The first 200 lines.
من ممکنه در شُرُف کشف ماهیت واقعی مأموریت سرنوشت باشم
تا الان کنترل این سفینه تمام وقت دستت بود
چرا به هیچکس نگفتی؟
اتحاد لوسین در حال برنامه ریزی برای حمله به زمینه
من رایلی رو کُشتم با دستای خودم خفهش کردم
تو یه فرماندهی خوبی
این یه مأموریت واسه بردن مردم به خونه نبوده
هرگز هم درمورد رفتن به خونه نبوده درمورد اینه که کجا میخوایم بریم
ماموریت اینه
جین و من فهمیدیم
که چطور سمبل نهم رو به زمین برگردونیم درحالی که سفینه خودشو از یه ستاره شارژ میکنه
سه ثانیه صبر کنید، بعد دنبالم بیایید
ارتباط وصل شده بود
ولی تو تنها کسی بودی که از این طریق با زمین ارتباط برقرار کرده بودی
تو متیو اسکات هستی و تو هم رونالد گریر
اسمای ما رو از کجا میدونی؟
من حتی نمیدونم این چطور امکان پذیره
تمدنشون 2000هزار سال پیش توسط خدمه سفینه سرنوشت بوجود اومده
نُویوس چیه؟
سیاره ای که شما تمدن ما روی اون بوجود آوردید
ولی یه روز یه اتفاقی اُفتاد
و دیگه نتونستیم با نُویوس ارتباط برقرار کنیم
میتونید ما رو ببرید خونه؟
هیچگونه تحرکاتی اون پایین میتونی ببینی؟
منفیه
ولی ملیون ها نفر اینجا زندگی میکردن پس اون همه آدم کجا رفتن؟
سرهنگ؟
تی.جی؟
نه
کلویی هستم
کجاس...استیون کجاس؟
اینجام، بابا
سارا هم توی راهه، هر دقیقه ممکنه برسه
متأسفم
خاکستر
مرکز شهر رو شناسایی کردیم
محل کاملاً خالی از سَکَنهس
همچنین، تنفس کاملاً سخته خاکسترها در حال ریزش هستن
خیلی ازشون این پایین ریزش کرده(خاکستر)
اگر خطرناکه نمیخوام زیاد اونجا بمونید
بله قربان، ولی یائوزو میخواد ما وارد یه مجتمع زیرزمینی بشیم
فکر کنم باید بررسیش کنیم
مواظب باشید، سیاره ناپایداره - دریافت شد -
یه مشکلی هست، درها قفل شدن، ضخامتشون هم زیاده
میتونیم با منفجر کردن یه سی-4 سعیمون رو بکنیم
یا حتی از سلاح های شاتل استفاده کنیم، ولی شانسی نداریم
میتونیم از سلاح های اصلی سفینه برای ایجاد یه سوراخ استفاده کنیم
آره، و توی این فرایند کل مجموعه رو از بین ببریم
خُب، قدرت شلیک رو روی 60% میزاریم
درها خیلی ضخیم هستن
و پناهگاههای واقعی زیر زمینن، صدهامتر پایینتر، میخوام بگم ارزش یه شلیک رو داره
آره
خیله خُب، مختصات رو برامون بفرستید
روش قفل کردم
ستوان، ما آماده شلیک هستیم شما جای امنی پناه گرفتید؟
بله، قربان. آتش کنید
ستوان؟
سرهنگ، توی محل هستیم
شلیک قشنگی بود، کار کرد
اینجا هنوز برق داره، نشانه خوبیه
پدرم اون پایین کار میکرد، گاهی اوقات منو با خوش میاورد اینجا
یادمه وقتی بچه بودم توی این سالن ها میدویدم
سلام؟
این اُتاق چیه؟
آرشیو تنرا
تمام تاریخچه مردم ما اینجا ذخیره شده
بیایید اُمیدوار باشیم بتونه بهمون بگه چه اتفاقی واساشون اُفتاده
Sajjad-SJJB مترجم : سجاد بیرانوند nnrezann تاریخ ترجمه : 1395/12/02 For DVD-Rip CLUE
این دیگه چه کوفتیه؟ - نمیدونم -
اینجا که زمین نیست
یه چیزی به طور واضحه اشتباهه
خیله خُب، گریر، جیمز، تیم رو سازماندهی کنید باید یه سرپناه پیدا کنیم
تلفورد کجاس؟ - اون موفق نشد -
