Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Loot 2022 S02E02 720p WEB x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-09
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫بدون نظر. بدون نظر.

‫نه، اون هیچ نظری در مورد رفتن جان ‫به فضا نداره و هیچ وقت نخواهد داشت.

‫این یه سوال فریبنده‌ست. بدون نظر.

‫وایسا، تو واقعاً الان داری از من ‫درخواست قرار ملاقات میکنی؟

‫این خیلی نامناسبه.

‫یه عکس بفرست.

‫باشه. به همه درخواست های مطبوعاتی رسیدگی شده.

‫- همه چی مرتب شده. ‫- اوه، ممنون.

‫برام مهم نیست جان چه کار احمقانه ای ‫برای جلب توجه انجام میده.

‫من از این بالاتر میرم چون ما توی یه ماموریت ‫واقعی هستیم که قراره به خیلی از مردم کمک کنه.

‫صبحونه با نوشیدنی گازدار؟

‫دوباره تلاش کن.

‫ما به تازگی اولین هتل رو ‫برای فضایی برای همه بستیم.

‫این یه ساختمون تاریخی قشنگه که میتونه ‫بیشتر از ۶۰۰ نفر نیازمند رو توی خودش جا بده.

‫- به سلامتی. ‫- به سلامتی!

‫- شماها دارید چیکار میکنید؟ ‫- داریم جشن میگیریم.

‫نه، نمیگیریم. ما خیلی کار داریم که باید انجام بدیم.

‫گرفتن هتل فقط اولین قدمه.

‫سال هاست که متروکه شده.

‫ما به برق، لوله کشی، مجوز نیاز داریم.

‫به اندازه کافی آزبست اونجا هست ‫که یه ارتش رو بکشه.

‫مدرسه راهنمایی من آزبست داشت و من "سالِمَم".

‫تو الان گفتی "سالِمَم"؟

‫ما باید از شر همه اینا خلاص بشیم و کار روی ‫دفترچه اولویت های من رو شروع کنیم.

‫خب، بیاید شروع کنیم به کار.

‫اون کاپ کیک ها در واقع برای تولد من بودن.

‫تولد بزرگیه. دارم سی ساله میشم.

‫دکترها فکر نمیکردن من از سیزده سالگی رد بشم...

‫این داستان انگار خیلی طولانی میشه، اینزلی. ‫وقتت تمومه.

‫این رو دکترهای منم میگفتن، ولی من اینجام.

‫خب. مثلاً همین الان...

‫خب. اینم اسموتی کلم پیچ و اسید فولیک شما...

‫- برای جوانسازی شما. ‫- ممنون.

‫این از همیشه خوشمزه تره.

‫- چه طعمی داره؟ ‫- جین.

‫همینه. همینه که مزه‌ش رو حس میکنم.

‫- ولی مردم اومدن... ‫- اوه، من فیلم بی سرنخی رو خیلی دوست دارم.

‫میشه همین الان یه چیزی بگم؟

‫تو دقیقاً مثل چِر هوروویتزی.

‫وای خدای من. راست میگی. ادامه بده.

‫منظورم اینه، بهش فکر کن. ‫تو توی لس آنجلس زندگی میکنی.

‫تو بهترین استایل رو بین ‫هر کسی که تا حالا شناختم داری.

‫و تو توی این سفر، برای کمک به افراد ‫فقیر و زشت خوشگل و فداکاری.

‫وای خدای من. تو واقعاً من رو می‌بینی.

‫کی به روابط واقعی احتیاج داره؟ ‫همشون آخرش گند در میاد.

‫به همین خاطر دارم قید مردها رو میزنم.

‫توی یه فیلم کمدی رمانتیک، ‫میدونی که آخرش خوشحاله.

‫بازم سوفیاست.

‫- یه پی‌ دی‌ اف فرستاده. این چیه؟ ‫- بهت میگم چیه. این خشونته.

‫سوفیا واقعاً باید آروم بگیره.

‫اون باید یاد بگیره بعد از کار ‫چطوری مثل ما ریلکس کنه.

