The first 200 lines.
قسمت اول
رئيس يو جي هو،که به تازگي به نمايندگي گروه بوسئونگ انتخاب شده
به خاطرِ برگزاري جشن افتتاحيه در تالارِ کنسرت موضوع گفتگو ما شده
در جشن افتتاحيه که به صورتِ جنگِ پيانو برگزار شده
اون و برادر کوچکترش ،يو اين هو،يه رويارويي جذاب برگزار کردند
موضوع گفتگويي که امروز ديديم رئيس گروه بوسئونگ چائه يونگ رانگ بود
دانشجويان کالج اون رو به عنوانٍ با نفوذترين زن ميشناسند
رئيسي قدرتمند،که بو سئونگ رو به يکي از ده کمپاني برتر کره تبديل کرد
به اون به چشمِ يک رئيس ستودني که هم خشن و هم آرومِ نگاه ميشه
بزرگترين سهامدار بوسئونگ گروه،رئيس يو جي هو
که تجديد ساختار شرکت ها رو همزمان با افتتاحيه وعده داده
در اين بين رابطه اش با برادر کوچکترش
آقاي يو اين ها،کسي که به نزاع شرکتها پايان داد قابلِ توجه
رئيس چائه يونگ رنگ در جشن ساختمان جديدِ شرکت
لباس صورتي اي که در مهماني عروسيش پوشيده بود ميپوشه
در اون زمان،رئيس يو من سي به عروس دوست داشتنيش اين رو هديه داده بوده
يه لباس با برند ايتاليايي که قيمتش بالاي پانصد هزار دلاربوده .و در اون زمان اين يه موضوع داغ بود
.:.:safira-ترجمه و زيرنويس : سفيرا:.:.
!در رو باز کنيد
کسي اونجا نيست؟
چي کار ميکنيد؟
!جي هو
!لطفا،مامان رو نجات بده
!لطفا،کمکم کن
!نه!نرو
!لطفا مامان رو ول نکن
.اما تو مامان رو دوست داري
.مامان ترسيده.مامان به حد مرگ ترسيده
چهارده سال پيش،جزيره جبو
!تو احمق!بس نميکني
!نگفتم دهنت رو خُرد ميکنم
اگه چيزايي که ميهمانا ميخوان بخورن رو بدزدي؟
.سه ماه شده که هيچ تخم مرغ سرخ شده اي نخوردم
حتي يادم نمياد که پارسال بود يا سالِ قبلش که .گوشتِ خوک خوردم
من حلزون گرفتم چرا واسم سوسيس درست نميکني؟
.سوسيس بي فايده است
چقدر پول واسه خرج کردن داريم؟
.براي شامم تخم مرغ سرخ شده درست کن
يا ميرم به مهمونا ميگم که يه روح که .به خاطر قحطي مرده داره مياد
.چي گفتي؟آدم رذل
بس نميکني،بچه؟
.براي شام بهم تخم مرغ سرخ شده بده.بايد بدي
!همونجا وايسا،بچه
.گون هي!بيا شير بخوريم
.بايد گشنه باشي.يکم بخور و برو
امشب درس داري .تا ساعت ده تموم نميکني
هميشه ظرفها همون طوريند.چطوري ممکنِ غذاها همونطوري دربياد که تو عکسِ؟
چرا ميگو کانشويي که دوست دارم نيست؟
اين ها ما،ميخواي ميگو بخوري؟
- سريع آماده اش کنيد - بله
خيلي بايد صبر کني
.امروز تک نوازي سولوئه پس من همنوازم
خيلي سرم شلوغِ.چرا بايد معلم بهم بگه که چنين کارايي رو بکنم؟
.هرکسي نميتونه همنواز بشه
همراهي کننده بايد درست راهنمايي بشه اينطوري .اونا تو ضربا اشتباه نميکنند
.من قطعه چوپين رو ميزنم
.اما اين آهنگ ها بچگانه است به خاطرِ همين ناراحتم
غذا رو فراموش کن و فقط لباسام رو اماده کن .اون لباس سياهِ رو ميپوشم
.ميگو ها رو سريع درست کن و بذارشون تو ظرفِ غذا
.تو ماشين ميخورتشون
دوباره داري ميري بيرون؟
