The first 191 lines.
من جلوی شما را نمی گیرم. من به ترسو هایی که پهانه های مختلف میارن تا فرار کنن، نیازی ندارم
سست عنصرا میتونن برن
برید. همتون برید
تو میتونی به ما بگی ترسو اما ما باید خودمون رو نجات بدیم
ما سربازای تانگ را گرفته ايم شاید با تحویل آنها ما را نکشند
چکار دارید میکنید؟ لعنتی صبر کنید کجا دارید میرید؟
حرف شون حرف حسابه
همه شون گفتن که اینکار احمقانه ای است که با یه ارتش آموزش دیده توی اين تپه ها بجنگیم
پس بذار تسلیم پشن آنها هنوز نمیدونن با کی طرفن. ایی مون هرگز اونا رو زنده نمیذاره
نمی فهمی ممکنه آنها جون سالم در ببرن و ما بمیریم
ما آمده ايم تسلیم بشیم
ما نمی خوایم با شما بجنگیم
اگه ما را نکشید ما هم میذاریم این سربازا برن
اول سربازا را آزاد کنید منم میذارم زنده بمونید
نشنبدید ژنرال چی گفتن؟ یالا آزدشون کنید
کماندارا جلو
کماندارا جلو
صبر کنید
گفتی ما را زنده میذاری
تیراندازی کنید
فرار کنید.. از اینجا برید
هیچکدوم شون را زنده نذارید... . برید دنبالشون
کجان؟
آنها دارن به اینطرف میان
چندتاشون هستن؟
حداقل نصفشون مُردن
باید بقیه شون رو نجات بدیم بریم
عوضیا
بکشیدشون
تجویونگ اینجاست... تجویونگ اومده
!حمله
آنها دارن همه ما را نابود میکنن باید عقب نشینی کنیم
عقب نشینی کنید
سلاح ها را جمع کنید
ما خیلی از سربازای تانگ را کشتیم اما زندانی های زیادی را هم از دست دادیم
عوضی های احمق. اگر به حرفمون گوش داده بودن حالا زنده بودن
زره هاشون را در ببارید و بدنهاشون را کنار نهر بندازید
چرا بدن هاشون را بندازیم کنار نهر؟
لباس های سربازای تانگ را دربیارید و بدنشون را بندازید کنار آب
اینا میخوان به چیزی بهت بگن
ما باید به حرفت گوش میکردیم
ما اشتباه کردیم. ما را ببخش
از من معذرت نخواهید. از این مرده ها معذرت بخواهید
چی؟ لعنتی
چقدر دیگه میخواید بذارید اين عوضیا اینکارها را بکنن؟
...متاسفم ژثرال ما داشتیم همشون را میکشتیم که یکدفعه
خفه سید
خودم باید برم سراغ شون من دیگه به شما امیدی ندارم
زنرال چیزی هست که خیلی عجیبه
عجیب؟
راه های عبور و مرور در جنگل گی پو دارای پیج و خم های زیادیه اما تجویونگ آن را مثل کف دستش میشناسه
تجویونگ کوه های اینجا را هم خیلی خوب می شناسه
ما بدون نقشه نمیتونیم راه عبور و مرور اینجا را پیدا کنیم. تجوبونگ چطوری این راه ها را می شناسه؟
ما هم از همین متعجب شده ایم
پا او یه نقشه داره پا کسی بین آنهاست که راههای اینجا را خوب بلده
مطمئتم که آنها خودشون را با سلاح هایی که از سربازای ما گرفتن مسلح کرده اند
اگه آنها راه های کوهستان گی پو را بلدن، گرفتن آنها کار راحتی نخواهد بود
ژنرال
آب جوی خونی شده
خونی؟
آنها حتماً بدن سربازای ما را توی نهر انداخته اند. سربازانمون خیلی ترسیده اند
ژنرال
تجوبونگ عوضی یه جنگ روانی داره راه میندازه چطور جرئت کرده که اینو تبدیل به یه نبرد کنه
چندتا مرد برامون باقی مانده؟
با گوگوریویی ها و باکجه ای ها و شیلایی ها ترگول و کران، فقط صد تا
خوب به من گوش کنید
ما نه غذای زیادی برای خوردن داریم و نه سلاح درست و حسابی برای جنگیدن
همه نبردها یه پیروز و یه بازنده داره اما معلوم نیست که اگه ما آنها را هم شکست بدیم این نبرد به پایان برسه
با این وجود ما باید بایستیم و بجنگیم چون این تنها چاره ی ماست
ما بالاخره میمیریم. با اینجوری با یه جور دیگه
من برای پس گرفتن کشور جنگیدم اما حالا برای تو می جنگم
به ما بگو باید چکار کنیم
برادر
ژنرال؟
ما خندق می کَنیم و با نی هایی که توی این کوه ها فراوانه، نیزه و تله درست میکنیم
