The first 200 lines.
در نظام عدالت جنايي "
جرائم مبتنی بر جنسیت جنايتهاي بسيار شنيع محسوب ميشود
در نيويورک، کارآگاهان سرشناس
که به این جنایتها می پردازند
آنها اعضاي تيمي نخبه هستند
که واحد قربانيان خاص نام دارد
اين برنامه داستان آنها را روايت ميکند"
ببخشید، حواست به این بلوکها باشه
چیه، اسباب بازی های این پسر دکور خونه شده؟
تو از در شوخی وارد شدی
گوش کن، میشه یه دقیقه این رو بگیری؟
هان؟ - ممنون -
خب تو گفتی که نمیخوای در این مورد تو اداره حرف بزنیم؟
جانی دی، دلال، اون هنوز تو حبسه
تو زندان فدرال؟
آره، وکیلش سعی کرد که وثیقه بده ولی اونها خفه اش کردن، چطور؟
توی تحقیقات انجام شده یه سری اطلاعات به دست اومده
که جانی دی پدر یه بچه اس؟
با الی پورتر
این صحبتها الن جنبه فرضی داره، باشه؟
... اگه جانی دی در حقیقت پدر واقعی نوح باشه
این چیزی هست که پلیس نیویورک باید افشا کنه؟
تو دوباره چک کردی؟
سه بار دی ان ای گرفتیم
جانی دی یه قاچاقچی بزرگه
احتمالا هر دختری رو که خرید و فروش کرده
گذاشته تو نیویورک کار کنه
و بعد بهشون تجاوز کرده و بازشون کرده
... ببین، من نخوابیدم .. از وقتی
فقط بگو که اون نباید بفهمه
نمی فهمه
راهی نیست که اون تبرئه بشه. اون هیچ وقت نیازی نیست که بدونه
من باید کارهای حضانت رسمی رو شروع کنم
بزودی داستان نوح چطوری میخوای بهش بگی پدرش
کی بوده که اون بدونه؟
"کلوپ الیزیوم" "جمعه، 6 فوریه"
والتر؟ ببخشید
اونها تو رو هم از خونه داستان قدیمی کشیدن بیرون؟
فرد ورت هست، والتر
فرد ورت، واو، از دیدنت خوشحالم
مطمئنی؟
دفعه آخری که ما با هم حرف زدیم تو اتاق سبز تو شو کاوت بود
من کتاب ویتنام تو رو باهات دوره کردم
تو گفتی که گوش من رو می بری
و برای اونها تو ویت کونگ پست میکنی
من این کار رو نکردم. کردم؟
البته که نه، عزیزم
من فکر میکنم تو عجیب شدی، والتر
چیزهایی رو که فذاموش می کنی رو این خانم زیبا بهت می گه
هنوز همسر زیبای منه
اونجا رو ببین، رونالد اوانس
فرد، از دیدنت خوشحال شدم
منم از دیدنت خوشحال شدم
بابا - بابایی -
ما تو لیست مهمونا نبودیم به خاطر اون
شرمین؟ - بله، بابا -
اون نمی خواد بزاره ما تو رو ببینیم
دیلیا، خواهش میکنم الان نه، پدرتون الان سردشه
ما رفتیم خونه، اون نذاشت تو رو ببینیم
بابا ... بابا، ما می خوایم بدونیم تو خوبی؟
ما دلمون برات تنگ شده - آره، ... من خوبم -
من خوبم، آره
بابا، تو مطمئنی؟
من خوبم - مواظب سرت باش -
بابا؟
از دیدنتون خوشحال شدم
گروهبان، دو تا خانوم اینجا هستن
می خوان با یه نفر که مسئول باشه حرف بزنن
حتما
سلام، چطور می تونم کمکتون کنم؟
... ما می خوایم یه جنایت جنسی رو گزارش بدیم یه تجاوز
خیلی متاسفم. چرا نمی شینید
... کدومتون - اون طرف از ما نیست -
اون پدرمون هست، والتر بریج
رمان نویس؟ من ستایششون می کنم
... من همه کتابهاشون رو تا به حال خوندم
خب چه اتفاقی براشون افتاده؟
همسرش، شرمین
اون بهش داروهایی برای نعوظ میده
و و هر روز باهاش سکس میکنه که این خطرناکه
با توجه به شرایط قلبی اون
اون از هر دو تا مادرهای ما طلاق گرفت
شرمین نمی ذاره ما اون رو ببینیم
خب پس از کجا این رو می دونید؟
مستخدمش بهمون گفت
اون احساس بدی داره اما نمی دونه چی کار کنه
این از نظر تکنیکی تجاوز محسوب نمیشه
قسمت قانون کیفری 130.25 مقاربت جنسی با یک انسان
این رو تجاوز میدونه برای اینکه از لحاظ ذهنی اون قابلیت نداره
یا ناتوان هست
پدر ما حدود 80 سالشه و جنون داره
اون راضی نیست. اون نمیتونه راضی باشه
این رو خودتون پیدا کردید؟
من دانشجوی وکالت هستم - کجا؟ -
.. من تو فوردهام هستم - کریسی؟ -
چرا با اون این کار رو میکنه؟
پدر ما ثروت و دارایی هاش رو تقسیم کرده
بین زن الانش و بچه هاش
همسر پدر شما می خواد یه بچه داشته باشه که سهم بیشتری ببره
برای همین بهش تجاوز میکنه
©.:: ارائه ای دیگر از مرجان .::©
