The first 200 lines.
،یه هیئت اعزامی ...توسط ارباب شیاطین کاریون
.از پادشاهی حیوانات به تمپست اومدن
ولی به محض رسیدنشون ...یه سری اتفاقات افتاد
.و کار به اینجا کشید
...خب یه کوچولو هم تقصیر من شاید بوده باشه؟
تجارت با پادشاهی حیوانات قسمت 26
قدرت یه کیجین، فقط همین قدره؟
!یالا بیشتر از اینا منو سرگرم کن
،لازم نبود بگی .خودم میخواستم همین کار رو کنم
!خودت رو آماده کن
...اون که
!گولۀ جادویی فوق قوی
!هوی شیون، یه لحظه صبر کن ببینم
میخوای کل این منطقه بفرستی هوا؟
!ای وای من، صدام رو نمیشنوه
،اوه! خیلی هم خوب بیا ببینم چی تو چنته داری؟
اِه! درسته اون دختره سوفیا هم ...حسابی آمادۀ گرفتنـشه
ولی هرچقدرم قوی باشه با این حمله واقعاً میتونه دووم بیاره؟
چیکار کنم؟ متوقفش کنم؟
!بگیر که اومد
!بسه
!همین قدر کافیه دیگه
تغییر شکل داد، ها؟
.اجازه بدید همین جا تمومش کنیم
خب؟ ما قبول شدیم؟
.بله
.تموم شد دیگه
ها؟
...اِه... ارباب، این یعنی
،به نظر میاد .داشتن ما رو امتحان میکردن
،اعتراضی ندارم .قدرت فوقالعادهای دارن
قبول میکنم که برای ارتباط با ما .به اندازۀ کافی خوب هستن
.الان دیگه مطمئن شدم
بدونید که دست کم گرفتن ...رهبر اتحادیۀ جورا تمپست
...ریمورو تمپست و دوستانش
!توهین مستقیم به کاریون ساما خواهد بود
فهمیدید؟
!بله
!همینطوره که سوفیا ساما گفت
انسانهای زیادی نیستن که بتونن .اینجوری پا به پای من مبارزه کنن
.شنیدنش باعث خوشحالیه
،درست بعد از رسیدن ...حسابی منو نگران کردن ولی انگار
خوشحالم که همه چی .به خوبی و خوشی تمام شد
شیون، تو هم دیگه متوجه شدی، مگه نه؟
شیون؟
...میگم
با این باید چیکار کنم؟
!اوه! الانه که بترکه
نمیتونی برش گردونی؟
!نمیتونم دیگه !انرژیم به حدش رسیده
!ریمورو ساما، بهتره پناه بگیریم
!آ... آروم باش
!پرتش کن... خیلی آروم پرتش کن بالا
با... بالا؟
!تلاشت رو بکن !مطمئنم که میتونی
!نمیتونم
.واقعاً که، این شیون رو نمیشه کاریش کرد
!شیون، پرتش کن طرف من
.نگران نباش
...ولی
!به من اعتماد کن
!چـ... چشم! الان پرتش میکنم
!گلاتونی
شکمپرستی
.بفرما، تموم شد
...چطور ممکنه
جون من!؟
یه همچین کاری .برای اربابم یه چیز خیلی عادیه
حالت خوبه؟
،حالا میفهمم چرا کاریون ساما .شما رو به رسمیت شناخته
واقعاً سپاسگزارم که ملت ما با ملت شما .روابط متقابل برقرار میکنه
.منم همینطور
.به تمپست خوش آمدید
و اینجوری ما از هیئت اعزامی یورازانیا .استقبال کردیم
...و در همون شب
یه جشن خوش آمدگویی در سالن پذیرایی .که تازه تکمیلش کرده بودیم برگزار شد
!این خیلی خوشمزه است
!طعم فوقالعادهای داره
!نمکش هم کاملاً اندازه است
!میتونم تا ابد از اینا بخورم
!خوشمزه است
.چه لذت بخش
.خوشحالم خوشتون اومده
کی بوده که بشکهها رو کامل گذاشته جلوش؟
...اون طرفم که
میگم، مشکلی پیش نمیاد که این شکلـتون رو به غریبهها نشون میدید؟
خب اینجوری هم نیست .که چیز مخفیای باشه
.که... که اینطور
...ولی
من اینو فقط به افرادی نشون میدم .که اعتماد کامل بهشون دارم
.که اینطور، خب بیخیال
...ولی خودمونیم، ها
خوب تونستی این همه .براندی سیب رو بزنی بالا
این همه؟
از اینا زیاد درست نمیکنید؟
!اوه! ببخشید ببخشید .حرفم رو جدی نگیر
البته که این رو ...مخصوص مهمونها درست کرده بودیم
ولی چون برای ساختش ...از میوههای جنگل استفاده میکنیم
.برای همین نمیتونیم خیلی از اونا بچینیم
،در این صورت .ایدۀ خیلی خوبی براتون دارم
توی کشور ما، یورازانیا .میوه به وفور پیدا میشه
میتونم ترتیبی بدم .که به اینجا ارسال بشه
اِه؟! واقعاً؟
.البته
،این خیلی عالیه مگه نه، ریمورو ساما؟
!آره
.که اینطور
پس یعنی ما هم باید از مشروباتمون برای شما بفرستیم، ها؟
به چه نسبتی؟
.جزئیاتش رو به خودتون میسپاریم
من همین که بتونم .یه مشروب خوب بنوشم، برام کافیه