چرا؟ چه بلایی سرش اومد؟ - نمیدونم -
کینو ها رو باخودت آوردی؟ - ...میدونستم قرار نیست -
یه سیاره پیدا کنیم
میتونی دوباره با سفینه ارتباط برقرار کنی
رفته
خیله خُب، بچها، آروم باشید، نزدیک هم بمونید
این چیزو خاموش کن
اولین فیلم ضبط شده توی آرشیو تنران
2000سال پیش
هنوز دارم سعی میکنم فکرمو اینجا نگه دارم
ببینیم دیگه چی داریم
باشه، ارتباطات اوکی شد باید بتونیم با سفینه صحبت کنیم
فقط اون دکمه رو فشار بده
این یکی؟ - آره -
سرهنگ، اسکات هستم، صدامو دارید؟
آره، داریمت
آره، ما توی یکی از اُتاق های آرشیو هستیم
یه دسته از اونها، در سطوح مختلف وجود دارن
هنوزم کسی رو ندیدید؟
حتی یه نفر هم
خُب، اینجا برق داریم، هرچند
شبکه از یه دسته کوچیک از انرژی خورشیدی باد و انرژی گرمایی زمین تغذیه میشه
چیزی اونجا هست که ارزش بردن داشته باشه؟ - خیلین -
ما انجیل عهدی رو پیدا کردیم که درمورد مردم صحبت میکنه
کُل ضرفیت تنران، هزاران فیلم ضبط شده از کینوها
اسناد تاریخی
و یه حسابرسی دقیق از وقتی که برای اولین بار با سفینه اومدیم اینجا
هیچ کدوم از اینا در حال حاضر بدرد ما نمیخوره
ما یه سفینه پُر از آدم داریم ما برای ادامه زندگی نیاز به تدارکات داریم
همچنین یه سری مواد غذایی هم وجود داره مواد غذایی کنسرو شده، نوعی جیره سهمیه بندی شده
خوبه، از شاتل برای ارسال تدارکات به سفینه استفاده کنید
خودت باید بری پایین و محل رو بررسی کنی - باشه -
منو هم در جربان بزار - بله، قربان -
سرهنگ، مردم شروع به عبور کردن
فشار هوا بیش از حد کمه - ما چهار تا آدرس پیدا کردیم -
شروع به اتصال کن - واو، وایسا -
اگه اونجا از اینجا بدتر باشه چی؟ ما که نمیتونیم با چشمای بسته وارد بشیم
اول یه کینو رو جلو جلو میفرستیم - چی، بیشتر از یکی آوردی؟ -
شش تا، درواقع من تنها کسی نیستم که تصمیم گرفتم دزدکی یه حرکتی بزنم
شروع به اتصال کن
راه طولانی تا پایین بود، ها؟ - آره، گوشام وسط راه داشتن میترکیدن -
من که از موزیکش خوشم اومد
پس اینجا اُتاق آرشیوه؟
آره، یکی از اصلیهاس، پنج تای دیگه بالای سرمونن
بالای اینجا، محلهای زندگی، اتاقهای تکنولوژی و تجهیزات دیگه هستن، مثل انبار مواد غذایی
اسکات و گریر رفتن اون بالا سراغ محل
کجا داری میری؟
میرم پیششون - اونا به کمک نیاز ندارن -
...یانگ فرستادت پایین
بـلـه
سرهنگ، اسکات هستم، جواب بده - ادامه بده -
آره، این سیاره خوب به نظر میرسه میتونید شروع به فرستادن مردم کنید
دریافت شد
خُب، این، خونه جدید ماس
سیاره ای که فقط خدا میشناستش
جهنمی از اطلاعات اینجاس
آره، به نظر میرسه اونا همه چیزو ثبت کردن
آسونتره که بدونید کجا دارید میرید"
"وقتی که میدونید کجا بودید" ایلای والاس
میدونی، سالها مطالعشون طول میکشه
برشون میگردونم به سفینه - آره -
این هارد درایوها درست توی ساختار ساختمون درست شدن
پس فکر نکنم بتونیم از لحاظ فیزیکی تکونشون بدیم
پس میتونیم مستقیم داده ها رو آپلود کنیم بالا
دقیقاً فکری که من داشتم
برودی - همم -
برودی - همم -
ببخشید
