The first 200 lines.
سلام مایکل
مایکل دزیاتو رو از زندان آزاد کردن
برات کار جور کردم
واسه چی؟
روند آزادی با کار به همین شکله
باید آزادیت واقعی جلوه کنه
به نظرم بهتره کاری بهش بدی…
که باعث بشه تو شهر بچرخه
سلام آقای دزیاتو، آزاد شدین
هفت نفر تو یه شب اوردوز کردن
جمعش کنین
جنسی ندارم که بفروشم
نظرت چیه با دو کیلو شروع کنیم؟
نظرت چیه با بیست کیلو شروع کنیم؟
میخوام «گرند رین» رو بخرم
میخوای کلوب شبانه فرنچ کوارتر رو بخری؟
خودت میگی میخوای حامی کسبوکار سیاهپوستان باشی
نظرت چیه به سیاهپوستی کمک کنی صاحب کسبوکار بشه؟
تبریک میگم
مشتاقم ببینم اینجا رو چیکار میکنی
خدایا، واقعا خودتی
هنوز هم ممکنه لو بری
باید حواست رو جمع کنی
ازم خواستی چیزی رو سربهنیست کنم، الان هم…
کارمون به اینجا رسیده
ماشین بود دیگه
جسد که نبود
تابوتی بود…
که یه جفت چراغ داشت
لاته دوبل ماریس آماده شد
- چند وقت بود ندیده بودمت - کسی میدونه اومدی اینجا؟
سوال اصلی از این قراره…
که کسی میدونه خودت اینجایی یا نه؟
ممنون که برگشتین
باید چیزی رو نشونتون بدم
ایشون راکو آدام بکستره
نوهتونه
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه
نه
نه، نه،
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
سلام بابابزرگ
« ترجمه از کیارش نعمت گرگانی و مهرداد » .:: Kiarash Ng & Mehrdadss ::.
ایول بابا
ایول بابا، ایول
از تیم دانشگاه ایالتی لوئیزیانا خوشت نمیاد؟
صرفا از دفاع کردنشون خوشم نمیاد
بهم دروغ گفته بودی
گناهم از قلم انداختنش بود
بهتر بود بهم میگفتی
راز خودم نبود که بخوام بگم
بهعلاوه، دختره بارها سعی کرده بود بهت بگه
خودت نمیخواستی گوش کنی
- بال میخوری؟ - امان از دستت
نظرت چیه بشینی مایکل؟
نمیفهمم چی از جونم میخوای
لزومی نداره بفهمی
من نمیتونم جاسوست باشم
من بهخاطر مهارت جاسوسیت از زندان آزادت نکردم
ازت نمیخوام نقش بازی کنی، خب؟
کافیه خودت باشی
واسه چی؟
چون روابط بینظیری داری
نه، نه…
هر کی باهام صمیمی میشه، بلایی سرش میاد
نمیذارم چنین اتفاقی بیفته
ببین چی میگم
من میشناسمت، خب؟
از تواناییهات خبر دارم
از ناتوانیهات هم خبر دارم
خب، اسمش چیه؟
خودت اسمش رو میدونی
من قدم به قدم…
راهنماییت میکنم تا به هدفت برسی
واقعا میخوای سر هر قدم باهام دعوا کنی؟
ای خدا، دقیقا چی از جونم میخوای؟
مایکل، فعلا…
صرفا میخوام اون بچه رو دوست داشته باشی
«جناب قاضی» «فصل دوم، قسمت سوم»
بهترین هتل شهر…
با بزرگترین کازینوی ایالتمون میشه
کنارش فروشگاههای درجۀک با بهترین محصولات متنوع میسازیم:
از جواهرات گرفته تا لباس…
و اجناس چرمی دستساز
مجتمعهای مسکونی لوکس میسازیم
ضمنا، سالنی چنان خفن میسازیم که فستیوال جاز و باکوس…
توش برگزار بشه و ارکستر فیلارمونیک لندن توش اجرا کنه
بهترین مراکز تجاری، مسکونی و سرگرمی رو میسازیم
بالای همهشون هم…
سوئیتهای خانوادگیمونه…
که از هر جهت به شهر هلالیمون دید دارن
میشه وقتی کلشون رو ساختیم برگردیم؟
ای خدا، نمیخوای زندگیت رو سر و سامون بدی؟
کارلو، دارم سعی میکنم عنصری رو در وجودت برانگیزم
آخه کل داراییهامون رو خودمون ساختیم کلشون رو خودمون ساختیم
این هم واسه همهمونه،
ولی الان باید کنارم باشی، هوم؟
باید باهام بسازیش، هوم؟
- باشه؟ - باشه
دیگه باید تلاش کنی
آخه اگه آدم تلاش کنی، به همهچی میرسه
نوید ناحیه بکستر از همین قراره
آخه وقتی ملت از همهجا بیان اینجا،
نام خانوادگی ما رو میبینن
و یادشون میافته که میتونن موفق بشن
اشکالی نداره اومدم اینجا؟
نه، نه
دیشب خیلی زود رفتین
اِم، مقداری…
شوکه شده بودم…
هوم. چند وقته که سعی داشتم بهتون بگم، اینه که…
شاید اشتباه کرده باشم
صرفا میخوام بدونین وجود داره
اگه نمیخواین مزاحمتون بشیم، به خواستهتون احترام میذارم.
