

‫شاید، ولی من ترجیح میدم ‫تو کسی باشی که پیدا میکنه...

‫نه کسی که پیداش میکنن.

‫مگه برادرت امروز نمیرسه؟

‫چی گفتی؟

‫برادرت... ‫چوچو.

‫امروز میرسه، ‫درسته؟

‫امیدوارم.

‫درست بعد از اینکه رد شد، ‫پیام داد

‫ولی از اون موقع به بعد ‫دیگه خبری نشد

‫برید!

‫زود باشید بریم! ‫همه از درِ پشتی، همین الان!

‫هر کاری که میکنید رو ول کنید ‫و قایم بشید

‫هر کاری که میکنید رو ول کنید، ‫برید بیرون!

‫سریع! سریع! ‫برید بیرون!

‫خاوی؟

‫بلانکا! ‫قایم شو!

‫یالا، ‫خاوی

‫سریع! ‫سوار کامیون بشید!

‫سوار شید! عجله کنید! ‫زود باشید بریم!

‫فقط سوار شید ‫و صداتون در نیاد!

« کراس » « فصل دوم : قسمت چهارم »

‫بیا اینجا.

‫تو سرپرست اینجایی؟

‫تو سرپرست اینجایی؟

‫ـ نه. ‫ـ میتونم مدارک شناساییت رو ببینم، لطفاً؟

‫هی! ‫بیا اینجا.

‫همین الان!

‫مدارک شناسایی.

‫آنتونیو مارتینز.

‫خودتی؟

‫اینجا نوشته که ‫تو ۴۳ سالته، آنتونیو

‫برایان، به نظرت ‫این ۴۳ سالشه؟

‫ـ نه. ‫ـ خط رو متوقف کنید.

‫و یکی با سرپرست کرست ‌بروک ‫تماس بگیره

‫قراره یه مدتی رو ‫اینجا باشیم

‫این خوبه.

‫اوه، سلام نت. ‫خبرهای خوبی دارم.

‫سازمان ‌های غیر دولتی تصمیم گرفتن ‫طرح بذر سعادت رو تأیید کنن.

‫چرا قیافه‌‌ت اینجوریه؟

‫وزارت کار همین الان یه بازرسی سر زده ‫از کارخونه‌ ۵۲ توی تولیدو داشت.

‫نمیخوام این رو بدونم. ‫چرا داری این رو به من میگی؟

‫اونا کارگرهای زیر سن قانونی ‫پیدا کردن.

‫همین الان گفتم که ‫نمیخوام این رو بدونم.

‫پاول کجا بود؟

‫چون دقیقاً برای همین کار لعنتیه ‫که داریم به پاول پول میدیم.

‫پاول مرده.

‫- اون... ‫- جسدش پیدا شده، به قتل رسیده...

‫توی یه پارک عمومی، ‫ سه تا از انگشت ‌هاش قطع شده بود.

.وای، خدای من

‫توی این مرحله خدا هم ‫به دادمون نمیرسه، پاملا

‫خب، فدرال ‌ها... ‫ما رو به پاول ربط دادن؟

‫هنوز نه.

‫- خب، خوبه. ‫- شاید هم ندن.

‫میتونیم رابطه‌ مون رو ‫با پاول قطع کنیم

‫ولی این غافلگیری زمان ‌بندیِ ‫خیلی بدی داشت.

‫جدی میگی؟

‫به هیچ وجه نمیتونیم ‫تحمل بدنامی رو داشته باشیم.

‫مخصوصاً از این نوعش.

‫چیزی که لازم داریم، ‫همراهی و باورِ مردمه.

‫چجوری قراره این دنیای لعنتی رو تغییر بدیم، ‫اگه این دنیای لعنتی ما رو راه نده؟

‫حالا چیکار کنیم، پاملا؟ ‫به یه نقشه‌ عملیاتی احتیاج داریم.

‫مایلز رو پیدا کن. ‫بیارش پشت تلفن.

‫بهش بگو که به سر فصل ‌های گفتگو ‫احتیاج داریم

‫و یه استراتژی برای ‫کنترل خسارت میخوام.

‫و همه‌ اینا رو تا ساعت هشت صبح فردا لازم دارم

‫خواهش میکنم.

‫امنیت میهن جلوی راهمون ‫سنگ انداخت

‫آره، شنیدم. خیالت راحت، همین الان هم فشار رو ‫زیاد کردم، منظورم اینه که تا آخرین حد ممکن.

‫ولی شما دو تا از استبان بازجویی کردید، ‫خب چی میدونیم؟

‫خب، ‫اون آدم باهوشیه

‫آره، خوش‌ حرفه، ‫دقیقه، اون...

‫اون یه الهه رو می‌پرسته.

‫میتونم با این یکی ‫کنار بیام

‫توی حرف هاش اصلاً چیزی مشخص شد که بتونه ‫یه سرنخ بهمون بده که مقصد بعدیش کجاست؟

‫تا جایی که من می‌بینم هنوز نه، ‫ولی شاید بتونیم بفهمیم تا الان کجاها بوده.

