Oasis

Oasis

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Oasis 2026 S01E07 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-17
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ دوست‌هات رو واقعاً چقدر می‌شناسی؟ ‏

‏ مطمئنی؟ ‏

‏ یا ممکنه رازی رو ازت پنهان کرده باشن‏ ‏که همه‌چیز رو عوض کنه؟ ‏

‏ ببخش من رو، هلنا ‏

‏هی! چه غلطی می‌کنی؟‏ ‏واقعاً یه احمق به‌تمام‌معنایی!‏

‏ وقتشه ‏

‏الو؟‏

‏کیه؟‏

‏هلنا! وایسا! نگام کن‏ ‏خائِنم، خائِن‏

‏هیس، ساکت‏

‏ای لعنت، بدجوری نشئه‌ای‏

‏چه مرگته، پسر؟ چی…‏

‏- این چه کوفتیه؟‏ ‏- فردا همه‌چیز رو برات توضیح می‌دم‏

‏همه‌چیز رو بهت می‌گم‏

‏قول داده بودی دیگه‏ ‏سمت این آشغالا نری‏

‏- بده‌ش به من‏ ‏- نمی‌دم. نه‏

‏خوبی؟‏

‏یه بار دیگه بهم دست بزن… خوبم!‏ ‏آره، خوبم. دستم نزن‏

‏- بهت نمی‌دم!‏ ‏- بده‌ش‏

‏لعنتی، هلنا! چه غلطی کردی؟‏

‏چیزی نیست، خوبه. ساکت باش‏

‏تو نمی‌تونی به من دستور بدی‏ ‏یه آشغال بی‌ارزشی‏

‏یه موادفروش خرده‌پای بدبخت‏ ‏دیگه تمومه‏

‏هی، گوش کن! به من گوش کن!‏

‏باید ساکت باشی. خفه شو!‏

‏یکی این بیرونه، مطمئنم‏ ‏اون‌طرف بود. بیا!‏

‏این رو توی اتاقش پیدا کردیم‏

‏اون شب دیدمش‏

‏توی بیمارستان هم گفتم‏ ‏فقط همین رو یادمه‏

‏هیچی از این ماجرا نمی‌فهمم‏ ‏باید همین الان باهاش حرف بزنم‏

‏امکان نداره‏ ‏الان مظنون اصلی ماست‏

‏خواهش می‌کنم، واقعاً التماستون می‌کنم‏

‏اگه بذارین باهاش حرف بزنه،‏

‏شاید خائِن چیزی بگه‏ ‏که کمک کنه سلیا رو پیدا کنین‏

‏هرجا می‌خواین ببرینم،‏ ‏ولی بدونین اشتباه می‌کنین‏

‏من هیچ کاری نکردم‏

‏اصلاً داری گوش می‌دی؟‏

‏هر کاری می‌خواین باهام بکنین،‏ ‏ولی دنبال سلیا بگردین‏

‏التماستون می‌کنم‏

‏یه بار به حرفم گوش کن!‏

‏دارم گوش می‌دم، بچه. خب؟‏

‏فقط ازت اطلاعات می‌خوام‏

‏هر چیزی که کمک کنه سلیا رو پیدا کنیم‏

‏هیچی نمی‌دونم‏

‏دیگه چی می‌خواین بهتون بگم؟‏

‏دو دقیقه، فقط همین‏

‏ هلنا، من… من… ‏

‏ خائِن،‏ ‏چراغ‌قوه رو توی اتاقت پیدا کردم ‏

‏اون شب چه اتفاقی افتاد؟‏

‏توی چشم‌هام نگاه کن‏

‏با من چه کار کردی؟‏

‏نجاتت دادم، هلنا‏

‏ نجاتت دادم. کاری که کردم همین بود ‏

‏بهم دروغ نگو‏

‏باید زودتر چیزی می‌گفتم،‏ ‏ولی این تمام حقیقته‏

‏قسم می‌خورم‏

‏مطمئنم یه صدایی شنیدم‏ ‏از اون‌طرف بود. بیا‏

‏ یه‌دفعه از ناکجاآباد پیدات شد‏ ‏و نمی‌دونستم چی‌کار کنم ‏

‏نباید این‌قدر دور بشیم‏ ‏باید برگردیم. بیا‏

‏اونا کی‌ان؟‏

‏فکر کنم دیگه…‏

‏دیگه اهمیتی نداره، ولی…‏ ‏قرار بود آخرین بارم باشه‏

‏مخصوصاً بعد از بلایی که سر تو اومد‏

‏می‌خوام حرفت رو باور کنم…‏

