Severance

Severance

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Severance S01E08 Whats for Dinner 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E08 Whats for Dinner 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E08 1080p WEB H264-CAKES
Severance S01E08 720p WEB H264-GGEZ
Severance S01E08 WEBRip x264-ION10
Severance S01E08 HDR 2160p WEB H265-GLHF
Severance S01E08 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MKV x265-GLHF
Severance S01E08 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
Severance S01E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Severance S01E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Morteza_Lkz
█⫸ مرتضی لک‌زایی و محیا مبین‌مقدم | DigiMoviez.com

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
TS
webrip
x264
BRip
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
mkv
Published on: 2022-04-01
Downloads: 108
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 180 lines.

‫خیلی‌خب، رادار. بجنب. بریم

«تفکیک»

‫- خوب پیش می‌ره؟ ‫- آره

‫آره؟

‫- فکر کنم بتونی تا... ‫- بهش می‌رسم

‫- موفق نمی‌شه، مگه نه؟ ‫- باید سرِ میزهاتون باشید

‫ما جفتمون یه هفته پیش تموم کردیم. ‫مگه کاری هم مونده؟

‫- اون موفق می‌شه؟ ‫- موفق می‌شه

‫مارک

‫بله؟

‫- نخند ‫- به؟

‫گفتم شاید اگه پشت‌سرش وایستیم و تشویقش کنیم

‫ممکنه کمکش کنه

‫باشه. از پسش برمیاد. فقط بذارین تمرکز کنه

‫در چه حاله؟

‫قراره لحظه‌آخری بشه

‫موفق می‌شه

‫بیا برای وقتی که موفق شد، آماده بشیم

‫و می‌خوام یک جلسۀ...

‫ارزیابی سلامتِ پایانِ سه‌ماهه ‫برای مارک ترتیب بدم...

‫برای آخرین بار

‫واقعاً؟

‫ست

‫می‌دونم که سه‌ماهۀ طاقت‌فرسایی بوده،

‫و تو به‌خوبی عمل کردی

‫آقای گرینر دیگه رفته بغل‌دستِ کی‌یر،

‫و فکر می‌کنم هر دوشون بسیار ازت راضی‌ان

‫هی

‫تونستی...

‫فکر کنم تونستم

‫- تونست؟ ‫- موفق شد!

‫ایول و آره

‫وای خدا

‫می‌دونستم از پسش برمیای، هلی آر

‫حتی در تاریک‌ترین لحظاتت، ‫انتظار داشتم که به اینجا برسی

‫در پالایشِ فایل کلان‌داده‌ها، ‫مایۀ افتخار این شرکت و من شدی

‫کی‌یر ایگان

‫من... دوستت دارم

‫اما حالا باید برم، چراکه افراد دیگه‌ای ‫در سراسر دنیا هستن که به من نیاز دارن

‫خدانگه‌دار، هلی آر، و ممنون

‫بوم! اینم از حدنصاب. موفق شدیم

‫کارِت خوب بود

‫پس دیگه وقتشه؟

‫اوه، مارک. نمی‌دونم چطور فهمیدی

‫که برای آخرِ سه‌ماهه، دلم سکته قلبی می‌خواد

‫خب، با وجود تغییروتحول کارمندها موفق شدیم

‫بله، و نصفِ وقتتون رو توی راهروها ‫به بطالت گذروندین

‫بازم، بله. موفق شدین

‫تصمیم گرفتی که می‌خوای چه‌کسی ‫برای مهمونی وافل بمونه؟

‫نظرم دیلنه

‫می‌دونی که می‌تونی خودت یا هرکس دیگه رو ‫انتخاب کنی به‌جز دیلن

‫آره، ولی اون بهتر بلده، ‫و واقعاً هم سخت کار کرده

‫خب، مقدماتش رو می‌چینم

‫- عالیه ‫- قبل از اینکه جشن بگیرین،

‫ازت می‌خوام یه سر به بخش سلامت بزنی

‫جدی؟

‫بله. به تمام رؤسای بخش‌ها برای آخرِ سه‌ماهه ‫گفتم انجامش بدن

‫با این‌همه اضطراب و بازنشسته‌شدن آقای گرینر و این مسائل

‫البته

‫مارک، ازشوخی‌گذشته...

‫آره

‫ممنونم

‫من...

‫لومن به این احتیاج داشت

‫مارک

‫خانم کیسی

‫درخته کجاست پس؟

‫می‌تونی بشینی

‫چرا همه‌چی توی جعبه‌ست؟

‫ازقرارمعلوم لومن از حضور یک مدیر سلامت جدید مستفیض شده

‫پس در پایان این جلسه ‫من بازنشسته خواهم شد، و اتاق...

‫چی؟ وایسا

‫کِی بهت گفتن؟

‫همین‌الآن. چند لحظه پیش

‫مارک اس،

‫تو موفق شدی بخش خودت ‫یعنی پالایش کلان‌داده‌ها رو،

‫به حدنصابِ سه‌ماهه‌ش برسونی،

‫و بنابراین شایستۀ این جلسۀ سلامتی ویژه و تقویتی هستی

‫فکر نمی‌کردم اخراجت کنن

‫«نسخۀ بیرونی‌ت مهربانه

‫نسخۀ بیرونی‌ت زندگی روزمرۀ مردم رو ‫تنها با لبخندزدن، شاد کرده

‫نسخۀ بیرونی‌ت برای مردم ‫وقت می‌ذاره حتی وقتی...»

