The first 178 lines.
SANDS Movie
هی، هی، هی. اینو بنداز اون تو.
و وقتی میخونیش باور نکن که هیچ جرمی توی این شهر نیست.
من اون روزنامه رو امروز صبح از همسایه ها دزدیدم.
آه، روزنامه ها. برای آدمایی که اخبار سه شنبه رو چهارشنبه دوست دارن.
وای، وای. هی، هی، نمیترسی این همه سروصدا به مغزش آسیب بزنه؟
کارنامهش رو دیدی. از این بدتر نمیشه.
متاسفانه، بابابزرگت بدتر از این رو دیده. ترم آخر من ترم اول بارداریم بود.
کارتر. کارتر. باید صداش رو کم کنی، مرد.
میخوام این آشغال ها رو ببری بیرون. زود باش، بریم.
اوه... من دیگه این کارو نمیکنم.
کارنامهت رو دیدی؟ این میتونه آیندهت باشه.
یه اتفاقی افتاد. لازم نیست همه چی رو باز کنیم...
یه راکون باعث شد گریه کنه.
- واقعاً؟ - من گریه نکردم، اول از همه، باشه؟
اون یه جیغ جنگجویانه بود، باشه؟
اساساً یه خرس با چاقو به جای انگشته.
انگار کابوس توی خیابون الم اینجا برقراره.
شوخی میکنی، مگه نه؟
راکون ها از بچگی من توی این محله بودن.
اونا توی سال ۱۶۰۰ هم اینجا بودن؟
من مشکلی با بیرون بردن آشغالا ندارم.
من از دیدن راکون خوشم میاد، چون تو نمیذاری سگ داشته باشیم.
باید با ترس هات روبرو بشی، باشه؟
من هر دفعه که میپرسم حالت چطوره این کارو میکنم.
آشغالا رو ببر بیرون. زود باش.
دارم میام.
هی، برو دیگه، بجنب. زود باش، بجنب.
برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو. بجنب، بجنب.
داره حرکت میکنه!
کارتر، باید با اون راکون کنار بیای، باشه؟ تو ۱۶ سالته. الان مرد شدی.
اگه یهودی بودی، الان میانسال بودی.
اون از تو بیشتر میترسه تا تو از اون.
تنها چیزی که از کارتر میترسه یه ساندویچه.
استیچ، یکم اینجا کمک لازم دارم.
اوه، الان نه. دارم پروفایل قرارم رو توی بزرگ و کوچیک ها آپدیت میکنم.
این برای کساییه که هیپ هاپ دوست دارن؟
نژاد پرست نباش.
برای زن های درشتیه که مردهای ریزه میزه دوست دارن.
توی چند تا سایت دوست یابی عضوی؟
من توی اپلیکیشن های بیشتری ام تا سس رنچ توی اپل بیز.
خوشحالم که از برنامه های دوستیابی بیرون اومدم، حالا که با آملی قرار میذارم.
منظورم رو میفهمی.
منظورم از نظر جنسیه.
وای خدای من.
میدونم من رو به عنوان یه موجود معنوی میبینی. ولی بدن هم نیازهایی داره.
نه، یه برنامه دیگه رو باز کردم. ببین.
چه خبره؟
یکی داره با عکس های ریلی خودش رو جا میزنه.
نه، یه آدم فیک از عکسی استفاده میکرد که بیشتر باز باشه و بچه های کمتری توش باشن.
شماها دارین چیکار میکنین؟
اوه، هیچی.
راستی، چه حسی داره یه مامان خرس مهربون و وفادار باشی...
که از خواب زمستونی بیدار شده و آماده جمع آوری آذوقهست؟
- اوه، نه. - اوه، آره.
چطور منو پیدا کردی؟
تو دقیقاً توی رنج سنی من بودی، ۲۴ تا ۶۸.
مطمئنی برای برنامه های دوست یابی آماده ای؟
منظورم اینه، تنها پسرهایی که اونجا میرن، آدم های چندش و منحرفن.
داداش، من فقط گفتم توش هستم.
میدونم.
خب، من ۱۷ ساله که به قرار نرفتم،
و بیاید واقع بین باشیم، دیگه جوون تر نمیشم.
خب، توی پروفایلت نوشته ۳۱ سالته.
من خیلی وقت پیش ۳۱ سالم بود.
خب، تا وقتی داری دروغ میگی، شاید نخوای بگی یه مادر مجردی.
