The first 200 lines.
. من عاشق مستند حيات وحشم . هر حيات وحشي باشه نگاه ميکنم
و جالبيش اينه که هميشه آدم يه طوري با . چيزي که ميگن رابطه پيدا ميکنه
: مثلاً داري سوسک آفریقائي رو تماشا ميکني بعد ميگي
". پسر ، زندگيش خيلي شبيه منه"
آدم هميشه حرص حيووني که . سوژهي برنامهست رو ميخوره
...مثلاً اگه بزکوهي باشه و يه شير دنبالش کرده باشه
".ميگي: "بدو بزکوهي بدو. از سرعتت استفاده کن. دررو
...هفته بعد شيره ميشه سوژه برنامه
: بعد اونوقت شما ميگي ! اون بزکوهي رو بگير . بخورش . کونش پاره کن"
" .گيرش بنداز . نذار از سرعتش استفاده کنه
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
خب ، توي جلسه از اون قضيه چيزي گفت ؟
الين" اين تيشرتُ ميبيني ؟"
. شش ساله که اين تيشرتُ دارم . بهترين تيشرتمه
: بهش ميگم . پسر طلائي
. آره . بابا دارم تلفن حرف ميزنم
پسر طلائي هميشه اولين تيشرتيه . که بعد از لباس شستن ميپوشم . بيا
. دست بزن به پسر طلائي
. نه ممنون . آره ، آره ، گوشي دستمه
. ولي ببين ، يقه رو نگاه کن . داره ساييده ميشه
. پسر طلائي آروم آروم داره ميميره
. باهر بار شستن يه قدم به مرگ نزديک ميشه
. همينه که باعث ميشه همچين قيافه غمگيني داشته باشه
... چرا پسر طلائي رو نميندازي
. توي دستشوئي تا با يکم پاک کننده خيس بخوره - . نه -
... دليل اين که اون مرد آهنيه
. اينه که ميره خشکشوئي و بازي ميکنه
. شستن ، چرخيدن ، شستن ، چرخيدن
. اگه اينو ازش بگيري ، روحش خدشهدار ميکني
. آره
چي ؟ جدّي ؟
. عاليه . خيلي هيجانزده شدم
. آره ، هيجانزده شدم . باشه . باشه ، زود ميام
. آره ، آره . دارم ميام . دارم ميام . باشه ، خدافظ
. يوري تستيکو" نويسندهي روس" - هموني که توي زندان "گولاگ" روسيه بود ؟ -
آره . انتشارات "پندنت" ناشر کتاب جديدشه . و من قراره روش کار کنم
.من و "ليپمن" قراره با ليموزين بريم فرودگاه دنبالش
ميخواي پسر طلائي رو بهت قرض بدم ؟
ميدوني اين يعني چي ؟ . مثله کار کردن با "تولستوي" ميمونه
چندوقت پيش يه چيز باورنکردني . در مورد "تولستوي" خوندم
... "ميدوني عنوان اوليه واسه کتاب "جنگ و صلح
بوده "جنگ ... به چه دردي ميخوره" ؟
. نه شوخي نميکنم "الين" . حقيقته
... معشوقهش از اين اسم خوشش نيومده
. و اصرار کرده که به "جنگ و صلح" تغييرش بده
. ولي اسمش يه خط از اون شعره - . اسم رو از همونجا برداشتن -
جدّي ؟ - . شوخي نميکنم -
. نميتوني با حقيقت کنار بياي
چي ؟
. دارم روي ژست "جک نيکولسون"ـَم کار ميکنم
. نميتوني با حقيقت کنار بياي
اين چيه ؟ نامهست ؟ - . آره -
. داشتم ميومدم بيرون برداشتم . دلم نميخواست مادرم بخوانه
. مجله دانشگاهت
مادرت نامههاتُ ميخوانه ؟ - . آره -
منظورت چيه ، کارت پستالها رو ؟ - . نه ، همهچي رو -
