Release info

🌻 Woori the Virgin E05 HDTV sunflowermag 🌻
A Commentary by zshkoo
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2022-05-23
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وو ری

!وو ری- دیوونه شده؟-

هی- ووری-

وو ری . من پدرتم

پدر؟

ول کن- خدایا-

گفتم، من پدرتم

درباه چی حرف میزنین؟

چجوری میتونین پدر من باشین؟

چون هستم. من پدرتم

مامان، چی داره میگه؟

...خب. چیزه

گفتی بابام مرده- من نمردم-

من همینجام. بابات همینجاست

مامان

واقعا بابامه؟

بله

چرا؟ چجوری؟

گفتی بابام مرده. چجوری ممکنه بابای من باشه؟

مادرت بهت دروغ گفت

دیگه نمیتونه حقیقت رو ازت مخفی کنه

اون ران. حقیقت رو بهش بگو

خدای من. فکر کنم خیلی نوشیده

نه مادرجان. حتی به الکل لب هم نزدم

مادرجان" مامان بزرگ تو هم میدونستی؟"

چی؟

بله، من تازه فهمیدم

همه بجز من میدونستین؟

فقط من بودم که نمیدونستم؟

صبرکن، وو ری

هی! تو دخالت نکن

مامان، چیکار کنیم؟ میشه بری باهاش حرف بزنی؟

دختر توئه

و منم دختر تو

میخوای من چیکار کنم؟

...خب

من دیگه باید برم

چی؟

خیلی خب

چیه؟ چی شده؟ اوه. درسته

من...منم باید برم

باشه

خداحافظ

مامان، بابا چجور آدمی بود؟

خوش قیافه بود؟

معلومه

به قیافه خوبش معروف بود

...همه مگفتن که

شبیه لئوناردو دیکاپریو توی «رومیو و جولیت»ه

خیلی هم ورزشکار بود

کاپیتان تیم بود

چه تیمی؟ فوتبال؟ بسکتبال؟

بسکتبال هم خفنه

بله، بسکتبال. کاپیتان تیم بسکتبال بود

علاوه بر اینا نمره خوب هم میگرفت

...توی رقابت های ریاضی جایزه گرفت

و حتی توی رقابت های نویسندگی هم شرکت میکرد

واقعا؟

به خاطر همین نویسنده خوبیم؟‌ به بابام رفتم؟

فکر کنم

به هرحال تو همه چیز کارش خوب بود

...شاید به خاطر همین بوده

پروردگار خیلی دوسش داشت که توی سن پایین بردش

وور ری اگه زنده بود بیشتر از همه دلت میخواست باهاش چیکار کنی؟

چیز خاصی نیست

فقط...میدونی

کارهایی که بقیه بچه ها با باباهاشون میکنن

همش

بهت حسودیم میشه، مامان

واسه چی؟

بابا رو دیدی

آها. درسته

ببخشید، مامان دیگه حرف بابارو پیش نمیکشم

اشکال نداره

چرا بهم دروغ گفتی؟

لازم نبود باهاش زندگی کنیم

حداقل میتونستی بگی بابام یه جای این دنیا زنده ست

معذرت میخوام

تو موجودی به اسم پدر رو از من دزدیدی و دریغ کردی

چرا دروغ گفتی؟ چرا؟

پس نباید میذاشتی تا آخرش من بفهمم

همین حالا بگو چرا؟‌ آخه چرا؟

معذرت میخوام

واقعا ازت متنفرم

از الان به بعد چجوری میخوام باهات رو در رو بشم

میخوای همینجا باهام بمونی؟

رافائل فکر میکنه پدر مادرت خارج از کشور زندگی میکنن

فکر میکنه تو کره خانواده ای نداری

اگه بفهمه من اینجام چی؟

نمیفهمه. بهش گفتم با یکی از اقوامم هستم

گفتم تا یه برنامه بریزیم تحمل کن

...میدونی منم آدمما. چجوری میتونم بمونم و تحمل کنم؟

جو زده شدم و همه چیزو خراب کردم

الان همش تمومه! خوشحالی؟

مال جا ؟ تموم شده؟

اگه بی خانمان شدی و یه چند روزی همینجوری موندی

بعدش میتونی بهم بگی که تموم شده

خودت میدونی چه حسیه چون تجربه اش کردیم

