In the Footsteps of Elephant

In the Footsteps of Elephant

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

In The Footsteps Of Elephant 2020 1080p BluRay x264 AAC5 1-[YTS MX]
In The Footsteps Of Elephant (2020) [720p] [BluRay] [YTS MX]
In The Footsteps Of Elephant 2020 1080p BluRay
In The Footsteps Of Elephant 2020 720p BluRay
In The Footsteps Of Elephant 2020 1080p BluRay x264-RARBG
In The Footsteps Of Elephant 2020 720p BluRay x264-RARBG
A Commentary by Mymoviz6
💖مای موویز 💖 MyMoviz.ORG 💖

Tags

BluRay
720p
720
x264
1080
TS
YTS
Published on: 2021-01-17
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بوتسوانا در آفریقای جنوبی،

‫خانه یک سوم کل ‫فیل های آفریقا،

‫و آخرین جای باقی مونده روی کره زمین ‫که درش اونا میتونن مسافت های بلندی رو طی کنن،

‫همون طور که یه روز تمام ‫فیل ها می کردند.

‫فیلم مستند دیزنی نیچر، فیل،

‫داستان این سفرهای بزرگ رو ‫تعریف می کنه.

‫پشت صحنه، سفر خدمه هم ‫در حال انجام بود،

‫همون طور که فیل ها رو در سفری ‫دو سره و هزار مایلی دنبال کردند،

‫با گذر از بعضی از نامساعدترین ‫جاها در آفریقا.

‫با تعقیب اونا در سفر ‫دو سره اشون،

‫گروه دیدگاه کاملا جدیدی ‫درباره این موجودات فوق العاده...

‫به دست می آوردند.

‫چرا فیل ها سفر ‫می کنن؟

‫فکر می کنم به خاطر ‫اینه که مهاجرت شگفت انگیزی که...

‫این فیل ها انجام میدن، تا حالا ‫نشون داده نشده.

‫و همین طور چالش هایی که این ‫فیل ها در طول مسیر باهاش مواجه میشن،

‫بهترین وجه فیل هامون رو ‫بیرون میارن،

‫و مشخصا، خود سفر ‫هم حیرت انگیزه.

‫مجموعا، سه، چهار، ‫پنج کشور داریم،

‫که فیل ها میتونن ازشون ‫عبور کنن،

‫از این منطقه شگفت انگیز ‫در آفریقای جنوبی.

‫برای مردم یه فرصته که ‫بخشی از دنیا رو ببینن...

‫که ممکنه قبلا ندیده باشن.

‫کل یک سوم جنوبی آفریقا

‫پوشیده شده از صحرای ‫غول پیکر کالاهاری.

‫اولین چالش برای گروه،

‫قرار بود پیدا کردن فیل ها ‫در این حیات وحش پهناور باشه.

‫اما یه جای خاص هست که ‫فیل ها هر سال جمع میشن.

‫بارون های فصلی در صحرا ‫جریان پیدا می کنن و دلتای آکاوانگو رو می سازن،

‫و نقطه شروع سفر ما رو.

‫گروه فیلم سازی ما می خواستن یه ‫قدم از فیل ها جلو باشن،

‫برای همین با فیلم ساز حیات وحش ‫محلی، مایک هولدینگ، تماس گرفتن،

‫کسی که بیش ار دو دهه تجربه ‫در دلتا داره.

‫نقش مایک پیدا کردن و ‫فیلم برداری از فیل هاست،

‫همین طور کار کردن روی محاسبات ‫خالص این سفر عظیم.

‫داریم درباره منطقه پهناوری صحبت می کنیم. ‫ده هزار کیلومتر مربع.

‫واقعا مثل پیدا کردن ‫سوزن در انبار کاهه...

‫که سعی کنی فیل یا حیوانات دیگه رو ‫توی قطعات آب و جزایر پیدا کنی.

