Golden Rainbow

Golden Rainbow (황금 무지개)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Golden Rainbow E17 2013
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زیرنویس: آرامش www.koreanforum.ir

Tags

other
Published on: 2014-01-01
Downloads: 48
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!خوش اومدین رنگین کمان طلایی قسمت هفدهم

اینا پولاکه؟

خانم، اینا از روسیه است؟ . نه، شنیدم از کره ی شمالیه

کره شمالی؟

.خانم، 3 تا ازهمین بهم بده .حتماً

حالتون خوبه؟

صدمه ندیدین؟

...ای وای

رییس کانگ؟

اینجا چکار می کنین؟

حواستون سر جاشه؟ چی شده؟

تو... کی هستی؟

منُ یادتون نمیاد؟ . بک ونم . کیم بک ون

بک ون؟

...انگار یادتون نمیاد

.وقتی من کوچیکتر بودم تو بازار ماهی همدیگرو دیدیم

.از حوضچه ی پرورش ماهیِ منم دیدن کردین

.خیلی وقت پیش ازم خواستین تو حوضچه ی پرورش ماهیِ شما کارکنم

دختر همون قاچاقچیه؟

.آ... یادم اومد پس، تو دخترشی؟

من کجام؟ اینجا چکار می کنم؟

. اینجا بازار ماهیه مگه برای خرید چیزی اینجا نیومدین؟

.آره ، اومده بودم بازارُ ببینم

می خواین به جایی زنگ بزنین؟ .من می زنم . بدین به من لطفاً

.بابا، من برگشتم

سنگینه، نه؟ .بابا، می دونی که کیم بک ون قویه

این چیه؟ .پولاک

پولاک؟

.این روزا توی این کشور نمی تونیم پولاک بگیریم

از روسیه است؟

.نه، گفت از کره شمالیه کره شمالی؟

.بله، چون مشکوک بود خریدم

میشه فرقشُ بهم بگی؟

.پولاک،پولاکه دیگه.هیچکس نمی تونه بگه از روسیه است یا کره شمالی

...می دونم

اون از اقیانوس آرامه؟ .وای! فراموش کردم. الان سوخته بود

.مان ون گرفتشون

منظورتون چیه؟ .اینا رو نمیشه از دریای غرب گرفت

.می دونم . باید با یه چیز دیگه اشتباه کرده باشه

.چه دفتر خوبی

دوباره برای چی اومدی اینجا؟

.شنیدم می خوای از این شغل کناره گیری کنی

خب که چی؟

.می خواستم باهات کار کنم

.می دونی که، گذشته ی مشترکی باهم داریم

کتکایی که بهت زدم کافی نبود؟

چرا باید باهات کار کنم؟

. زودباش گمشو بیرون

هی، مگه نمی خوای داداش کوچیکتُ پیدا کنی؟

چی؟

چی گفتی؟ .بذار باهم حرف بزنیم

می دونی یونگ ون کجاست؟ .گفتی که نمی دونی

تو یونگ ونُ دزدیدی؟

آروم باش. با یه بچه ی کوچیک چکار می تونستم بکنم؟

.فقط می گم می دونم کجا رفته

اون کجاست؟ !بگو

.اگه باهام کار کنی، بهت می گم می خوای بمیری؟

.قبل اینکه بکشمت بگو

.گفتم اگه باهام کار کنی بهت می گم

. اگه منُ بکشی هیچوقت نمی تونی داداشتُ پیدا کنی

اون مدارکی که ثابت می کنه داداشم کجاست ، کو؟

ها؟

.دستتُ بکش

مدارک؟

.مدرک موجوده

.پس تو دزدیدیش .گفتم من ندزدیدمش

.فقط گذاشتمش پیش کسی

.اگه می خوای پیداش کنی، باید به حرفای من گوش کنی

.یک تیر و دو نشون

.هم می تونی داداشتُ پیدا کنی هم پول بدست میاری

خوبه، نه؟

هی، تو امروز با پدرت نبودی ، نه؟

چرا می پرسی؟

.زنگ زدم دفترش گفتن رفته ، تلفنامم جواب نمیده

.آخر ساله .شاید با یه مشتری مهمونیه

مامان، فکر نمی کنی پدر یه زنِ دیگه داره؟

چ..چی؟

چیزی می دونی؟

تو هم همچین حسی داری، نه؟

نه ، منظورم اینه که مردا در این سن توی زندگیشون احساس تنهایی . می کنن،مثل وزیدن باد توی یه پارک خالی