میوههای یورازانیا خیلی با کیفیت هستن !پس میتونی انتظار بالایی داشته باشی
...هوم
پس جزئیات معامله رو به خودمون سپردن، ها؟
چقدر بهشون بدیم تا معامله عادلانه باشه؟
.باشه، پس میسپارمش دست یه متخصص
!شونا
بله، ریمورو ساما؟
.برو کوبی رو صدا کن بیاد
...اون یه تاجر کوبولده
تاجری از نژاد کوبولد کوبی
...که الان توی تمپست، یه فروشگاه رو اداره میکنه
.و باقی تاجرها رو هم مدیریت میکنه
ریمورو ساما، چه کاری با من داشتید؟
،ایشون یکی از تجار بزرگ کشور ماست !اسمش هم کوبی چانه
توی قلمروی ...اربابان شیاطین دیگه هم تجارت داشته
پس اون رو مسئول تجارتی میکنم .که درموردش حرف زدیم
ها!؟
.این افراد از پادشاهی حیوانات هستن
اگه غیر از مشروب به چیز دیگهای .علاقهمند شدند، باهاشون مذاکره کن
نه! نه! نه! نژادهای ضعیف !ورودشون به پادشاهی حیوانات ممنوعه
برات اجازۀ ورود صادر میکنیم .تعارف رو بذار کنار
این موضوع رو .به کاریون ساما اطلاع میدیم
...کوبی چانم مثل شما یه جوجین ـه
.پس حتماً خوب باهاشون کنار میای
چــــــی!؟
.پس با این حساب، سپردمش بهت
.اِه... خب... چشم
...پس باقی کارها رو به جوونا میسپارم
.پس با اجازه
...ها!؟ وایسا... آخه
!ریمورو سامـــــا
حالا که کارها رو به کوبی چان سپوردیم .دیگه خیالمون راحته
.بله، همینطوره که میگی
مذاکرات سر تجارت مشروب .همیشه خوب پیش میره
.و به این ترتیب، شب به آرامی سپری شد
به عنوان شروع روابطـمون ...با سرزمینهای خارجی
.خیلی هم خوب بود
،چند روز بعد .آروبیس و سوفیا به یورازانیا برگشتن
قرار بر این شد که .مهارتهامون رو هم به اشتراک بذاریم
پس این افراد توی تمپست موندن .تا این مهارتها رو یاد بگیرن
.همگی افراد کوشا و خوبی هستن
چطور از این چیزی که بهش "شیر آب" میگید، آب گرم بیرون میاد؟
به نظر نمیاد .جایی این آب رو گرم کرده باشید
.با کمک رونهای جادویی
.مترجم: "رون" نوعی سنگ که روی اون طلسم جادویی قرار داده شده
رونهای جادویی؟
این رونها کجان؟
...روی سر شیر
یه سنگ جادویی .با طلسم حرارتی قرار داده شده
...که اینطور
پس اگه فردی که نیروی جادویی داره اون رو بچرخونه، آب گرم بهش میده، ها؟
همونطور که از !یه صنعتگر دوارف انتظار میرفت
.خب اینکه چیز خاصی نیست
درواقع ایدۀ کار ...از ارباب ریمورو بوده
!در اصل این ایدۀ دانای اعظم بوده
تو نمیخوای مثل باقی همراهات کارای صنعتگرا رو ببینی؟
.من نیازی ندارم
فوبیو ساما، پلنگ نیش سیاه ...که الان توی بازداشته
به من دستور داده .تا برای ریمورو ساما مفید باشم
واسه همینه که قاطی نگهبانای شهر شدی؟
.همینطوره
!گروسیس سان
.ما داریم میریم گشت بزنیم
!باشه
.پس تا بعد
...خیلی خب، پس منم یه سر برم حمام
!تو میای با من، برای تمرین شمشیرزنی
!چشم
،برای تقسیم کسرها ...این روش کمی سخته
پس سعی میکنیم اونا رو .به مضرب مشابه تبدیل و بعد حل کنیم
...برای تبدیل کسر به مضرب مشابه
حتی بدون منم .خوب دارن درساشون رو یاد میگیرن
صورت و مخرج رو .در سمت راست عوض میکنید
.به این عمل معکوس کردن میگیم
...وقتی معکوس رو با عدد اصلی ضرب کنید، جواب همیشه
...و اینجوری، چند روز دیگه هم گذشت
و گروه یوم یه بار دیگه به سفر رفتن .تا شهرت خودشون رو بیشتر کنن
و اینجوری موقع بازگشت .بنیمارو و همراهانش دیگه اینجا نبودن
شوالیههای یورازانیا .همونطور که انتظار داشتیم، عالی هستن
...هر کدوم از اون سربازها
توسط خود ارباب شیاطین کاریون .به خوبی آموزش دیدن
الکی نیست که بهش .لقب "بیستمستر" رو دادن
مترجم: "بیستمستر" ارباب حیوانات وحشی یا استاد حیوانات وحشی؟
دیگه چی؟
خونههای اونجا .در مقابل خونههای اینجا، خیلی ساده هستن
...ولی در عوضش کاخ سلطنتی
کاملاً مشخصه که ثروت رو .توی خودش متمرکز کرده
!ببین ریگورو، چه مردی شده واسه خودش
...خب
No comments yet. Be the first to leave one.