The first 200 lines.
...در يکي از روزهاي تابستان سال 1944، از راه اين جاده
.سربازان به اينجا آمدند...
.اکنون کسي اينجا زندگي نمي کند
.آنها تنها چند ساعت اينجا ماندند
...هنگامي که رفتند
.جامعه اي که به مدت هزار سال در اينجا زندگي کرده بود، مرده بود...
.در کشور فرانسه است Oradour-sur-Glane اينجا
.روزي که سربازان آمدند، مردم را با هم جمع کردند
...مردها را به درون گاراژها و طويله ها بردند
...زن ها و بچه ها را به پايين اين جاده هدايت کردند...
.و آنها را به داخل اين کليسا بردند...
...در اينجا، آنها صداي شليک به سمت مردانشان را شنيدند
.سپس آنها نيز کشته شدند...
...چند هفته بعد، بسياري از کساني که مرتکب اين قتل عام شده بودند
.خودشان نيز در نبرد کشته شدند...
.هرگز بازسازي نشد Oradour .خرابه هاي آن، بناي يادبود هستند
.شهادت آن، نمادي از هزاران هزار شهادت ديگر است
...در لهستان، در روسيه
...در برمه، در چين...
.در جهاني در جنگ...
آلمان، 1933
.شور عظيم و بي انتهايي، خيابان ها را دربرگرفته است
...حزب ناسيونال سوسياليست به قدرت رسيده است
...در سرزميني که از بيکاري، در عذاب بوده...
با از دست دادن خاکش به خشم آمده... .و از ضعف سياسي، مأيوس شده است
.شايد اين آغاز جديدي خواهد بود
بيشتر مردمي که در اينجا هنوز هم فکر مي کنند ...نازي ها کمي نامعقول اند
.بسيار وسواسي اند...
.اما شايد زمان براي فکر کردن به پايان رسيده است
...آدولف هيتلر، قدرت را قبضه نکرد
،بلکه قدرت را به وي پيشنهاد کردند... .درست زماني که قدرت رأي گيري او، رو به کاهش بود
سياست مداراني که هيتلر را به مقام صدراعظم برگزيدند :چنين استدلال مي کردند
".ما او را اجير مي کنيم"
.رئيس پوشالي آنها، رئيس جمهور پيري به نام فون هيندنبورگ بود
کمونيست ها و سوسياليست ها سعي کردند که با خون سردي .با هيتلر رفتار کنند
:آنها گفتند ".او زياد دوام نمي آورد"
...ضد نازي هاي محافظه کار، به اين دليل آسوده خاطر بودند
...که رهبر جنگي سابقشان، هيندنبورگ، که هنوز بر سر قدرت بود...
.به نفرت داشتن از اين سرجوخه ي حقير عوام (هيتلر)، شهرت داشت...
...هيتلر و افسرانش، با وقاري دروغين
.به مراسم گشايش پارلمان (مجلس)، قدم گذاشتند...
.حزب آنها به وسيله ي خشونت انقلابي، قدرت گرفته بود
،آنها هرگز در تصورشان نگنجيده بود که روزي بتوانند .قدرت را به صورت قانوني در دست بگيرند
به طرز مرموزي در آتش سوخت ،Reichstag وقتي ساختمان قديمي
.هيتلر فرصت يافت که تمام آزادي هاي مدني را به تعليق درآورد...
.پيروانش به سختي مي توانستند بختشان را باور کنند
...هيندنبورگ پير، نماد هم پيوستگي ظاهري
رياست جلسه اي را بر عهده داشت که در آن... .با اعمال قانوني ساختگي، خدمت را تبديل به قدرت کردند
...به لايحه اي که Reichstag در ماه مارس، هنگامي که
...به هيتلر اجازه مي داد بدون پارلمان حکومت کند، رأي مثبت داد...
.هيندنبورگ، هيچ اظهار نظري نکرد...
