The first 190 lines.
چه خبر؟
این K107 ـه، داره شب سال نو برنامه پخش میکنه
چرا همهتون اون قولهای سال نوتون رو یادداشت نمیکنید؟
بهم زنگ بزنید، اون دروغهایی رو که به خودتون میگید بهم بگید--
قولهایی که خودتونم میدونید بهشون عمل نمیکنید
من به قولهای سال نو اعتقادی ندارم
احمقانه هستن. قول میدم امسال دیگه--
جان هرچی میخواد بگه
امسال کار کیترینگمو راه میندازم
و اگه همچین کاری کنم
یه وقت بذارم راسل برگرده
یه حال اساسی ازش میگیرم
ده پوند وزن کم میکنم و درست غذا میخورم
پانزده پوند. باشه، ۳۵ تا
سی و پنج پوند
میدونید امشب کجا میخواید باشید؟
و سال دیگه میخواید کجا باشید؟
بهش فکر کنید. چون داریم به اون ساعت آخر نزدیک میشیم
پس اگه هنوز قولهای سال نوتون رو تموم نکردید
بهتره قبل از اینکه دیر بشه دست به کار بشید
من مال خودمو گرفتم. شما چطور؟
این یه کار کاملاً جدیده از شنتل مور زیبا
"وی یو." K107. گوش کنید
قضیه اینه که مردهای دنور تموم شدن
پس تعجبی نداره که باز دارم شهر عوض میکنم
باید تو فینیکس بهتر باشه
باید برم دنبال بچهنگهدار
پیراهن شبم رو بگیرم، وایسم و تاکسیدوی جان رو هم بگیرم
آه، کاش میتونستم خودمو شبیهسازی کنم
ولی وقت جراحیشو ندارم
نمیدونم چرا همیشه مردهای اشتباهی رو برای عاشق شدن انتخاب میکنم
نقطه ضعفم پسرای خوشقیافه و پُر و پیمونه
نمیدونم چرا طارق باید شب سال نو رو با رفیقاش بگذرونه
اون هر روز اونا رو میبینه
تازه این همه مست و پاتیل تو خیابونن
در حالی که تو خونه با من فیلم ببینه بیشتر بهش خوش میگذره
فقط میخوام بدونید
که اگه دنبال عشق هستید، یه عشقی برای شما هم هست
حالا شب سال نو شده
و من برای یه قرار آشنایی که اصلاً هم چیز خاصی نیست، حسابی کلافهام
فقط یه مهمونی که صدای یه پسری منشی تلفنی منو بهش دعوت کرده
وقتی که از تلفنبازی خسته شدیم
مدتها پیش، از خدا خواستم یه مرد حسابی برام بفرسته
رابرت، سدریک، دارل و کنت نصیبم شد
خدا باید حسابی توضیح بده
پس دعاهام جزئیتر شد
مثلاً، یه کم مهر و محبت چطوره؟
میتونه هدف تو زندگیش داشته باشه؟
یه ذره شرافت؟
میتونه گوش بده؟
حقیقت اینه که بیشتر مردا کر هستن
ترجیح میدن حدس بزنن چی نیاز داری. ولی حدساشون یه پشیزی نمیارزه
بدون وجدان دروغ میگن
کاری که بهترینن توش اینه که ما رو متقاعد کنن باید ناامید باشیم
خدا رو شکر من گول اون حرفا رو نمیخورم
اگه جرأتشو داشتم، میرفتم سینههامو واقعی میکردم
آه، میدونم که حتماً مامانه
اون تنها کسیه که میدونه من تو هتل موندم
دوستت دارم مامان، ولی امشب...
فردا صبح بهت زنگ میزنم مامان
اصلاً حوصله ندارم برم به یکی دیگه از این مهمونیهای کسلکننده
برنی؟ بله؟
خیلی ناامید میشی
اگه امشب مهمونی نریم؟
نابود میشم
چی؟
حدس میزنم زمان مناسبی برای گفتن این حرف نیست، ولی
من میرم مهمونی، فقط با تو نیستم
اون... اون؟
بله
اون امشب دلش نمیخواد تنها باشه
و من با خودم فکر کردم: "چرا باید تنها باشه؟"
اون هرزهای که حساب و کتاباتو نگه میداره، مگه نه؟
و تو امشب رو انتخاب کردی تا هرزهتو به رخ بکشی
جلوی تمام شرکای کاری و دوستات؟
اصلاً باید چی فکر کنن جان؟
حقیقت
بالاخره، حقیقت
من به خاطر اون دارم ترکت میکنم
این یک آزمایش از سیستم پخش اضطراری است
این فقط یک آزمایش است. نگران نباشید
خونه برای تو
و میدونی که من مراقب بچههام هستم
یه دقیقه صبر کن
من ۱۱ سال کوفتی از زندگیم رو به پای تو ریختم
اون وقت تو داری بهم میگی که به خاطر یه زن سفیدپوست داری ترکم میکنی؟
اگه سیاهپوست بود بهتر بود؟
نه. اگه تو سیاهپوست بودی بهتر بود
ممنون برنادین
که این کارو آسونتر کردی
برای من
هفته دیگه برای وسایلم برمیگردم
اینجا آزمایش سیستم پخش اضطراری به پایان میرسد
خیلی خب
وقتشه که حال کنید
"تمام شب."