اگر ما میخوایم بر مشکل کمبود افراد فائق بیایم و دشمن مون را شکست بدیم
باید از این کوه ها به عنوان سلاح و قلعه مون استفاده کنیم
بین ما شیلایی ها چندین نجار ماهر هست ما ساخت دام ها و برج های دیده بانی را به عهده میگیریم
ممنون
در بین ما باکجه ای ها سنگ تراش وجود داره، ما هر کاری در رابطه با سنگ و سنگ کاری باشه انجام میدیم
ما برای حمله در جاده های باریک از تخته سنگ ها و قلوه سنگ ها استفاده میکنیم. من اینکار را به تو میسپارم
به رویِ چَشم
ترگول ها هم کار شکار و تهیه غذا را به عهده میگیرن
ممنونم
هوک سودول و گلسابیو میخواهم که شما دوتا حرکات ارتش تانگ را زیرنظر بگیرید
ما باید به محض اولین حرکتشون کارمون را متوقف و از دست دشمن فرار کنیم. فهمیدید؟
فهمیدم- نگران نباش-
آب نهر هنوز خونیه؟- بله ژنرال-
اگه تجویونگ راه های گی پو را بلده ما نمی تونیم آنها را به آسونی نابود کنیم
پس؟
میخواهم که پیش وزیر چومون بری ما به نیروی کمکی نیاز داریم
چندتا نیاز داریم؟
هرچندتا که بتونه برامون بفرسته. این نامه را بهش بده خودش میفهمه که باید چکار کنه
...چشم ژثرال اما
ما فقط با صدتا زندانی درگیریم اگر این جایی ...درز کنه که ما درخواست نیروی کمکی کردیم
برای همینه که ما باید اینکار را زود تمام کنیم
اگر ما خیلی زیاد اینجا بمونیم، منو مسخره خواهند کرد ما نمی تونیم بذاریم این اتفاق بیافته
ما باید فوراً کنترل گوهستان گی پو رو به دست بگیریم و ازشر تجویونگ خلاص بشیم
وقت نیست برو و نامه منو به وزیر چومون بده
چشم ژنرال
بریم
همینجا
تانگ...چانگ آن
تجویونگ مُرده؟
این هنوز تایید نشده اما من شنیده ام که فقط چندتا از زندانی ها زنده مانده اند
پس چرا ژنرال ایی مون برنگشته؟
اون حتماً سعی داره بقیه زندانی ها را بکشه
خیلی بده اگه ایی مون برگرده. وزرا برای برگردوندن یی یون به ولیعهدی، فشار خواهند آورد
شما باید یه تصمیمی بگیرید
تصمیم؟
هیچ راهی وجود نداره که بشه جلوی یی یون را از ولیمهدی گرفت
اگر یی یون به تخت بشینه ما همه رنج و مشقت زیادی خواهیم کشید
به سوألم جواب بده ژنرال سو
شما مبارزان وفاداری دارید که برای شما میمیرن. از هیچ دستوری اِبا نداشته باشید
از دستورم اِبا نداشته پاشم؟
ارباب از دستور اِبا نداره و زیردست هم از اجرای دستور
این واقعاً منو آسوده میکنه که این حرفا را از ...شما میشنوم. از دستورم اِبایی نداشته باسم
درسته... چطور ممکنه من دستوری که قلبم میخواد رو به شما ندم اما سایه پادشاه هنوز بالا سر این کشور هست
چطور ممکنه من از قدرتم استفاده کنم که بر او فائق پیام؟
اما ملکه
در زمان موعدش به شما دستور خواهم داد پس نباید عجله کنی
وزرای این کشور را نباید دست کم گرفت
خوش آمدید ژنرال. برای چی به اینجا آمده اید؟
من خیلی نگران بودم. نتونستم یه سری نزنم
یی یون؟
او نباید از قصر شرقی جایی بره اما وزرا از ملاقات با او دست برنمیدارن
ملاقات با او؟شاهزاده در قصر شرقی در بازداشت خانگی است
این محدودیت خیلی وقته که ازبین رفته
از بین رفته؟ با اجازه ی کی؟
او بزودی ولیعهد خواهد شد. چطور ما وزرایی که جونشون را به خطر انداخته اند تا روی او تأثیر بذارن را متوقف کنیم؟
من نمیذارم این اتفاق بیوفته. برای نجات ما باید شاهزاده از رسیدن به تخت متوقف بشه
من با شما مخالف نیستم اما نمیدونم چطوری باید اینکار را بکنیم
من بهتون میگم چطوری اینکار را بکنید. بکشیدش
ژنرال! جدی میگید؟
یی یون شرابهای تجویونگ را زهری کرده بود
اما ما مدرک دقیقی علیه او نداریم
او را بکشید و هیچ مدرک و اثری جا نذارید
توی یه جنگ تو مجبور نیستی با دشمنت بجنگی
