The first 190 lines.
مطمئنم زیاد دور نشده
پیداش کنید - چشم -
فرمانده درود
درود
امروز آخرین ماموریت فرمانده است بیا خوب انجامش بدیم
باشه براش مهمونی خداحافظی هم تدارک دیدیم
فکر میکنه مهمونی خوشامد گوییشه
شانسی یه زن خوب گیرش اومد الانم که همش مناطق آسون میفته
الانم اینجاست چون مجبور شد برای ترفیع بیاد
چیکار کنیم؟
یه مهمونی خوشامد گویی گرم توی میدون مین براش بگیریم؟
زده به سرت؟
آدمایی مثل اون حتی اگه روی مین هم برن، نمیمیرن
همین که دردسر درست نکنه، خیلیه
هیوک باید توی مرکز میموندی
چرا داوطلبانه اومدی خط مقدم خودتو عذاب بدی؟
میپرسی چون نمیدونی؟
اون مردک پیر پدر زنم
گفت اگه درجه میخوام، باید بیام تجربه میدانی کسب کنم
اون عوضی ها چطور جرات میکنن یه افسر درجه دار رو مسخره کنن؟
اگه میخوای اینجا دووم بیاری باید با بقیه افسرها کنار بیای
...اونا
جوونن
دیگه انقدر رو خودم حالیمه جو مین گوک
ماموریت امروز
با فرمانده های گروهان و فرمانده های ارتشه
میخوام که امروز هم حسابی تمام تلاشتون رو بکنید که همه صحیح و سالم برگردیم
پافنگ(مسلح شدن)
مسلح شدیم - مسلح شدیم -
آرایش نظامی (مستقر شدن)
آرایش نظامی - آرایش نظامی -
به جای خود (آماده اعزام)
ماموریت بی خطر، فایتینگ - ماموریت بی خطر، فایتینگ -
فرمانده جو مین گوک و ده سرباز
از دروازه رد شدند
بیاین یه استراحتی بکنیم
جوخه دو حواستون باشه
جوخه دو، حواسمون هست - جوخه دو، حواسمون هست -
چرا داری از این فیلم میگیری؟
الحق همسرتون خیلی خوشگله ها
بعد از این همه مدت برگشتن چه حسی داره؟
خوبه
تصور کن همش تو دفتر نشسته باشی و منتظر فرمانده باشی
آدمو روانی میکنه
برای تجسس بیرون اومدن و برای ترفیع فیلم گرفتن
مثل هوا تازه کردن میمونه
مناطق غیرنظامی هواش خیلی بهتره
مگه نه؟
فرمانده
نیروهای کره شمالی توی آب ها سم میریزن
مسخره بازی درنیارید
استراحت تمومه
هی اون فیلمو که الان گرفتی پاک کن
بله چشم
هر چی توی مناطق غیرنظامی دیدی رو نباید بخوری
داریم وارد منطقه خطر میشیم حالت دفاعی بگیرید
به پیش - به پیش -
ایست حالت دفاعی داشته باشید
جغد شبم جغد شبم
داریم به محدوده سی1 منطقه جنوبی نزدیک میشیم
دوربین رو بده
اونجا که چیزی نیست نه؟
شاید باشه
بیسیم
یه چیز غیرعادی شناسایی کردیم
بیسیم رو باز میذارم تمام
جوخه یک برید جلو
بیسیم
جغد شبم. جغد شب توی بخش 21 یه مشکلی هست
نیروی پشتیبانی بفرستید نیروی پشتیبانی
آنتن وصله؟- بله -
لانه؟ لانه؟
فرمانده، به نظر میرسه شمالی ها دارن سیگنال هامونو دستکاری میکنن
گیرنده اش هی داره بدتر میشه چیکار کنیم؟
کانال رو عوض کن و به یه مقر دیگه وصل شو
به مقر 103 جغد شبم، گزارش وضعیت تمام
فرمانده چیکار کنیم؟
فرمانده چطوره فعلا برگردیم و با نیروهای بیشتری برگردیم؟
به مرکز زنگ بزن
جغد شبم لانه؟لانه؟
ارتباطمون کاملا قطع شده
دوباره به 103 زنگ بزن
به مقر 103 جغد شبم، گزارش وضعیت تمام
فرمانده بیاین از اینجا بریم
منظورش از فراری چیه؟
مطمئنن فراریه؟ مسلح نباشه؟
...فراری گزارش داده شده
با چشم غیرمسلح رویت شد