‫- خیلی اخلاقش بده. ‫- خیلی رو اعصابه.

‫پی دی اف چیه؟

‫- میدونی پی دی اف مخفف چیه؟ ‫- چی؟

‫خواهش میکنم، سوفیا، ‫انقدر در مورد همه چی درست نگو.

!و به این نگاه کن

‫اینجا فضای فوق العاده ای برای ما داره. ‫پتانسیل زیادی داره.

‫و تاریخچه زیادی هم داره.

‫میدونستی بتی فورد توی همین اتاق ‫کلاه گیس لیزا مینلی رو کشید؟

‫معمار کی میرسه؟

‫اوه، آیزاک؟ ‫اون یه جورایی با سرعت خودش حرکت میکنه.

‫ولی اون بهترینه.

‫اون چهار تا از املاک من، ‫دو تا از هواپیماهای من رو بازسازی کرده،

‫و مرکز خرید زیرزمینی ‫باربارا استرایسند رو نوسازی کرده.

‫مالی! بابت تاخیر خیلی متاسفم.

‫داشتم میومدم اینجا که یه گنبد قدیمی و قشنگ دیدم. ‫مجبور شدم یه عکس بگیرم.

‫باشه.

‫خب، اون گنبد بعد از جلسه هم سر جاشه. ‫یکم دیر کردی.

‫آره، ولی نور دیگه همونجوری نیست.

‫- منظورم اینه... ‫- وای خدای من. خیلی قشنگه.

‫تا حالا چیزی به این قشنگی ندیده بودم.

‫من بابت اخلاق سوفیا خیلی متاسفم.

‫چرا الان راه نیفتیم؟

‫ببخشید. خیلی عقب رفتم. ‫این آشپزخونه جنیفر آنیستونه.

‫وایسا، این یه لوستر داخل فریزره؟

‫و از یکی از لباس عروسی های قدیمیش آویزون شده.

.تو، بس کن

‫من بس نمیکنم. مشکل همینه. ‫وقتی شروع میکنم نمیتونم بس کنم...

‫بریم؟

‫آره، داریم میایم.

‫آره.

‫آره.

‫داره چیکار میکنه و چرا اینقدر طول کشید؟

‫داره الهام میگیره. بذار کارش رو بکنه، سوفیا.

‫این شیشه کاری یه نمونه ‫فوق العاده از سبک آرت دکوئه.

‫نوارهای سربی احتمالاً از جنس روی هستن.

‫ولی این سلسله مراتب فضاست که من عاشقشم.

‫این احساسیه که باید به هر اتاق بیاریمش.

‫خب، من خیلی دوست دارم که اتاق ها همشون ‫حموم اختصاصی و درهای قفل دار داشته باشن.

‫میتونیم این کار رو بکنیم؟ ‫این کجای "سلسله مراتب فضا" قرار میگیره؟

‫به نظر من این اقامتگاه‌ ها میتونن ‫هم قشنگ و هم کاربردی باشن.

‫افرادی که قراره اینجا زندگی کنن، ‫مدت زیادیه که از نیازهای اولیه محروم بودن.

‫فکر میکنم باید اولویت‌ بندی کنیم...

‫پس تو فکر میکنی افرادی که اینجا زندگی میکنن، ‫شایسته قشنگی توی زندگیشون نیستن؟

‫چی؟

‫نه.

‫اصلاً این چیزی نبود که من گفتم.

‫خیلی خب، گوش کن. ‫میتونی مجسمه‌ های سنگی بذاری یا هر چیز دیگه‌ ای.

‫ولی حداقل بیا روی ضروریات تمرکز کنیم.

‫مجسمه‌ های سنگی؟ خوشم اومد! ‫این رو توی دفتر خاطراتم مینویسم.

‫مطمئنم که دفتر خاطرات داری. احتمالاً چرمیه.

‫- نیست. چون من وگانم. ‫- البته که هستی.