فکر کردی من میخوام اونجوری زندگی کنم؟

میخوام اینجوری لباس های خوشگل بپوشم

و ساختمون کافه ستاره رو هم میخوام

ولی اصلا جواب نمیده! لعنتی

فقط میرم یه کار با حقوق خوب پیدا میکنم

بیا فقط تو آرامش زندگی کنیم

فکر کنم خیلی استرس داشتی

مال جا

منو ببین

مال جا

هی، صورتت جی شده؟

سلام

سلام، من بودم زنگ زدم

...میدونین... شوهرم

خدای من، به نظر بد میاد

قربان. لطفا همراهم بیاین

ببخشید؟ من ؟‌چرا؟

باهامون یه تماس در رابطه با خشونت خانگی گرفته شد

چی؟- همراهمون بیاین-

صبرکنین. هی لی ماری

عقلت رو از دست دادی؟

الان منو زدی؟

نه نزدم. شوهرت زده

چی داری میگی؟

به خودت بیا

این آخرین فرصت ماست

الان برو بیمارستان و زنگ بزن به رافائل

به پلیس هم زنگ بزن

بگو شوهرت موقع دعوا زدتت

خدای من

!صبرکن، ماری. هی

عقلت رو از دست دادی؟

بهت گفتم که طلاق میخوام. چرا داری اینکارو میکنی؟

چیه؟ مهریه بیشتر میخوای؟

من پول لازم ندارم

من فقط یه چیز میخوام

عشقت. و اینکه باهم به خوشی زندگی کنیم

چی؟

فکر کردی با اتهام وارد کردن به من میتونی چیزی که میخوای رو بدست بیاری؟

....فقط میخوام که بدونی اینکارو از روی ناچاری

و چون واقعا نمیخوام از دستت بدم انجام میدم

اگه شایعه پخش بشه که منو زدی منفعتی برامون نداره

اگه افراد توی بیمارستان بفهمن چی؟

و اگه وو ری بفهمه چی؟

اونوقت بچه رو بهت نمیده

پس این موضوع باید سریع حل بشه. نه؟

تو الان منو تهدید کردی؟

واقعا داغونی

مامان

مامان بزرگ

بازم نون میخواین؟- حتما-

باشه مامان. نون بیشتری میخوایم- بفرما-

...من واقعا

بابا دارم

اومدین

آره، سلام

...میدونی دوستم داره عروسی میکنه

کارت دعوت عروسیش رو برام فرستاد

ولی مرده ۹ سال ازش بزرگتره

یه پا آجوشیه

این روزا حتی ۱۲ سال هم عادیه

راستی اون چیه؟

تو خونه یه خبرایی هست

به خاطر همین باید یه چند روزی رو اینجا بمونم

پس حتی با کانگ جه هم دعوا کرده و خانواده اش هم مخالفن

واقعا میخوای اینجوری کنی؟

اینا برای تو منطقیه؟

منطقی باش محض رضای خدای

....منطقی

برای چی؟

فقط موافقت کن که طلاق نگیری

و من سریع اتهاماتم رو پس میگیرم

هی، به این کار میگن تهدید

باید انقدر خودتو پایین بیاری؟

شنیدم ماری جمع کرده رفته

بعدا بهت زنگ میزنم

خدمتکار بهم گفت. چه خبره؟

باید از دهن یکی دیگه بشنوم؟

بله، راسته

دارم جدا میشم

چرا دوباره شروع کردی؟

کاملا مداوا و خوب شدی

الان میتونی یه زندگی شاد با بچه داشته باشی

چرا باید طلاق بگیری؟

با عقل جور در نمیاد

...ماری

...میدونین

...لی ماری

فراموشش کنین

پیچیده و شخصیه

اصلا بیخیال صنعت آرایش بهداشتی بشیم؟

میدونی از طریق ماری با چند تا شرکت کار میکنیم؟

گفتی ترتیب مدیریت بیمارستان رو هم میدی

!بیمارستان برات مهم نیست؟ نمیتونی جدا بشی

چی؟

ازدواج موضوع شخصیه

چرا میخواین بچسپونینش به بیمارستان؟

جواب منو نده

لعنتی

پاستیل

حس میکنم بجز دوتامون آدم دیگه ای توی دنیا نیست

سونگ ایل از این خوشش میاد؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left