The first 200 lines.
= عشق در چشمانت =
= قسمت 21 =
هی امروز صبح راستشو به مامانم و داداشم گفتم
اما...
برنجت تموم شده ؟ میخوای بری قرض بگیری ؟
من دماغم قشنگه
پس دارم از اتفاقی که ممکنه بیفته جلوگیری میکنم
میدونی اون جین ، من
چیه ؟ چرا به تته پته افتادی ؟
سی میلیون پول یونگ یی رو که برای پول پیش قرض گرفته بودم به باد دادم
من اصلا آدم نیستم حیوونم
یونگ یی تازه در موردش فهمیده
اومد اینجا بهم گفت "تو پول منو به باد ندادی"
"سه سال زمانی که تو فروشگاه رفاه کار میکردمو به باد دادی "
و بعد رفت
هر جوری شده اون پولو بهش پس میدم
خوب ؟
پولو بهش پس بده چرا زنگ زدی من بیام اینجا ؟
زمان چی ؟
باید چیکار کنم که اون زمان رو بهش برگردونم ؟
تو از من باهوش تری
لطفا بهم بگو
چیزی که حتی بیل گیتس و ایلان ماسکم نمیتونن بخرن زمانه احمق
واسه همین اون احمقای پولدار عین ما پیر میشن
وای لعنتی
اگه میخواستی به پول یونگ یی دست بزنی
از همون اولش باید بهم میگفتی
میتونستی با پول من حلش کنی
بگو، چرا بهم نگفتی ؟ چرا نگفتی ؟
احمق باید بهم میگفتی پول یونگ ییه
تحت تاثیر قرار گرفتم اون جین
تو صد میلیون پول داری ؟
موضوع این نیست
وای
هی کجا داری میری ؟
میرم بیرون دنبالش بگردم
ها درسته
هی وایسا
نمیتونی اینجوری بری هم عروس
باید حرفمونو تموم کنیم
همونجوری که گفتم تو و چانگ یی منو تحقیر میکنین
فقط اومدم حقیقتو ببینم
فقط یه کم منو درک کن و بیخیال شو
باید در موردش فکر کنم
من رفتم ، نمیخواد بدرقه م کنی
وایسا هم عروس
هم عروس
گفتم نمیخواد منو بدرقه کنی
تو خونه کیمچی ناباک برات نمونده درسته ؟
یه مقدار برات بسته بندی کنم ؟
هنوز از کیمچی که دفعه ی قبل بهمون دادی مونده
عروس
داری میری ؟
بله مادر
تازه رستورانو بستین ؟ باید خسته باشین
اشکالی نداره عادت دارم
اما
یه کم قبل گفتی از دست اون سوک ناراحتی
بین شما دو تا چه اتفاقی افتاده ؟
موضوع اینه مادر
خوب...بله ؟ - عزیزم -
کاری کردی که اونو ناراحت کنه ؟
چی ؟ خوب
درسته ، در مورد ماهیه مادر
ماهی ؟ - ماهی ؟ -
بله
اون روز یه مقدار ماهی براشون فرستادین مادر
چون برادرشوهر خیلی ازش لذت برده
میخواسته برای هدیه واسه چند تا از همکاراش بفرسته
واسه همین شماره ی اون مغازه رو میخواسته
اما یادم رفت شماره رو بهش بدم
هم عروسم براش سوتفاهم شد
فکر کرده عمدا قایمش کردم
واسه همین ناراحت بود
اره درسته
من اشتباه فهمیدم برام سوتفاهم شد
فهمیدم
میدونم ...اون ماهی فروشی تو بازار
قیمتشون خیلی بالاست
اما واقعا ماهی های تازه میفروشم
اون سوک شماره رو بهش دادی ؟
البته که دادم مادر
من دیگه میرم مادر لطفا استراحت کنین
خیلی خوب
هوا تاریک شده مراقب باش ، باشه ؟ - مراقبم -
خوبه ، برو دیگه
با چانگ یی و هه می بازم بیا
بله دفعه ی بعد اونارو میارم - به سلامت -
شب بخیر
عزیزم توام باید بری تو من بدرقه ش میکنم
خیلی به سلامت زن داداش
وایسا
هم عروس ، ممنونم
واسه چی ؟
