The first 200 lines.
THE KILLING : قتل البته معنای عنوان اصلی دانمارکی جُرم است
تریلری از : سورن سویستروپ
روز اول
دوشنبه 3 نوامبر 6:30 قبل از ظهر
-چیکار میکنی؟ -هیچی
فکر کردم چیزی رو فراموش کردم واسه اسباب کشی
سارا، میدونم دلشوره داری ولی هیچ مشکلی به وجود نمیاد
-تمام تلاشمو میکنم... -دلشوره ندارم
فقط بیدار شدم همین
-نمیتونم صبر کنم... -تا سوئدی بشی؟ امکان نداره
من هیچوقت سوئدی نخواهم شد
-نمیتونم صبر کنم تا بیام پیشت زندگی کنم -این خیلی خیلی خوب میشه
میرم قهوه درست کنم
"لوند" هستم
اون پشته. ساعت 6 صبح یه بیخانمان، دختره رو پیداش کرد
ساختمون خالیه، هیچ شاهد دیگهای نیست بلوک جلویی رو خونهبهخونه داریم میگردیم
-چند سالشه؟ -اصلا نمیشه گفت. تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
متاسفم که بین این همه روز، امروز این اتفاق رخ داد
ممنون
هی! چراغو روشن کن. آهای!
سلام رئیس ممنون بابت 7 سالِ عالی بچههای اداره
اگر فکر میکنی آبجو و شاهماهیِ تخمیر شده زندگیت رو بهتر میکنه، (اشاره به غذای محبوب سوئدیها)
پس باید با کله بری براش
ممنون
سارا، شکی ندارم که اداره پلیس استکهلم از وجودت سود زیادی خواهد برد
در آغوش دشمن موفق باشی
و وقتی میگم دلمون واست تنگ میشه از طرف کل اداره این حرفو میزنم
نه، عالی بود بعدا واست تعریف میکنم
-از باربری اثاثیه اومدن؟ -آره تقریبا کارشون داره تموم میشه
وقتی خواستم برم واسهی سخنرانیم کلیدها رو تحویل میدم
-مارک هم کمک کرد؟ -نه اون رفت مدرسه. عجله داشت
عه؟
-وسایلشو کامل جمع کرد؟ -من تمومش کردم. مشکلی نیست
من میرم دنبالش و میریم با مادرم خداحافظی کنیم
-میتونم کمکتون کنم؟ -دفتر لونده؟
عزیزم، یه لحظه گوشی من سارا لوند هستم
جان مِیِر هستم، کارآگاه ارشد جدید
-میتونم بیرون منتظر بمونم -نه بیا داخل
باید برم عزیزم تو فرودگاه میبینمت. خدافظ
-اشکالی نداره که سیگار میکشم؟ -نه مشکلی نیست
-داری مهاجرت میکنی به سوئد؟ -آره. دوستپسرم سوئدیه
من و پسرم امشب اسباب کشی میکنیم
خواهر زنم هم همین کارو کرد
توی کپنهاگ' به جایی نرسید پایتخت دانمارک
واسه همین رفت بُرنْهُلم با یکی از اهالی اونجا. مرد خوبی بود.
جزیرهای در دانمارک
- با بچهها فوقالعاده بود اما سرانجامی نداشت -چرا؟
اونا از سکوت جنگل و تنهایی دیوونه شدن
-قصد دارین کجا زندگی کنین؟ -سیگتونا (شهری در ایالت استکهلم) . توی مزرعه
-عه همدیگه رو دیدین پس -آره همین الآن باهم آشنا شدیم
-قبل از اینکه بری یه نگاهی به این میندازی؟ -البته. هنوز کلی وقت دارم
-از آشنایی باهات خوشحال شدم. موفق باشی -ممنون. همچنین
-چرا "مِیِر رو با خودت نمیبری؟ یکم راهنماییش کنی -نمیخوای وسایلت رو بچینی؟
کلی وقت واسه اونکار هست. بریم آدم بدا رو بگیریم
-مراسم خداحافظی توی اداره رو یادت نره -چشم. ممنون.
تو استکهلم میخوای چکار کنی؟
-کلی کارا -میخوای با پلیس سوئد مشارکت کنی؟
آره. یه همکاری خواهیم داشت
ولی دیگه نمیتونی اسلحه داشته باشی یا کسی رو بازداشت کنی
مگه اینکه یه شهروند سوئدی بشم
-پس حالا اونجا میخوای چکار کنی؟ -میشه زود بریم ببینیمش؟
امروزصبح از یه مهدکودک اومده بودن معلمشون ساعت 8:30 اینو گزارش داد
-خونه؟ -آره، ولی نه زیاد
-مثلا درحد یه خوندماغ یا در حد بریدن رگ گردن؟ -در حد خوندماغ بود
-کی معمولا میاد اینجا؟ -روزها، بچههای مهدکودک میان
شبا، یکی دوتا فاحشه با مشتریاشون
-این وسایل کِی اینجا رها شدن؟ -جمعه هم از مهدکودک اینجا بودن ولی چیزی ندیدن
-حادثهای گزارش نشده؟ -نه. نه کسی گمشده و نه بیمارستانها خبری هست
-چیزی میدونیم که این زن کی میتونه باشه؟ -فقط این که سایزش سی و ششه
اینو هم پیدا کردیم
یع کارت حافظه
-تایْس بیِرک لارسِن -یکم دورتر از لباسها بود. شاید از دست مشتریه افتاده
شاید بینشون دعوا شده و دختره رو از ماشین انداختن بیرون.