. اون جایگاه اجتماعیِ خوبی داره و همینطور یه زنِ نق نقو

.زمان خوبی برای ملاقات با زنای دیگه است

هی، من کِی سرش نق نق کردم؟

.متأسفم .هرچند رفتار محبت آمیزی هم نداری ت

کی می دونه، شاید پدر داره الان با یه زن خیلی خاص ملاقات می کنه؟

.باید احتیاط کنیم. باید مراقب باشیم به زنش خیانت نکنه

.راستش ، از نظر یه مرد،قلب مرد به سادگی تغییر می کنه

.الان دارم به زنم خیانت می کنم ...و توی کانگنام دنبال دوستم میرم

اون رفته کانگنام؟

...ای خدای من .اینجوری نمیشه

.باید کاری بکنم

.دکتر هان، منم

.احتمالاً امشب کارتون تموم شده .می بخشین مزاحمتون شدم

.چیزه ... حال خوبی ندارم .می خواستم یه چک آپ کنم

.باشه .فردا می بینمتون

.وکیل هوانگ، درحال حاضر رییس مُرده

واضحه که معاون رییس شرکتُ بدست می گیره، نه؟

.اما بازم این شرکت تحت نظر رییس رشد کرده

.دخترش جانشین قانونی میشه

خب...دخترش چقدر درمورد شرکت می دونه؟

.شنیدم باهم رابطه ی خوبی نداشتن

شما هم تاکی می تونی وکیل باشی؟

.باید به آینده ت هم فکر کنی

.من و معاون رییس، یون هم آینده تُ تضمین می کنیم

چی می خوای؟

.فقط نوشتن یه خط روی کاغذ

.بنویس معاون رییس ، یون، شرکتُ بدست می گیره

.اگه اینکارُ بکنی، ما هم بیشتر از اونی که فکر کنی بهت می دیم

چی شده، مامان؟

.تحت نام شرکت توی بانک جای امنی بود

.اگه چیزی هم به نام خودش داشته نتونستم پیدا کنم

...خدای من ...خیلی زیاده

.مامان، با این می تونیم نصف شیلات طلایی رو بخریم

.پیداش کردم

این چیه؟

.قراردادی که خیلی وقت پیش مدیر سو با خرس قطبی بسته بود

.او خیلی دنبال اینه

.بذار ببینمش

.یه نوشته ی رسمی برای موافقت در شراکت قاچاق و توزیع

.مامان، اینُ بهش نده

.این نقطه ضعفشه

.راستش ائن هنوز عضوی از شیلات طلاییه

برای چی باید اینُ بهش برگردونی؟

.شیلات طلایی باید مال تو بشه

...ولی بازم .به حرفم گوش کن، مامان

.من نمی تونم بهش اعتماد کنم

.این می تونه آخرین برگ برنده مون باشه ، مامان

نتونستی پیداش کنی؟

.نه . تنها مطالبات قابل وصول بانک اینجاست

پس کدوم جهنمیه؟

.ممکنه تو گاوصندوق شخصیش یا توی خونش باشه

.اما من به اونجا دسترسی ندارم . اجازه نداریم بریم اونجا مگر اینکه از بستگانش باشیم