. بازشون که نميکنه - . باز ميکنه -
مچ مادرتُ موقع باز کردن پاکت نامههات گرفتي ؟
. آره - چي گفت ؟ -
". کنجکاو شده بودم"
اين کار برخلاف قانون نيست ؟ - . شايد بتونم بندازمش پشت ميلهها -
. هي "جري" . تو هم توي مجلّهي دانشگاهي : اينُ گوش کن
... جري ساينفلد در برنامههاي "
... ديويد لترمن" و "برنامهي شب"حاضر شده"
"و پايلت سريالي براي "انبيسي ... به نام "جري" ساخته
".که البته انتخاب نشد
جرجي" چرا چيزي از تو ننوشته ؟"
. نميتونه با حقيقت کنار بياد
. خيلي خب ، خيلي خوشگذشت . بايد برگردم سرکار
تو خوبي ؟
. آره
. ببخشيد - . مشکلي نيست -
. آه . اوه وايستا ، وايستا
. شايد اين به کار تو بياد
. آره
. دفترتلفن ديجيتاله
چي ؟ - . آره -
چي ... ؟ - . آره ، ايناها -
... آره . ميدوني ديگه
واسه شماره تلفن و آدرس و . يادآوري قرارها و خلاصه همهچي
. آره ، آژير هم داره که بوق ميزنه
. "باورم نميشه "کريمر
ميخواستم خودم يکي از اينا بگيرم . مطمئني که ... ؟
مطمئني به درد خودت نميخوره ؟ - . نميخوره -
. من تمام قرارهام رو اين بالا نگه ميدارم
اينو از کجا آوردي ؟ - . از بانک . يه حساب جديد باز کردم -
ببينم ، اون برنامه درباره والها رو ديشب توي تلوزيون ديدي ؟
. نه
. من شديد والها رو دوست دارم
... توي اين برنامه درياشناسها نشون دادن که
اونها چطوي با فريادکشيدن و دادزدن . با هم ارتباط برقرار ميکنن
. چه ماهياي - . پستانداره -
هرچي . ضبط صوت جديده ؟
. آره ، از بانک گرفتم
. سلام - . سلام -
کي دوست داره يکمي خوش بگذرونه ؟
. من ميخوام - . منَم -
، حالا ، فقط حرفش ميزنين يا واقعاً ميخواين خوش بگذرونين ؟
. من که واقعاً ميخوام خوش بگذرونم
. من فقط حرفش ميزنم
... همين الآن 600تا توپِ گلف
. که از زمين تمريني گرفتم توي صندوقِ ماشينمه
... "نظرتون چيه با ماشين بريم "راک اوي
... و توپها رو
! بزنيم بره تو اقيانوس
حالا اينو تصور کنين . يه جاي خوب و قشنگ ... بين تپههاي ساحل پيدا ميکنيم
: چوبهامونُ درمياريم ، توپ رو ميذاريم و
... توپه شروع ميکنه توي هوا پرواز کردن
: يه ثانيه اونجا متوقف ميشه و بعد
بريم ناهار بخوريم ؟ - . آره -
. من ميرم عابر بانک کار دارم توي رستوران ميبينمت
. باشه ، منَم ميرم روزنامه بخرم
. سرتُ پائين نگهدار - . باشه -
. برداشت وجه ؟ بله
نه . صورتحساب ؟
. نه
. رسيد ؟ نه
. در حال انجام عمليات ، در حال انجام عمليات
. من بردم
جري" ؟"
. بله - . من "دايان"ـَم -
. "دايان ديکان" از دانشگاه "کوينز" - . "آره ، "دايان -
حالت چطوره ؟ - . خوبَم -
. خوبَم - چند وقت بود نديده بوديم همديگه رو ؟ -
. از زمان دانشگاه
. توي تلوزيون ديدمت . کارت عاليه
. آره ، خودم راضيم - . ميدوني مجله دانشگاه به دستم ميرسه -
