The first 200 lines.
...آنچه در لوسیفر گذشت
ممنون بابت اینکه هوامو داشتی
میتونستم حقیقت رو به همه بگم
تو بهم شلیک میکنی
چرا نگفتی؟
چون برنامههای بزرگی برات دارم
تو بهم خیانت کردی، میز
لوسیفر - نمیخوام حرفی بشنوم -
دیگه تمومه
...به نظر یه کوچولو دارم با
یه وضعیت بشری دست و پنجه نرم میکنم
دارم خونریزی میکنم
دارم حرفایی که میزنی رو هضم میکنم
اینکه به گلوله آلرژی دارم؟
...فقط کافیه که
...منتظر یه آدمکش بمونم که
کارتو تموم کنه
و یه راست برگردی به جهنم
...مردم میان پیش من ازم طلب لطف می کنند و معمولا
من از لطف کردن خوشحال میشم - چی به تو میرسه؟ -
یه من بهت بدهکارم شیطانی، اگر بخوای
آخه کی همچین معاملهای میکنه؟
همهشون همچین معاملههایی میکنن
!ایول، عالیه
اومدی
!از گشنگی دارم میمیرم! نمیتونم به دلیلش فکر کنم
خیلی خب
ممنون
...این باید
خب، این باید کافی باشه
شبت مهتابی
یه فضولی کوچولو
توی کارت، تا حالا چند بار این اتفاق برات پیش اومده؟
میدونی، مثل همون فیلمهای اینترنتی شگفت انگیز؟
تحویل غذا آخرش به سکس ختم بشه
هیچوقت
خب، امشب این روال عوض میشه
!بیا
!بیا! بیا، بیا
بیا
هنوز تعطیل نشدم
تو هیچوقت تعطیل نمیشی
ولی چقدر پیش میاد که اینجا باشی؟
سلام؟ !بریتنیها
بریتنیها
!جانم - پیک پیتزا -
پیک پیتزا، بریتنیها
!سلام
یالا دیگه
منتظر جی هستی؟
خوش بگذره - !یالا -
!لوسیفر
بیا بهمون ملحق شو
الان میان، عزیزانم
باشه
ولی بهشون ملحق نشدم
سه تا بریتنی توی جکوزی
سه تا
چرا بهشون ملحق نشدم؟
به نظرت چرا بهشون ملحق نشدی؟
نمیدونم دکتر. بهت پول میدم تا اینو بفهمم، مگه نه؟
تاحالا شده فکر کنی که همهی این پارتیهای افراطی
شاید تلاشی برای پر کردن یه شکاف باشه؟
تلاش؟
دیشب 5 تا شکاف رو پر کردم
منظورم این نیست
شکافی در زندگی احساسیت
...به نظر
تنها هستی
تنها؟
اصلاً به حرفایی که میزدم گوش میکردی؟
من هیچوقت تنها نیستم
همهش مردم اطرافم هستن
هر وقت دلم بخواد پارتی میگیرم
تختم همیشه گرم میمونه
...لوسیفر، تنها بودن
و بی کس بودن دو مقوله کاملاً متفاوتن
واقعاً؟ - !بله -
،شاید مردم همیشه اطرافت باشن
ولی هیچکدومشون رو واقعاً دوستت میدونی؟
دوستم؟
رفیقی که براش احترام قایل باشی
یه نفر که دوست داشته باشی باهاش وقت بگذرونی
یه نفر که باهاش یه ارتباط پرمعنی داری
خب، من و هم خیلی خوب به هم وصل میشیم
شخصی حرف میزنم
مِیز چی؟
نه
متأسفانه من و اون یه کدورت ناچیزی داریم
داستان مفصلی پر از خیانت داره
راستش تو نقش پر رنگی توی این جریان داری
کاراگاه دکر چی؟
اونو دوست خودت میدونی؟
...خب، راستش رو بخوای
مطمئن نیستم رابطهی بین من و اون چیه
لوسیفر؟
گوش کن، میشه باهم حرف بزنیم؟
واسه خائنین وقت ندارم
فهمیدم که نمیخوای باهام حرف بزنی
ولی یه نفر دیگه اومده که یه لطفی بهش بکنی
حالش رو ندارم، میز
باور کن
دلت نمیخواد این مورد رو از دست بدی
میخواستی باهام حرف بزنی؟
لوسیفر مورنینگ استار
پدر روحانی فرانک لارنس
کشیشی به میخونه قدم میزاره
.قبلاً داستانش رو شنیده بودم ولی اصلاً ندیده بودم
لااقل اینجا نه
پدر روحانی، چطور بین این همه آدم پیدام کردی؟
نزار این یقه کشیشی گولت بزنه
از تمام اقشار جامعه دوستایی دارم
آدمایی که میگن تو کسی هستی که وقتی آدم درمانده میشه باید رفت سراغش
پس بگو ببینم، خودتو توی چه دردسری انداختی؟
