The first 200 lines.
Produced by NIKKATSU CORPORATION
Executive Producer NAKAMURA MASAYA
Director SHIOTA AKIHIKO
باشگاه کِندو
!ضربه به سر
!دوباره
!دوباره
.تنها چیز مهم تو کندو، رعایت فاصله مناسبه
.نه خیلی نزدیک باید بود، نه خیلی دور
، برد و باخت تو مسابقه هم .به همین بستگی داره
.پس خودت میدونی
.ولی وسط تمرین باهات، انتخاب دیگهای نداشتم
،ولی وقتی به سرم ضربه میزنی .خوشم میاد
.یه تکونی به زندگی کسالتبارم میده
.خوشم میاد کلهم یه تکونی بخوره
.پس با این حساب، تو یه منحرفی
.حق با توئه
.عجله کن. دیر میرسیم دوباره
در 20 و چند ثانیۀ بعدی، توضیحاتی درسی توسط معلم ارائه میشود که ترجمه آنها غیر ضروری و بیهوده است
...سه ماه قبل
به سرم زد که کیلدمو روی .قفسه ساتسوکی امتحان کنم
.بازش کرد
.رازی که فقط باید پیش خودم میموند .هیچکس نمیتونست ازش باخبر شه
Moonlight Whispers black_garden ترجمه از @ViveLeCinama
با کیتاهارا قرار میذاری؟
اگه میذاشتم، الان داشتم .باهاش غذا میخوردم
.شما دوتا که هر روز باهم تمرین میکنین
.صرفاً آمادگی واسه مسابقاته
جونِ من؟
.خودتم میدونی
.فقط باید مطمئن میشدم
...که یعنی
.راستش، یه لطفی میخواستم در حقم بکنی
چیکار داری باز؟
.ایناهاش
چیه؟ - .خودت میدونی که -
واسه کیه؟
کیتاهارا؟
...آره یهجورایی
اون دختر دیگه چی شد؟
.اون؟ نه، کارم باهاش تموم شد
،یکم تند رفتم تو رابطه باهاش .اونم ترسید و رفت
پس حالا میری سر وقت کیتاهارا؟
.دقیقاً. اگه تو باهاش قرار نمیذاری
مثل همون نامۀ قبلیه؟ - از کجا میگی؟ -
.ساده است. پاکتش همونه
.تمرین ضربه. شروع کنید
.یک. دو. سه
.چهار. پنج. شش. هفت
.هشت. نُه. آخرین ضربه
.پایان مدیتیشن
.ماسکها رو روی سر بذارین
.کیتاهارا، دست چپت رو خیلی بالا میاری
.بازوت رو نزدیک بدن نگه دار .دست چپت رو محکم به جلو فشار بده
.شروع
.خیلی خوششانسی، ساتسوکی
.اوئهماتسو شخصاً توجه زیادی بهت میکنه
.چون از شانسای اصلی مسابقهام
...کیتاهارا
میتونم باهات صحبت کنم؟
.به ریکا قول دادم که بریم مکدونالد
.فهمیدم
.ولی مشکلی نیست .میرم بهش بگم
.کنار در منتظرم باش - .باشه -
.اینم باشه پیشت
درباره چی میخواستی حرف بزنی؟
...درباره این
.از طرف ماروکنه
قبول کردی که اینو برسونی به من؟
.اگه به یه غریبه بود، نمیتونستم
ولی برای من میتونی؟
...امیدوار بودم که شاید
.به من علاقه داشته باشی
.من ازت خوشم میاد، هیداکا
.داری دستم میندازی - .اینطور نیست -
تو از من خوشت میاد هیداکا؟
.البته که خوشم میاد
تنها دلیلی که کِندو رو ...تو دبیرستان شروع کردم
.تو بودی
...شرکت کردنم تو تمرینات
...هر صبح و عصر
.فقط بهخاطر این بود، که نزدیک تو باشم
چرا زودتر چیزی نگفتی؟
...اونم وقتی یه سال اولی میخواست مخمو بزنه
.اینطور بهنظر میسید که برات اهمیتی نداره
.بیشتر برام یه رویای غیرممکن بودی
.همین که کنارت بودم، خوشحالم میکرد
.الانم درست کنارتم
.سانشیرو
.وقت صبحانه است
.صبح بخیر. بفرما
!هیداکا
.سلام
.یک دقیقه واستا آماده شم
ساتسوکی، اون دوستپسرته؟
.آره
از کی؟ - .از دیروز -
.چشماش برق میزنه - .اوهوم -
.حال فوقالعادهای دارم
