The first 200 lines.
میخوای عکسایی که گرفتمو بفرستم؟
کی گرفتیشون؟ وقتی نگاه نمیکردم؟
از مناظر عکس گرفتم :)))
اقیانوس آروم، امواج، غروب خورشید
خوبه. بفرستشون
میگن که یه روز میتونه مساوی یه عمر باشه
دیروز برام اینجوری بود. مرسی
حتما خیالت راحت شده که تموم شد
از اونجایی که داری ازم تشکر میکنی
احساس بچه ای رو دارم که پدرشو برده تعطیلات
...پس
میتونی زندگیت تا الان رو با دیروز عوض کنی؟
به هیچ وجه
جونم دراومد تا ورز دادن و کوفته درست کردنو یاد گرفتم
اتوبوس اومد
چیزی نگفتم که یه وقت سفر خراب نشه
از اون نگاه غمگینی که هر از گاهی مینداختی فهمیدم
از این به بعد دروغ میگم
به خاطر همین نمیتونی با من باشی
فقط رو حفظ زمینت تمرکز کن
تو دادگاه میبینمت
به محض اینکه محاکمه فردا تموم بشه آزادی
فقط تو و هونگ ناری میتونین درخواست فسخ ازدواجو بدین
به خاطر همینه که مجبوریم اینجا نگهت داریم. زیاد عصبانی نباش
خواهرزادت فقط باید شهادت بده
چون باهات خوب بودیم انگار خوش و خرمی
حالت خوبه؟ آره
مثه اینکه نان گیل باور داره تو طرف اونو میگیری
فکر کنم سفر خداحافظی بدردبخور بود نه
توافق کردیم که برای داییم شهادت بدم
اون دیگه ناپدریم نیست
بذار به عنوان یه دوست بپرسم
از کی نان گیل رو دوس داری؟
دوستا همیشه از این چیزا میپرسن
بریم تو
به احساست به نان گیل فکر کن
شاید به خاطر جای خالی مامانت گیج شدی
اگه حتی نمیتونی بگی از کی شروع شده، بی خیالش شو
به خاطر خودت شهادت بده
نه برای داییت
منم میخوام بدونم از کی شروع شد
یه روز اومد تو قلبمو موندگار شد
نمیفهمی چه حسیه؟
جناب قاضی، ازدواج شین جونگ ایم و گو نان گیل
...فاقد رضایت دو طرف
که در قانون مدنی بخش 815 مورد نیاز است
و در نتیجه، عقد آنان باطل است
این عقدنامه ایه که گو نان گیل و
شین جونگ ایم باهم با رضایت دو طرف نوشتن
واجد شرایط برای فسخ ازدواج نیست
جناب قاضی، برادر شین جونگ ایم، شین جونگ نام
همون عکس رو گرفته
خواهان شهادت اون هستیم
چرا ادعا میکنید که ازدواج باطله؟
من و خواهرم فریب خوردیم
اون موقع ما نمیدونستیم که نان گیل واسه نزول خورا کار میکنه
یه سند جعلی به ما نشون داد
و گفت زمینو به عنوان وثیقه گرفتن
گفت باید ازدواج کنن که بتونه حفظش کنه
به خاطر همین خواهرم باهاش عروسی کرد. فریب خورد
اعتراض دارم
شین جونگ ایم سالها گو نان گیل رو میشناخت
و میدونست چجور کاری میکنه
کیم وان شیک، کسی که در موسسه ای کار میکنه
که گو نان گیل کار میکرد، به جایگاه فرامیخوانیم
جناب قاضی، اون ربطی به این مورد نداره
اعتراض وارد نیست
رابطت با گو نان گیل چیه؟
یه زمانی برادر بودیم و با هم کار میکردیم
باهم برای یه رباخوار کار میکردین درسته؟
گو نان گیل چجور آدمیه؟
صداش میکردن گو نان گیل افسانه ای
همه سر کار ازش میترسیدن. شریر بود
ده برابر اصل پولو میگرفت
تو یه چشم بهم زدن
با استفاده از خشونت و قراردادهای ناعادلانه پیش نویس شده
مجبورشون میکرد امضا کنن
افتخار میکرد که یه محکومه سابقه داره
تو دادگاه همه چیزو درباره من میشنوی
پس نباید برم؟
نه. برو و همشو گوش کن
من مریضم
....به خاطر گذشته تاریک و متعفنم
اینجوری شده
شاهد درباره موکلم اظهارات بی اساس درست میکنه
که به مورد ربطی نداره
گو نان گیل رفت زندان تا مسئولیت ورشکستگی شرکت خودشو