‫برای همین، یکی از دلایلی که زمان ‫زیادی رو داخل هواپیما تو هوا سپری می کنیم،

‫و به حرکت آب نگاه می کنیم، اینه که

‫تنها راهیه که می تونیم ‫واقعا ببینیم...

‫حرکات و تغییرات مختلف ‫کجا اتفاق میافتن،

‫و حیوانات کجا شروع ‫به جمع شدن می کنن.

‫میتونم تا آخر عمرم به ‫این کار ادامه بدم.

‫پرواز کردن بالای دلتا یکی ‫از شگفت انگیزترین چیزاست.

‫هر کسی که تا حالا بالای ‫آکاوانگو پرواز کرده باشه،

‫بهت میگه که این قطعا ‫بهترین راه دیدنشه،

‫چون واقعا مقیاس رو ‫دستت میاد.

‫حیات وحش پهناور و آلوده نشده ‫و صرفا زیبایی محض.

‫کاملا خارق العاده است.

‫اولین چالش مایک اینه که ‫یه موقعیت مکانی برای خدمه انتخاب کنه

‫تا کمپ بزنن، جایی که به ‫فیل ها هم نزدیک باشه،

‫اما رسیدن بهش ‫غیرممکن نباشه.

‫این جا هیچ جاده ای نیست، ‫اطلاعات نقشه برداری خیلی کمی هست.

‫پس، هواپیما واقعا ‫خیلی مفیده

‫برای شناسایی یه مسیری ‫برای وسایل نقلیه

‫و راهی که باید بریم و ‫رودخونه هایی که باید ازشون رد بشیم،

‫کجا عمیق تره،

‫و بعد سعی می کنیم این رو ‫در عمل روی زمین به کار بگیریم.

‫اما، میدونی، خیلی ‫بدقلقه،

‫چون کلی آب روی جاده ‫رسیدن به این جا هست،

‫پس وقتی کاروان و وانت ها ‫و همگی، میدونی،

‫راه بیافتن که بیان و این ‫کمپ رو پیدا کنن،

‫چند تا چالش و سورپرایز ‫تو راه انتظارشون رو می کشه.

‫رسوندن خدمه و پنج تُن ‫تجهیزات فیلم برداری

‫به قلب دلتای آکاوانگو،

‫قرار بود نیازمند وسایل حمل ‫و نقل شخصی سازی شده جدی باشه.

‫خدمه به این ماشین ها که بدجنس به ‫نظر میان میگن «وانت های باتلاق».

‫مأموریت روز اول،

‫اینه که قبل از تاریکی شب، به قلب ‫دلتا برسن و یه کمپ برپا کنن.

‫و حالا، ماجرا شروع میشه.

‫این جا بخش پایینی دلتاست.

‫فقط...آه...فقط 20 کیلومتر ‫تا ماون فاصله داره.

‫آره. مستقیم، مستقیم.

‫زیاد طول نکشید که وانت های ‫باتلاقی آزموده بشن.

‫باشه، این در واقع اولین ‫عبور از پنج تا بود،

‫که قراره انجام بدیم.

‫احتمالا، کم عمق ترینشون.

‫میگن که عمیق ترین معبر،

‫آب رو فشار میده توی ‫اهرم دنده داخل وانت.

‫این یعنی سطح آب ‫میشه تقریبا تا این جا.

‫ما یه وانت شش چرخ ‫بزرگ داریم،

‫که قراره ما رو از این ‫معبر واقعا عمیق رد کنه.

‫چون داریم تک تک ‫ماشین ها رو می بندیم،

‫اساسا یه مار بلند از ‫وسایل نقلیه درست می کنیم.

‫ماشین ها رو خاموش ‫می کنیم،

‫و اگزوزها رو می بندیم و ‫همه چی رو می بریم بالا رو سقف.

‫وانت ها قراره ما ‫رو بکشونن و رد کنن.

‫این بیرون چه خبره؟

چه مشکلی میتونه پیش بیاد؟

‫این سوال خوبی نیست.

