The first 200 lines.
سال ۲۰۲۷ بود.
برزیل تغییر کرده بود.
کارناوال دیگه مهمترین جشن کشور نبود.
اون جشن عشق والا بود.
رستگاری بدن،
پاکترین احساسات،
عهدهای عشق ابدی.
انتظار برای بازگشت مسیح.
شما اولویت دارید. لطفاً روی صندلی مخصوص بنشینید.
جنین ثبت شد.
صبح بخیر.
کد ژنتیکی فعال شد.
چیزی کم نیست؟
همه چیز درسته.
همین که پامو تو دفترخونه میذارم، استرس میگیرم!
لازم نیست استرس داشته باشید.
خدا نکنه یکی از این مدارکو گم کنم.
اولین بچهتونه؟
امروز به دنیا اومده؟
تبریک میگم!
طلاق توافقی…
"بعد از پنج سال زندگی مشترک و بدون فرزند یا اموال مشترک
"زوجین تمایل دارند به طور قطعی تمام روابط حقوقی خود را قطع کنند."
"بدین ترتیب، مراحل آغازین طلاق توافقی را"
"اما با تعهد به آشتی موافقت میکنند"
"در چارچوب قوانین دولت برزیل."
اشکالی نداره؟
فکر میکنم شما و همسرتون
لازم دارید که احساساتی رو که یه زمانی نسبت به هم داشتید، دوباره زنده کنید.
آدرس فرستنده نداره.
حتماً اشتباهی شده.
فکر نمیکنم، به نام شماست.
چقدر عجیب.
میتونید بازش کنید لطفاً؟ تا ببینیم چیه.
همین الان؟
این یه قانونه. هیچ مکاتبه شخصی تو ادارات دولتی مجاز نیست.
میدونم ولی…
چقدر عجیب.
اینا کین؟
یه زوج که میخواستن طلاق بگیرن
و نظرشون عوض شد.
ترجیح میدادم تشکرهایی از این دست رو اینجا دریافت نکنم.
باشه، ولی…
کنترل کردن اینجور چیزها سخته
مثل… تشکر.
دولت برزیل هنوز ادعا میکرد سکولار هست.
ولی جوانا میخواست دولت رو به مکانی برای ایمان تبدیل کنه.
با خدمت به دیگران به خدا خدمت میکرد.
بوروکراسی امیدش بود.
"Genuine" با "G" نوشته نمیشه؟
معلومه که "G"!
میتونید یه "G" برام بیارید؟
آیزاک!
ولش کن!
آیزاک، بیا اینجا!
به خاطر خدا، یه کاری بکنید! ولش کن!
ولش کن عوضی!
برو بیرون! ولگرد!
پسر بد.
برو!
"عشق حسود نیست"
"از ناشایستگی دلخوش نمیکند"
"خودخواه نیست"
"زود از کوره در نمیرود"
"کینه به دل نمیگیرد"
"از نادرستی شاد نمیشود،"
"بلکه به حقیقت شاد میشود."
"عشق همه چیز را تحمل میکند، به همه چیز ایمان دارد،"
"امیدوار است و همه چیز را تاب میآورد."
عشق.
برادران و خواهران، به چشمان یکدیگر نگاه کنید.
آیا یکی از اعضای مسنتر گروه مایل است داستان خود را تعریف کند؟
و درباره اهمیت عشق الهی برای ما بگوید؟
برای نجات ازدواجشان از بحران؟
کسی هست؟
من میتونم؟
بفرمایید، ادامه بدید.
من و جوانا
شروع به شرکت در عشق الهی کردیم
حدود دو سال پیش.
ما هم درست مثل شما مشکلات رابطهای داشتیم.
حالا میتونید جابجا بشید.
حالا شوهر.
راحت باشید!
درسته!
حالا شوهر دیگه.
اعتماد.
بیشتر!
هر کسی ممکنه یه زمانی به ورطه نابودی بیفته.
اما همیشه یه خواهر یا برادری هست که حمایتت کنه.
هللویا.
ستایش از آن خداست.
ای پروردگار من، این گردهمایی را برکت بده.
در حضور این جسمهای پاکشده
تو به این زوج اجازه میدهی زندگی جدیدی را در جستجوی دست تو آغاز کنند.
ما از کلام مقدس تو و تمام قوانینت اطاعت میکنیم
زیرا به سوی نور تو گام برمیداریم.
ما خودمان را فقط به تو تقدیم میکنیم، ای اوج شکوه عشق ما.
این گردهمایی تکرار نخواهد شد، زیرا منحصر به فرد است.
این پیشکشی به توست، ای خدای قادر مطلق ما!
اجازه ده تا در قلمرو تو تکثیر بشیم. هللویا!