به عنوان یه فرد مسئول به عهده بگیره
این ربطی به خشونت نداره. این شهادته دروغه
جناب قاضی، گزارش پلیسیو ارائه میدم
از بازجویی گو نان گیل
به جرم تهدید شین جونگ نام
اعتراض دارم. مشخص شد که مقصر نیست
جناب قاضی، بزرگترین قربانی این ازدواج تقلبی
امروز اینجاست
از هونگ ناری، دختر شین جونگ ایم تقاضا دارم
در جایگاه بایسته
خانوم هونگ ناری
خانوم هونگ ناری
ایناهاشش
هی، هی هی داک شیم
بیا اینجا. گفتم بیا اینجا
چه دوربین خوبی. بذار ببینمش
بده باهاش بازی کنم
اه اون احمقا
دوربینتو بده نه
یعنی چقدر قیمتشه؟
اینفینیت قراره یه کنسرت بده
فقط میخوام چند تا عکس بگیرم. برش میگردونم
برش میگردونیم. رد کن بیاد
کوان داک شیم
خواهرم متاسفه
ما نمیدونستیم وکیل خونوادت اینقدر سختگیره
خواهرم اشتباه میکرد که اذیتت میکرد
و وسایلاتو برمیداشت
اما اگه اتهامی مثه اون بزنی
چی به سر آینده خواهر بیچارم میاد؟
چی کار میکنی؟
وانمود میکردم که
یه خواهر کوچیکتر مثه اونا دارم
داک شیم. زنگ زدم که یه چیزی ازت بپرسم
چرا گوشیو برنداشتی؟
خانوم هونگ ناری
مادرت
هیچ وقت درباره گو نان گیل باهات حرف زد؟
نه
مادرت هیچ وقت بهت گفت که ازدواج کرده
و زمین و رستورانشو به نام یکی دیگه زده؟
نه
درباره قرض پدرت شنیدی؟
نه
فکر میکنی
این ازدواج باطله؟
نه
عقلتو از دست دادی؟
موافقت کردی هرچی میخوایم رو بگی
وکیل فکر میکنی داییت نجات پیدا میکنه؟
چی کار میکنی؟ اینجا دادگاهه
اگه دیگه سوال نداری
وکیل مدافع، اگه سوالی داری بپرس لطفا
رابطت با گو نان گیل چیه؟
ناپدریمه
مار. مار. مار
اونجا
یعنی بوی چیه؟
واسه منم چند تا کلمه وجود داره برای هونگ ناری
بهم بگو که هونگ ناری یعنی چی برات؟
همیشه وقتی صدمه میبینه ادا شاخارو درمیاره که مثلا طوریش نشده
ناری که موقع راه رفتن شعر میخونه
دنبال فروشنده ی توفو راه میوفته
قاصدک فوت میکنه
با پروانه ها میرقصه
وقتی مامانم درگیر بود
اون ازش حمایت کرد
بعداز ازدست دادن مادرم، از من حمایت کرد
اون تنها خونوادمه
آفرین، هونگ ناری
بس کن
چیه؟ الان دیگه چیه؟
گفتم باید یه چیزی ازت بپرسم
...درباره زنی که
از پشت به داک بونگ خنجر زد بگو
این همه راهو اومدی اینجا که اینو بپرسی؟
بیکاریا
شبیه بیکارام؟
زندگیم انقدر پرمشغله س که نگو
من شبیه کی ام؟
خیلی بی اعصابی
شبیه عشق اول داک بونگی
که اینطور
انقدر شبیهشم؟
یه مدت خیلی خیلی زیاد باهم قرار میذاشتن
اما خونواده ها با هم دشمنی پیدا کردن
و به داک بونگ بیچاره از پشت خنجر زدن
یه دشمنی خونوادگی؟
بعداز اون، حقوق رو کنار گذاشت
و چسبید اینجا از اون موقع
....اما
چرا درباره برادرت مثه یه غریبه حرف میزنی؟
حالا دیگه، مدلم اینجوریه
به هر حال، خیال برت نداره
حتما قیافت واسش خیلی خیلی آزاردهندست
تازه اون ناری رو دوس داره
تو قدرت عشق اول رو نمیدونی
باید از این به بعد موهامو بدم بالا؟
قاضی وارد میشه. همه بایستید
بشینید لطفا
تصمیممو ارائه میدم
سخته به این نتیجه رسید که شین جونگ ایم
و گو نان گیل ازدواجشونو بدون رضایت دو طرف
ثبت کردن
پس درخواست شین جونگ نام رد میشه
ناری قبل از قضاوت رفت. بیرون منتظره
نمیخوای ازم تشکر کنی؟
من باید ازت تشکر کنم؟
قربان
ما باختیم. متاسفم
شین جونگ نام رو بکشونش اینجا
اونم جلوی چشم هونگ ناری...همین الان
دایی
No comments yet. Be the first to leave one.