با مقر نگهبانی ارتباطت رو نگه دار و سعی کن به مرکز زنگ بزنی
جغد شبم لانه جواب بده. لانه؟لانه؟
اقدام کنیم؟ برای این عوضی های دیده بانی گفتنش کاری نداره که
بچه ها گوش بدین
تیم تجسسمون قراره فراری رو به تله بندازه
سر گروهبان، عملیات رو فرماندهی کن
گروهبان کیم، عقب رو پوشش بده
چیکار دارید میکنید؟ وایسید
بدون دستور از مرکز میخواین چیکار کنین؟
این دستور فرمانده حاضر در عملیاته
راه بیفتید
راه میفتیم - راه میفتیم -
دستا بالا
لطفا شلیک نکنید
لطفا شلیک نکنید
من
محقق واحد تحقیقات هسته ای کره شمالی
سرگرد ری کیونگ هی هستم
من فرمانده جو مین گوک ام
سرگرد ری، شما از مرز نظامی رد شدین
فراری هستین؟
بله
ستوان هان
فراری رو اسکورت میکنیم
بله فرمانده
سرگرد ری، میخواید به جمهوری کره برگردین؟
با این بچه میخوام که
پناهنده کره جنوبی بشم
لطفا کمکمون کنید
در تاریخ 25 مه سال 1997 ساعت 9:30 صبح
عملیات اسکورت یک فراری از کره شمالی رو شروع میکنیم
بریم
حرکت
کجا دارید میرید؟
اینجا چه خبره؟
نباید بهشون شلیک کنیم؟
فکر کنم امنیت پناهنده برامون باید اولویت باشه
هی فرمانده کره جنوبی
زنه رو بفرستین اینور
ایشون دیگه از جمهوری کره فرار کردند
هی سرگرد خیانتکار همینطوری میخوای فرار کنی؟
وو سانگ مین کجاست؟
تو حتما خبر داری
نمیدونم
...پس
نمیتونم تضمین کنم اون بچه زنده بمونه
اگه شما هم به کارتون ادامه بدین ما هم نمیتونیم ضمانت کنیم شما زنده بمونید
داری میگی
دلت میخواد خون و خونریزی راه بندازی؟
لعنتی
انگار با صحبت به جایی نمیرسیم
صبر کن! فرمانده هم رزم
هم رزم؟
چیشده هم سرگرد هم رزم؟
برمیگردم شمال
ولی بذارید بچه ام بره جنوب
باید منو زنده ببرید
تا بتونین کسی که دنبالشید رو پیدا کنین
هی فرمانده کره جنوبی
شنیدی که خانم چی گفت
نميتونم اجازه بدم همچين كاری رو انجام بده
چی؟ نميتونی
تو از اون كله خرايی، نه؟
تكون نخورین
فرمانده ی کره ی جنوبی
میخوام
پناهندگی رو لغو كنم
پس لطفا اجازه بدين من برگردم
اما لطفا مراقب بچه اش باشين
فرمانده، فكر كنم بايد اجازه بديم اينكارو بکنه
ستوان هان
بچه رو بگير- بله قربان-
ممنونم
لطفا ازش مراقبت کنین
عقب نشينی كنين
فرمانده
تكون نخورین- داره چه اتفاقی ميوفته؟-
اسلحه اتون رو بندازین. لعنت بهش- هی-
تكون نخورین- عوضيای لعنتی-
اسلحه اتون رو بندازین- اسلحه اتون رو بندازین-
اسلحه اتون رو بندازین- اسلحه اتون رو بندازین-
اسلحه اتون رو بندازین- اسلحه اتون رو بندازین-
هی جوخه ی دو اسلحه اتون رو بندازين
دارين چيكار ميكنين؟- اسلحه اتون رو بندازين-
گروهبان يكم كيم- عوضيا-
اسلحه اتون رو بندازين- اسلحه اتون رو بندازين-
اسلحه اتون رو بندازين عوضيا
نه
بزن بريم
زود باشین
انقدر مسخره اشون نكنین
بريم
من اومدم
فكر ميكنین مايكل جردنی چيزی هستین؟
گروهبان يونگ
دارم از گرما ميميرم امروز هوا خیلی گرمه
گروهبان يونگ- بابا این گرما بی سابقه اس-
خيلی ضعيفين
خوب نيست؟ به خاطر گرما امروز تمرين نداريم
بايد نهايت استفاده رو ازش ببريم و خوش بگذرونيم
تو ديوانه ای به خدا
هی، كجا داری ميری؟
No comments yet. Be the first to leave one.