زیادی از اعانه مردم کش رفتی؟
به خاطر یه مرکز تفریحی که این نزدیکیه اومدم پیشت
به نظر وحشتناکه
...همینطورم هست. البته وقتی که متوجه بشی
به عنوان یه سرپوش برای قاچاقِ غیرقانونی مواد استفاده میشه
رئیس این مرکز، لنی آریتا، بچههای کلیسا رو برای جابه جایی موادش به کار میگیره
،پس مسئلهی پسرای جوونه معلومه که مسئله اینه
مخصوصاً یه نفرش
یه بچه به اسم کانر
دوران سختی رو گذرونده
پدر و مادرش رو توی شش سالگی از دست داده
،خونه به خونه شوت میشد بیرون جوونن دیگه
ولی ته قلبش، بچه خوبیه
پس اینو فریب دادی، نه؟
،نظرت چیه که جواب این سوال رو ندم
و به جاش ازت بخوام بهم لطف کنی؟
موندم کِی این کارو میکنی
ازت میخوام قبل از اینکه کانر درگیرِ این جریان بشه با آریتا حرف بزنی
اونوقت چرا نمیری پیش پلیس؟
یه چیزی رو مخفی میکنی، نه؟
اونا بی خاصیت بودن
نتونستن علیه آریتا چیزی پیدا کنن
پس چرا از رئیست نمیخوای؟
از خود خداوند متعال
از قبل ازش خواستم
فایدهای نداشت؟
برعکس
باور دارم که اون منو به تو رسوند
بدجور شک دارم
پس واسه همینه، نه؟
جلوی یه باند مواد رو میگیری تا کمک کنی یه بچه از دردسر نجات پیدا کنه
برات چه نفعی داره؟
واقعاً چی میخوای؟
اون خواستهی کثیف و تاریکی که میبینم سخت در تلاشی که مهارش کنی؟
...چیزی که واقعاً میخوام
خب؟
اینه که به صورت آریتا مشت بزنم
همینه
خشم
الان دیگه بقیه برات مهمتر نیستن، نه؟
همهمون توی درونمون شیاطینی داریم
شیطون من به میخونه رسیدگی میکنه
خب بگو ببینم، دیگه چیا رو قایم میکنی؟
آدمای دو رویی مثل تو همیشه چیزایی رو قایم میکنن
تو هیچی درموردم نمیدونی - چرا، خیلی هم میدونم -
من و تو دشمنهای قسم خوردهی ذاتی هستیم
بهم کمک میکنی یا نه؟
...جواب من، پدر روحانی
یه نه گندهست
خودت ترتیبش رو بده
خوش شانسی که فعلا هیچ پروندهی بازی ندارم
وگرنه میفرستادمش به بخش مبارزه با مواد
مبارزه با مواد؟ نه، نه، نه
دلال مواد برام اهمیتی نداره
ما اومدیم که روی اون کشیش تحقیق و بررسی انجام بدیم
کشیش؟
فکر میکردم اومدیم که با رئیس مرکز تفریحی حرف بزنیم
همینطوره. تا رازهای کثیف کشیش رو پیدا کنیم
حتماً یه چیزی رو قایم میکنه
و چی بهتر از اینه که با ثابت کردنِ اینکه
کسایی که از طرف بابا حرف میزنن ،اونقدرا که وانمود میکنن
باتقوا نیستن، بابای عزیز پیرم رو اذیت کنم
پیش خودت خیال کردی فکر خوبیه که منو درگیر خصومت خانوداگی خیالیت کنی؟
عالیه
ببین، اشتباه میکنم یا اینکه تو واقعاً آدم بدا رو میگیری؟
خب، این کشیش هم مشکوکه
،مشکوک به یه کار شرورانه اینو حسش میکنم
تاجایی که یادمه، احساسات تو دلایل منطقی ندارن
خب، اینکه اومد سراغم دلیل منطقی حساب نمیشه؟
یا میتونم خودم تنهایی از این رئیس مرکز تفریحی بازجویی کنم
نه، بزار فقط من حرف بزنم
آقای آریتا؟
خب، اگه منم با این بچههای شرم آور ،اینجا گیر افتاده بودم
درو میبستم
کاراگاه
اون مُرده
عجب
بهت گفتم که اون کشیش مشکوکه
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
پزشکی قانونی زمان مرگ آریتا رو بین 11:30 الی 12:00 امروز صبح اعلام کرده
علت مرگ چندین ضربه با چوب بیسبال بوده
روی صورتش هم چند تا خراش وجود داره
پس به نظر میرسه قبل از اینکه بمیره تقلا کرده
اینم پیدا کردم
اون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.