قیافهشو دیدی؟ - .آره. قراره کلی حرف بزنن راجع بهمون
.من که اهمیتی نمیدم - .منم -
.حتی خودم میرم به همه میگم
!منم
.یه عکس ازت میخوام داشته باشم، هیداکا
.باشه
!برو که رفتیم
!چطور همچین شد دقیقاً؟
.من یه نامه عاشقانه دادم که بدی بهش !چطور مال تو شد الان؟
.دارم عکس میگیرم .مزاحم نشو
!ببین چی میگه با خودش مرتیکه
.لگد نزن
بگو ببینم تا الان بوسیدیش؟
اینطور فکر میکنی؟
.خدایا! ببین چجوری حرف میزنه ها
محض اطلاعت، من اولین بار .کلاس هفتم کسی رو بوسیدم
.سه سال قبل تو - .یادمه -
.آره. هیچوقت فراموشش نمیکنم
.نزدیک معبد پشت مدرسه
اما واسه خوابیدن با دختره مجبور شدی پول بدی، نه؟
.آره. همینش باعث شد احساس بدی کنم
هی، بعد این که بوسیدیش چی شد؟
.من مثل تو انقد سطحی نگاه نمیکنم بهش
!چی گفتی؟
اون شب، هرچی از ساتسوکی .داشتم رو سوزوندم
.تا بتونم بدل به یک منِ دیگه شم
.پرچم اژدها .مرحله نیمهنهایی
.کیتاهارا ساتسوکی، نایبقهرمان
.هیداکا تاکویا، مقام سوم
.تابستون تقریباً تموم شده بود
بیدار شدی؟
.ساتسوکی
،شنیدم سرما خوردی .واسه همین وسط کلاس زدم بیرون که بیام دیدنت
.خیلی عرق کردی پاک بکنمشون؟
.اینطوری تو هم سرما میخوری
.مهم نیست
آمادهای؟
.لباسامو در میارم
درد میگیره؟
...آره
.ولی من خوبم
.مجبور نبودی واستی
.نمیتونستم انجامش بدم
.الانشم خوشحالم
مطمئنی؟
.بیا دست همو بگیریم
...خواهرم بهم گفت
...وقتی که خودت رو در اختیار یه مرد میذاری
اون یا علاقهاش رو از دست میده .یا دربارش دچار وسواس میشه
.یا این یا اون
.من فرق دارم
ساتسوکی تو بغلم، آروم .شروع به لرزیدن کرد
.این همون چیزیه که همیشه میخواستی"
".پس تو الان خوشحالی
.سعی کردم خودمو متقاعد کنم که همینطوره
ولی در درونم، صدایی مدام ...تکرار میشد که
".تو یه دروغگویی"
.میتونم از دستشویی استفاده کنم - .حتماً -
.واستا یه لحظه .دستمال توالت تموم شده
.ببخشید منتظرت گذاشتم
فرقش چیه؟
چم شده؟
...ساتسوکی همون چیزی بود که میخواستم
.ضربه به سر
.چه نسیم خنک و خوبی .انگار که پاییزه
اینطور نیست، سانشیرو؟
.دلم میخواست جای سانشیرو میبودم
.بعضی وقتا حرفات خیلی عجیبن ها
میتونم دوباره بیام خونهات؟
.فکر کنم این دفعه بهتر باشه
.حتماً
تاکویا، مطمئنی نمیخوای سوشی سفارش بدی واسه خودتون؟
.گفتم که، ما خوبیم همینطوری .ولمون کن دیگه ای بابا
ببخشید. مامانم قرار بود .امروز عصر بره بیرون
.نگران نباش. عجله ای نیست
.اوهوم
کافیه؟ - .اوهوم -
.الان دارم این کتابو میخونم
دلم میخواست کتابی که .میخوندی رو بخونم
منم دوتا از کتابایی که .میخوندی رو خوندم
.این و این
تاکویا، میای کمک کنی؟
چیه؟
چیکار کنم؟
سس گوشت رو میشه درست کنی؟
.همه گوجه هارو بریز داخلش
...
.سوسیس هم از یخچال بیار
.خودت که نزدیکتری بهش
.شاید بخشی از من امیدوارِ همچین وقفه ای بود
.ببخشید منتظر شدی
!ساتسوکی
!منحرف عوضی
.بله. متوجهم
چیکار میکنی بچه؟
.مامان، مثلاینکه واقعا یه منحرفم
از پلهها میافتم ولی حتی .یه زخم کوچیکم ورنمیدارم
!دوباره
.کیتاهارا
.اوئهماتسو
دیگه با هیداکا برنمیگردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.