‫تعجب میکنم که اینقدر طول کشید ‫تا این موضوع رو مطرح کنی.

‫تور رو ادامه بدیم؟

‫باشه، چه حس و حالی، مگه نه؟

‫آره. وای.

‫منظورم اینه، این تنش، این بحث و جدل.

‫منظورم اینه، این اولین صحنه یه فیلم کمدی رمانتیکه.

‫آره، خیلی هیجان انگیزه. و خدا رو شکر هم،

‫چون فکر کردم قراره کل روز رو ‫درباره یه ساختمون قدیمی حرف بزنیم.

‫- و من میخواستم خودم رو بکشم. ‫- آره، نه.

‫اینجاست. ای-فریم!

‫گوش کن. حالا میدونی چرا داری این بحران ‫میانسالی کاملا رقت‌ انگیز رو تجربه میکنی؟

‫من اسمش رو "بحران" نمیذارم. ‫ولی آره، دقیقاً همینه.

‫عالیه. خب، من یه فرصت فوق‌ العاده برات دارم.

‫من توی مرحله‌ اول یه ارز دیجیتال ‫جدید و هیجان‌ انگیز به اسم کریگ کوینم.

‫کریگ با کِی، کوین با کیو.

‫و میتونم برات، مثلاً، ‫پنج تا کوین به قیمت ۱۰ هزار دلار بگیرم؟

‫هاوارد، همه چی مرتبه؟

‫ببین، من فقط به یکم پول اضافی نیاز دارم.

‫خیلی خجالت‌ آوره که با دختر عمو مالی زندگی کنم.

‫میدونی، من قبلاً آرزو داشتم مدیر عامل شرکت خودم باشم. ‫و الان، حتی نمیتونم از پس اجاره‌ یه جای کوچیک بر بیام.

‫میدونی، من الان فقط احساس استیصال میکنم.

‫ای بابا، مرد.

‫میشه لطفاً الان از اصطلاحات سفید پوست ها ‫استفاده نکنی؟ من همین الانشم حس بدی دارم.

‫نه، فهمیدم، همکار. ببخشید.

‫خب، شاید بتونم کمکت کنم.

‫من یه حسابدارم.

‫میدونی، شاید بتونم یه نگاه سریع ‫به وضعیت مالیت بندازم.

‫خب، این یه ویژگی آدم های سفید پوسته ‫که میتونم ازش حمایت کنم.

‫- باشه، برادر. ‫- نه.

‫- نه؟ اوکی نیست. ‫- نه.

‫- نه. ‫- اوکی نیست. اوکی نیست. فهمیدم.

اوه، ‫هی، مالی. نظری در مورد فایل پی‌ دی‌ افی ‫که برات فرستادم داشتی؟

‫من از یاد گرفتن اینکه اون چیه امتناع میکنم.

‫ما اینجاییم تا در مورد ‫یه چیز خیلی مهم‌ تر صحبت کنیم.

‫- حس ها. ‫- شماها دارید در مورد چی حرف میزنید؟

‫- تو و آیزاک؟ ‫- چی درباره اون هست؟

‫- اون خیلی عالیه، اینطور نیست؟ ‫- باهوش، با استعداد، مجرد.

‫ولی نه اون نوع مجردی که خیلی وقته ‫گذشته و تو میگی : "هوم، چی؟"

‫باشه، فهمیدم قضیه چیه. من علاقه‌ مند نیستم.

‫چطور ممکنه علاقه‌ مند نباشی؟

‫- اون خیلی خوشتیپه. ‫- موافقم.

‫- باشه، آره. اون به طور عینی خوشتیپه. ‫- دیدی؟ میدونستم.

‫و همچنین یه جورایی متظاهر و یکم عوضیه.

‫ولی توئم همینطوری هستی! ‫تو یه عوضی هستی. به خاطر همینه که عالیه.

‫باشه. من نمیخوام در مورد این صحبت کنم. ‫خیلی سرم شلوغه.

‫من یه جلسه دارم. شما دو تا باید برین.

