The first 178 lines.
پس از این قراره
چرا بعدِ چهارصدسال یهو پیدات شد؟
برای دیدن تو
منو گیر آورده
قشنگ مشخصه منو سرکار گذاشته
چقدر ناراحته
و هنوز...
الان وقتشه که تاریخ جدیدی شروع بشه
خروج از پیله ی بلوری
گروهی از دزدها که لقبشون ساترن هست یهو سر و کله شون پیدا شده؟
بله
ساترن ها از ایتو ها هم بدترن
همشون عین همن زنها و بچه ها رو میکشن و شهر ها رو به آتیش میکشن
چرا آلس اینجا نیست که مسئولیت اینکارو قبول کنه؟
امر، امر شماست
اون زنی که وایورن بود توی بازداشت خودکشی کرد
ما هنوز هیچ سرنخی پیدا نکردیم
که کی خون حیوانات رو پخش کرده یا کی میخواست اسکار رو از بین ببره
این بیرون چیکار میکنی؟
برای اینکه یکم حال و هوام عوض شه داشتم قدم میزدم
تو این اجازه رو داری که در محوطه ی کاخ قدم بزنی
فقط گم نشی
اشکالی نداره گم شم چون خیلی راحت با تلپورت دوباره برمیگردم
درد داره!
من چیکار کردم؟
دور روز دیگه برای بازرسی قلعه کاخ رو ترک میکنم
آلس به دلایلی فعلاً پیداش نمیشه و از اینجا دوره
اگه چیزی نیاز داشتی قبل اینکه دیر شه خبر بده
اصلاً خوب نیست
یعنی باید برنامه مو عقب مینداختم؟
تیناشا، چرا تو
مشکلی نداری تنهایی خودت بری؟
خطرناک نیست؟
برخلاف تو، من میتونم از پسش بربیام
سعی کن خوب باشی و همینجا بمونی
چیزیم نمیشه
من که دیگه بچه نیستم
قلعه ی ینورید شمال غربی فارسس، مرز دروزا
تحت فرمان ژنرال آلس، تا حد زیادی تونستیم ساترن ها رو تسلیم و متوقف کنیم
کارها تقریباً یکم روبه راه شده
اعلاحضرت!
ساترن های باقی مونده به قلعه حمله کردن
اونها شاهزاده خانم تولدار رو دزدیدن
در ازای آزاد کردن گروگان از ما خواستن که آکاشیا رو به اونا بدیم
اون نخود مغزا...
دزدان مسلح گروه ساترن
ما اونو دزدیدیم چون همونجا وایستاده بود
ولی خیال میکنه که یه شاهزاده خانمه
جارنو جادوگر دروزا، جانشین مولکادو
نتونستیم یه گروگان بدردبخورتری پیدا کنیم
همینکه آکاشیا به دستمون افتاد اون زنیکه رو بکشین
بعدِ اینکار دوبرابر پاداش میگیرین
دوبرابر؟
جدی؟!
چه شرم آور
اون زیبا ترین دختری هست که تاحالا دیدم!
اگه اونو بفروشی، میتونی معامله رو فراموش کنی
لعنتی!
تحت هیچ شرایطی مُهر و موم طلسمِ
خواب آورشو برندارین
اگه از اینا داری تا جایی که میتونی بپوششون
چیکار میکنی؟
فقط یکم میخوام مطمئن بشم
مهم نیست که چقدر جادوگر قدرتمندی هستی
همینکه بیهوش بشی راحت میشه با طلسم کنترلت کرد
من اینجام
اون کجاست؟
آروم شمشیرتو بزار زمین و هلش بده این طرف
اول بیدارش کن
نمیتونم بگم زنده س یا مرده
قل و زنجیر دور مچ دستشو باز کنین
صبرکن!
حتی اگه بیدار هم بشه، یه عالمه طلسم خواب آور روش هست
همینکه شمشیر دستمون افتاد پورتال تلپورت رو باز میکنم
نیازی به نگرانی نیست
اه، سرم درد میکنه
دستتو بکش کنار، شل مغز
اسکار؟
چه خبره؟
من فقط...
ام...
شرمندتم
بهتره که باشی
دوباره نزار همچین اتفاقی بیفته
چرت و پرت نگین!
منو دزدیدین که آکاشیا رو بدست بیارین؟
اصلاً کارتون خوب نبود
لطفاً اینارو ازم جدا کنین
انگار اومده پیکنیک
لطفاً درش بیارین
اینجوری، کنترل کردنم سخت میشه
نیازی به عقب نشینی نیست
برای امرار و معاش دست به قتل و غارت میزنن
متوجهم
اینجوری نمیتونم هدف بگیرم...
