The first 200 lines.
آنچه در "دستگیری" دیدید
ما کارآگاههای خصوصی هستیم
موکلین فقط وقتی پیش ما میان که پلیس و افبیآی نتونن کمکشون کنن
پس٬ اگه من آدم درستی بودم با من ازدواج میکردی
این کارو میکردی؟ ازدواج با من
الان ازم خواستی باهات ازدواج کنم؟
حق با تویه٬ این شگفتانگیزه
مونده بودم برای کادوی عروسی چی برات بگیرم
این یکی از آثار موزهست
وقتی تو نقش یه شیاد میری میشی خود اون یارو
تنها چیزی که میخواد اینه که با خانم کارآگاه موقرمز ازدواج کنه
و بره سر خونهزندگیش
باید باهاش بهم بزنی
میخوام برگردی پیشم
۲۴ ساعت وقت داری
میخوام فرار کنیم٬ و ما با هم ازدواج میکنیم
نمیتونم همینجوری برم
شما با کریستوفر هال تماس گرفتید
لطفا پیامتون رو بذارید
کریستوفر رفته
من تمام پولمو بهش دادم٬ ۱.۴ میلیون دلار
ما هیچی از کریستوفر هال نمیدونیم
چون کریستوفر هال وجود نداره
جولز دائو
از افبیآی؟
در اصل اینترپل٬ حالا افبیآی
اومدم ازتون درخواست کمک کنم
ما هیچ عکس واضحی نداریم و نه هیچ اسمی داریم
ولی دو سال سرتاسر اروپا تعقیبش کردم
نزدیک بود گیرمون بندازی
داشتی نگاهش میکردی٬ و باید تمومش کنی
اگه مارگو بفهمه
جفتتون رو میکشه
نمیفهمم٬ چه اتفاقی داره میفته؟
رودست خوردیم
و سرمایهگذار ما منتظر پرداختمونه
درستش کن
خیلیخب کریستوفر
میخوای بازی کنی؟
بیا بازی کنیم
تیم ترجمهی ایران فیلم تقدیم میکند ترجمه از ناصر
من معمولا کسی نیستم که سوالپیچش میکنن
فقط چند تا سوال کلیشهای
روند عادی اولین قرار
نه٬ تو اولین قرارها معمولا من همهی سوالها رو میپرسم
و اون اینجا میشینه و کل شب رو درباره خودش حرف میزنه
عجیبه٬ مگه نه؟
مردم دیگه سوال نمیپرسن
انقدر مشغول مشکلات زندگیشونن که وقت نمیکنن
- بخوان تو رو بشناسن -آره
و اگه علاقهمند به این کار باشن
معمولا به این خاطر ِ که چیزی میخوان
من علاقهمندم
کارت چطوره؟
تمام وقته٬ هر روز٬ یا وقت واسه زندگی کردنم داری؟
نه٬ هفت ساعت تو شبانهروز کار میکنم
ولی واسه چیزای مهم وقت پیدا میکنم
تو چی؟
یه سرمایهگذار مخاطرهپذیر هر روز چیکار میکنه؟
پول مردم رو واسه زندگی کردن میگیرم
-پس تو یه وکیلی درسته؟ -آره
خب٬ حالا تو وکیل منی
و از مزیت وکیل و موکلیمون استفاده میکنم
یعنی اینکه تو اجازه نداری به هیچکس درباره این بگی
باشه؟ درباره چی؟
...این
چی...چطور
فکر کنم کریستوفر گذاشتش اینجا
به شوخی گفته بود که واسه کادوی عروسیمون میخواد اینو برام بگیره
و بعد وقتی دیشب اومدم خونه این اینجا بود
فکر میکنی چه معنیای میده؟
یعنی اینکه
داره سر به سرم میذاره
آره
یا شاید داره میگه اون واقعی بوده
و واقعا دوست داشته
نه
این عشق نیست
این یه نقاشی دوازده میلیون دلاری دزدیده شدهست
که اون میدونست استخدام شدم تا ازش حفاظت کنم
شاید تا الان پلیسها رو خبرم کرده باشه
و الان تو راه اینجا باشن
به موزه زنگ زدی؟
هیچکی برنمیداره
باید برم اونجا و همه چی رو بهشون بگم٬ درسته؟
به عنوان وکیلم؟
در حقیقت نه
نه قبل از اینکه ما یکم تحقیقات کنیم بگذریم٬ تو نمیتونی
جفری بلوم ساعت ده باهامون ملاقات داره
فقط اینو کم داشتم
ملاقات ساعت ده صبح با یه قاتل
هیئت منصفه تبرئهش کردن
فقط بخاطر اینکه قاضی
مدرک برج مخابراتی رو نابود کرد
اون "ادیث راکول" رو دوست نداره
بخاطر پول تو این رابطه بود
اونم دقیقا مثل کریستوفر میمونه
مطمئنی میخوای امروز بیای؟
تو دفتر میبینمت
باشه
هی منم٬ موزه زنگ زد؟
کجایی؟
داره دیرم میشه
از موزه هیچ تماسی نگرفتن؟
هیچکی زنگ نزد
تموم دنیا دارن تو تمام برنامههای صبحگاهی
جفری بلوم رو میبینن که لباس پیروزیشو میپوشه