...صدراعظم مشروع، بدون هيچ گونه مقاومتي
!به مقام ديکتاتور مشروع رسيد...
...هيتلر، ظهور آلمان جديد را اعلام نمود
.و اشاره کرد که هزاران سال پابرجا خواهد ماند...
.آلمان جديد، شروع به دستگيري دشمنانش کرد
،کمونيست ها، سوسياليست ها، روزنامه نگاران جسور .Reichstag و حتي نمايندگان
...در بازداشتگاه اورانينبورگ واقع در شمال برلين
.شرايط در ابتدا نامساعد بود و هنوز رو به وخامت نگذاشته بود...
Sturm Abteilungen در آن زمان، بازداشتگاه ها توسط .اداره مي شدند SA
.آنها بيشتر از آن که دست به جنايت بزنند، قُلدري مي کردند
.از همان لحظه ي اول، هيتلر جنگ موعودش عليه يهوديان را به راه انداخت
.تحريم عليه مغازه هاي يهوديان را سازمان دهي کرد ،SA
...هدف اصلي، ترغيب مردم آلمان
.به تفکر و رفتار ضد يهودي، به عنوان يک هنجار عادي بود...
.دنياي خارج، وحشت کرده بود
...اما بسياري از مردم نيز از جمله بسياري از يهوديان آلماني وجود داشتند
که تصور مي کردند، جنگ ضد يهودي که افراط گرايان نازي... ...به راه انداخته اند
مسئله اي ست که هنگامي که آقاي هيتلر کمي بيشتر احساس امنيت کند... .آن را متوقف خواهد کرد
.يک انقلاب فرهنگي نيز بايد صورت مي گرفت
.فرهنگ آلمان بايد از ننگ يهودي-بلشويستي پاک مي شد
.کتاب ها را به درون آتش انداختند
.بسياري از کساني که دست به اين کار زدند، دانش آموزان و معلمان بودند
...و با افروختن شعله هاي آتش، روشنفکران، نويسندگان و دانشمندان
...از آلمان گريختند...
.تا استعدادشان را تقديم به اروپاي غربي و آمريکا کنند...
...صد سال قبل، شاعر يهودي-آلماني، هاينه
،که اکنون کتاب هايش را به درون آتش مي انداختند... :هشدار داده بود
".در سرزميني که کتاب ها را مي سوزانند، سرانجام مردم را خواهند سوزاند"
برخي از دو آتيشه ترين پيروان هيتلر .راه هاي جديدي براي اثبات وفاداري شان يافتند
.زن و مرد دوباره از اول، تحت يک مراسم نازي با هم ازدواج مي کردند
...نازي ها از حمايت گسترده اي در بين مردم بيکار برخوردار بودند
.اما در ميان کارگران سازمان يافته، کمتر حمايت مي شدند...
...جناح چپ حزب
.قصد داشت که يک جنبش کارگري در کارخانه ها به راه بياندازد...
.اما هيتلر راه ساده تري را پيش گرفت
او با تشکيل اتحاديه هاي کارگري در روز جهاني کارگر .که همواره کارگران درخواست تشکيل آن را داشتند، موافقت کرد
.روز بعد، اتحاديه ها را منحل کرد
.هواداران نازي، اساساً از طبقه ي متوسط جامعه بودند
،مغازه داراني که به خاطر رکود اقتصادي ورشکست شده بودند ...کارمنداني که پس اندازشان را از دست داده بودند
(صنعتگراني که به دليل توليد انبوه (توليد ماشيني .تحت فشار قرار گرفته بودند
.اين ها پرستندگان هيتلر بودند
...اين ارتش متشکل از کساني بود که در اين دنيا، سرخورده شده بودند
.و به کشاورزان خُرد و دهقانان تعلق داشت...
.هيتلر آنها را در زمان رکود اقتصادي، نام نويسي کرده بود
.اکنون به آنها مي گفت که خون و زمين آنها، ثروت آلمان است
...او قوانيني وضع کرد تا آنان را مالک رسمي زمين هايشان کند
.و به آنها نان داد...