هی، اگه یه مرد نخواد با من قرار بذاره چون مطلقهم یا بچه دارم یا با بابام زندگی میکنم یا بدهکارم...
یادم رفت چی میخواستم بگم، ولی الان یه نوشیدنی لازم دارم.
خب، فکر کنم دیگه گِیب رو فراموش کردی.
خب، عقلم گِیب رو فراموش کرده.
میدونم منطقی نیست که علاقهمند به پسری باشم که با دوست دختر بلوند و جذابش خوشحاله،
ولی قلبم مثل..."اون گرانبها رو به دست بیار." میمونه.
هی، کارتر. میخوام مراقب اون راکون باشی، باشه؟
اوه، خیلی جلوتر از توئم، بابابزرگ.
فقط اینجا توی خونه میمونی و امیدواری ازش بیشتر عمر کنی؟
چی؟
- سلام. - سلام، من کریسم. دنبال کارتر میگردم.
خب، به یه قفس بزرگ تر نیاز پیدا میکنی.
نه، کارتر منو استخدام کرده تا از شر یه راکون خلاص بشه.
چی...؟ تو یه حیوون گیر استخدام کردی تا بهت کمک کنه با ترس هات روبرو بشی؟
این از مزایای شاغل بودنه، میتونی کارت رو برون سپاری کنی.
خب، من فقط یه حیوون گیر نیستم. من یه خرگوش کار هم هستم.
طراحی گرافیک هم انجام میدم، ولی، خب، علاقه واقعی من کمدی بداههست.
اگه بخوای میتونم اسمت رو توی لیست ایمیل قرار بدم.
هفته ای چهار تا نمایش اجرا میکنیم. خیلی طولانی هستن.
این مثل چاقوی سوئیسیِ چیزهای به درد نخوره. یه جورایی مثل ارتش سوئیس.
باحاله. خوب بود. تا حالا به این فکر کردی که بداهه گویی کنی؟
نه.
در واقع، اولین قانون بداهه گویی اینه که هیچ وقت نباید بگی...
نه. آره.
آره، دیدم اون راکونه پشت خونه داشت دور سطل آشغالا میپلکید.
خیلی بدجنس به نظر میرسید. و اصلاً من رو به گریه ننداخت.
باشه.
متاسفم که ردت میکنم، ولی نوهم قراره از راکونه مراقبت کنه، به هر حال ممنون.
باشه. خب، مجبورم ازت هزینه بگیرم مگه اینکه پنج تا سی تا دوست پنجشنبه با خودت بیاری به برنامهم.
داری چیکار میکنی؟ نمیشه آدم استخدام کنی که کارهایی رو انجام بدن که ازشون میترسی.
این کار یه پرستاره.
گوش کن، با مارکوس اورلیوس آشنایی داری؟
آهان، منظورت مارک داغِ وانِ آب گرم از جزیره عشقه؟
نه. مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی و فیلسوف رواقی.
اون در مورد ارزش انجام کارهای دشوار برای قوی تر کردن ما صحبت میکرد.
به نظر میاد خودش به یکم وقت توی وان آب گرم نیاز داره.
خیلی خب. مارکوس اورلیوس رو فراموش کنیم.
بیا، ام... آه... یادته وقتی راکی ۳ رو دیدیم؟
- اوه آره، با آقای تی. - آره.
من دلم برای اون احمقی میسوزه که وان آب گرم دوست نداره.
آره، همون بود. ولی... یادت میاد راکی روبروی آقای تی قرار میگرفت، مگه نه؟
و بعد راکی...
"آدریان، میخوای چی بگم، آدریان. آدریان! من میترسم. میدونی، من میترسم."
اوه، پس این راکونه آقای تی منه.
آره، آره. گرفتی، گرفتی. بعد با اون ترس روبرو میشی.
ازش عبور میکنی و یاد میگیری چطور خودت انجامش بدی و حس بهتری نسبت بهش پیدا میکنی.
مثل این میمونه که لگوی گندالف رو بدون دستورالعمل بسازی.
چی؟
وای. ما به آدمای خرخون نیاز داشتیم تا جنگ سرد رو ببریم، ولی به چه قیمتی؟
حدس بزنید کی با یه پسره مچ شده و قرار گذاشته.
درسته. معلوم شد یه نفر یه آدم صادق سی ساله رو دوست داره...
بذار درست متوجه بشم، تو توی یه روز یه غریبه رو پیدا کردی، شمارهت رو بهش دادی و قرار گذاشتی.
تو قطعاً به قتل میرسی.
