The first 26 lines.
ترجمه ~> Faezeh
[دیلِما: موقعیتی که تصمیمگیری خیلی سخته، چون انتخابها به طورِ مساوی خیلیخوب یا خیلی بَدَن]
دیگه تمومه، تو اصلا من رو دوست نداری
دیگه اونی که قبلا بودی نیستی
من میشناسمت، تو اصلا من رو نمیخوای
ما مثل فنجون شکسته میمونیم، این هرگز درست نمیشه
راستش، درد داره دخترا لطیف تر از چیزی هستن که فکر میکنی
تورو نفرین و سرزنش میکنم
نـه
اما نمیتونم ترکت کنم، نمیتونم رها کنم
مشکلی نیست حتی اگه شورِ عشقمون خاموش شده
اشکالی نداره وانمود کنیم که این عشقه
برام مهم نیست اگر آسیب ببینم
اگه دیگه توی ذهنت نباشم، بیشتر آسیب میبینم
دیلما دیلما دیلما دیلما
دیلما دیلما دیلما دیلما
صادقانه من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
عزیزم عاشقتم، من عاشقتم،من عاشقتم~
نمیتونم رهات کنم
من دیوانهوار عاشقتم
عاشقتم، من عاشقتم، من عاشقتم
ولی باید تمومش کنم دیلِما دیلِما
من توی یک اتاق بدونِ تو سرگیجه دارم
با موهای بهم ریخته، دارم بالشِ خیسم رو بغل میکنم
لاغر و لاغرتر میشم
وقتی تو ظاهر میشی دوباره زنده میشم
No comments yet. Be the first to leave one.