سر دوستت "جرج" چي اومد ؟
. ديدم اونتو هيچ اسمي ازش نميبرن
. خب ، يه جورائي آدم افتادهايه
. کلاً آدم خيلي ابلهي بود يعني ، اصلاً به جائي رسيد ؟
. معلومه - جدّي ؟ تو چه زمينهاي ؟ -
. زيست دريائي
جرج" درياشناسه ؟"
. آره . لامصب يکي از کاربلدها هم هست
. باورم نميشه
. اصلاً فکرش نميکردم - . آره . تخصصش توي والهاست -
داره روي پائين آوردن ميزان . کلسترول روي والها کار ميکنه
. چربيشون خيلي زياده . واسه سلامتيشون ضرر داره
، بزرگترين پستانداره روي زمينـَن ...ولي جوري که "جرج" ميگه
. دليل نداره اينطوري باشه
دايان ديکان" ؟"
دايان ديکان" رو ديدي ؟"
جالبه ، نه ؟ - قيافهش چطور شده بود ؟ -
. عالي
. از تو پرسيد
از من پرسيد ؟ چي گفت ؟
" جرج چطوره؟"
جرج" ؟ گفت "جرج" ؟"
. اسمم يادش مونده
. دايان ديکان" اسمم يادش مونده"
. طرف تيکه دخترها بود
.ازم شمارهتُ خواست. فکر کنم ميخواد بهت زنگ بزنه
... خيلي خب ، از الآن دارم بهت ميگم
. اگر شوخي کرده باشی ، دوستیمون همینجا تموم میشه
جدّي هم گفتم . فهميدي ؟
. با اين قضيه هيچ مشکلي ندارم - . خوبه -
... چون اگه دروغه ، يا شوخيه
، يا به نظرت يه بازي کوچولو مياد . ديگه حرفي واسه گفتن نداريم
. منتظر تماسش باش
. واي خدا ، شوخي نميکني
... حالا
... بايد بهت بگم که
...ماجرا از اين قراره
...که دختره فکر ميکنه تو يه
يه چي ؟ - . يه درياشناسي -
يه درياشناس ؟ - . آره -
واسه چي بايد درياشناس باشم ؟
. ممکنه من همچين حرفي زده باشم
. ولي من که درياشناس نيستم
. آره ، خودم ميدونم
خب ؟
چيه ؟ فکر ميکني کار خوبي نيست ؟
. اصلاً نميدونستم همچين کاري وجود داره
. شغل محشريه
خب اگه بهم زنگ بزنه چي ؟
بايد چي بهش بگم ؟
. خزه دريائي
. مشخصه که پلانکتون
. نميدونم ديگه چي ميتونم بهت بگم
.همين تازگي از يه سفر به جزاير "گالاپاگوس" برگشتم
. با لاکپشتها زندگي ميکردم
. ما يه هتل خيلي خوب براتون گرفتيم
... نميدونم دوست دارين چطوري کار کنين
ولي اگر بخواین ميتونم ترتيب . يه دفتر کاريُ براتون بدم
. توي هتل کار ميکنم . بهتره - . داخل هتل -
... ميخوام از اين دعواهاي مسخره و
. و مزاحمتهاي هميشگي دور باشم
.ميدونين، تولستوي عادت داشت توي روستا کتاب بنويسه
. چهرهها بهش الهام میکردن
. نيازي به الهام نداشت
. خدا بود که با زبون خودکار تولستوي حرف ميزد
. کاملاً درسته - . بله -
..."البته، يه سوالي که هست اينه که اگه "جنگ و صلح
"تحت عنوان اوليهش يعني "جنگ...به چه دردي ميخوره؟ ... هم منتشر ميشد
. همينقدر مورد تمجيد قرار ميگرفت يا نه
چي ؟ - . آره -
...آقاي "ليپمن" معشوقهش بوده که بهش اصرار کرده
. "اسمشُ بذاره "جنگ و صلح - . "الين" ، "الين" -
جنگ... به چه دردي ميخوره ؟" ؟"
No comments yet. Be the first to leave one.