...معاهده ي ورساي در سال 1919
.بخش بزرگي از خاک آلمان را جدا کرده بود...
.آلزاس-لورين و سارلند از دست رفته بودند
پروس شرقي با تشکيل کشور جديد لهستان .از باقي خاک آلمان جدا شده بود
.ساليشيا به دو قسمت تقسيم شده بود
.دنزيگ، شهر جامعه ي ملل جامعه ي ملل: سازماني که پس از جنگ جهاني اول تشکيل شد] [.و بعدها به شکل سازمان ملل متحد درآمد
از نظر هر ميهن پرست، تا زماني که معاهده ي ورساي پابرجا بود .آلمان نمي توانست آزاد باشد
،هيتلر با ساختن يادواره هاي مرز .خودش را به عنوان يگانه ناجي آلمان وانمود مي کرد
،اي هم وطن آلماني" ".هرگز فراموش نکن که چه دزدي نفرت انگيزي از تو شد
".منتظر فرا رسيدن آن زماني باش که انتقام خونين جنايت مرزي را بگيريم"
...در خارج، کساني بودند که شيوه ي
.اين آلمان جديد را براي دفاع از حقش، تحسين مي کردند...
...ما در آمريکا، گزارش هاي بسياري عليه حکومت جديد شما داشتيم
،و در بيشتر موارد... .اين مسئله باعث بروز تظاهرات هاي عجولانه اي در همه جا شد...
...بنده مي تونم خدمت شما عرض کنم که امروز مردم آمريکا دريافتند
.که اين گزارش ها نادرست و بي پايه و اساس است...
...من فهميدم که نيروي زندگي تازه اي در آلمان دميده شده
...تحت رهبري رهبر و صدراعظم بزرگ شما، آدولف هيتلر...
.که بنده يکي از بزرگ ترين ستايش کنندگان وي هستم...
...آلمان جديد پايدار خواهد ماند
.براي شما مردمي که امروز داراي بهترين حکومت مرکزي جهان هستيد...
...در واقع، آلمان جديد
...مجموعه اي از علايق و نارضايتي هاي مختلف بود...
که با تسمه ي حزب ناسيونال سوسياليست... ...به هم پيوسته نگه داشته شده بود
.و گره اين تسمه، هيتلر بود...
...نفيس ترين ثروتِ روي زمين
.ملت خودمان است...
...و براي اين ملت
...و همراه با اين ملت...
...مبارزه مي کنيم و مي جنگيم...
...و هرگز سُست نمي شويم...
...هرگز خسته نمي شويم...
...هرگز متزلزل نمي شويم...
.هرگز ترديد نمي کنيم...
!زنده باد جنبش مان !زنده باد ملت مان
...خُب، در واقع اون تنها حزبي بود که قول داد، ما رو از سوراخ بيرون بياره
...و ايده ي اونا، اساساً...
...فقط وقتي ممکن مي شد...
که ما به عنوان يک ملت، يک گروه واحد، يک جامعه ي متحد... ...رشد مي کرديم
...و همگي به يک ريسمان چنگ مي زديم...
...به جاي اينکه بر سر اختلاف نظرهاي جزئي با هم منازعه کنيم...
.در سياست هاي خارجي و سياست هاي اجتماعي و غيره و غيره...
اون چه قولي داد؟
...کار و نان براي توده هاي مردم
.براي ميليون ها کارگري که در اون زمان، بيکار و گرسنه بودند...
...امروزه، در جامعه ي مرفه ما
.کار و نان ديگه هيچ معنايي نداره...
.اما در اون زمان، يک نياز کاملاً اساسي بود
...و همين قول که امروز هيچ معنايي نداره
.در اون زمان، مثل وعده ي بهشت به نظر مي رسيد...