ما برای اینکه زنده بمونیم میکشیم... اینم یه جنگه که ما وسط خون و خونریزیش هستیم
وقتی که ژنرال ایی مون برگرده، سَر تجویونگ را میاره؟
در حقیقت منم برای همین به اینجا آمده ام
منظورت چیه؟ یعنی تجویونگ هنوز زنده است؟
شاهزاده ازتون خواهش میکنم آرام حرف بزنید
گفتن که او کشته شده اما حقیقت اینه که او زندانی های بازمانده را در گی پو رهبری میکنه و داره با ژنرال ایی مون میجنگه
واقعاً؟ او از شکار جان سالم دربرده؟
متأسفانه همین طوره
پس چیزایی که درباره او میگن حقیقت داره. تا حالا هیچکسی نتونسته از شکارگاه گی پو جان سالم درببره
ژنرال ایی مون درخواست نیروی کمکی کرده
نبروی کمکی؟وضع در اونجا وخیم شده؟
نه اما اگه این شکار یه کم دیگه طولانی بشه ممکنه ملکه دستور آزادی تجوبونگ را بده
درسته شاهزاده. تنها دلیلی که ملکه تجویونگ را به شکارگاه گی پو فرستاد، آزماپش توانایی هاش بود
ما باید قبل از اینکه او بفهمه تجویونگ زنده است و داره با ژنرال ایی مون میجنگه، از شر تجویونگ خلاص بشیم
تو نبروی کمکی آماده کرده ای؟
بله شاهزاده من گنج هزار نفر از پادگان بیرون شهر همراه خودم به اونجا میبرم
ما کارهای زیادی داریم. مراقب باش و زود برگرد
چشم شاهزاده
ملکه نباید چیزی درباره این بفهمه مطمئن بشید که این حرف جایی درز نکنه
بله شاهزاده
تجویونگ از شکارگاه جان سالم در برده... تحوبونگ
خوش آمدید- پدرم؟-
اون داخل منتظرتونه. برید داخل
ژنرال سورینگی به شما گفت که یی یون را بکشید؟
بله کاهان- ما نمیتونیم اینکار را بکنیم-
اونا ممکنه کل قبیله ما رو بخاطر این نابود کنن
درسته... درسته که ما داریم به ژنرال سورینگی خدمت میکنیم اما تانگ برای ما یه کشور بیگانه است
تانگ که سرزمین ما نیست که توی جنگ آنها سر تاج وتخت دخالت کنیم
اما اگه یی یون شاه بشه چه بلایی سر قبیله کُران خواهد آمد؟
تو میخوای اینکاری که ژنرال گفته را انجام بدی؟
دلیلی نداره انجام ندیم
چولین
ملکه ما را در اینجا نذاشته که از بچه اش نگه داری کنیم
درسته اگر ملکه حمایت و پشتیبانی بشه قطعاً دستور مرگ شاهزاده رو میده
وقتی که اون اینکار رو کرد ما نمیتونیم از دستورش سرپیچی کنیم
عجب وضع بدیه...ما خودمون رو درگیر چی کرده ایم؟
اما اگه کشتی شروع به غرق کردن کرد ما باید سوار یه کشتی دیگه بشیم
منظورت چیه؟
منظورت اینه که به ملکه خیانت کنیم و به یی یون بپیوندیم؟
اینکار خردمندانه ای نیست؟ این واقعاً احمقانه است که روی یه کشتی که میدونی داره غرق میشه بایستی
اما کی میدونه کدوم کشتی داره غرق ميشه؟ اگه ما طرف یی یون بریم و ملکه به قدرت برسه
اگه ما می تونستیم هرچیزی را پیش بینی کنیم دیگه شکستی اتفاق نمی افتاد
در حال حاضر ما باید با دو طرف بازی کنیم
با هر دو طرف بازی کنیم؟- بله کاهان-
و وقتی که دیدم کشتی داره کج و موج میشه مجبوریم سریع بیایم پایین و سوار یه کشتی دیگه بشیم
واقعاً وضع وخیمیه. اگه ما قدرت داشتیم نیاز نبود که اینقدر خودمون را تحقیر کنیم
اگر این فقط به خودمون مربوط بود، از هیچی نمی ترسیدیم اما پای سرنوشت و آینده کُران وسطه
ما اول باید زنده بمونیم بعد ما باید خودمون را قوی کنیم و برای خودمون یه جهان بسازیم
آره. برای همین بوده که ما اينجاییم و داریم سختی میکشیم
خوش آمدی، من داشتم فکر میکردم که تو حالا به اینجا میای
من دوباره با گستاخی به اینجا آمده ام چون برات زحمتی دارم
زحمت؟ اصلاً به قول قدیمیا وقتی که دوستان ...دور تا دور هم جمع میشن
هونگ پیا! زودباش مهمانان رو به داخل راهنمایی کن
No comments yet. Be the first to leave one.