The first 200 lines.
یول برینر
فرار از ظهرین
موسیقی : لین مورای
فیلمنامه : رابین استریج بر اساس داستانی از : مایکل بارت
تهیه کننده و کارگردان : رونالد نیم
شریف، شریف، شریف ، بره به جهنم این وضع نمیتونه ادامه پیدا کنه
این تظاهرات، این ناآرامی ها دانشجویان در دانشگاه برای آزادی او فریاد می زنند
جلسات مخفیانه گروه های شورشی وابسته به او
هیچ دلیلی برای بیخوابی شما نیست ، عالیجناب
شریف یک هفته پس از محاکمه فراموش خواهد شد حکم قطعاً اعدام خواهد بود
محاکمه ای در کار نخواهد بود این فقط یه بهانه به دست شریف میده
که مردم را وادار به تحریک کنه نمیخوام بحث سؤال های شرم آور پیش بیاد
چرا مدارس بیشتر نیست؟ چه بلائی بر سربیمارستان هایی که قولش را داده بودم آمده ؟
تکلیف میلیونها دلاری که شرکتهای نفتی به من پرداخت کردند چه شده؟
خب اینها سوالاتی است که نباید در برابر مردم پرسیده شود
من بر این کشور حکومت می کنم و مردم هر کاری که من دستور میدم انجام میدن
چگونه محاکمه اش را به تعویق بندازیم؟ برای چهارشنبه آینده برنامه ریزی شده
سرهنگ عزیز، خیلی ساده است قبل از محاکمه اونو بکشید
کی قراره دسته بعدی زندانیان به سیجن العادی منتقل شوند؟
ساعت پنج صبح اما اونا زندانیان معمولی هستند
قراره با یه ون بدون اسکورت منتقل شوند شریف رو با همین گروه بفرست
میتونم تعداد نگهبانهارو اضافه کنم؟ هیچ کاری که باعث شک بشه انجام نده
چهار ساله که شریف و وطن پرستی او خاری در چشم من بوده
اگه بفهمن که درحال انتقال است طرفدارانش هرطوری هست آزادش میکنند
شما شریف را طوری حرکت دهید که انگار یه جنایتکار معمولی است
هیچ ترتیب خاصی در نظر نگیر که کسی شک کنه
وقتی به صحرا رسیدی، اونو بکش
بعد در قبری بی نام ونشان دفنش کن اونوقت مردم دیگه کسی رو ندارن که دنبال آزادی باشه
به ژنرال مؤدب چیزی نگم؟
بالاخره من فقط یه سرهنگم
بعد از مرگ شریف شما ژنرال می شوید. فهمیدی؟
بنده مطیع عالیجناب هستم
مترجم و زیرنویس : م - تاج الدینی مهرماه 1402
تبریک میگم ، کارت خوب بود چشماهاتون را خوب باز کنید
در حاشیه شهر پیاده می شوید این مرد باید فرار کنه
خیلی مهمه که منم فرار کنم تو که اعدامی نیستی ، اونه که محکوم به مرگ شده
همتون باید پیاده شوید تو هم همینطور جونیور
اسمت چیه ؟احمد سعید تو دانشگاه هستی؟ آره
شما این کارو سازماندهی کردید؟ کمیته دانشجویی داریم
یه ماشین در حصره منتظر ماست که مارو به مرز میرسونه
به محض تاریک شدن هوا پیاده از عبور می کنیم
در مدتی که زندان بودید تغییرات زیادی رخ داده الان حمایت از شما خیلی بیشتر شده
بکشش ، اونو بکش
مجبور نبودی این کارو بکنی اگه نمیکردم اون منو میکشت
من خودم انتخاب می کنم کی شلیک کنم ، سرکش اون به زودی خوب میشه ، پنهانش کن
تا زمانی که پیاده هستیم، اونا بهمون میرسند باید یه کامیون دیگه گیر بیاریم
چطوری گیر بیاریم؟ من بیهوده شش سال در شرکت نفت ظهرین کار نکردم
تو منو به پالایشگاه برسون ، من برایت کامیون می گیرم بسیار خوب ، میریم اونجا
اینجا باید جامون امن باشه، ساعت چنده؟ نه و پنج دقیقه
شیفت آخر هنوز شروع نشده یه مدتی وقت میبره، استراحت میکنیم
شمارو برای چی گرفتن؟
بدبختانه برای ارتکاب قتل