هوا تاریک بوده ولی دختره تونسته وسایلش رو جمع کنه و خودش رو به جاده برسونه
-اطراف رو گشتین؟ -دو ساعته داریم میگردیم. هوا سرده
خُب، اسم این مَرده که رو کارته رو چک کن و بهم خبر بده
-سلامِ منو به سوئد برسون -چرا ما این یارو رو بررسی نکنیم
اگه اون، کسیه که یه فاحشه رو لخت اینجا وِل کرده و رفته، میخوام باهاش حرف بزنم
این موارد رو معمولا ما بررسی نمیکنیم
من آدم معمولی نیستم. میخوام باهاش حرف بزنم
بدون شکایت و پرونده، خیلی حرفی برای گفتن نیست
بستگی داره چجوری ازش بپرسی
اما اگه تو زیادی سرت شلوغه...
-نه نه. بیا بررسیش کنیم -عالی
خدافظ پیتر. میبینمت
3000 یورو برای کامیون و رانندهاش هم حسابش جداست
معلومه که نه
فردا اونجاییم
-حواستو جمع کن -وسایلت سر راه ریخته
یه ظرف چایی خشک ریختی باید پولش رو بدی
سر راه بود دیوونه شدی بابا.
-چه خبر شده؟ -تایْس، این اصلا احترام سرش نمیشه
ببین چکار کرده من کلی پول بابت این وسایل دادم
-از پسرعموت گرفتیشون بابا -از پولی که میدی، کمش میکنم
-کمش میکنیم -خیلی ممنون، تایس
یه سبد پر برای تو و خانوادهات میذارم کنار
چرا طرف این پاکستانی را گرفتی؟
فقط به خاطر اینکه تو نمیدونی "فلافل" رو چجوری مینویسن
ههه... معلومه که میدونم فَ ل ا ف ل
- میشه فلافل - وایسا
-همین الآن بیا خونه -چی شده؟
-فقط زود بیا خونه -باشه، دارم میام
دارم میرم خونه حالا رئیس تویی
-چه غلطی کردی؟ -چی؟
ماشین ظرفشویی
درستش میکنم
-فقط چسب برقشه که پاره شده -تایس، چسب برق بسه دیگه
-الآن زنگ میزنم لولهکش -نه نکن
-به "وان" میگم درستش کنه -سه ماهه داری همینو میگی
بفرما
حالا روشنش میکنیم
برو زنگ بزن
-میخوای همینجوری بهم بخندی؟ -چیزیت نمیشه
یه چیزی پیدا میکنم خشکش کنیم
نه! تایس! نکن!
تایس، ما باید در مورد آپارتمان برای "نانا" صحبت کنیم
میدونی که از اون اتاق کوچیک چقدر متنفره
-اول باید مدرسهاش رو تموم کنه -داشتم به این فکر میکردم... که...
میتونیم توی همین محله یه آپارتمان براش پیدا کنیم و پول پیشش رو بدیم
-ممکنه لازم به اینکار نباشیم -چرا؟
-بعدا بهت میگم -تایس، چی تو سَرِته؟
-دیر شد. میتونی بری دنبال پسرا؟ -نه
باید واسه کارای مالیات برم اون حسابدار رو ببینم. یالا بگو
-سورپرایزه -تــایس
- بگو دیگه. همین الآن بگو -اون موقع دیگه سورپرایز نمیشه
تایس...