.بله مادر يه جشن تو مدرسه اين ها هست
دير برنميگردم
بايد به خاطرِ مراقبت از اين بچه خسته شده باشي؟
.اين مراقبتا براي فرستادنش به هاروارد کافيه
.به نظر رئيس يو اين روزا خسته است
متوجه شدي؟
.بله.به کلينيک دارويي شرقي گفتم
پس،داروهاي من چي؟
چي؟ ...خب چون ماه قبل براتون گرفتم
تو چيزي رو که ديروز خوردي امروز نميخوري؟
ترسيدي که اگه اين آدم پير زيادي داروي مقوي بخوره زياد عمر کنه؟
نه مادر اين چه حرفيه ميزنيد؟
.متاسفم همين الان براي کلينيک داروي شرقي زنگ ميزنم
.من اول ميرم
.چون مادر مجبورِ بگه متاسفم
.دارم ميرم تمرين چوب گلف بازيم رو بده
.بله،مادر
.خانوم ميگوها آماده اند
.ميگو؟خدايا منم ميخوام از اينا رو بخورم
چرا بهم ندادي؟
.وقتي از گلف برگشتيد براتون درست ميکنم
کي ميره گلف؟
به خاطر کمر دردم نميدوني تحت درمانم؟
....مادر،الان گفتيد که ميخوايد بريد تمرين
کي اينو گفتم؟عقلتو کجا فروخته؟
.زود باش و يه کم برام ميگو کبابي درست کن
.فکر ميکنم خانوم بزرگ بايد بره بيمارستان
به جاي اين چيزاي بي فايده،ميگوها .رو بيار بيرون و بشورشون
.دهنت رو در موردِ اتفاقايي که تو خونه ميافته بسته نگه دار
.بله
اوه چرا اينطوري ميروني؟
.آقاي ديوونه
چي کار ميکني؟
چرا به گيتارِ يکي ديگه دست ميزني؟
.نميخواستم بدزدمش فقط ميخواستم بهش دست بزنم
.به مادر بزرگ نگيد.وقتي به وسايل مهمونا دست ميزدنم بهم گشنگي ميده
تو اينجا زندگي ميکني؟
.اينجا،اگه جالبِ بازم بزن
واقعا ميتونم اينو بزنم؟
.اين واقعا قشنگِ
.صداش به نظر از هارموني مدرسه درست تر مياد
چطوري درست تر؟
.اين صداي خرناسِ مادر بزرگمِ
.و اينجا صداي ساعت اتاق نشيمنِ
حالا،اين صداي بادِ که از سه تا صدا ميشنويم،درسته؟
اينِ،درسته؟
.جوجه خراب
تو باغ خصوصي روشن
.آقاي نقاش با خوشه
.پروانه آزادنه پرواز ميکنه
.سخت کار کردي
اين ها،خوبي؟
چرا اين کار رو کردي؟
.يو اين ها خودت بگو که چرا زدت
.واقعا نميدونم
منو ميزني چون جايزه رو نبردي؟
.پس بايد خوب بخوني
چي؟تقصير کيه که من باختم؟
کي ملودي شعري که ها يئونگ من خوند رو جابه جا کردي؟
اينطور به نظر ميرسم که نميدونم تو عمدا گام آهنگ رو بردي بالا؟
يعني چي؟
بالا بردنِ گام؟
پسرت با تبديل جي ماژور به اي ماژور ها يئونگ .منو تحقير کرد
با وجود اين شما يه پيانيست بازنشسته ايد،نشنيديد؟
.بايد سو تفاهم باشه
.بيايد بريم يه جاي آروم حرف بزنيم
سو تفاهم؟حتي اگه بابا اين ها که رئيس هيئت مديره .مدرسه است موافقت کنه
.هيچوقت از اتفاق امروز نميگذرم
.ها يئونگ،بيا بريم
.چرا اين کار رو کردي؟ميدونم اشتباه نبوده
.صادقانه جواب بده
اگه مشکلي،منتقلم کنيد اين تنها مدرسه خصوصي اينجاست؟
!!اين ها
!اون فاحشه با تحقير نگاهم ميکنه
.اون وقتي ديد دارم پيانو ميزنم بهم خنديد
به خاطرِ همين گام رو انتقال دادي؟ چي ميشه اگه پدر بفهمه؟
.بابا بايد در موردِ اين بدونِ .امروز وسطِ مدرسه منو يه احمق کردن