این فقط برای آدمهای بیسواد خنده داره
من بارها آدم کشتم اما فعلاً تو متهم به قتل هستی
منو به جرم دزدی دستگیر کردن نه به جرم قتل
یه بچه مدرسه ای یه اختلاسگر آمریکایی
و یه سیاسی جنجالی ، یه وطنپرست
اگه اون نبود تو اصلاً فرار نمیکردی
من نوع شما را خوب می شناسم ، شما مارو تحقیر می کنید و در عین حال ثروت مارو برای خودتون از کشور خارج میکنید
به این میگن نفت ظهرین، باید مال ما باشه خب بچه، برو بگیرش
درسته . مشکل شما آمریکایی ها اینه که فکر میکنید مال خودتونه
شما خیلی ثروتمند هستید وما مردمی احمق هستیم
تا زمانی که کسی پول بد ما رو بخواد یا بخواد از مغز بد ما برای توسعه کشورش استفاده کنه
ببین بچه، اگه ما نبودیم در ظهرین نفت نبود هنوز زیر زمین رها شده بود
همین عمل کوچک 50 میلیون دلار برای ما هزینه داشت
این واقعیت که شما پول زیادی دارید به طورخودکار شما را در موقعیت مناسب قرار نمیده
این نفت مال ماست ما شمارو استخدام کردیم نه شما مارا
و قهرمان مردم همه چی رو درست می کنه، مگه نه؟
مردم، مردم قراره اینو درست کنند خب بچه ، اگه کسی نتونست درست کنه چی؟
شما هنوز هم دو تا چوب به هم می مالید تا آتش درست کنید
اگه اینقدر از ما بدت میاد چرا نمیری؟
بعد ببین در حال فرار بدون ما چقدر در این کشور دوام میاری
خب ، خودت بدون ما تا کی دوام میاری؟
من فکر کنم شما با ما میمونی ،آقای هیوستون
ما عقب مانده ها خیلی سریع از شما متمدن ها یاد می گیریم
شما آن کامیون را برای ما خواهی گرفت من قصد دارم زنده از این کشور خارج شوم
خیلی برات مهم نیست که من انجام بدم؟ چرا مهم نیست؟
خب . حداقل میدونیم کجا ایستادیم
بسیارخوب، کدام یک از شما مبارزان آزادی با من میاد؟ من میام
نه فرانکشتاین ،نمیخوام کله ام داغون بشه احمد ، تو باهاش برو
فردا ساعت هشت صبح یک مایل پائین تر از جاده باهم ملاقات میکنیم
فکر می کنی من آنجا باشم؟ تو خودت خواستی با ما بیای
من در موردش خیلی مطمئن نیستم بسیار خوب بچه ، را ه می افتیم
سلام لیلا - صبح بخیر جیل فکر کردم امروز رفتی؟
رفته بودم . حالا باید آقای اسپالدینگ را از بیمارستان ببرم . مشغول چه کاری هستی؟
مایه کوبی . تمام هفته مشغول بودم
امروز کجا میری؟ روستای شلال ، امشب میبینمت
این تفنگه عزیزم ، مردم رو میکشه
حالا گوش کن چی میگم شما به شلال نخواهید رفت
بهش بگو بره به سمت دروازه جنوبی یالا حرکت کن
سریع تر
وقتی به دروازه رسیدیم به نگهبان لبخند بزن و بگو که میخوای از بارا دور بزنی
بدون کلک
از اینجا نمیشه عبور کرد دستور جدیده
قربان ، اینا باید برن شلال
صبح بخیر لیلا صبح بخیر
کارتت میگه عازم شلال هستی نه ، باید برم بارا
چرا؟ قول دادم مقداری پنی سیلین تحویل داروخانه اونجا بدم
بسیار خوب
امشب در فرانکلین می بینمت؟ امیدوارم
کارت خوب بود عزیزم حالا خرابش نکن
آقای هیوستون خوشحالم هنوز کسی منو یادش مونده
کجا میخوای بری؟ به مرز؟ اگه شما اجازه بدی
نه میگم شمارو شناختم و نه میگم کجا داری میری ، قول میدم
آخرین زنی که بهم قول داد مادرم بود
که حالا هفت کفن پوسانده
به دوستت بگو کنار صخره سمت چپ نگه داره
اون کیه؟ شرکت با هر آمبولانس یه پرستار مجانی هم ارائه میده
جلوشو بگیر
بیا!