بس کن. شاید اون همونیه که باید باشه.
آره، همونی که قراره تو رو بکشه.
تام خیلی مهربونه. خیلی به هم پیام میدیم و به نظر آدم خیلی بافرهنگیه.
گیف از سریال اداره بریتانیایی میفرسته.
میدونی کی دیگه سریال اداره بریتانیایی رو دوست داشت؟ جک قاتل.
- خب، شماها کجا میرید؟ - میخونه آجر قرمز.
شاید باید بریم و مطمئن بشیم که در امانی.
نه.
تا وقتی که توی چشماشون نگاه نکنی، نمیتونی به کسی اعتماد کنی.
یه بار با یه دختری قرار میذاشتم که مطمئن بودم من رو میکشه،
ولی در عوض همسایه رو کشت.
سکس وحشیانه ای داشتیم. شیش ماه دیگه باهاش قرار گذاشتم.
اوه، وای. خیلی خوشگل به نظر میای.
اوه، بس کن. واقعاً نه، ادامه بده.
داری به خاطر اون جریمه سرعت میری دادگاه؟
چون اون یقه باز برای اون کار خوبه.
نامناسبه، ولی، مگه نه؟ من، اوم... یه قرار دارم.
- اوه، کجا باهاش آشنا شدی؟ - اپلیکیشن دوست یابی.
- کنسل. - چی؟ چرا؟
همین جوری هم استرس دارم. بیشتر از این عذاب وجدان نده.
آخرین باری که اینو گفتم هم سر قرار بود.
اپلیکیشن های دوست یابی مثل ۹۰ درصد قاتل سریالی ان.
تازه داشتم یه پادکست جنایی واقعی به اسم «سوایپ تا مرگ» گوش میدادم.
واقعاً باید یه دونه از اون قفل های والدین روی گوشیت بذارم.
میشه بهم نشون بدی چطوری این کارو بکنم؟
باید یکم دی ان ای از خودت روش بذاری. مو خوبه، خون ایده آله.
و هر کاری میکنی، به هیچ وجه به محل دوم نرو.
خب، حالا خیلی هیجان زدهم که عشق رو پیدا کنم.
اگه اتفاقی افتاد، میشه کیف هات رو داشته باشم؟
هی، دارم با یه نفر قرار میذارم.
قد بلنده، خوشگله، توی جشن دبیرستانم همه دوستام رو تحت تاثیر قرار میده.
داری شوخی میکنی.
گیب، تو اینجا چه غلطی داری میکنی؟
دارم یه دوست خوب میشم و از این موهیتوی اژدها لذت میبرم.
بهت گفتم، لازم نیست این کارو بکنی.
اوه، واقعاً؟ چون دیدم وقتی اومد تو، قرارت داشت راه های خروج رو بررسی میکرد، خیلی مشکوکه.
یا قاتله، یا دزده، یا سندرم روده تحریک پذیر داره.
تو دیوونه ای.
اونم همینطوره. منم یکی میخوام.
سلام، من رایلی ام. تو باید تام باشی.
مگه اینکه تام یه دوقلوی همسان داشته باشه، که در این صورت، برد با منه.
اوه... من گفتم من رایلی ام؟
من تامم. از دیدنت خوشبختم. خیلی خوب به نظر میرسی.
باشه.
و، ام، من اتفاقی با دوستم اونجا روبرو شدم.
اون بیماری روانی داره.
و، ام، اون عاشق مارگاریتای تنده.
خب، فکر کنم میتونی بگی اون توی کار جالاپنوئه.
اوه، خدای من. به دخترم قول دادم که جوک باباها رو نگم.
- اوه، تو دختر داری؟ - نه، ندارم.
خب، وقتشه تمرکز کنیم. کارتر، گوشیت رو بذار زمین.
دارم سعی میکنم یه فانکو پاپ شکارچی شیطان کی-پاپ رو توی ای بی پیدا کنم. خیلی واجبه
اوه.
انگلیسی چطوره؟ وقتشه هوشیار باشی، بچه، باشه؟
واقعاً آرزو میکردم پدربزرگ بزرگت رو ملاقات میکردی.
اون آدم فوق العاده ایه، الهام بخش خوبی برای منه.
توی مسابقات قهرمانی فوتبال دبیرستان بودم، خب؟
اوه، به عنوان بازیکن یا تشویق کننده؟
من وانمود میکنم که تو این حرف رو نزدی.
No comments yet. Be the first to leave one.