The first 152 lines.
چه خوب امروز آفتابیه، نه؟
.من اوتو آی هستم
.لباست قشنگه
از کجا گرفتیش؟
.ولی واقعا، هوا خوبه
سخت نیست که از همه ی اون تخم ها محافظت کنی؟
فوت و فن خاصی داره؟
.این خوراکیه واقعا خوشمزه ست
میشه منم یه سوال ازت بپرسم؟
!معلومه! هر چی دلت می خواد بپرس
تو به خاطر کی داری می جنگی؟
!معلومه، به خاطر کویتو چان
کویتو چان؟
.دوستمه
.که اینطور
مطمئنی به خاطر خودت نیست؟
یعنی چی؟
.اگه از اینی که هستی بدت میاد، پس برو
.حتی اگه می ترسی
.تو می خوای خودتو که ازش بدت میاد، عوض کنی
تو هم؟
.من مثل تو نیستم. من عاشق خودمم
پس چرا؟
.به خاطر خواهرم
خواهرت؟
.گذاشتم بمیره
ا ر جـ حـ یـ ت تـ خـ م عـ جـ ـا یـ ـب
ارجحیت تخم عجایب
قسمت 2 شرط و شروط دوستی
قسمت 2 شرط و شروط دوستی
.من برگشتم
.خوش اومدی
.آی چان
...اوتو سان
زخمت خوب شده؟
.مادرت نگرانه
هر اتفاقی که برات افتاده رو، چرا به من نمیگی؟
!آی چان
.مادر جان
.ببخشید
انقدر از من بدت میاد؟
.نه
.بدم نمیاد
.پس خوبه
!اینو نگو
شرکت آبی نِیرو آئونوما نایب رئیس
.بیا، این اطلاعات تماسمه
.هر وقت خواستی برنامه رو عوض کنی، بهم پیام بده
من روزای فرد تخم میخرم - .تو هم روزای زوج تخم می خری
!ها؟ - من روزای فرد تخم میخرم - .تو هم روزای زوج تخم می خری
.لازم نیست دیگه همدیگه رو ببینیم
.موفق باشی
.از اطلاعات تماسم، استفاده ی بیخود نکن
نِیرو
نِیرو
.برو بابا
...خیله خب
.پس تا وقتی تخم رو نشکنم، هیچی نمیشه
.به من حمله نمی کنن دیگه
.خب
...اممم
!معذرت، بعدا حرف می زنیم
ها؟
!بدو
اممم، چه خبره؟
اینجا... مدرسه ست؟
!هی، کجا میری؟
...آخ
خوبی؟
!هی، وایسا
!من ازت محافظت می کنم
.ممنون
!اینور
!برو اون تو
.فکر کنم اینجوری یه کم راحت بمونیم ازشون
...ببخشید یهو کِشیدمت. من
خوبی؟
.من اوتو آی هستم
.سوزوهارا مینامی ام
.نگران نباش
.من ازت محافظت می کنم تا کویتو چان رو نجات بدم
کویتو چان؟
دوستته؟
.اوهوم
.حسودیم شد، ای کاش منم یه دوست داشتم
...ها؟! اممم
.لئوتارد: لباسی که برای ورزش و رقص می پوشن و شبیه لباس شنا میمونه مدل
هی، چرا لئوتارد تنته؟
...ها؟ اممم
.عضو باشگاه ژیمیناستیکم
!می دونستم
.چه بدن قشنگی داری، حسودیم شد
.مربیم همیشه دعوام می کرد که روی فرم بمونم
.من خونه نشینم واسه همین پاهام پف دارن همش
خونه نشینی؟
.اوهوم. امیدی بهم نیس
.چه خوبه
ها؟
.ای کاش منم روحیه و دلِ تو رو داشتم
یـ یعنی چی؟
.یه بار، فکرامو کردم که تمرین صبح رو بپیچونم
خب؟
.می خواستم بگیرم بخوابم
.آره می فهممت
.دلم می خواست ساعت شلوغی صبح رو ببینم
.آه
ولی شاید به خاطر اینکه همش فکرم مشغولش بود .شب رو نتونسته بودم بخوابم
!آره آره
!مثل وقتایی که از خواب بیدار میشی می بینی آفتاب داره غروب میکنه
.آخرسر، بدون خوابیدن پاشدم رفتم سر تمرین صبحم
...بخاطر اون شب زنده داریم، تمرکز نداشتم
.برای همین مربیم چیزی نگفت بهم
.فکر کنم همین یه دونه کارت، از تمام کارای من بهتر بوده
...منم اگه مثل تو قوی بودم، اوتو سان
.غصه نخور
.من ازت محافظت می کنم، پس بیا باهم از پسش بربیایم
.باشه - .بیشتر از اینها لازمه که بتونی دوستت رو برگردونی -
ها؟
...آه، این یه جورایی
.اینجام. اینجا
...برای آزاد سازی بانوان اسیر
.باید قاتل عجایب رو شکست بدی
یعنی چی؟
،فکر می کردم اگه اسم داشته باشن .فهمیدنش راحت تر بشه
!مگه لازم نیست فقط زنده بمونیم؟
،چجوری قراره فرار کردن مشکلات آدمو حل کنه؟
!وایسا و بجنگ، دخترجان
وایسم و بجنگم چی؟
.قاتل عجایب، همون شکل فیزیکی ضربه های روحی تخمه
.اون دوتا همدیگه رو جذب می کنن و به سمت خودشون میکشن
...برای شکست دادن قاتل عجایب، باید... تو
چی؟ الو؟ - ...اـ اممم -
...یه صدایی از اونور در میاد
اون دختر یه لاقبا چیز میز یادت داده؟
.فقط یه دیقه ولت کردم به حال خودت
این خانومه کیه؟
.تنبلی نکن سوزوهارا، تمرین کن
!جواب بده
!ببخشید مربی
!مـ مربی؟
!این همون ضربه ی روحیشه؟
.منظورت نحوه ی تدریس من بود؟ چرندیات نگو
.به مینامی نزدیک نشو
...حالا دیگه
!نه
.همش به خاطر اینه که من کارم خوب نیست
ها؟
.آره. همش به خاطر اینه روحیه ی کافی نداری
.ببخشید. بیشتر تلاش می کنم
چی داری میگی؟
مگه انقدر سخت نبود که نمی تونستی تحمل کنی؟
.مربی میگه به خاطر من اینکارارو کرده. به خاطر این که من ترسوئم
No comments yet. Be the first to leave one.