The first 122 lines.
AnimWorld.Net
Temari & Thomas
چه داغه.
قبول دارم.
فکرشم نمی کردم بتونیم همه اینا رو تو پائیز بخریم.
درسته؟
ظاهرش خوبه، اینویاما-سان؟
آره، معلومه که خوب شده.
بفرما اینم یه کاکائو واسه شیمارین جونم.
دستت درد نکنه.
یکم می خوای نادشیکو؟
فعلا دلم می خواد یکم دیگه از این آتیش لذت ببرم.
سایتو-سان، اگه زیادی به آتیش نزدیک بشی شیرینیت رو می سوزونی.
چی؟ واقعا؟
سفت تر از اونی که به نظر میاد، ها؟
کلکش اینه که بذاری یواش یواش مغز پخت بشه.
ولی نمی تونم اونقدر منتظر بمونم.
می دونم منظورت چیه.
بیاین یه عکس دسته جمعی بندازیم!
امروز هوا ابریه.
شنبه، چهارم نوامبر
ساعت از دو گذشته.
هیچ معلومه چش شده؟
اینجوری پیش بره سرما می خوره.
می خوام یه شب اینجا بمونم، لطف می کنین؟
چرا که نه. لطفا اسمتون رو اینجا بنویسین و امضاش کنین.
شیما رین
وارسی اتاقتون میوفته فردا ساعت ده صبح.
واسه تهیه هیزم می تونین با خیال راحت از هر چی تو جنگل پیدا میشه استفاده کنین.
بله.
اون دختری که اونجا وایستاده این موقع سال می خواد اردو بزنه؟
اوه، ایتو-سان.
این وقت سال سر و کله این دختر این طرفا زیاد پیدا میشه.
ها...
خیلی سر سخت از اونی که به همچین بچه نحیفی بخوره.
یه جایی واسه خودم پیدا کردم.
بهترین موقع سال همین الانه که کسی نمی زنه بیرون.
همینجا ردیفش می کنم.
خیلی خب.
قسمت یک کوه فوجیونودل کاری
چه گرمه...
فکر کنم امروز رو بتونم بدون آتیش درست کردن سر کنم.
به هر حال یکم دردسر داره.
دمای فعلی
اسرار تمدن باستانی ایکس
این خیلی هم به درد نمی خوره.
ولی نمی خوام آتیش درست کنم...
روشن کردنش خیلی دردسر داره و کلی هم دود درست می کنه...
تازه جرقه هاشم می پره رو لباس آدم و سوراخش می کنه.
ولی قبل از هر چیز باید برم هیزم جمع کنم...
اوناهاشش.
مخروط کاج.
مخروط کاج
سلام!
سلام
با مخروط کاج خیلی راحت میشه می شه تو طبیعت آتیش درست کرد.
با یه کبریت میشه روشنش کرد.
اونایی که دهنشون باز شده و قشنگ خشک شدن خیلی خوب می سوزن.
اینم هست.
این یکی خیسه.
یکی هم اینجاست.
یکی دیگه.
تموم شد.
تعدادشون خیلی زیاد شد.
بعدش، هیزمه.
سعی کنین تا جای ممکن خشک ترین هیزما رو پیدا کنین.
اگه زیادی خیس باشن، ممکنه آتیش نگیرن،
یا ممکنه بترکن.
اگه می خواین بخرینش، پیشنهاد می کنیم از هیزم فروشی ها بگیرنش.
قیمتش بسته ای 300 تا 500 ینه.
ولی بعضی اردوگاه های دست و دلباز بهتون اجازه می دن مجانی هیزم جمع کنین.
همین که هزینه اردوشون رو بدین کافیه.
ایول.
بازم زیادی جمع کردم ولی بی خیال.
به ضرب همین چاقوم همه تون رو ریز ریز می کنم.
دستشویی.
بالاخره یکمی از جاش تکون خورد.
اوه، خب.
واسه آتیش درست کردن، اول از انتهای چوبه سفیدش کبریت بزنین.
سوختم!
داغه
اول از ترکه های نازک تر شروع کنین.
یواش یواس برین روی ترکه های ضخیم تر کار کنین.
فقط واسه رد شدن هوا بین شون یکم فضا بذارین.
سعی کنین آروم آروم آتیش رو باد بزنین.
می دونم صورتم داره خشک میشه.
می دونم بدنم داره بوی دود می گیره.
ولی هیچی این گرما رو نمی تونه ازم بگیره.
باورم نمیشه که اون دختر بتونه تو یه همچین جایی بخوابه.
آخرش از سرما می میرم.
رین.
آره؟
امروز کجا میری؟
موتوسوکو، ها؟
کوه فوجی کلاه سرش گذاشته.
دقیقا همین جوری شده.
امیدوارم با این برف هوا پاک بشه.
آره.
سرما نخوری
ساکورا اون دختر کجا رفت؟
اون کی می خواد برگرده خونه؟
گمونم دیگه می تونم فانوسم رو بیارم بیرون.
زیادی سوپ خوردم.
برم دستشویی.
خبری ازش نیست.
البته دیگه تا حالا باید رفته باشه خونه.
منتظرم باش!
پس تازه امروز اومدی اینجا، یعنی یاماناشی؟
آره.
با دوچرخه اومدی تا کوه فوجی رو ببینی،
ولی خسته شدی و خوابت گرفت و نتونستی اینکار رو کنی.
آره.
وقتی هم از خواب پاشدی، هوا تاریک شده بود.
سرازیریش از اون وره.
خیلی سریع می تونی خودت رو برسونی دم کوه.
عمرا!
اینجوری خیلی ترسناکه!
چرا یه زنگ نمی زنی خونه و نمی گی بیان دنبالت؟
اوه، آره.
موبایلم، موبایلم...
تازه یه موبایل خریده بودما، موبایلم، موبایلم، موبایلم...
موبایلم!
No comments yet. Be the first to leave one.