Release info

Attharintiki Daaredi (2013) BluRay x264 720p mHD [DDR]
A Commentary by karimkhan

Tags

BluRay
x264
720p
720
HD
Published on: 2019-04-07
Downloads: 68
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

::.جهان زیرنویس تقدیم می کند.::

کی هستی؟

...ولم کن...ولم کن

دستمال داری؟

.اول مشکلمون رو حل کن

چرا منو آوُردین اینجا؟

.نیاوُردیمت!گروگان گرفتیمت

چرا؟

چرا بریانی میخوریم؟ !واسه قوّت بدن

چرا گروگان میگیریم؟ !واسه پول

.شمارش نمیگیره

،قبل از اینکه اون یارو که دستور داده بدزدیمت بیاد

،یه داستانی بگو سرگرم شیم وقت هم بگذره

.بشرطی که یه تلفن بهم بدین

تلفن میخوای؟ آدرس کلانتری رو نمیخوای؟

.بگیر

.ولی باهاش زنگ نزن

.پیامک هم موقوف

...سه ماه پیش اومد خونه من

.فکر کردم دوستم داره

.با هم فرار کردیم

.ولی الان میگه بخاطر مادرش اومده

بخاطر مادرش؟

.اینم چایی

.داشتی میگفتی

...این داستان 3 ماه پیش در میلان شروع شد

کجاست؟

!ایتالیا

ایتالیا کجاست؟

!اروپا

اروپا کجاست؟

میخوای داستانمو بگم یا درس جغرافی بهت بدم؟

.ادامه بده

!یه خانواده پولدار به نام"نانداس"هست

.یه مرد پیر به اسم"راگوناندان"توی طبقه اول اون شرکت بود

عاشق اون بودی؟ .من عاشق نوه اش بودم-

پولداره؟

!سرمایه ـش 1 تریلیونه

یک تریلیون؟

چند تا صفر داره؟

.فقط با ساعت مچی ـه اون یه زندگی رو میشه گردوند

.بخاطر همینه که خیلی مغروره

آی اس اف"رو بیاد میارین؟"

صندوق سرمایه گذاری رو میگی؟

.هفت درصد سهام شرکت ما اونجاست

.یه نفر به اسم "پروین نالا" اونو خریده

چی میخواد؟

.اون صندلی،پدر

.بهش بگو قیمتش 60 دلاره

.اون میخواد 100 میلیون سهم مارو بخره

.اونایی هم که سهم بهش نفروشن رو تهدید کرده

.حقیقتش،حتی به زور هم متوسل شده

هرکاری هم بکنه،خانواده ما دارنده 60 درصد .سهام این شرکت ـه

،فقط 40 درصدش پدر .بقیه 20 درصد متعلق به دخترتون"سوناندا" هست

.الان 25 ساله که در جلسات ما حضور نداره

.ادعای مالکیت نداره

.بخاطر همینه اون میخواد سهام مارو بخره

.باهاش صحبت کن

،یه قایق تفریحی داره .توش زندگی میکنه

.نه تلفن جواب میده نه جلسه شرکت میکنه

چطوری بهش برسیم؟

چطوری از جزئیات کار ما مطلع شده؟

.برای استشمام هوای تازه باید در رو باز کنیم،پدر

.همراه هوا گردوخاک هم میاد داخل

چرا به "گوتام" نمیگی؟

،خیلی از ما نتونسته اینکارو بکنه اون چطوری میتونه اینکارو انجام بده؟

،گلوله فقط نیم اینچ ـه

!ولی یه آدم 6 فوتی رو از پا درمیاره

اگه همین گلوله 6 فوت باشه میدونی چی میشه؟

!نوه ام "گوتام" همون گلوله 6 فوتی ـه

...،"راگو"

