The O.C.

The O.C.

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

The O C S04E04 The Metamorphosis 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 4 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-10
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ازدواج کردی؟ الان دیگه واقعاً می‌ترسم به مامانم بگم

نیل، تو اونی بودی که گذاشتی رفتی

تو خیانت کردی، یادت هست؟

بین من و گلوریا هیچی نبوده

وقتی برگشتم می‌خوام از این خونه رفته باشی. این خونه منه

بابام کجاست؟ رفته

تمام کارم این بود که با بهترین دوستم وقت بگذرونم

و باهاش بریم حموم آفتاب و خرید

بیا یه لحظه با هم صادق باشیم

کل قضیه همینه

ببخشید که انقدر اوضاعم به هم ریخته‌ست

فقط... دلم واسه دوستم تنگ شده

ممنون که با وجود وقت کم، منو پذیرفتین

پسر، خوشحالم که اومدی

خب، چی شده اومدی اینجا؟

خب، از وقتی رفتم کالج خیلی عوض شدم

دوستای جدید، علایق جدید، لباسای جدید

خب، این کاملاً طبیعیه

می‌دونم

اما... فکر می‌کنم خودمو غرق این چیزای جدید کردن

فقط یه راه واسه فرار کردنه

فرار از کنار اومدن با اتفاقی که واسه دوستم افتاد

کسی که، اوم... کسی که مُرد

خب، سوگواری معمولاً پنج مرحله داره

آره، ولی من واقعاً سوگواری نکردم

چرا این اتفاق افتاد؟

زندگی خیلی بی‌انصافه

هر کاری می‌کنم تا اوضاع رو عوض کنم

خواهش می‌کنم، فقط لب تر کن تا انجامش بدم

دیگه هیچی مهم نیست

ولی این اصلاً عادلانه نیست

ببخشید، من یه کم مشکل کنترل خشم دارم

فکر کنم اونم می‌خواست که من به زندگیم ادامه بدم

پس سعی می‌کنم همین کارو بکنم

بهت افتخار می‌کنم، سامر

پیشرفتت خیره‌کننده بوده، اونم فقط توی یک هفته

یه جورایی خیالم راحت شد

حالا می‌تونم برگردم به همون آدم سابق

منظورت از این حرف چیه؟

خب، این قضیه نجات سیاره و این حرفا، یه جور تکیه‌گاه موقت بود، نه؟

قصد بی‌احترامی به معلول‌ها رو ندارم، ولی عصا زیر بغل؟ اَه، حالمو به هم می‌زنه

خیلی‌ها وقتی می‌رن کالج عوض می‌شن

خب، من نه

من عاشق خرید، حموم آفتاب و شایعات سلبریتی‌هام

همیشه همین‌جوری بودم و خواهم بود

ولی فکر کنم مجبورم

اگه بخوام رابطه‌م با دوست‌پسرم دوباره خوب بشه

سامر، فقط قول بده آروم پیش بری

حتماً

رایان: هی پسر

هی رفیق

می‌دونم، سه ساعت اختلاف ساعت داریم

ولی رایان، اون می‌خواد منو دک کنه

عیبی نداره، بیدارم

اوه، خوبه

رایان، اون می‌خواد باهام به هم بزنه

هیچ‌کی باورش نمی‌شه، خب؟

سامر دوستت داره

سامرِ قدیم دوستم داشت

ولی سامرِ جدید ظهور کرده

و پراویدنس همون جاییه که اونو به این روز انداخته

سامر فقط داره با همون چیزی دست و پنجه نرم می‌کنه که همه‌مون داریم می‌کنیم، خب؟

حالش خوب می‌شه

اگه نشه چی؟ این آخرین شانس منه

وگرنه اون دختر تندخوی تر و تمیز

دیگه چیزی جز یه خاطره بچگی نیست

مراقب باش خانم، دوست‌دخترم هر لحظه ممکنه برسه

خفه شو کوهن

هی، تو همین الان منو زدی

عزیزم برگشته

* کالیفرنیا، ما داریم میایم *

* درست همون‌جایی که شروع کردیم *

* کالیفرنیا... کالیفرنیا... *

اونجا رو فرم به نظر میای

ممنون

باید بفرستمت روی تخته موج‌سواری

عمراً

موافقی یه صبحونه بخوریم؟

بد نیست یه خبری از سث و سامر بهم بدی

می‌دونی، نمی‌تونم بمونم، ولی اه، فکر کنم اوضاعشون روبه‌راهه

می‌دونی دیگه، دارن با دوری کنار میان

خودت چی؟

تو چطوری؟

خوبم، خوبم. بهترم می‌شم وقتی

اولین روز کاریم رو پشت سر بذارم

خب، «پاوو گواپو» شانس آورده که تو اونجا کار می‌کنی

منم همین‌طور

حالا دیگه یه بهانه دارم که واسه تاکوی میگوهات بیام اونجا

آره، کرستن بهم در این مورد هشدار داده بود

سهمیه‌ت هفته‌ای دو تاست

اوه! می‌دونستم باید از اون زن طلاق می‌گرفتم

خب، همیشگی که نیست

تو هنوزم واسه سال دیگه توی برکلی پذیرفته شده‌ای