وضعيت موجود، زمينه ي ايده آلي به نظر مي رسيد :براي پيامبري که بياد و بگه
.من شما را به سرزمين موعود هدايت خواهم کرد" ".من شما رو از شرارت، نجات خواهم داد
.هر کس که اينو مي گفت، با اشتياق ازش استقبال مي شد
:البته برخي از مردم وجود داشتند که مي گفتند "!اين يه پيامبر دروغينه"
اما کي مي دونست اونا درست ميگن يا نه؟
.اون موقع کسي نمي دونست
کريسمس 1933
.يک سال پس از ظهور رايش هيتلر
،صلح بر روي زمين" ".حُسن نيت نسبت به انسان ها
.بازداشتگاه ها پُر شدند .پارلمان به يک مهر تأييد تبديل شد
.احزاب سياسي و اتحاديه هاي صنفي منحل شدند
.يهوديان از خدمات اجتماعي محروم شدند .مطبوعات آزاد را خفه کردند
.آزادي هاي شخصي نابود شد
.آلمان تحت شرايط اضطراري هميشگي زندگي مي کرد
.حکومت آدولف هيتلر بسيار قدرتمند بود .حتي مي توان گفت، قادر مطلق
.اما او هنوز احساس خطر مي کرد
.او از رقباي سابق محافظه کارش، واهمه داشت
.او از ارتش مي ترسيد
...و از آن بخش هايي از حزبش که هنوز هم انقلابي بودند، وحشت داشت
.(SA) به ويژه از فرماندهي سربازان طوفان...
.نفرت داشت SA ارتش نيز از
هيتلر مي دانست که چطور ژنرال هاي ارتش را تسکين دهد .و راهش را هموار کند
.ارنست روهم، يکي از قديمي ترين رفقاي او بود SA فرمانده ي
...در 30اُم ژوئن 1934، روهم دستگير
.و کُشته شد...
...و بيش از 100 نفر ديگر را که SA تمام فرماندهان
.نيمه شب از تختخواب هايشان بيرون کشيدند، کشتند...
.کشتار در آلمان گسترش يافت
...قاتلين، نيروي جديدي در آلمان بودند
.نام داشت SS که... ...گارد ويژه ي هيتلر
.که اکنون، به ابزار شخصي ترور براي او تبديل شده بود...
.گورينگ در وزارت تبليغات، يه مصاحبه ي مطبوعاتي انجام داد
...گوبلز وزير تبليغات بود
.ولي در اون وضعيت به طرز خردمندانه اي با هيتلر موند...
...چون گورينگ ازش متنفر بود
و شايد اگه گوبلز تو برلين بود، از فرصت استفاده مي کرد... .تا کلکش رو بکنه
...گورينگ اون مصاحبه ي مطبوعاتي رو با مطبوعات خارجي انجام داد
.قبل از اينکه خطوط تلفن رو به تمام کشورهاي خارجي قطع کنن...
:گورينگ اومد و گفت
".مي دونم شما پسرها، هميشه دوست داريد يه "گزارش" داشته باشيد"
.اون از لغت انگليسي استفاده کرد ".من يه "گزارش" خيلي خوب براتون دارم"
...و شرح داد که شب گذشته و امروز صبح
...او و هيتلر، چطور با نيروهاي مخالف رفتار کردند...
.چه از جناح راست و چه از جناح چپ...
...گفت که روهم کشته شده
.و اونا از وقوع يک انقلاب دوم، جلوگيري کردند...
.او همچنين اشاره ي نسبتاً مبهمي به ژنرال فون اشلايشر کرد
.کسي که قبل از هيتلر، صدراعظم آلمان بود
.بعد اتاق رو ترک کرد :بعد از چند ثانيه دوباره برگشت و گفت
...انگار من حرفم رو واضح نگفتم"
."درباره ي ژنرال فون اشلايشر...
،امروز صبح در حالي که ايشون در برابر بازداشت مقاومت مي کرد" ".کشته شد
No comments yet. Be the first to leave one.