‫وو! شنا می کنیم.

‫همه چی کاملا ‫زیر آبه.

‫فقط داری پز میدی. ‫باید اون طوری رانندگی کنی؟

‫واو! هی!

‫- واو. ‫- واو.

‫چه تجربه ای بود.

‫لرزون، لرزون، ‫اما من خوبم.

‫در حالی که بقیه گروه با سرعت ‫جلو میرن تا کمپ رو برپا کنن،

‫فیلمبردار مارتین کولبک و ‫راهنمای متخصص، پرسلی امبها

‫در راهشون متوقف میشن.

‫ناگهان، یه خانواده ‫فیل پدیدار میشه.

‫اونا به شدت هیجان دارن، ‫اما مشخص نیست چرا.

‫چه غوغاییه.

‫این جا کلی هیجان داریم، ‫کلی...اُه، چه دوست داشتنی.

‫واو.

‫و بعد همه چی ‫روشن میشه.

‫ما تازه یه دونه ‫ نوزاد پیدا کردیم

‫و داره تلوتلو میخوره، ‫به زحمت میتونه راه بره.

‫احتمالا سه یا چهار ساعت ‫پیش به دنیا اومده.

‫واقعا خیلی جوونه.

‫شگفت انگیزه. ‫دوست داشتنیه.

‫گروه از دهه ها تجربه اشون ‫استفاده می کنن

‫تا بدون مزاحمشون شدن ‫ازشون فیلم بگیرن.

‫مشکلی که دارم اینه که ‫یه فیل نر بزرگ سر راهمه.

‫چیزی نیست، چیزی نیست.

‫مشکلی که دارم اینه که این ‫علف ها خیلی خیلی بلندن.

‫پس دیدن نوزاد ‫خیلی خیلی سخته.

‫این نَره داره خیلی ‫مزاحمت ایجاد میکنه.

‫با این که فیل نر به وضوح ‫داشت مادر جدید رو اذیت می کرد،

‫این حقیقت که خوشحال بود ‫که نزدیک ماشین بمونه،

‫برای فیلمبرداری در دلتا ‫یه فال نیک بود.

‫چیزی نیست.

‫همه این جا خیلی ‫هیجان زده هستن.

‫بقیه خانواده ‫پشتمون هستن.

‫چیزی که واقعا جالبه اینه ‫که داره از ماشین به عنوان حفاظت استفاده میکنه.

‫سعی داره از نره دور بشه.

‫و اون هم بچه.

‫اُه، چه شیرین، نگاهش کنین.

‫از روی گوشهای صورتیش میشه فهمید، ‫چشماش ولی زیاد صورتی نیست.

‫چه قدر شیرین.

‫و من میتونم بند ناف ‫رو ببینم.

‫اُه، نگاهش کن.

‫شروع بی نظیری ‫برای فیلمبرداری.

‫مواجهه با فیل ها قبل از ‫این که حتی به کمپ برسن.

‫و شانسی کمیاب برای ‫فیلمبرداری اولین قدمهای یه نوزاد.

‫در جاده ای که پیش روست، بقیه ‫تیم خیلی کم شانس تر بودند.

‫پس به زبان ساده، الان ‫سه تا ماشین داریم که گیر کردن.

‫همین پنج دقیقه پیش یکی از ‫تریلرها گره خودش رو باز کرد،

‫و واژگون شد.

‫برو!

‫فقط داره یه کم ‫اعصاب خردکن میشه.

‫فقط باید ادامه بدیم،

‫درست کردن فیلم درباره فیل ها ‫همه اش همینه دیگه.

‫عجله کنین! برید، برید، برید، برید!

‫بعد از 15 ساعت ‫توی جاده،

‫جلوی کاروان بالاخره ‫وارد منطقه ای شد که

‫مایک برای کمپشون ‫در نظر گرفته بود.

‫این جزیره خالی از سکنه قرار بود ‫برای شش هفته بعدی، خونه باشه.