‫هی، بذار با یکی صحبت کنم

‫از اینکه کلِ اون روز توی دفتر ‫کنارت بودم واقعاً لذت بردم

‫می‌دونم که آزارت دادم

‫می‌دونم که... عجیبم

‫نه، عجیب نیستی

‫عمر من 107 ساعت بوده

‫اکثرش این جلسات نیم‌ساعته بوده

‫برای من، اون هشت ساعتی که توی بخش شما

‫هلی رو زیرنظر داشتم، از همه‌شون دل‌نشین‌تر بوده

‫طولانی‌ترین مدتی بوده که بیدار بوده‌م

‫گمونم می‌شه بهش گفت روزهای خوش قدیم

‫باید یه کاری بشه کرد

‫چرا برات مهمه که چه اتفاقی برای من می‌افته؟

‫چون ما انسانیم، نه بخش‌هایی از انسان

‫حتی همین چیز کوچیکی که بهمون دادن، ‫بازم زندگی‌مون حساب می‌شه

‫کسی نمی‌تونه همین‌طوری بگیره خاموشت کنه

‫تو آدم خوبی هستی، مارک

‫«نسخۀ بیرونی‌ت مهربانه

‫نسخۀ بیرونی‌ت در کمتر از سه دقیقه ‫می‌تونه یک چادر نصب کنه

‫نسخۀ بیرونی‌ت می‌تونه یک صخرۀ زیبا و ساده رو ‫از هم تشخیص بده

‫نسخۀ بیرونی‌ت دوست داره...»

‫می‌دونی این اتفاق خوبیه، نه؟

‫که همدیگه رو یادشون نمیاد؟

‫معنی‌ش اینه که تراشه‌ها کار می‌کنن

‫یه بُرد به حساب میاد

‫خانم کیسی رو

‫به طبقۀ آزمون برگردون، لطفاً

‫تو می‌دونی اون بالا من خوشحالم یا نه؟

‫معلومه

‫همه‌جور کارهای فوق‌العاده انجام می‌دی

‫- می‌شه فقط... ‫- متأسفم

‫امروز کلی کار روی سرم ریخته

‫دیگه برو

‫- مارک ‫- کجا بودی؟

‫بررسیِ سلامت شدم

‫خیلی‌خب. همه‌چی برای مهمونی وافل آماده‌ست

‫خانم کیسی چطوره؟

‫یعنی، دیگه بی‌خیالش شدم، ‫ولی بازم می‌خوام باهاش دوست باشم

‫- اخراجش کردن ‫- چی؟

‫آره. خودش تازه فهمید

‫خب، می‌تونیم کمکش کنیم؟ ‫کاری از دستمون برمیاد؟

‫نمی‌دونم

‫همه از این کار مطمئنید؟

‫از کارمندها کسی برای مهمونی حاضره؟

‫آره

‫مهمونی وافلِ دیلن جی در پایان روز شروع می‌شه

‫تا اون‌موقع،

‫برای قبل از مهمونی وافل، ‫بوفۀ تخم‌مرغ رو برای همه سفارش دادم

‫آره! مزایای اضافی! ایول!

‫همه‌تون سزاوارش هستید ‫به‌خاطر رسیدن به حدنصاب

‫اما قبل از شروع...

‫یک هدیۀ خیلی خاص برای یک دیلن خیلی خاص

‫سه بار بهترین پالایش‌کنندۀ سه‌ماهه!

‫مردی که ذهنش به تیزیِ دندون‌های پیشینشه

‫مگه نه، رفیق؟

‫بازش کن

‫آره، قطعاً از این کار خوشتون میاد، لاشیا. ‫اما جایزۀ من، چشم‌های من، پس...

‫شاید بهتر باشه بهشون نشون بدی، دیلن

‫چیزی که درخواست کردی رو نشونشون بده

‫آره، نشونمون بده، پسر

‫باشه

‫باشه، آره. بیا حال‌وهوای اینجا رو عوض کنیم

‫حله؟

‫خدایا، واقعاً خوشمزه‌ست

‫آره، بوفۀ تخم‌مرغ مثل چی خواستنیه

‫اینجا رو داشته باش

‫خوش‌تیپ شدین

‫کسی که اینجا می‌مونه من باید باشم

‫نچ

‫نمی‌خوای دوباره بچه‌ت رو ببینی؟

‫کاری که امشب می‌کنیم فقط قدم اوله

‫مطمئنی؟

‫هلی آر سه هفته پیش اقدام به خودکشی کرده

‫آره، درسته

‫چطور بهمون نگفته بودی؟

‫میلچیک اون‌ها رو بهت داده؟

‫جواب سؤال رو بده

‫دارم با هیئت‌مدیره صحبت می‌کنم؟

‫این رو هم می‌دونیم که توی منزل خواهرِ مارک اسکاوت

‫وقتت رو می‌گذرونی

‫صحیح

‫تصمیم بر این شده که همین‌الآن از سِمَتت تعلیق بشی

‫تو اخراجی

‫برو...

‫اوه، برو به درک، ناتالی!

‫اصلاً هیئت‌مدیره پشت خطه؟

‫بله

‫عذر می‌خوام. بی‌ادبی بود

‫می‌تونم همه‌چی رو امشب به هیئت‌مدیره توضیح بدم، لطفاً

‫هیئت‌مدیره تماس رو پایان داد

‫«در هر تابِ تبر یا برخورد قلمت

‫مجموع عطوفت‌های خود را عطا کن،

‫تا به‌وسیلۀ من پاک شوند

‫و بازگردند

...نه هدفی والاتر از این یافت خواهد شد

«و نه عشقی والاتر

فهمیدم قضیه چیه

بزها تخم می‌ذارن

More Farsi Persian subtitles for Severance

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left