عشق الهی.
خانواده مهمتر از هر چیزه.
رادیکال، آزاد و مخفی.
پیشکش کردن جسم، نوید شکوه ابدی بود.
ما یک صداییم و حقیقت رو بازتاب میدیم
و برای آزادی مسیح دعا میکنیم.
برای اون هیچ محدودیتی وجود نداره.
ما سربازان مأموریت واقعی هستیم و گواه پیروزی.
هیچکس نمیتونه آرمانهای ما رو به زندان بندازه
چون اونا آزاد در ذهن ما متولد شدن.
همه چی ممکنه، ما همه چیزیم.
برای خدا، هیچ چیز غیرممکن نیست.
عشق
خدا
خدا من رو کامل میکنه.
برزیل جوآنا به آینده ایمان داشت.
اون برای دعا کردن نیازی به معبد دربسته نداشت.
اون مستقیم با خدا حرف میزد و به آسمون نگاه میکرد.
جوآنا برای بچهدار شدن دعا میکرد.
اما فرزند مورد نظرش هرگز به دنیا نیومد.
خیلی بزرگه!
فکر کنم بالا بهتر باشه. - حتماً.
جوآنا مارتینز؟ - بله.
شست راست اینجا.
ممنون. - خواهش میکنم.
بیا، آیزاک.
نگاه کن!
"ممنونم"
"حالا یه نقشه الهی تو زندگیمون داریم."
عالیه که درست شد!
وضعیت دوم
همونجا بمون.
باید برعکسش کنی.
باشه؟
اینجوری؟
فکر کنم آره.
میتونم روشنش کنم؟ - بله.
اینا رو بپوش.
فرترد. هورمون بیشتر، باروری بیشتر.
بهتره الان تنهام بذاری.
ترجیح میدم تنها باشم.
خوش آمدید! شما در مسیر خدا هستید.
شکوه و نور، خواهر! - آمین، کشیش!
جلال بر خدا.
مطمئن نیستم که میتونم این رو ازتون بپرسم…
تا حالا نشونهای دریافت کردید؟
خواهر!
نشانهها همه جا اطراف ما هستن.
خدا با من خیلی سکوت کرده، کشیش.
خدا اونقدر داناست که تو سکوت جواب میده.
من فقط میخوام بدونم کی جواب میگیرم.
اگه جوابی میخوای، خدا ازت یه سؤال میپرسه.
اما من…
اتفاقی افتاده؟
من هر کاری که تونستم براش کردم،
اما هنوز هیچی.
خواهر!
او نشانهها رو وقتی میفرسته که ما اصلاً انتظارش رو نداریم.
به وظیفه خودت عمل کن و روز بزرگ فرا میرسه.
باور کن.
ممنونم، کشیش.
جلال بر خدا.
آمین!
امروز وقت دارید به یه سرود گوش بدید؟
بله.
باشد.
در سفر بیداری،
چند پیچ رو باید بپیچم؟
من آرزو دارم و سعی میکنم از آموزههای تو پیروی کنم.
از آموزههای تو پیروی کنم.
باشد.
مطمئنم که دعاهای شما مستجاب میشه، خواهر.
حتماً میشه، خواهر. ایمان داشته باش. باور کن!
خدا راهنماییت میکنه. چون به وجود تو اهمیت میده.
چون به آواز تو اهمیت میده.
بخون، خواهر! با تمام قلبت بخون، با ایمان.
درخشش زندگی ما رو روشن میکنه.
اون تو و همه ما رو روشن میکنه،
عیسی راهنماییت میکنه.
ایمانت رو از دست نده، روز بزرگ داره میرسه…
میرسه، خواهر. روز بزرگ میرسه!
به او ایمان داشته باش، به خدا ایمان داشته باش.
به مأموریتت با ایمان، شادی و عشق ادامه بده.
مطمئنم که دعای تو محقق میشه، ای پروردگار.
اتفاق میفته.
چون چیزی که مهمه زندگی کردنه.
چون آواز تو مهمه. بلند بخونش، خواهر!
با تمام قلبت بخون، با ایمان.
خدا داره بهت گوش میده. او اینجاست با تو، خواهر.
بلند بخون، چون او داره بهت گوش میده.
او تو رو روشن میکنه. او راهنماییت میکنه.
اون دستت رو میگیره و راهنماییت میکنه.
ایمان داشته باش و روز بزرگ فرا میرسه.
میرسه، خواهر.
جلال بر خدا. - آمین، کشیش!
در آرامش برو.
پروردگار تو قلبته. - آمین!
خیلی ممنون!
گلهای آبی واقعی نیستن. مصنوعی به نظر میرسن.
No comments yet. Be the first to leave one.