نه، اِم…
نمیدونم چی میخوام
هضمش خیلی دشواره
خودم میدونم
اِم…
خب، مزاحمتون نمیشم
فردا سر کارین؟
اِم، نه
باهاتون تماس بگیرم؟
ببخشید
به عمرم این همه پول رو یهجا…
به کسی نداده بودم
اصلا به مذاقم خوش نمیاد که ازم میخوای…
به فرد ناشناسی بدمش
آره، خب، خودم میشناسمش
آها، تری میشناسدش
تری بهخاطر پرونده یکی دیگه پنج سال کشیده بود
میتونی بهش اعتماد کنی
یعنی آدم وفاداریه
دلیل نمیشه زرنگ باشه
خب… آدم باید خرج کنه تا پول دربیاره
آخرین باری که چنین کار مهمی رو بهت سپرده بودم،
از دستش دادی
گند زدی
آخرین بار…
آخرین بارت بود
برو برام پول دربیار
- صبح به خیر - صبح به خیر
سلام آقای ایوانز
امروز حالت چطوره؟
خوبم خانم
شخصیت جدیدی کشیدی
اِم، آره خانم
اسمش چیه؟
اِم، کوفیه
آهای
خودم میدونم بچههای خوبی هستین
عه، حالت خوبه؟
جاستین؟
باید برم سر کلاسم
نباید میخوابوندم زیر گوشت
عذرخواهیم رو قبول میکنی؟
دیگه راجع به غسل تعمیدش فکر نکردی؟
- چرا - خب؟
خب، خدا هنوز هم مرده، اینه که…
واسه چی باید سر هر مسئلهای اینقدر مشکلتراشی کنی؟
چنین درخواستی از خداناباور جماعت خیلی مضحکه
تو که خداناباور نیستی
الان که خدا حضور نداره، چرا، هستم
این بچه هماسم داییشه
باید مطمئن باشم جفت راکوها روزی به هم میرسن
حرفت خیلی وحشتناکه
خواهش میکنم، لازم نیست تا آخر عمرت در حقم…
لطفی بکنی،
فقط همین کار رو بکن
خواهش میکنم
عه، چی شده؟
گرسنه است
تازه غذا خورده
گاهی اوقات دو بار میخوره
شرط میبندم آروق داره
شیر خشک براش مفید نیست
شیر خشکی که تو بیمارستان میدن رو میگی؟
آره، احتمالا سم خالص باشه
متخصصین میگن «سینه بهتر از همه است»
پسران نوجوان هم همین رو میگن
بیا
اصلا نمیتونستم کاری کنم درست سینهام رو بگیری
کارلو و راکو راحت میگرفتن، ولی تو نمیگرفتی
هر بار میخواستم بهت غذا بدم، عین نبرد میموند
من هم خیال میکردم تقصیر خودمه، ولی اینطور نبود
آدم تمام تلاشش رو میکنه دیگه
غریزه مادری داری
شاید بتونی قبول کنی من هم دارم
مامان؟
سلام
سلام خواهرزاده
سلام
هوم، واسه چی اومدی اینجا؟
معلومه دیگه، اومدم خاله محبوبم رو ببینم
دروغ میگی، دروغ میگی
میخوام یه دیویل مدل هفتاد و سه بخرم
میخوام تعمیرش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.