‏ولی داری‏ ‏خیلی سختش می‌کنی‏

‏خودتم خوب می‌دونی‏ ‏من هیچی یادم نیست‏

‏تنها راهی بود‏ ‏که می‌تونستم ازت محافظت کنم‏

‏چی؟‏

‏از همون مواد ساحل‏ ‏یه‌کم دیگه بهت دادم‏

‏ خیلی متأسفم، هلنا ‏

‏ مجبور بودم بیهوشت کنم‏ ‏تا چیزی یادت نمونه ‏

‏خواهش می‌کنم، گوش کن‏

‏- گوش کن. خائِن کاری نکرده‏ ‏- هی‏

‏- آروم باش، خب؟ آروم‏ ‏- نه! خائِن کاری نکرده!‏

‏مواد رو من برداشتم!‏ ‏من دزدیدمشون!‏

‏ببرینش بیرون‏

‏آروم باش‏ ‏خودشون حقیقت رو می‌فهمن‏

‏باید بهم بگی سلیا کجاست‏ ‏التماست می‌کنم، خواهش می‌کنم‏

‏- نمی‌دونم کجاست‏ ‏- فقط بهم بگو‏

‏- نمی‌دونم‏ ‏- تو که هیچی نمی‌دونی‏

‏- راه بیفت، زود باش‏ ‏- هلنا‏

‏هلنا، وایسا. فقط حرفم رو بشنو‏

‏خواهش می‌کنم به این خوک‌ها گوش نده‏

‏گند زدم، ولی می‌خوان چیزی رو گردنم بندازن‏ ‏که اصلاً انجامش ندادم‏

‏- بسیار خب، دیگه بسه!‏ ‏- صبر کنین!‏

‏فقط گوش کن. تو من رو می‌شناسی، نه؟‏

‏قبلاً حرفم رو باور می‌کردی‏ ‏هیچی عوض نشده‏

‏هنوز راز سربه‌مهرم رو می‌دونی‏ ‏می‌فهمی؟‏

‏لعنتی‏

‏ماکا، می‌شه یه لحظه بشینیم؟‏

‏نه، ممنون‏

‏راستی، لازم نیست ازش شکایت کنی‏

‏قصدش رو هم نداشتم‏

‏ولی نمی‌خوام دربارهٔ سوفیا حرف بزنم‏

‏خواهش می‌کنم، ماکا‏

‏واقعاً بابت رفتاری که باهات داشتم‏ ‏متأسفم‏

‏- تمام این ماجرا خیلی دردناک بوده‏ ‏- پابلو…‏

‏می‌دونم نمی‌تونم همه‌چیز رو جبران کنم،‏ ‏ولی…‏

‏حتماً فکر کردی خیلی احمقم‏

‏نمی‌تونم همه‌ش رو گردن تو بندازم‏ ‏خودم گذاشتم این‌طور فکر کنی‏

‏فقط یک بار یا دو بار نبود،‏

‏حتی به سه بار هم ختم نشد، نه؟‏

‏با این حال، من همیشه می‌بخشمت‏

‏و هر بهانه‌ای که سرهم می‌کنی‏ ‏باور می‌کنم‏

‏می‌دونی از همه بیشتر از چی بدم میاد؟‏

‏اینکه همیشه سر کسی خالی می‌کنم‏ ‏که کمترین تقصیر رو داره‏

‏پس نه،‏ ‏دیگه با هم برنمی‌گردیم‏

‏عمراً‏

‏من هم ازت چنین چیزی نمی‌خوام، ماکا‏

‏فقط می‌خوام من رو ببخشی‏

‏خیلی دلم برات تنگ می‌شه،‏ ‏ولی نمی‌خوام بیشتر از این آزارت بدم‏

‏همین‏

‏اون دوست‌پسر سابقمه، دنی‏ ‏هر روز، تمام روز باهاش کار می‌کنم‏

‏اگه فقط حواسم جمع بود،‏ ‏می‌تونستم کاری بکنم‏

‏هلنا، بس کن. جدی می‌گم‏

‏تقصیر تو نیست. می‌فهمی؟‏

‏آره، باشه‏

‏- حرفش رو باور می‌کنم‏ ‏- چه شیرین‏

‏آلیسیا، یه لحظه تنهامون بذار، باشه؟‏

‏داره راست می‌گه‏ ‏تو بهتر از هرکسی می‌شناسیش‏

‏برای همین بیشتر از تو می‌دونم‏

‏آره، ولی من می‌دونم خیلی دوستت داره‏

‏من رو برد پشت‌بوم‏ ‏تا غروب رو ببینیم‏

‏«راز سربه‌مهر اُیسیس اینفینیتی»‏

‏ولی نتونست پنهان کنه‏ ‏که تمام مدت فکرش پیش تو بود‏

‏وای، خدا‏

‏هلنا، هلنا‏ ‏می‌شه بگی کجا داریم می‌ریم؟‏