فقط خوشحالم که داری می‌شی همون آدم سابق

می‌دونی؟ دوباره برگشتی خونه

شغل جدید

فقط سعی می‌کنم خودمو مشغول نگه دارم و یه خرده پول جمع کنم

و منم مهمون کنی به چند تا تاکوی میگو

آره حتماً. یه کاریش می‌کنم

من پیاده برمی‌گردم. یه کم عرق کردم

آره، منم پیشنهاد ندادم برسونمت

هی رایان؟

دووم بیار

واو، خیلی بهتر از اون چیزی بود

که توی هواپیما تصور می‌کردم

توی هواپیما داشتی تصورش می‌کردی؟

نه اون‌جوری. وقتی گفتی بیام اینجا

مطمئن بودم می‌خوای باهام به هم بزنی

خب، می‌دونم معمولاً من اون کسی نیستم

که توی این رابطه عذرخواهی می‌کنه

ولی بابت همه‌چیز متأسفم

تبدیل شده بودم به یه متعصب لیبرال

فقط واسه اینکه حواسمو از غمم پرت کنم

اصلاً اهل این‌جور چیزا نیستم

پس اون آدم سابق برگشته؟

با تمام شکوه برنزه مصنوعی‌م

خداروشکر

چون مطمئن نبودم که آدمِ جدیدت

و آدمِ قدیمِ من واقعاً با هم بسازن

آره، آدمِ جدیدم یه جورایی بوی عجیبی می‌داد

خب، اگه برنمی‌گشتم به همون آدم سابق، چی‌کار می‌کردی؟

نقشه داشتم

که سامرِ قدیم رو بکشم بیرون

سریال «دره»، فصل سوم؟

ایول

کرستن: از رایان خبر گرفتم. رفته؟

آره

به نظر می‌رسید حالش خوبه

امیدوار بودم تا وقتی سث نیست، باهاش وقت بگذرونم

پوکری، بیلیاردی چیزی بزنیم

ولی شغل جدیدش کار رو سخت می‌کنه

خب، من می‌تونم باهات بازی کنم

تو خیلی باهوش و جذابی

و فوق‌العاده‌ای

ولی گاهی اوقات یه مرد فقط نیاز داره

که با رفقاش وقت بگذرونه

خب، من که مرد نیستم

می‌دونی، جیمی رفت، کالب مُرد، دوباره جیمی رفت

حتی نیل هم رفته

ببین، من قهرمان لیگ نبودم

ولی حداقل یه تیم ذخیره داشتم، می‌دونی؟

اینا اصطلاحات بیسباله. فهمیدم

چرا یه زنگی به جیسون اسپیتز نمی‌زنی؟

همیشه می‌گی چقدر آدم بانمکیه

چرا ازش نمی‌خوای با هم یه کاری بکنید؟

آره، آره... نمی‌دونم

آخه یه کم عجیبه که یه مرد از یه مرد دیگه بخواد

که یهو بی‌مقدمه برن بیرون

از کی تا حالا سندی کوهن از عجیب بودن می‌ترسه؟

خب، اسپیتز خیلی بانمکه

گویا گلفش هم حرف نداره

طرفدار تیم داجرز هم هست

می‌شه با این قضایا کنار اومد

به نظر می‌رسه واسه تو عالی باشه

آره، ولی چی‌کار کنم؟

بهش زنگ بزنم یا چی؟

با هم قرار بذاریم؟

بیخیال

چرا از اون جذابیت سندی کوهنی‌ت استفاده نمی‌کنی؟

مطمئنم نمی‌تونه مقاومت کنه

خیلی وقت بود نرفته بودم توی بازار، عزیزم

اگه «اسپیتزی» از من خوشش نیاد چی؟

حالا دیگه بهش می‌گی اسپیتزی؟

نه، هنوز نه

فکر می‌کنی قبول کنه؟

جولی: خب، این خیلی بزرگواری شما رو می‌رسونه

ممنون نیل

خداحافظ

خب، سیاتل چطوره؟

اون خانم کوتاه قدِ زبون‌دراز

هنوزم توی بیمارستان برای دکتر رابرتز ریاست می‌کنه؟

نیل حالش خوبه

به‌مون اجازه داد تا هر وقت دلمون خواست توی خونه بمونیم

خب، ایول مامان

کاش می‌شد بگم همه‌ش کار من بوده

ولی در واقع ایده خود نیل بود

واقعاً آدم مهربونیه

اوه، دلت واسه‌ش تنگ شده. خب، نگران نباش

یه پیرمرد دیگه پیدا می‌کنیم که خرجی‌ت رو بده

و بهت خیانت کنه

این چیزیه که بهت یاد دادم؟

اوم، تقریباً

خب، دیگه تموم شد

حالا که قضیه خونه حل شده

رسماً دورِ مردا رو خط می‌کشم

خوب بود

نهایتاً یک هفته دووم میاری

این شرط رو قبول می‌کنم دوشیزه جوان

و منم باهات یه شرط می‌بندم

من حتی به یه مرد چشمک هم نمی‌زنم

و تو هم دست از پا خطا نمی‌کنی

تو نمی‌تونی بدون مرد زندگی کنی

حتی واسه یه هفته

تیلور: صبح بخیر هم‌اتاقی‌ها

کسی املت پروتئینی می‌خواد؟

خوشحالم می‌بینم اینجا رو مثل خونه خودت می‌دونی، تیلور

خب، ممنون که باعث شدی احساس راحتی کنم، جولز

اتاق سامر واقعاً دلنشینه

و نمی‌دونم قبل این چطوری بدون باشگاه خونگی زندگی می‌کردم

اوه، این امروز واسه تو اومد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left