چیکار میکنی؟
همین الان برگرد
فرار نکن!
فقط الکی داشتن مقاومت میکردن
هی!
پورتال رو باز کن!
خوبی؟
انگاری یه سری طلسم های روانی روم اجرا کردن، میخوام از بین ببرمشون
فکر کردی چی هستی، یه گربه؟
خیلی راحت گاردتو پایین نیار
ولی خب، منم مقصرم که بهشون اجازه ی حمله به قلعه رو دادم
متأسفم
چ-چه بلایی سرت اومده؟
نیازی نیست عذرخواهی کنی
میخوای لپتو نیشگون بگیرم؟
نه، ممنون
ام، اگه دوباره همچین اتفاقی افتاد لطفاً به جای من آکاشیا رو انتخاب کن
خنگول، اصلاً نباید دوباره به همچین اتفاقی فکر کنی
نه، منظورم این نیست
من از همون اولم نباید میبودم
بخاطر همین تولدار وضعش بدون منم خیلی بد نمیشه
کشورت برات با ارزش نیست؟
خیلی برام مهمه
پس قدر ارزش خودتو بدون و بهترین کار رو انجام بده
حداقل به این فکر کن اگه آزاد شدی
بتونی آکاشیا رو حتی اگه دزدیده باشن هم پس بگیری
اسکار...
خیالت راحت
بیشتر از اون چیزی که فکر کنی برای قلمروی پادشاهیم ارزش قائلم
اینبار اتفاقی درگیر این موضوع شدی
با اون همه مُهر و موم چطور تونسته از قدرتاش استفاده کنه؟
شاید لازم باشه هم از آکاشیا و هم از دست اون زنیکه خلاص شیم
ولی با اون همه قدرت اون تونست یه نمایش عالی راه بندازه
__ اون طلسم روانی که من اجرا کردم
این لبخند شیطانی
چیه رو صورتت ظاهر شده؟
من تو رو بعنوان پیشکشی به اربابم تقدیم میکنم
همچین طلسم مسخره ای روی من جواب نمیده
کی اونجاست؟
منم
اسکار؟!
قبلِ اینکه در و باز کنی یه چیزی تنت کن
چرا اینجوری میگردی؟
ب-ببخشید
حالت چطوره؟
بهترم
وقتی گروگان گرفته بودنم همونجا طلسم هیپنوتیزم رو شکستم
تو...
چیه؟
بانو تیناشا، من برگشتم
خوش اومدی، میلا
م-مزاحمتون شدم؟
منو بیخیال
اون مرد کیه؟
یه هدیه
مولکادو به شرق تولدار یا همون دروزا فرار کرد
همونجایی که بچه های باقی موندش اونجا هستن
اعضای دربار سلطنتی دروزا کسایی هستن که فعلاً وایورن ها رو کنترل میکنن
اونها تعداد زیادی از وایورن ها رو احضار میکنن
و از ارواح اونها برای ایجاد یه نفرین ممنوعه استفاده میکنن
آکاشیا طلسم اهریمنی اونا رو باطل میکرد و مانع از هجوم اونها به فارسس میشد
بخاطر همین در تلاش بودن تا اونو ازتون بگیرن
گزارشاتم همینا بودن
یه نفرین ممنوعه...
اصلاً باورم نمیشه با استفاده از اون میخواستن هجوم بیارن
به احتمال زیاد این یه طلسم مُخَرِب اونم به حد خیلی زیادیه
ولی یه انسان معمولی فقط میتونه
از پس پنج تا شلیک بربیاد
حتی اگه آکاشیا بتونه باهاش مقابله کنه
گفتنش سخته که صاحبش هم بتونه از عواقب بعدیش جان سالم به در ببره
احتمالاً به یه سد دفاعی برای محافظت از شمشیرزن نیازه
میتونم روت حساب کنم؟
حلش میکنم
اجازه بدین که یه ارتشی ایجاد کنیم
و میتونید تاج و تخت رو بعنوان پادشاه در دست بگیرین
چی؟
اگه با اسکار رو به رو بشم چطوری باید رفتار کنم؟
احساساتم نسبت بهش چیه؟
جوابشو خودمم نمیدونم
با اینحال، میدونم که باید چیکار کنم
باید حتماً ازش محافظت کنم
لگیس شاهزاده ی تولدار
من از تقاضاهای پدرم شرمنده م
No comments yet. Be the first to leave one.