‏حالا می‌فهمم وقتی داشت‏ ‏دربارهٔ…‏

‏«راز سربه‌مهرش» حرف می‌زد، چی می‌گفت‏ ‏منظورش پشت‌بوم بود‏

‏همیشه می‌گفت پشت‌بوم‏ ‏راز سربه‌مهر اُیسیس اینفینیتیه‏

‏امیدوارم درست گفته باشی‏

‏بیا‏

‏اینجا نوشته اتاق به نام‏ ‏سانچز مدینا ثبت شده، درسته؟‏

‏بله، اسپرانسا. من نوه‌شم‏ ‏لائورا مندوسا‏

‏البته این روزها معلوم نیست‏ ‏نوه‌شم یا دستیار شخصیش‏

‏اِم…‏

‏یه‌کم سنش بالا رفته‏

‏رمز گاوصندوق رو یادش رفته،‏ ‏ولی روش نمی‌شه اعتراف کنه‏

‏مشکلی پیش اومده؟‏

‏نه، چیزی نیست‏

‏- ماریا لطف کرده بود کمکم می‌کرد‏ ‏- هوم‏

‏- مطمئنی؟‏ ‏- مطمئنم‏

‏مادربزرگ این خانم جوان‏ ‏رمز گاوصندوق رو گم کرده‏

‏داشتم فقط براش توضیح می‌دادم‏ ‏که ما فقط می‌تونیم…‏

‏بدون رمز بازش کنیم، اگه مهمانِ صاحب رزرو‏ ‏خودش درخواست بده‏

‏بله، درسته‏

‏قانون مجموعه‌ست‏

‏البته، قابل درکه‏

‏ولی اگه با مدیرمون صحبت کنین،‏ ‏شاید بتونه استثنا قائل بشه‏

‏ممنون، خیلی لطف کردین‏

‏خواهش می‌کنم‏

‏- چی؟‏ ‏- هیچی‏

‏گفتم یه‌کم بهم فضا بده‏

‏- بالاخره ازم کمک می‌خوای؟‏ ‏- به کمکت احتیاج ندارم‏

‏- به نظرم داری‏ ‏- اشتباه فکر کردی‏

‏فهمیدم؛ راز سربه‌مهر‏ ‏اُیسیس اینفینیتی‏

‏اگه تا غروب صبر کنی،‏ ‏مبهوت می‌شی‏

‏بیا، کمک کن بگردیم‏

‏رفتن پشت‌بوم‏

‏می‌دونی چرا؟‏

‏عالیه‏

‏شنیدم ممکنه فردا‏ ‏محدودیت خروج از مجموعه رو بردارین‏

‏درسته؟‏

‏پس سلیا چی؟‏

‏به هر چیزی که شنیدی‏ ‏اعتماد نکن‏

‏قبلاً اینجا آبجو می‌آوردیم‏ ‏و غروب رو تماشا می‌کردیم‏

‏جای خوبیه‏ ‏دفعهٔ بعد یادم بنداز همین‌جا رزرو کنم‏

‏- انگار واقعاً دلت می‌خواد برگردی‏ ‏- راست می‌گی‏

‏راستش فکر کنم دلم می‌خواد‏

‏- هلنا‏ ‏- چی؟‏

‏قبل از موبایل،‏ ‏کارکن‌های مجموعه با این‌ها ارتباط می‌گرفتن‏

‏اگه بی‌سیم دست خائِن بوده…‏

‏به پلیس نگفته،‏ ‏چون می‌دونسته کاری نمی‌کنن‏

‏درسته، بهشون اعتماد نداشته‏

‏هی! شما دوتا چی رو قایم می‌کنین؟‏

‏هیچی‏

‏بده‌ش به من‏

‏دو بار نمی‌گم!‏

‏خب که چی؟‏

‏الان داریم قایم‌باشک بازی می‌کنیم؟‏

‏اینجا چه کار می‌کردین؟‏

‏اومده بودین هوا بخورین؟‏

‏اینجا خیلی بلنده‏

‏بهتره مراقب باشین‏

‏یه وقت سقوط نکنین‏

‏هی!‏

‏باید با بازرس اورتگا حرف بزنیم‏

‏بده‌ش به من‏

‏وادارم نکن تکرار کنم‏

‏بده‌ش‏

‏هلنا!‏

‏- زود باش، لعنتی بازش کن!‏ ‏- آروم بگیر، بچه‏

‏هی! هی!‏

‏هلنا، بریم!‏

‏ببخشید، می‌شه شاه‌کلید رو بدین؟‏

‏پلیس‏

‏راستش ماکا،‏ ‏می‌دونم چقدر سخته‏

‏ولی بالاخره باید این لحظه می‌رسید‏

‏فقط خیلی عصبیم می‌کنه‏

More Farsi/persian subtitles for Oasis

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left