‫سوفیا، میتونستم بفهمم که ازش خوشت اومده. ‫داشتی دستپاچه میشدی.

‫به موهات دست زدی.

‫دقیقاً همونجوری رفتار میکنم وقتی که ‫استنلی توچی رو در حال خوردن کانولی می‌بینم.

.همین الان از اینجا برید بیرون

‫- سلام. ‫- اوه، سوفیا.

‫آره، دارم میرم پشت بوم هتل. تو کجایی؟

‫- من نقشه هایی که لازم داشتی رو آوردم. ‫- آره، واسه همینه زنگ زدم.

‫- راستش من نمیتونم بیام. ‫- منظورت چیه؟

‫تو به من گفتی همه ملاقات هام رو ‫کنسل کنم و فوراً بیام اینجا. چی...

‫اینجا خیلی فرق کرده. چه خبره؟

‫- چرا اینجا یه بار درست شده؟ ‫- یه بار؟

‫نمیدونم. چرا یه نوشیدنی نمیخوری و ریلکس نمیکنی؟

‫اوه خدای من. این یه تله‌ست. ‫داری برام تله میذاری، مگه نه؟

‫من باید برم، سوفیا. یکم برق لب بزن.

‫- گارسون یکم داره. ‫- نه.

‫- من نمیخوام برام تله بذارن. ‫- اوه، سلام. چه خبره؟

‫مالی بهم گفت بیام بالا. ‫گفت یه وضعیت اضطراری معماری پیش اومده.

‫مطمئن نیستم چی هست. ‫فکر نکنم همچین چیزی وجود داشته باشه.

‫همین الان با مالی صحبت کردم. اون نمیاد.

‫و اونم همین کار رو با من کرد.

‫اوه، عجب.

‫این چیزیه که من فکر میکنم هست... این یه...

‫- آره. یه تله‌ست. ‫- تله.

‫هی، فقط میخوام بهت تاکید کنم که این ایده من نبود.

‫باشه. خب، تو واقعاً روی "نبود" تاکید کردی.

‫متاسفم. فقط اینکه مالی یه تمایلی داره که مدام...

‫با موقعیت های ناجور غافلگیرت کنه،

‫ولی خیلی لوکس که براش برنامه ریزی نکرده بودی؟

‫- پس یه مدته باهاش کار میکنی؟ ‫- اوه، آره.

‫نوشیدنی؟

‫منظورم اینه که، احتمالاً باید بری سر کار.

‫نمیتونم به یه لیوان بوردوی مجانی نه بگم.

‫یعنی فقط با نگاه کردن میفهمی که این بوردوئه؟

‫به خاطر عطرشه.

‫و این واقعیت که روش نوشته "بوردو" روی بطری.

‫- من ندیدم... ‫- اونجاست... نه، اون...

‫خب، فکر کنم میتونیم یه لیوان بخوریم.

‫بعدش تمومش میکنیم و شاید مالی دست برداره.

‫وای. باشه.

‫- به نظر نقشه خوبیه. ‫- آره.

‫- اول تو. ‫- حتماً.

‫خیلی خب، به نظر میاد که تو ۹۶ درصد ‫از چک حقوقیت رو هر هفته خرج میکنی.

‫خب، بذار ببینیم چیزی هست ‫که بتونیم ازش کم کنیم.

‫باشه. خب، من به یکم سخت‌ گیری نیاز دارم. ‫پس، بدترین کارت رو بکن.

‫باشه. در نگاه اول، تو برای ۱۶ اشتراک مختلف ‫بازی‌ های ویدیویی پول میدی.

‫درسته. حالا بریم سراغ چیزهایی که بهشون نیاز ندارم.

‫باشه. تو هنوز داری برای ‫مشاوره زوج‌ درمانی پول میدی،

‫با اینکه تو و تانیا ماه‌ ها پیش از هم جدا شدین.

‫خب، اون و جرد الان دارن دوران سختی رو میگذرونن.

‫تو امسال به سه کنسرت بیانسه میری.

‫برای سلامتیم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left