‫مایک به من این نقطه ‫رو از پروازش داد.

‫به من یه نقطه جی پی اس داد ‫از جایی که می خواست کمپ باشه.

‫کمپ بر پا شد،

‫اما فیلمبرداری از فیل ها، رسیدن ‫مابقی گروه رو به تأخیر انداخته بود.

‫قبل از شب ‫میتونستن برسن؟

‫به مادرم بگو ‫عاشقشم.

‫ما هیچ ایده ای نداریم که ‫پیش رومون قراره چه اتفاقی بیافته...

‫و هنوز 50 کیلومتر ‫راه داریم.

‫و 50 کیلومتر رانندگی کردن ‫تو دلتا میتونه یه ساعت طول بکشه...یا کل روز.

‫سعی داشتیم بیایم بیرون

‫اما نتونستیم، برای همین تصمیم گرفتیم ‫از دستگیره چرخ جراثقال استفاده کنیم.

‫آره، خوبه.

‫و بعد وقتی داشتیم می کشیدیمش ‫داخل، پیچش در رفت.

‫می بینیش؟ ‫که کابل رو سر جاش نگه میداره.

‫پس مجبور بودیم ‫کلش رو دربیاریم

‫و سعی کنیم سیم رو ‫خم کنیم.

‫خوشبختانه، من انگشت های ‫ظریفی دارم و جراحی موفقیت آمیز بود.

‫حالا ببینیم جواب ‫میده یا نه.

‫نه، قراره کل روز ‫وقتشون رو بگیره.

‫خودشه.

‫چه طور به نظر میاد؟

‫لشگر عقبی بالاخره ‫به کمپ می رسن،

‫اما همون تلاشی که ‫برای رسیدن به این جا کردن،

‫اندازه چالش رو براشون ‫مشخص کرده.

‫مارتین از راه می رسه، خسته، ‫اما خوشحال از فیلمبرداری نوزاد.

‫اما اون نگران این هم هست که ‫چه قدر سریع از دیدشون خارج شدن.

‫گروه متوجه میشن که نیاز به راهی ‫برای ردیابی فیل ها دارن.

‫خوشبختانه، کمک قراره ‫از راه برسه.

‫زیست شناس، مایک چیس

‫بیشتر از یه دهه است که ‫مشغول شمارش...

‫جمعیت فیل ها و مسیریابی ‫سفرهاشون در سراسر کالاهاری بوده.

‫آره، من دید دارم،

‫اون جلوی بوته کَبَره. ‫داره به سمت جنوب میره.

‫خب، من از نسل پنجم ‫بوتسوانا هستم.

‫فقط همیشه یه حس عمیق...

‫وابستگی و ارتباط با فیل ها ‫رو داشتم.

‫این ها بزرگترین پستانداران ‫خشکی زی در دنیا هستن،

‫و من مسحورشون میشدم،

‫و همیشه توجهم رو جلب می کردن ‫و مجذوبشون می شدم.

‫و این فقط در حیات وحش نیست.

‫مایک و همکارش کِلی، زمان ‫بسیار زیادی رو هم...

‫به نجات و پرستاری از فیل های ‫جوونی اختصاص میدن که...

‫به خاطر مواجهه با انسان یا شکار ‫یتیم شدن، تا وقتی سلامتیشون رو به دست بیارن.

‫امیدوارن که این فیل های ‫سفیر جوون،

‫به بچه های محلی کمک ‫کنن که با حیات وحششون ارتباط برقرار کنن،

‫و به آینده اش اهمیت بدن.

‫فکر می کنم مردم دنیا ‫غالبا فکر می کنن

‫که خیلی آدما هستن که ‫فیل ها رو نجات میدن،

‫و واقعا نیستن.

‫و بنابراین، این که ‫بخشی از معدود خوش شانس هایی باشم

‫که متعهد به محافظت از ‫آینده فیل ها هستن،

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left