درسته که پدرم که رئيس هيئت مديره مدرسه است ندونه؟
.اين ها نبايد اينطوري باشي چند بار بهت گفتم که نبايد پدر رو نااميد کني؟
.براي مامان و بابا تو تنها رويايي
!پدرم همين رو گفت
.اگه يه پسر متولد شدي، نميتوني براي همه تعظيم کني
.اون گفت که ضعيف بودن بدتر از ترسو بودنِ
!من از اون فاحشه حتي اگه بميرم هم عذرخواهي نميکنم
!اين ها کجا ميري؟اين ها
سلام؟
کي؟
.خيلي وقت شده .خوشحالم که اومدي
وقتي دوستاي مدرسه مون همو ميبينند اغلب در موردت حرف ميزنند .زندگي يه زن با ازدواج با يه مرد درست عوض ميشه
.وقتي اوني ازدواج کرد حتي پول نداشت پتو بخره
من اينطوري بودم؟
.همه چيز رو يادم رفته
شنيدم پنج تا کمک تو خونه داري.يکيشون سون مين .که قبلنا مراقبِ چين جانگ بوده
.گاهي وقتا خبرايي ازت ميشنوم
.متوجهم
تو هم اين رو ميدوني،درسته؟من تکنواز سولو ام .و وسايل موسيقي بوسوئونگ هم حامي منه
چي؟
اوه،البته که ميدونم.من حتي يه درخواست به رئيس دادم .واقعا خوب پيش رفت
پس اين تو بودي که درخواست خريد استديو آپارتمان رو داد؟
چي ....چي داري ميگي؟
.شش ماه از وقتي که شوهرت رو ديدم گذشته
....اون استديو آپارتمان و ماشينم رو عوض کرد
.و با تشکر از اون ،من تکنوازي سولو رو دوباره شروع کردم
.اين يه نصيحت از بزرگترتِ
اين که يه خانوم باشي که حمايت ميشي معنيش اين .نيست که دوستم داشته ميشي
کي ميخواي اين زندگي اي رو که توش همش اطراف آشپزخونه اي رو تموم کني؟
،دليلي که خواستم ببينمت اينه که
.اينو برگردونم
...اين
اين حلقه ازدواجتِ،درسته؟
.نتونستم خودم رو قانع کنم که قبولش کنم
.چون تو پول زيادي بهم ميدي که با تشکر خرجش ميکنم
اين نوشته قبليت
.سهام زيادي براي اين ها هست
.با وجودِ اين که کوچکِ،اون تنها پسرتِ
اما چه.......؟
احتمالا
.ممکن يه چيز جديدم باشه
ببخشيد؟
.چرا اينقدر تعجب کردي؟تو ميدوني که من چقدر بي ثباتم
.هر دفعه که اين ها شلوغ کاري ميکنه
.برنامه دارم سهامش رو ده هزار تا کاهش بدم
خانوم کجاست؟
.خيلي خسته بودند پس رفتند داخل استراحت کنند
.فکر ميکنم....وضعيت جسماني شون خيلي خوب نيست
مريضن؟
کي اومديد؟
.متاسفم صداي موسيقي بلند بود نشنيدم
شنيدم خسته بودي؟
دونگي براي هيچي چي سرو صدا ميکنه .چيزي براي نگراني نيست
حمام رو براتون آماده کنم؟
.شنيدم امروز اين ها تو مدرسه دردسر درست کرده
...چيزِ بزرگي نبود .فقط يه مشکل کوچيک بود
مدير براي چيزي که مهم نيست زنگ ميزنه و شکايت ميکنه؟
.من اينو با موافقت گذاشتن پنج تا پيانو تو مدرسه حل و فصلش کردم به خاطر همين که ميدونم
.ممنونم
.دوباره هيچوقت اتفاق نميافته
فقط به خاطرِ اين که يکم تو پيانو استعدا داره نميتونم مسئول .وسايل موسيقي بو سئونگش کنم
وسايل موسيقي حساسند.اون نميتونه احساسات خودش رو کنترل کنه چه برسه به اين که بخواد به .يه چيز بزرگتر برسه
No comments yet. Be the first to leave one.