پلیس! بفرستش داخل
مجبور بودی پرستارهمرات بیاری؟ آمبولانس تا امشب در اختیار این زن است
مگه اینکه برگرده و بگه چه اتفاقی افتاده آقای هیوستون، قول دادم به کسی چیزی نگم
اون اسمت رو میدونه - منم اسم هر دوی شمارو میدنم وترجیح میدم به شما دونفر فکر نکنم
باید از جاده اصلی خارج شویم یه مسیر فرعی دومایلی اینجاست
بنزین اضافی داریم؟ دوگالن پنج لیتری
تا مرز چقدر راهه؟ کمی بیشتر از 400 مایل ، فکر کنم کافی باشه
وضع آب چطوره؟
پر هستند؟
ببین عزیزم تو هم می تونی از تشنگی بمیری بله پر هستند
آقای هیوستون، کیف منو بده
راهو بستن محکم بنشینید
دارن میان
پیچ بعدی سرعتوکم کن سعی می کنم جلوی اونارو بگیرم
نرو اونطرف ، اون از ما متنفره ولش میکنیم
اگه نری داخل ولت میکنیم همینجا همه سوار شن
واقعاً فکر کردی منو جا بذاری؟ از ذهنم گذشت
آقای هیوستون، مرد کوچولو مرده
کمک کن بیاریمش بیرون
خب، میخوای من شروع کنم ؟ پس میتونی در عرض یک ساعت یا بیشتر تحویل بگیری
پدر و مادرت زنده اند؟
مادرم ، چرا میپرسی؟ نگرانت نیست؟
واسه چی نگران باشه؟ ممکن بود جسد شما الان بالای اون تپه باشه
البته که نگرانه چون دنبال شریف رفتی؟ آره
میدونی اگه پلیس مارو بگیره ، تیرباران میشی؟
اونا مارو نمیگیرن قراره شریف از مرز عبور کنه
بعد دوباره برمیگردیم و سازماندهی میکنیم وبرای استقلال میجنگیم
شما به او ایمان فوق العاده ای دارید مگه نه؟
زمانی مردم ما خیلی قدرتمند بودند اونا نیمی از جهان شناخته شده را اداره می کردند
و شریف...شریف غرور ما را به خودمان برمیگردونه و برای ما زندگی جدیدی میسازه
من فکر می کنم او زندگی شمارو خراب میکنه و شما آنقدر کور هستید که نمی تونید درک کنید
بسیار خوب، تو رانندگی کن وقتی به کوهپایه ها رسیدیم دوباره خودم میرونم
اگه پرده رو بزنی بالا هوای بیشتری داریم
احمد و طاهر بیاین جلو
این برای شما سه نفر
پس فکر می کنی من زندگی مردم را خراب می کنم؟ مگه اینطور نیست ؟
هر جا بری بدبختی و کشتار به وجود میاد
باید برای استقلال مبارزه کرد مبارزه هم بدون تلفات ممکن نیست
این نسبتاً بی دقت به نظر می رسه حقیقت اغلب همین طوره
محمد
چطور می تونی اینقدر از خودت مطمئن باشی اگه از خودم مطمئن نبودم ادامه نمیدادم
فکر نکنم بتونی چشمهاتو روی چیزائی ببندی که دیدنش مناسب نیست
تو باید جایی که من در جریان شورش هات در سپتامبر گذشته بودم بودی
در بیمارستان شهر ممکنه آنجا در خیابان ها بسیار باشکوه به نظر میرسید
اما وقتی پسرهای هجده ساله در آغوشت می میرند، آنقدر با شکوه نیست
آنها مردند چون دیگه طاقت دیدن گرسنگی مردمشان را نداشتند