فکر میکنی افتخاره که منو گروگان بگیری؟

تو هم فکر کردی افتخاره سهام شرکت منو دزدکی بخری؟

اگه از روی میزت یه سیب برداری بخوری .انرژی میگیری

،ولی اگه بخوای سیب یکی دیگه رو بدزدی وای بحال

.ببین،تورو به زور آوُردم اینجا

میشه یه سوال ازت بپرسم؟

با فروختن شرکت من چی بهت میرسه؟

.لذت میبرم

!این ترس ـه

!اینم درد ـه

چطوری لذته؟

!باید دنبالش بگردی

لذت توی پول داریه؟ یا توی کاباره همراه با دختراست؟

یا توی صابونی ـه که دخترا ازش استفاده میکنن؟

،تا وقتی جوابشو نفهمیدی .حق نداری بهمون چپ نگاه کنی

.این شانسیه بهت میدم که دنبال لذت باشی

.اگه بُکُشمت،کسی حتی نمیتونه جسدت رو پیدا کنه

،یادت باشه با یال شیری که خفته بازی نکنی

.فقط سعی کن باهاش یه عکسی بگیری و بری

اینم ازش پرسیدی که لذت چیه؟

میدونی لذت من چیه؟

.یه روز همه ی این صندلی ها پُر بشه

.با دخترم،دامادم و نوه هام

.این اتاق باید پُر از خنده های اونها بشه

.اونوقته که قلبم سرشار از شادی و لذت میشه

.سه ماه دیگه من 80 ساله میشم

.توی هر تولدت بهت یه هدیه میدادم

این بار برام هدیه آوُردی؟

میتونی خاله ات رو برام بیاری؟

میتونین بلند شین؟

الان 2 ساله که روی ویلچر هستین؟

میتونی از روش بلند شین؟

.نمیتونین درسته!اونارو هم نمیتونین بیارین اینجا

،خودتون اونارو بیرون کردین چرا الان دارین حسرتش رو میخورین؟

،آره،از وقتی که برخلاف میلم ازدواج کرد

،منم اونارو بیرون کردم .ولی حالا میخوام برگردن

،الان 25 ساله که بهش فکر میکنین

حتی یه بار سعی کرد که حالتون رو بپرسه؟

.اون یه زن ـه،برای خودش غروری داره

!منم پسرتم پدر .منم عصبانی هستم

سرزمین مادری مون رو ول کردیم اومدیم اینجا .که دیگه بهش فکر نکنین

کجا دیگه میتونم ببرمش که اونو ول کنه؟

...پدر...پدر

،پدر،همونطور که ما با مشکلاتمون روبرو میشیم .یک روستا در مقابل سیل روبرو میشه

یه مرد همراه زن و بچه اش واسه خلاصی از سیل .خودشو به گوشه ای میرسونه

.وقتی نتونه تحمل کنه،زنش رو ول میکنه

،بعد دخترش رو ول میکنه

.آخرش پسرش رو هم ول میکنه

،تنها و درمانده به ساحل میرسه

،ولی توی کل زندگیه باقی موندش .به سه نفری که ول کرده فکر میکنه

.و زندگیش رو با حسرت میگذرونه

،چه امیدی باشه یا نباشه ،ما باید ازش حمایت کنیم

میتونیم در نیمه راه ولش کنیم و بریم؟

یا اینکه باید باقی ـه راه رو با مشکلاتش سپری کنیم و با خوشحالی ادامش بدیم؟

اون نمیاد،باید ولش کنی

هر ساله ما لباس،زیورآلات و گل .توی تولدش براش میفرستیم

.اونارو پاره پوره برامون پس میفرستن

.اونم 10 روز خودشو توی اتاق محبوس میکنه

،در اتاقش رو مدام میکوبه .دست و دلم دیگه به کار نمیره

.ما نیازی به خواهرم نداریم

.نیازی نیست که دیگه دلمون براش بسوزه

!پا شدم !الان ایستادم

خاله ات رو میاری اینجا پیش من؟

"...به دنبال ابری هستم که آسمونها رو می نَوَرده"

"...آسمونی که خودش هم به فراسو رفته"

"...به دنبال قطره ای هستم که از اوج اُفتاده"

"قطره ای که خونه اش رو ول کرده و در تبعیدـه"