خب مطالبات قابل وصولش چقدره؟ . حدود 100بیلیون ون

.بیا تقسیمش کنیم ، نصف نصف

.اونم نمیشه

چی؟ .این جزء اموال شرکته

.ممکنه مدیرای دیگه بو ببرن

. و دختر خرس قطبی ممکنه به من شک کنه

. وکیل هوانگ رو راضی کرده ، مدیرای دیگه هم مهم نیستند

.من و تو شرکای کاری هستیم

.برای بدست آوردن شیلات طلایی به پول نقد احتیاج داریم

.فوراً نصفشُ بده به من

نه . بعد اینکه دخترش برگشت . و امنیت این مسئله تضمین شد بهت میدم

. اگه مشکلی بوجود بیاد ، ممکنه من تو دردسر بیفتم

. اگه سهام شیلات طلایی رو بیاری، بهت میدم

. بذار معامله کنیم

به من اعتماد نداری؟

.من بهت اعتماد دارم و می خوام تو هم بهم اعتماد کنی

.اولین بارِ که رو پشت خان داداشم سوار میشم

.داداش، ایل ونُ یادم رفت

!یونگ ون !خواهر بک ون

...یونگ ون !یونگ ون

افسر اوه، چه خبر شده؟

.افسر کیم ، شخصی اومده اینجا و میگه گم شده

خب چرا به من زنگ زدی؟ . من توی بخش امور جنایی کار می کنم

.می دونم . اما اون دنبال تو می گرده

.می گه غیر اسم تو هیچی یادش نمیاد

...باشه

من کجام؟ اینجا چیکار می کنم؟

.بابا، باید برم جایی این وقت شب؟

.زود برمی گردم

اون کجاست؟

هی، چکار می کنی؟

...چه افسر خوشگلی هستی

صبرکن... چرا من اینجام؟ می خوای همینجوری به کارت ادامه بدی؟

.شوخی نمی کنم

.وقتی به سرم ضربه خورد، بیهوش شدم

...دلت می خوای بمیری .جدی می گم

اگه حواسم سرجاش بود، اینطوری میومدم اینجا؟

واقعاً جدی می گی؟

.با ماشین اومدم .اما فکر نمی کنم الان بتونم رانندگی کنم

.حدس می زدم نگران من بشی .بعد اینکه بهت زنگ زدن فوری اومدی اینجا

.فکر کردم مادربزرگته

مادربزرگ من؟ .آره

.تو یازار ماهی دیدمش مثل کسی بود که گم شده

.به هرحال ، عجیب بود

.اون که ثروتمنده

می تونست بره به مرکز خرید. برای چی رفته بازار ماهی؟

می دونی خونت کجاست، آقای بیهوش؟

.حرکت کن .ماشین مسیر یاب داره

.آدرسمُ به مسیر یاب دادم برای وقتی که گم شدم

احتمالاً می دونی اگه ماهیای وارداتی از کره شمالی باشن یعنی چی؟

ازکجا باید بدونم؟ .من حتی نمی دونم مشکل ذهنی دارم یا نه

.تو توی امور کیفری خارجی کار می کنی .مسئول رسیدگی به همین اموری

خب که چی؟ .نگرانم نکنه از ژاپن باشه

.این روزا این مسئله ی بزرگیه .باید درموردش بفهمی

.باشه

هی، نمی تونی درست رانندگی کنی؟ .راننده ی بدی هستی

!هی

.بچه م ترسید

خونت اینجاست؟ ها؟

.کِی نگفتم میرم خونه .اومدم اینجا که یکم ذهنمُ درمان کنم

.نمی دونستم همچین جایی هم هست

.خیلی درموردش شنیده بودم اما ندیده بودمش

. ( جذابیت کشنده ای داره(شگفت انگیزه شگفت انگیزه؟

.منم دارم می میرم

چی شده؟ .ممکنه از یخ زدگی بمیرم

برای چی کت نپوشیدی؟

.اینُ بپوش

.گرمه . ممکنه روزنامه ها اینُ چاپ کنن

More Farsi Persian subtitles for Golden Rainbow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left