واسه حرفی که جلوی چانگ ایل و مادر زدی
من دیگه میرم
به سلامت
و کاریو که گفتم بکن
وای خدا
بدون اینکه بگه باشه رفت
پسرم
مامان یه چیزی شده اصلا خبر داری ؟
یه چیزی شده ؟ منظورت چیه ؟
واقعا نمیدونی ؟
زن داداش اومد خونه م در موردش پرسید
درست حرف بزن من بفهمم
یونگ یی چی گفته ؟
که سی میلیونشو به باد دادم
اگه خبر نداری از کجا ممکنه شنیده باشه ؟
هنوز نیومده خونه ؟
نه نیومده
وای نه ، پس
اومده خونه و حرفای مارو شنیده
اومده خونه چی ؟
چی ؟ هیچی فهمیدم چی گفتی
فعلا قطع کن
حواست به درست باشه خوب ؟
مامان ، الو ؟
وای فقط به درس من اهمیت میده
اخه تو این شرایط من چجوری میتونم درس بخونم ؟
بزار رک بگم
شرایط هر جوری باشه تو درس نمیخونی
یونگ یی کجاست ؟
وای زن داداشم کو ؟
با بدبختی هم عروسمو راضی کردم چیزی نگه
اما دونگ هی اومده خونه و وقتی باهاش حرف میزدم
احتمالا همه چیو شنیده
وای خدایا دیگه جونی تو تنم نمونده
واقعا که
= مادر =
چرا مامانم هنوز نیومده خونه ؟ - همینو بگو نه ؟ -
امروزم با عمو داره درس میخونه ؟
چی ؟ نشنیدم بگه میره اونجا
سلام
سلام اوپا ، احتمالا الان با زن داداشمی ؟
نه چرا ؟
اهان ، آخه هنوز نیومده خونه
تو فکر بودم با تو داره درس میخونه یه نه
داره دیر میشه بهش زنگ زدی ؟
الان میخوام بهش زنگ بزنم ممنونم
شب بخیر اوپا
شب بخیر دو یونگ
فعلا
هی به مافوقت زنگ زدی ؟
باید با یه وکیل مشورت کنی
نگران نباش حواسم هست
کانگ اون جین
شب بخیر دو یونگ
چه صدای قشنگی داره
زود به مامان زنگ بزن
باشه
= دو یونگ عزیزم =
الو ؟
مامان
مامان
الو ؟
بله می ری نه ، همینجام
جواب داد ؟ کجاست ؟
مامان کجایی ؟ چرا نمیای خونه ؟
بیرونم یه کم کار دارم
دخترم شام خوردی ؟
بله با عمه خوردم
مامان سر راه میشه شیر بخری ؟
بازم شیرمون تموم شده ، باشه ؟
باشه سر راه شیر میخرم
مامان ، دلم برات تنگ شده زود برگرد خونه
باید بلند شم
و برم شیر بخرم
یونگ یی
نگاش کن
شام خوردی ؟
اشتها ندارم
هیچی نمیخوری ؟
هی ، وایسا یونگ یی
برات نودل درست کنم ؟ نودل دوست داری
شب بخیر
این واقعا عروس منه ؟
معمولا یه قشقرقی به پا میکنه که نگو و نپرس
چی ؟ دوباره بگو
"حقیر ؟"
اشتباه میکنم ؟
همه تو خانواده تون دست به دست هم دادن تا یه استودیوی کوچیک اجاره کنن
حتی از یونگ یی هم سی میلون قرض کرده
وای وقتی هم عروسم اینو بهم گفت
خیلی بدبخت بنظر میومد
"بدبخت ؟"
درسته واسه همین اون پولو بهش دادم که مشکلو حل کنه
بدون اون پول ورشکست که نمیشیم
این چه مشکلی داره ؟
میبینی ؟ هنوز نمیفهمه چه خبره
از گذشته هیچی یاد نگرفتی ؟
چاره ای برام نذاشتی حز اینکه بحث جین جین سوکو پیش بکشم
جین جین سوک ؟
تو حرفشو پیش کشیدی من نبودم
درسته مشکل پول نیست
چرا قبل از تصمیم گیری هیچوقت با من مشورت نمیکنی ؟
ما ازدواج کردیم و با هم یه خانواده داریم
"بخاطر این موضوع باید این مقدار پول خرج کنم "
"نظرت چیه عزیزم ؟"
باید نظر منم میپرسیدی
No comments yet. Be the first to leave one.