اون یه تهمتن ـه،کمانداره،رعد ـه یا یه اهریمن ـه؟

"...اون مردی از فولاد ـه"

"...اون یه رعد و برق ـه عظیم ـه"

اون یه محافظه یا مدافعه یا کسی ـه که خودشو می آزمائه؟

"...مبارزه ای غریب که توش دشمنی وجود نداره"

"...زخمی عمیق در اعماق قلبش ـه"

"...دلاوری با اراده"

"...مظهری از شجاعت"

"...شجاع دلی که ترسی در دلش راه نداره"

...گلوله ایه که 6 فوت طول داره" "...موشکی ـه که حامل شجاعته

"...صدای خفته ایه که روشنیش همه ی دنیا رو فرا گرفته"

"...طوفان نهانی ـه که بر زمین شلاق میزنه"

"...خشم دریای طوفانی ایه که زیر صدف نهان ـه"

"...اسطوره ایه که بر حُزن ها چیره گشته"

"...کسی ـه که سرآغاز رشد هر ریشه ای رو بلده"

"...کسی ـه که به خورشید به دنبال اونه"

"...آیا اون اسطوره ایه که قلبها رو تصاحب میکنه"

"...آیا اون یه سربازه یا کسی ـه که ناممکن رو انجام میده"

.اینجا حیدرآباده قربان

،ترافیکش آدمو کلافه میکنه .الهه"پادما تالی"معروفترین خدایگان اینجاست

.ایشون خاله"سوناندا" ای شماست

قبلا لاغر بود .ولی الان کمی چاق شده

.ایشون هم عموتون"راج شکار" هست

،موهاش فرفری بود .ولی وقتی پولدار شد موهاش هم صاف شد

،یه هتل 3 ستاره داشتن

،حالا یه هتل 5 ستاره دارن ،که داره از دستش میده

،عموتون یه وکیل دادگستریه !و خاله تون یه قاضی ـه توی خونه

.دو تا برادر و دو تا زن دارن

.البته منظورم اینه هر کدوم از برادرا یه زن دارن

.این چرت و پرت هارو ول کن و از خاله ام بهم بگو

،بدون دونستن این جزئیات چطور میخوایین خاله تون رو برگردونین خونه؟

راما"بعد از اینکه به دریا رسید به فکر" ،ساختن یه پل شد

موقعی که توی جنگل بود نیازی به پل نداشت .که براش برنامه بریزه

،منظورم این نبود قربان !دهنت بسته بمونه بهتره-

...بهتره

نمیشد فقط دهنش رو گچ بگیری؟

.ببخشید قربان،به ذهنم نرسید

چیزیت نشد،"بیلو"؟ .اشکال نداره قربان-

،میگه اشکال نداره اگه یکی بهم حمله کنه چی؟

خیلی خب،خونه عمو کجاست؟

،"توی محله "جوبلی هیلز .ولی توی اون اتوبوس نیست

اون اتوبوس؟

.داره از "چنایی" برمیگرده

کجا میرین قربان؟ .میرم دنبالش-

بعدش؟

مگه من کتابی در مورد"برگردوندن خاله به خونه"نوشتم؟

.فقط کاریو بکن که دلت میگه

کسی هست که مارو برسونه یا نه؟

،یه گروه منتظر شما هستن بریم- بریم-

.سریع یه ماشین میخوام ماشین...؟-

!این ماشین منه چقدر؟-

مگه تاکسی ـه که کرایه میپرسی؟ قیمتش چنده؟-

!هفتصد میلیون

.بده بهش بالو

این دیگه کی بود؟

!بیا اینم ایران چک !با پول نقد هیچ فرقی نداره

مگه میشه همینجوری ماشین منو ببرین؟

چی زِر زدی؟

چی شده؟

،فکر کنم حمله قلبی بهش دست داده .باید زود برسونیمش بیمارستان

.یه نصیحت کوچیک چیه؟-

اون 5 دقیقه ای میمیره،بعد از اون خاله ات بیوه میشه مگه نه؟

Atharintiki Daaredi subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left