The first 197 lines.
فکر کنم مردم هنوز دارن هضمش میکنن
شدت و تندیِ پرسوجوهای تو دربارهی «کش» رو
آره خب، همچین تند و تیز هم نبوده
بوده؟ چون هنوز نمیدونم کی کشتتش
میذاری یه نوشیدنی مهمونت کنم؟
واقعاً باید این کارو بکنیم؟
این دفعه بهتر میشه
فقط یه امضا لازمه. اوه
مرسی
سوزی
فکر کنم میدونم کی «کش» رو کشته
خب، حالا کی هست؟
مایک دانلدسون
با «مونی» چطور پیش رفت؟
خام شد
تموم شد؟
یه وام لازم دارم. دوباره
اسم «تری» رو این یارو لو داد
شاید تنها کسی تو این شهر لعنتی باشه
که بتونه بهم کمک کنه
میفهمی داریم چه جور توافقی
میکنیم؟
آره، یه جورایی دستگیرم شده
این تو رو در سطح سلولی تغییر میده
یعنی داری بهم میگی هر بار که کسی اسپری برنزه میزنه
تبدیل به یه آدم دیگه میشه؟
اه، این حرف توئه، نه من
نه من. ولی آره، یه جورایی آرامشبخشه، نه؟
اینکه فکر کنیم میتونیم تکامل پیدا کنیم
و تو هم تکامل پیدا کردی و شدی مردی که بالای تختش آینه داره
آره، همینطوره. آره
ممنون که متوجه شدی. اومم
آره، خودم نصبش کردم
خیلی گرون شد ولی میارزید
خیلی باکلاسه
خب، من اینم دیگه
اومم
اوممِ چی؟
آخه، اومم، تو طول رابطهمون
ما، خب... چند باری این کارو کردیم
شاید مجبور بشم به دفترچه خاطرات جنسیم یه نگاهی بندازم
ولی فکر کنم حسابکتابش درسته
و این اولین باره که حرفای عاشقانه بعد از رابطهت
حول محور... تکامل سلولی میچرخه
ببین، دارم به خاطر خودت از جذابیتم کم میکنم
اوه. آها
نمیخوام دوباره یه دل نه صد دل عاشقم بشی
آره، آخه کی همچین چیزی میخواد، مگه نه؟ آره
اصلاً کی دلش میخواد؟ هوم
شاید
هرچند شاید این موضوع قضیه رو روشن کنه
چی رو روشن کنه؟
تو عوض شدی
آره، از نظر خوب؟
از نظر خوب
ولی هنوز قانع نشدم
دربارهی تئوری فرضیِ اسپری برنزهت
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
میخوای از من یه آدم جدید بسازی؟
از پسش برمیآم
باورم نمیشه ردیف کردنِ ترکیبات اسپری برنزه
باعث شد مخشو بزنی
آره دیگه، خیلی رمانتیک بود. اییش
خب که چی، مثلاً دوباره متأهل شدی؟
والا تا جایی که میدونم «جویس» عاشقِ «مارتینِ تنزفرمی» شده
و این یعنی باید ۱۰۰۰ درصد مطمئن بشیم
که قرارداد توزیع کشوری رو میبندیم
خب، خوش به حالت که سورپرایز کوچولوی من
قراره «تنزفرم» رو بفرسته به فضا
حالا که حرفش شد، میتونم این چشمبند رو بردارم؟
چیزی نمونده، چیزی نمونده، چیزی نمونده
مردم فکر میکنن دزدیدنم
آدمرباها معمولاً از چشمبند استفاده نمیکنن. یه قدم بیا جلو
اونا مثلاً از ماسک و گونی استفاده میکنن
باشه. باشه
آمادهای؟ آره، اوکیام
و
آهااا
دارم به چی نگاه میکنم؟
ها! خوشگل نیست؟
این کی اتفاق افتاد؟
خب، تو این چند هفته که تو داشتی مخِ زنت رو میزدی
بعضی از ما داشتیم واقعاً کار میکردیم
پس برگشتی به آژانس تبلیغاتی؟
آره، و ببین چی سر هم کردیم
چندتای دیگه هم تو سطح شهر داریم
تو جاهای استراتژیک
اوه
پولِ دادنش رو از کجا آوردی؟
نگرانش نباش
ویکی، پولشو... پولشو از کجا آوردی؟
نگرانش نباش
اصلاً باورکردنی نیست، لعنتی
خب، معلومه که قصدم این نبود که از خواهرِ
اون یارویی که میدونی، پول قرض بگیرم
خب، کی باید بهش پس بدیم؟
خب، گفت یه ماه وقت داریم
ولی اون مالِ دو هفته پیش بود
یعنی کلاً دو هفته دیگه؟
دو هفته وقت داریم ۲۰ هزار تا رو پس بدیم؟
به اضافهی سودش
پاسپورتم رو هم گرفت
چون میترسید فرار کنم
خب نمیتونی بری المثنی بگیری؟
اه، مالیات، بدهیهای مالیاتی. ای وای، ویکی
میدونم، ولی درست میشه
از پولِ قرارداد استفاده میکنیم تا وام رو صاف کنیم
آره، اگه قرارداد جور نشد چی؟
جور میشه! بیلبورد رو که دیدی
کجا داریم میریم؟
اگه قرار باشه سرِ یه تبلیغِ محیطی بمیرم
حداقل میخوام بدونم جواب میده یا نه
داره جواب میده
اه
وایسین، ببخشید خانم، سلام
سلام! سلام
سلام. اومم
چرا به جای «تنزفرم»، «گلو برنز» رو انتخاب کردید؟ هه هه
اووه، طرحِ «یکی بخر دوتا ببر»
این «یکی بخر دوتا ببر» دیگه چه کوفتیه؟
اون کوفتی همون «یکی بخر دوتا ببره»
"یکی بخر، یکی مجانی ببر."