باورم نمیشه که دارم شب سال نو رو تنهایی میگذرونم
واقعاً این اولین باره
بالاخره از راسل دست کشیدم
یه ماهیِ دروغگو، موذی و هوسباز
راسل خیلی خوشتیپ بود
احتمالا
هر زنی توی آمریکا میخواست باهاش باشه
ولی میدونی چیه، ایچی؟
اوه، من میدونستم اون مال منه
تا اینکه
تا اینکه اون زیردامنی زنونه رو توی ساک ورزشیش پیدا کردم
امشب تلفن داره مدام زنگ میخوره
از طرف زنهایی که دارن فکر میکنن مردهای واقعی کجان
پس، برای همه شما رفقایی که دارین توی خیابونا میچرخید
دنبال عشق توی جاهای اشتباه میگردید
یه چیزی هست که باید بدونید
شاید عشق همینجا توی خونه منتظرتونه
مامان، کاش امشب میرفتی بیرون
هوم
من خوبم، ممنون
امشب باید سر یه ساعت معقول برگردی
مامان، شب سال نوئه. اوضاع تا نیمهشب تازه جون نمیگیره
باید شکر خدا رو کنی که اصلا میذارم بری بیرون
با این نمرههایی که میآری
میدونی که بهتره به خودت بجنبی
قراره با کد مورس با اون دوستدخترای فسقلیت تماس بگیری
ببین، دارم هر کاری از دستم برمیاد انجام میدم، پس همین الان حبس خونم کن
میدونی که پدرت سهشنبه میاد
خب که چی؟
اولا، اون پدر من نیست. اون بابای منه
و فرقشون خیلی زیاده. حالا، حواست به دهنت باشه
ببین، اون عوضی رو هر دو سال یه بار میبینم، اونوقت انتظار داری هیجانزده بشم؟
تو هیجانزده میشی!
باورم نمیشه، مرد. چرا داره این کارو میکنه؟
این یعنی چی؟
آخرین بار که اینجا بود کجا خوابید؟
اوه، خدایا
مامان، ببخشید. ببخشید
مامان، ببخشید. مامان، ببخشید. ببخشید
من واقعا... ببخشید
به تو مربوط نیست
ببخشید
اینجا K107 هست، پخش زنده از هرموسا
و مهمونی اینجا برپاست
چرا اونجا نشستی وقتی میتونی اینجا توی اتاق من بشینی؟
بذارید برندی براتون بگه. گوش کنید. K107
ببخشید، کسی اینجا نشسته؟
نه. بفرمایید
روشو ببین، اینجا نشسته
آره واقعاً!
من مجردم و ناامید و هیچ اخلاقی ندارم
و به محض اینکه یکی از شما پشتشو کنه
حسابی دلبری میکنم
و بعد مردتونو از چنگتون درمیارم
از زنهای مثل اون حالم بهم میخوره
بیخیال! اوهوم
سوانا؟
لیونل؟
سلام. حالت چطوره؟
خدایا، اگه این مرد اونی که دنبالشم نباشه
حداقل بذار انقدر برقصم تا عرق کنم
دوست داری با من برقصی؟ حتماً، خیلی دوست دارم
باشه
خدایا، امشب چقدر زیبا به نظر میرسی
ممنون
واقعا خوشحالم که بالاخره همو دیدیم
سالم و سلامت به اینجا رسیدی
خب، دستگاههای پیغامگیرمون تقریباً با هم زندگی میکردن
منم خوشحالم که همو دیدیم
اوم. چقدر حس خوبی داری
شکر خدا
و بعد انجامش دادم
چشمامو بستم
و نفسم رو بیرون دادم
و تظاهر کردم این مرد مال منه
که اون هر چیزی بود که همیشه آرزوشو داشتم
که اون همون شخص بود
که تمام عمر منتظرش بودم
لیونل
لیونل
تمام شب رو با من نرقصیدی
اوه، سوانا، این دوست من دنیزه
اگه عجله کنم، هنوز میتونم به دیک کلارک برسم
چه خبر، جوزف؟ چه شلوارهای قشنگی!
خب، ممنون عزیزم. هی، جوزف، اون پیداش شد؟
هوم! فکر میکنی نیومد؟
بیا، عزیزم، نوبت توئه.
اوه، گلوریا، اینو نگاه کن.
اوه. چه قشنگه. خیلی قشنگه.
دقیقاً عینِ تو کتابه.
هی، گلوریا، این رنگ رو دوست داری؟
برای هر انگشت، ۲۵ سنت ازت میگیرم، روبین.
چی میخوای ازم بگیری؟
روبین، چرا از مغازه من نمیری بیرون؟
No comments yet. Be the first to leave one.