بله؟
هیچی
یالا بریم
پوسترها باید جلوی دبیرستان نصب بشن و چند دقیقهای از رئیس مدارس وقت بگیر
ما وسط یه کمپین انتخاباتی هستیم رئیس سرش خیلی شلوغه
توئِلز هارتْمِن از حزب لیبرال
باشه. خدافظ
-هنوز نرسیده؟ -نه
خیریه میگه نیم ساعت پیش از اونجا خارج شده
بازم زنگ بزن تا بفهمی کجاست
آنا هارتمن 1966-2005
دارم میام
مناظره ساعت 12:30 شروع میشه "ری" میگه یک ساعت زودتر اونجا باشیم
نیم ساعت این یکی رو نباید خراب کنیم
-خبرنگارا اونجان -برِمِر همیشه دقایق آخر میرسه
نباید خیلی مشتاق به نظر بیایم. کفشای جدید گرفتی؟
آره. اتفاقا خیلی خوبن احساس راحتی میکنم
مورتِن. بیا چندتا نکته رو یادداشت کنیم ضمانت ساخت مهد کودکها
پاکسازی دریاچه احیاء توافق با شهر اُرِستاد
-احیاء اماکن ورزشی، سالنها -یکم آرومتر
و جلساتی در مورد عوارضی جادهها، طرح جدید مدارس،
لنگرگاه نوردهاونن و خرید این کفشای جدید تو
-ههه خندیدیم. آخرین آمار نظرسنجی رو دیدی؟ -آره. شهردار هم دیده
این اولین مناظرهاس. ما برای مدرسه نورِبرو (منطقهای در کپنهاگ) درخواست بودجه کردیم
اما شهردار، درخواست ما رو رد کرد و حالا آمار غیبت به علت مریضی 20% افزایش یافته
-امروز اینو علیهش استفاده میکنیم -این به همه نشون میده که
شهردار چقدر آدم متکبر و خودخواهیه و طرح مدارس ما رو مهمتر جلوه میده
-مطمئنیم که کار اون بوده؟ -من دقایق مناظره رو نگهمیدارم
یه بار دیگه بگم. برنامهی کاریم بیدقت و غیرحرفهای نباشه
-تقصیر من بود -شاید بهتر بود سر وقت میومدی اینجا
ساعتمو گم کردم به علاوه، بیکار هم نبودم
توی جاده با حزب "سِنتر" صحبت میکردم. هنوز رسمی نشده ولی،
فکر کنم میخوان با ما باشن
-ائتلاف؟ -آره. پشت شهردار داره خالی میشه
-"ساعتمو گم کردم"؟ - جدی گفتم
دفعه بعد زیر تخت رو نگاه کن، باشه؟
منشی پشت خطه شهردارْ برِمِر میخواد باهات ملاقات کنه
-درباره چی؟ -نمیدونم ولی میگه هر چه زودتر
-باشه. ربع ساعت دیگه -فکر کردم ساعتتو گم کرده بودی
- نه من... -اشکال نداره
بخش شماره 1
آره. حرفم همینه تهش از کابینهی اون سر درمیاری
یه نفر اینجا منتظرمه بعدا زنگ میزنم. باشه خدافظ
-ببخشید منتظر موندی -مشکلی نیست
سیسرون میتونست کارهای زیادی بکنه اگه صبر میکرد تا نوبتش بشه. اگه میخوای کتابو ببر
(فیلسوف و سیاستمدار رومی)
ممنون. من خیلی اهل این کتابا نیستم.
بعد از ترور ژولیوس سزار، اون میخواست که حکومت جمهوری رو معرفی کنه.
ولی برای اون دوره خیلی زود بود
رومیها هنوز عاشق سزار بودن و فکر میکردن که
- سیسرون داره تند میره - رومیها اعدامش کردن
میدونم. میدونستی سرِ قطعشدهاش رو توی میدان شهر قرار دادن؟
-کاری داشتی؟ -تبریک بابت آمار خوبت
و...
و همچنین فکر میکنم که واقعا شهردار خوبی میشی
اما نه این دوره. من 4 سال دیگه بازنشسته میشم. چرا صبر نمیکنی؟
-آخه چرا صبر کنم؟ -بهت میگم چرا
چون من یه پیشنهاد خیلی خوب دارم. بهت قول میدم که...
توی تصمیمهای بزرگ، تو رو سهیم کنم اینکار راه رو برات باز میکنه
4 سال بعد هیچ رقیبی نداری 4 سال بعد
-نیازی به انجام این کار نیست -من میخوام که با هم دوست بمونیم
چیزی که باید بشنوی رو بهت میگم
تو برای زمان خیلی زیادی شهردار بودی فقط من نیستم که همچین فکری میکنم
اگه منظورت حزب سِنتره، فراموششون کن اولش یکم نازتو میکشن
ولی آخر سر میدونن که به کجا تعلق دارن
- توی مناظره میبینمت -فکر کنم چارهی دیگهای ندارم
روی ماشین: خدمات اثاث کشیِ بِرک لارسن
آیتم شماره 711 رو برداشتی؟
نه فراموش کردم ممنون. 10 دقیقه دیگه اونجام
-میبینمت خدافط -روزتون بخیر
جان میر از اداره پلیس جنایی ما میخوایم با تایس برک لارسن صحبت کنیم
-اون شوهرمه. درباره چی؟ -فقط میخوایم باهاش صحبت کنیم همین
خب اون اینجا نیست. یه روز دیگه بیاین من میخوام برم پیش حسابدارم
-طبقه بالا نیستش؟ -درباره پارکینگه یا چیز دیگهاس؟
No comments yet. Be the first to leave one.