مگه طرحش جور دیگهای نبود؟
نه، حق با توئه. ولی نکتهاش این نیست
آره. لعنتی
چی، وقتِ دادگاهه؟
هه! نزدیک بود
بانک وقت دارم
واسه چی؟
هتل
خبر خیلی خوبیه، سوزی
پس تو، اه... تونستی با موفقیت
تغییرات مدیریتی توی کار رو پیش ببری؟
آره، فکر کنم
بهت افتخار میکنم. مم، مرسی
فکر کنم تنهایی از پسِ اداره کردنِ اونجا بربیام
تو برای این کار ساخته شدی
و لازم نیست تنها باشی
اگه نگهبان خواستی، من... با کمال میل کلهی چند نفر رو میترکونم
عجب کلهخوری
دقیقاً همینه
اوه، هی، هی. آره، بیا تو
بیا تو رفیق
اومدی دنبالِ مژدگانیت؟
آره، قبلاً هم اومده بودم
ولی «دیو» گفت رفتی «مینامورا»؟
آره
خیلی تو جنگلهای بارونی وقت میگذرونی؟
نه زیاد
خب، من کاملاً توصیهاش میکنم
کمکم میکنه به حالت اول برگردم، تازه بشم، میفهمی؟ ذهنم رو آزاد میکنه
آره، خب... انگار سبکتر شدی
آره، مرسی
وقتی اونجا بودم اینو پیدا کردم
ریولیتِ سبز. قشنگه، نه؟
عالیه
آره، قراره کمکت کنه با زمین ارتباط بگیری
یا یه همچین مزخرفاتی
ولی بگذریم، تو برای درس زمینشناسی نیومدی اینجا
تو بهم آرامش دادی، تری
و منم دوست دارم هوای کسایی که هوامو دارن رو داشته باشم
خیلی زود کارهای بیشتری پیش میاد
آره، ممنونم «مونی»، ولی فکر کنم میخوام یه مدت استراحت کنم
یه سری کارها دارم که باید بهشون برسم
یه سری کارها؟
چیزِ شخصیای نیست
آره، فقط چون به نظر شخصی میاد
شاید بهتر باشه اینو پیش خودم نگه دارم
بیخیال مونی. بیخیالِ چی؟
میدونی که بهش نیاز دارم
واقعاً؟
میدونی چیه؟
این سنگ نمیذاره بخشنده نباشم
پس امروز روزِ شانسِ توئه
هرچند، بالاخره برمیگردی
آدمی مثل تو مگه جای دیگهای هم داره بره؟
میبینمت مونی
آره
آره، میبینی. حتماً میبینی، تری
هنلی، باید حرف بزنیم
قرارِ ملاقات داشتیم؟
خب، امروز وقتی واسه آداب اداری نداریم، هنلی
ما یه مشکل بزرگ داریم
آره، یه مشکلِ خیلی گنده
اوه، قضیه چیه؟
خب، ما نمیتونیم با «گلو برنز» رقابت کنیم
وقتی دارن طرحِ «یکی بخر، دوتا ببر» میذارن
یعنی اصلاً این کار قانونیه؟
طرحِ یکی بخر یکی مجانی ببر قانونیه؟
دارن نونِ ما رو آجر میکنن
به نظر غیرقانونی میاد. بشینید
آره، چطوری قراره به سقفِ فروشمون برسیم
وقتی رقیبمون داره جنساشو مفت میده؟
انگار عمداً دارن سعی میکنن ما رو از پا دربیارن
بله، چون دقیقاً همین کاره. خب پس ما چیکار میتونیم بکنیم؟
اوه، خب، ببین
چند سال پیش ما یه نوع نخ دندونی رو موجود کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.