©.:: نظم و قانون .::© ©.:: فصل شانزدهم - قسمت شانزدهم .::©
بله، من 30 ساله که برای آقای والتر کار میکنم
دخترهاش به ما گفتن که شما به اونها یه هشدارهایی دادید
بله
اگه خانم بریج بفهمه من رو سریع اخراج میکنه
نه ... ما کاری می کنیم که اون کاری با شما نداشته باشه
کاری که اون با آقای والتر می کنه اشتباهه
به اون قرص میده
اون نمی دونه، اما من دیدمش
یه مردی تو سن اون .. به آرامش نیاز داره
اون می دونه چی اتفاقی میوفته؟ کلا
اون فوق العاده اس
حالا خالی شده، مغزش تهی شده
اون دوست نداره من دیر کنم
اوکی، ممنون که اومدید
مستخدم تائید کرد
اوکی، پس آقای والتر، همون والتر بریج، نویسنده اس؟
آره، برنده جایزه پالتیزر، جایزه ملی کتاب
... خب، حدود 80 سالشه و زنش
ششمین زنش - ... اون 45 سالشه -
و دائما باهاش سکس میکنه
این برای یه پیرمرد رویا هست یا جنایت؟
دختراش میگن که اون یه بچه دیگه میخواد
اگه اینطور باشه اون توان رضایت نداره
پس اونها راست میگن ... این تجاوزه
آره، و حقیقت اینه که برای تجاوز دلیل داره
که همسرش قانونا کار بی ربطی میکنه
اما، یعنی همه آدمها .. یعنی
کسی کتاب حمله پنجم بریج رو نخونده؟
اون یارو نابغه ادبی هست
نابغه ادبی که یکی از زنهاش رو
از پنجره پرت کرده بیرون؟
آره، این دقیقا یه صحنه هست که براساس کتابش بود
اوکی، پس شکایت از طرف دخترهاش هست، درسته؟
دریافتشون چیه؟
یه تیکه ملک بزرگتر؟
نه .. عشق، صمیمیت، شاید دلواپسی؟
درسته
ما یه ادعا داریم که باید دنبالش بریم
شما دو تا برید با این زوج خوشحال صحبت کنید
و کریسی
به عنوان یه کارآگاه نه یه طرفدار
"خانه شهری والتر و شرمین بریج" "شنبه، 7 فوریه"
من باید بگم من هنور نمی دونم شما چرا اینجایید
برای چک کردن آرامش
ما برای بیشتر آدمها گاه به گاه اینکار رو میکنیم
من حدس می زنم منظورشون به منه، درسته؟
عزیزم، دخترای همسرم باهاتون تماس گرفتن؟
اونها یه خورده دلواپسی داشتن
اونها گفتند که شما نمی ذارید که آقای بریج رو ببینن؟
.. این یکی از مشکللات خانوادگی هست
زن پدر، بچه های شوهر
من مطمئنم که همیشه از این اتفاقات میوفته
من مطمئنم که اینطور اما در واقع خانم بریج
ممکنه ما .. یه صحبتی با هم داشته باشیم؟
این یه سری مراحل استاندارد هست
اگه اوضاع رو روشن میکنه، برام مهمه
،من و والتر هیچ رازی رو از هم پنهون نمی کنیم درسته، والتر؟
نه در واقع، نه. من راضیش میکنم
خب دقیقا در مورد چی می خواستین صحبت کنید؟
یه خورده شخصیه
مربوط به زندگی جنسی شماست
و این به پلیس ربطی داره؟
هفتاد و نه ساله و هنوز مثل یه مارماهی جلا خورده، شق و محکم
مارماهی جلا خورده
همسر سوم من با یه مشروب فروش رفت
برای اینکه من با کتابم در مورد پاپ دیوانه اش کرده بودم
حالا، شما شش ماه تو سفر بمونید و
بعد می بینی چه اتفاقی برای آلتت میوفته
"رومان فولیز" کتاب فوق العاده ای بود، قربان
من تو دانشگاه اون رو خوندم - ممنونم -
همه کتابهاش عالی هستن - اوکی، پس آقای بریج -
شما خوشحالید که خانمتون ارضاتون میکنه
خب، البته که هستم
یعنی، اون رو ببین
اون لطف میکنه
این وظیفه یه مرد به طبیعته
یه سیر تکاملی میلیون ساله هست، میدونی
این طرفداران حقوق زنان که موعظه میکنن
و هر چی رو میخوان تحقیق میکنن
اما تا امروز که یه مرد یه بچه شیر میده
... و یه زن میره شکار، و
.. یه زن میره شکار و
چی؟ ببخشید
چی؟ ببخشید
شوهرم خیلی خسته اس. اما همونطور که دیدید خوبیم
داری با من شوخی میکنی
دخترهاش شکایت کردند اما اون نه؟
آره، اون میگه که خدمت مردانه اش
راضی نگه داشتن زنشه
پس اون از فعالیت جنسی خودش راضیه؟
اون و مارماهی جلا خورده اش
اوکی، اما اون قادر هست کاری بکنه؟
یعنی، اون خوشش میاد؟
نمیدونم - رولینز؟ -
اون به رولینز کلی چشمک زد
اون یه بیانیه راجع به مردانگی مردها گفت
که مجله پلی بود تو سال 1972 نوشته بود
و بعد یهو اینجوری ... همه چی از یادش رفت
No comments yet. Be the first to leave one.