این تبرئه شدن به بلوم اجازه میده تا درباره وراثتش
از املاک راکول ادعا کنه
باورم نمیشه اونو تبرئه کردن
آره٬ اون دیگه یه قاتل نیست
یکم دیگه خودمو میرسونم
اینا عالی هستن
فقط مطمئن نیستم پیام درستو میرسونن یا نه
آیا پیام اینه٬ "دوستون دارم
"ولی نه اونقدری که حلقه ازدواج واستون بخرم؟
"بیشتر شبیه اینه٬"متاسفم٬ میتونی منو ببخشی؟
مطمئنا پسر خیلی بدی بودی
تو از هیچی خبر نداری
میبینم تو گاوصندوق چیزی داریم یا نه
ممنونم
نمیتونم بین طلایی و الماس تصمیممو بگیرم
باید جفتشون رو بگیرم؟
جفتشون٬ قطعا
ازت میخوام تا گردگیری ستونها رو شروع کنی
و همینطور گچبریها٬ یا شروع کن
- به گشتن دنبال یه کار جدید٬ فهمیدی؟ - ببخشید٬ میتونم یه سلامی بکنم؟
پسر٬ واقعا بابت این متاسفم
واقعا متاسفم
این برام غیرمعقوله
که تو این مرحله تو حرفهی ما
افتادیم به دله دزدی
بیخیال٬ اعتراف کن روزگار خوشی داشتی
بازگوییای بد از جوونی بربادرفته
که بیشترشو با من گذروندی
دقیقا
باید اعتراف کنم
یجورایی دلم واسه مدرسه قدیمی تنگ شده جای حرف زدن به کارمون برسیم
متاسفم عزیزم٬ ما سرمایهگذاری داریم که باید پولشو بدیم
و یه عملیات کاملا جدید به یه سرمایهی عظیم
- درباره چی حرف میزنی؟ - یه شاهدخت "کروگی" هست که
به تازگی سوگوار از دست دادن پدرش شده
و فکر میکنه که یه ماه خرید کردن تو بورلیهیلز
باعث میشه حالش بهتر بشه
خب٬ کلاهبرداری از چه قراره؟
جوزف رایلی مدیریت قانونی معاملات
املاک "براندایز" رو بر عهده داره
و ایشون یکی از سرمایهگذارهای عالی من هستن استلا وینترز
و منم فقط قراره تماشا کنم؟
چون فردا صبح تو میشینی تو یه پرواز یه طرفه
به شانگهای٬ جایی که ما تا یه ماه دیگه بهت ملحق میشیم
نه اگه یه کلاهبرداری دیگه در پیش باشه
آلیس وان و کل تیمش این صورت رو میشناسن
تو مهرهی سوختهای
پس هر چه زودتر ناپدید بشی و هر چه دورتر باشی
از الیس وان٬ برای هممون امنتره
از موزه خبری نشد؟
رفتم اونجا٬ نتونستم جلو خودمو بگیرم
اونجاست٬ نقاشی اونجاست
- چی؟ چطور؟ - نمیدونم
- ولی میشه یه لطفی بهم بکنی؟ - البته
ببین ماژیکی هست که
فرق تابلوی "ماریا کرین" اصل رو از جعلی نشون بده
اینجا چه خبره؟
دارن یه کلیپ از مصاحبهی جفری بلوم نشون میدن
میشه درباره یه چیز باهات صحبت کنم؟
- چی شد؟ - وال؟
گوردون کارت داره
بگو تو دادگاه طلاق میبینمش
در واقع بهش بگو تو جهنم میبینمش
بهش بگو الان بهش زنگ میزنه
میانجیگری جواب نداد؟
- اون اصلا نیومد - چی؟
خب٬ خبر جدید چی داریم؟
جفری٬ اولین چیزی که
تو و ربکا الان که آزادین میخواین انجام بدین چیه؟
راستش٬ مادامی که قاتل "ادیث" اون بیرونه
هیچوقت نمیتونم آزاد باشم
اون واقعا عاشقش بود
و گفتن این حرف اونم جلوی
...- زن جدیدش٬ - احمقانست
تحسینبرانگیزه
بیاین دعا کنیم اون تو لیست مقتولین نفر بعدی نباشه
- آلی - جدی؟
اون بخاطر نبود مدرک تبرئه شد
به این معنی نیست که اینکارو نکرده
انگیزشو داشته٬ ابزارشم داشته
اون اصلا اون موقع اونجا نبوده شهود اونو اون شب تو اپرا دیدن
اون اپرا چهار ساعت زمانشه
میتونه رفته باشه٬ اونو کشته باشه٬ شامشو خورده باشه
و بازم به موقع بتونه برگرده و تو پردهی سوم نمایش بخوابه
ولی قصهی عاشقانهشون رو چی میگی؟
بین جفری و ادیث یا بین جفری
و چهل میلیون دلاری که ادیث به اختیار خودش برای اون باقی گذاشت؟
بین جفری و ربکا
اون یه خبرنگاره که مدام جایزه میگیره
و معتقده اون بیگناهه
حتی باهاش ازدواج کرده
همونطور که من با کریستوفر ازدواج کردم؟
منو ببخشید اگه به یه روانی جذاب مشکوکم
No comments yet. Be the first to leave one.