کثیف، بی سواد در حالیکه کشور ما اینقدر ثروتمنده
نصف ثروت ما را خارجی ها می برند نصف دیگه اش هم مقامات فاسد به جیب میزنند
حالا بگو ارزش جنگیدن برای تغییر آن نداره؟ نه اگه به معنای قتل عام باشه
علاوه بر این، مردم ما برای تغییرات شما آماده نیستند
بچه اند، جاهل اند، تنبلند اوه.. پس بگو
شما یکی از اعراب اروپایی ما هستید من در اروپا تحصیل کردم
تو هم همینطور بودی بله ، اما من دیدگاه آنهارا نسبت به مردم خودم قبول نداشتم
خشونت و کشتار در هرجائی اشتباهه
اگه میتونی واسه خودت توجیه کن اما سعی نکن برای من توجیه کنی
آقای هیوستون؟
میشه یه کم توقف کنیم؟
هی رئیس،چطوره کمی استراحت کنیم اینجا پوشش خوبی داریم
فکر کنم گفت تو کمد غذا هست
«محتویات را به غلظت دلخواه با کمی آب یا شیر گرم مخلوط کنید
قبل از دادن آن به کودک مطمئن شوید که پودر کاملا حل شده
بفرما ، تو آشپز باش . من اینو نمیخورم به خودت مربوطه ، فرانکشتاین، چیز دیگه ای موجود نیست
کی این آبو خورده؟ نیمه پر بود
ما باید سر وقت باهم آب بخوریم کی اینکار رو کرده؟
جواب بدین ، کی اینکار رو کرده؟
من نوشیدم . همه خواب بودند تشنه بودم، نوشیدم
زیاد تر از سهمت خوردی زندگی ما ممکنه به این آب بستگی داشته باشه تمام زندگی ما
چرا نگرانی؟ ما امشب از مرز عبور میکنیم شما آب زیادی خواهید داشت
شما خودخواه، احمق و نادان هستی وقتشه که اینو بدونی
خب، چه کسی فکر میکرد "پدر مردم" میتونه...
هیچکس حرکت نکنه
گفتم بی حرکت باش
حرکت نکن . ممکنه مارو ببینه
اون مارو دید پس دست منو ول کن
سریع کاپوت را بزن بالا و وانمود کن خراب شده
"آمبولانس مورد نظر در صد یاردی جاده حدیمه مشاهده شد"
دارن موقعیت مارو مخابره میکنند
ماشینهای زرهی به منطقه اعزام شوند
آمبولانس خراب شده زندانیان فراری در تلاش برای تعمیر آن هستند
برگشت به پایگاه این ماشین های زرهی ازکدام سمت میان؟
ازهر دو راه . حالا که میدونن ما کجا هستیم مسیر مسدود خواهد شد ، پس چیکار کنیم؟
شاید بشه رفت اونجا امکان نداره کامیون بره اونجا
این چیزیه که اونا فکر میکنند مطمئناً از اینجا غیرممکن به نظر می رسه
یه بار من به مدت شش ماه اونجا مخفی شده بودم راه هایی در سراسر آنجا وجود داره
آن طرف چیه؟ جاده زیدا
اونجا منتظر ما نیستند ممکنه از جاده ها محافظت نشه
ارزش امتحان کردن داره تو دیوونه ای پسر .لازم نیست بیای فرانکی
داره کجا میره؟ یه دهکده کوچک در حدود سی مایلی شمال غربی هست
اگه قبل از رسیدن به آنجا نمیره اگه برگرد اینجا هم میمیره
فکر کنم موفق میشه تو رانندگی کن ، ده مایل دیگه در همین مسیر
No comments yet. Be the first to leave one.