‫اکبر میگه این رو ‫بهش بدهکاری

‫اینا چی هستن؟

‫پرونده‌ های قدیمی که توی اونا ‫انگشت‌ های قربانی‌ ها قطع شده.

‫- بیشتر از چیزی که فکر میکنی پیش میاد. ‫- منظورت از قدیمی، چقدره؟

‫بیشترشون مالِ دو سال اخیرن، ولی یکی ‫ بین اونا هست که مال بیشتر از ده سال پیشه.

‫اوه. اون قدیمیه‌ رو ‫بهم بده

‫فکر میکنی ممکنه ‫اولین قتلش بوده باشه؟

‫قطـ... قطع عضو ‫ناشیانه ‌تره

‫- دقتش کمتره. انگار داشته... ‫- آره. حین کار یاد میگرفته.

‫و قربانی کیه؟

‫اوم، کلانتر میچ مورگان ‫از شهرستان دنتون.

‫سه تا از انگشت‌ هاش کمه.

‫۱۲ سال پیش توی ‫هالیوودِ فلوریدا بوده.

‫چجوری یه کلانتر از آیووا کارش ‫به فلوریدا کشیده و اونجا کشته شده؟

‫شاید دوست داشته برای خودش گوشت خشک ‌شده ‫تمساح درست کنه. به تیپش میخوره

‫یا شاید هم دنبال ‫دخترهای دانشجو بوده

‫نور انتقام همه‌ ما رو ‫میگیره

‫چی شده؟

‫هالیوود، ‫فلوریدا

‫قبلاً این رو دیدم.

‫آها. کازینوی دابلونز، ‫هالیوود، فلوریدا.

...پس، اگه مورگان اولین قتلش بوده

‫و اون ژتون رو نگه داشته‌...

‫خب، کازینو میتونه جایی باشه ‫که وقتی تهدید میشه به اونجا میره

‫- یه جورایی مثل... ‫- مثل یه مکان مقدسه.

‫اوهوم.

‫- اِم، میتونم جت رو داشته باشم، لطفاً؟ ‫- آره.

‫- آره، آره، آره. ‫- آره؟

‫میدیم اسلون باک رو پر کنه ‫و تا فردا صبح آماده‌ش کنه.

‫- میتونی با من بیای؟ ‫- آره. توی فرودگاه می‌بینمت.

...آره، اون

‫هی، این رو زود جمع‌ و جور میکنیم، یه وقتی هم ‫پیدا میکنیم تا توی بلک‌ جک حسابت رو حسابی برسم.

‫شرمنده، ‫من این دفعه رو نیستم

‫یه سرنخ در مورد ‫اون یکی پرونده پیدا کردم.

‫- نیروی کمکی میخوای؟ ‫- نه، وگا با منه.

‫- ولی اگه به نتیجه ‌ای رسید خبرت میکنم. ‫- باشه.

‫اِممم. ‫اِممم.

‫خوبی؟

‫اِم. متأسفم، آخه... ‫این من رو یاد خونه میندازه.

‫شاید ۳۰ سالی میشه که ‫طعم واقعی بورِگو اَل پاستور رو نچشیدم

‫توی شیکاگو غذای مکزیکیِ ‫خوب ندارن؟

‫نه به اصالتِ این.

‫- توی هر لقمه‌‌ش یه خاطره هست. ‫- اِم.

‫چجوری پیدامون کردی؟

‫دو سال پیش، جسد سرکارگر ‫یه اردوگاه کار توی توپیکا پیدا شد.

‫اون قتل با یه قتل دیگه همون موقع ها ‫مطابقت داشت

‫کسی بازداشت نشد، ولی پلیس گفت اون ‫آخرین بار با یه زن ناشناس دیده شده.

‫دنبال کسی گشتم که ممکن بود دنبال ‫همچین انتقامی باشه، و به پنج تا اسم رسیدم.

‫سه نفر قبلاً مرده بودن، و از بین ‫دو نفر باقی‌ مونده فقط یه نفرشون زن بود

‫به اسم لوز.

‫وقتی فهمیدم قبلاً کی بودی، ‫فقط باید میفهمیدم که الان کی هستی.

‫ربکا متیوز.

‫پس دو سال بود که از من خبر داشتی، ‫ولی تازه الان سر و کله‌‌ت پیدا شده؟

‫از عمد دوری کردم.

‫ولی به محض اینکه مقامات دنبالم افتادن، ‫فهمیدم که نقش من توی این ماجرا تموم شده.

‫روش من، یعنی تلاش برای شکست دادن ‫کرست‌ بروک از طریق دادگاه، جواب نداد.

‫ولی مال تو جواب میده.

‫برای همین فکر کردم باید ‫همه آتوهایی که پیدا کردم رو داشته باشی

‫اگه بهت کمک کنه که اون رو شکست بدی، ‫حس میکنم خیلی خوب به وظیفه‌م عمل کردم.

‫همینجوری میشه.

More Farsi Persian subtitles for Cross

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left