مشکلی نداری که من انجامش بدم؟
آه...شاید من باید انجامش بدم
هرچی باشه تو پدر موسس ملت دشمن هستی
همم
آیندگان
احمقانهس - بسه دیگه اون اسمو نگو -
خودشه - بعضی از مردم چیزایی با خودشون آوردن -
لباس، سنجاق سر، دستمال میخوایم از همه اونا استفاده کنیم
زیاد نیستن
قبل از اینکه راش بفهمه کجاییم باید انجامش بدیم
و سفینه رو برگردونیم توی محدوده و بعد میتونیم متصل بشیم
داری جدی میگی؟ - آدام، سفینه رفته، نابود شده -
قطع به یقین نمیدونیم - نه، نمیدونیم -
ولی در ضمن نمیدونیم اگه باشتش
ما داخل یه ستاره متصل شدیم تشعشعهای خورشیدی میتونسته به ما ضربه زده باشه
ما هممون میدونیم، میتونیم توی زمان به عقب برگشته باشیم یا جلو رفته باشیم، روزها، ماه ها، سالها
درواقع، خدا میدونه برای چند وقت اینجا گیر اُفتادیم
پس باید برای خودمون یه سرپناه بسازیم باید غذا پیدا کنیم، حرکت کنید
راش، بیا اینو بررسی کن
2000سال دیگه اون ور دنیا
گوشت گاو زنده میمونه
هی، اینجایی
ایلای و بقیه دارن روی آپلود آرشیو به سفینه کار میکنن
اگه ما بخوایم همه اینا رو بریم پایین هرگز نمیتونیم اینجا رو ترک کنیم
چی داری میخونی؟
هزاران کتاب اینجا وجود داره
یه دسته از کتابهای مدرسه، ریاضیات علوم که همه بوسیله ایلای نوشته شدن
دانشگاه رو از قلم انداختی - آره -
پس نشستی اینجا و داری کتابهای درسی رو میخونی؟
نه، دفتر خاطراتمو پیدا کردم
میدونم، عجیبه
مال زمانیه که تازه وارد این سیاره شدیم
"هوا خوبه، درختای زیادی هست" "آب شیرینه، خیلی شبیه زمینه"
"دو هفته الان گذشته، و ما یه" " اسم برای خونهمون پیدا کردیم"
"نُویوس. یعنی جدید"
"داریم سعی میکنیم مستقر بشیم" " یه سری سرپناه خوب و معقول ساختیم"
"هنوز هم نمیتونم خوب بخوابم"
"هرگز فکر نمیکردم که اینو بگم"
"ولی دلم برای سفینه تنگ شده"
ببین، قبلاً هم بهت گفتم ما نباید میومدیم اینجا
چرا که نه؟ زیاد که دور نیست ...مسطحه، دل بازه، اُتاقهای زیادی داره
چونکه اینجا یه دشت سیلابیه با اولین بارونی که بزنه، آب میشورمون میبرمون
ما حفاظهای خوبی اونجا داریم شیب هم داره، از باد هم در امانیم
درختای زیاد مارو توی ساخت خونه ... و سرپناه مناسب کمک میکنن
چطوری؟ ما که هیچ ابزاری نداریم
یکی از چشمه های آب دشت هیدروکسید آهن تراوش میکنه
که یه ذخیر آهن خوبه
ما باید شروع کنیم به ساخت ابزار آلات اولیه
بعد واقعاً میتونیم به کارها سرعت ببخشیم
...من هنوزم فکر میکنم بهتره دنبال یه جای بهتر بگردیم
میدونی چیه، این ایده خوب تو بود
که ما رو توی این سیاره گیر انداخت
...چی؟ تو خودت با این موافق بودی
ما به خاطر محاسبات تو اینجاییم
با هر دو تونم، بس کنید الان نمیخوام دوباره اینو تکرار کنید، خیله خُب؟
تصمیم گرفته شد، ما اینجا میمونیم
قربان، باید یه حصار دور خودمون بسازیم چونکه توی این سیاره حیوانات وحشی وجود داره
موقعی که دیده بانی میکردیم یه سری موجودات ناطوری دیدیم
عالی شد - یه سری آدم اون بیرون درحال گشتزنی دارم -
No comments yet. Be the first to leave one.