The first 200 lines.
.مامان! "سور نونز" اومده .از شدت تب داره مي سوزه
.برو سرشو خنک کن .بيست و سومين سرود مذهبي رو براش بخون
.زودي ميام اونجا
.نيو مکزيکو ، 1885
در حاليکه من از دره ي سايه مرگ رد مي شوم" "هيچ ترسي از شيطان ندارم
صبح بخير بچه ها - ...چون تو با من هستي. عصا و وسايل تو -
.به من قوت قلب ميده...
تو در حضور دشمنانم براي من ميزي از .نعمت فراهم مي کني
.تو سر من را با روغن تدهين مي کني .من بيشتر از نياز خودم نعمت دارم
به اميد اينکه خداوند و رحمتش در تمام روزهاي "زندگيم با من همراه باشد
عزيزم بي زحمت بهم خمير ِ "کوکي" و .دندون کش رو بده
.بله مامان
.نه .نه
.اون نگران ِ دردش نيست .نه
.اين تنها دندونشه .اون نگران ِ ظاهرشه
.ممنون
.ممنون
.ازت ميخوام مادربزرگتو ثابت نگه داري
عزيزم ، ميشه دستشو نگه داري؟
.بگيرش. بينيشو بگير .بينيشو بگير
.مواظب باش
...دوست ندارم بپرسم
اما ميشه امروز بخاطر اينکار بهم پول بدي؟...
.گرگ هاي ِ درنده بي همه چيز
.قطعا اون رعد و برق کشتتش
.اين گوساله نمي تونه شب رو اينجا سپري کنه .بيا تو طويله بذاريمش
."سينيور بريک"
.هنديه
.(شايدم آپاچي(سرخپوست
.يه نوع آپاچي ِ حرومزادست
.روز بخير ، آقا
.سلام کردم
اون مردي که تو جنگله با شماست؟
با اون کارابين (اسلحه) ميخواد چيکار کنه؟
ما با گرگ هايي که گوساله ها رو کشتند .مشکل پيدا کرديم
.بهش بگو من گرگ نيستم
اونجا درمونگاهه؟
براي طبابت اومدي؟
اون خانم با غروب خورشيد .در ِ درمانگاه رو مي بنده
.اون خيلي نسبت به ساعات کاريش پايبنده
،شما دعوتيد که شب رو پيش من سپري کنيد .و صبح هم مي تونيد اونو ببينيد
.از لطفتون خيلي ممنونم
.انبار از اين طرفه ، آقا
يه تختخواب کوچيک اونطرف هست ...آقاي
."آقاي "فرناندز
.جونز هستم .صاحب اون زين کسي بود که مي خواست منو بکشه
.من با "جيکاليرا" زندگي مي کنم .اون فکر مي کرد منم يکي از افرادشم
تو آپاچي هستي ، هان؟
چي گفتي؟ - بيخيال -
چي گفتي؟
.بيا اينجا
!جدي گفتم
!اينجا دعوا ، بي دعوا
،اگر فهميدنش خيلي برات سخته .مي توني از اينجا بري
اميليانو ، وسايلشو از روي .قاطر بردار
...دستتو به قاطر من نمي زني
.اميليانو
اون درو بهم نکوب - باشه مامان -
يه خونه هايي تو "کليولند" هست که .لامپاشون با برق کار مي کنه
.من دوست دارم "کليولند" رو ببينم
ميشه لطفا آب بياري ، دات؟ - بله مامان -
.تازه در آينده چيزهاي جديدي هم مياد
گرامافون مياد. مي توني صداي خودتو .ازش بشنوي
ديکرسون ها دارن به "کليولند" ميرن - بريک نمي تونه ولت کنه -
مامان - فردا گاوها ، گوساله به دنيا ميارند -
فاسترها هم دارن ميرن - هر چي از آينده نيازي داري ، همينجا بدست بيار -
.تمام روز رو با اين گرفتگي ماهيچه سوارکاري مي کنم
ديگه هيچوقت اينقدر درمانده و ترحم بار رفتار نکن .که توجه يه مرد رو جلب کني
ديگه شما نبايد به من بگي چطور با مردها .رفتار کنم
"و درستش تو انگليسي "رقت انگيزه - هميني که گفتم -
.اون سطل نصفش خاليه
.کار من نيست .کار اون قاطر ِ پير ِ احمق ِ هنديه هست
کدوم هندي؟ - يکي که دنبال دکتر مي گرده -
...اگر ميخواي پابرهنه غذا بخوري
.پس بهتره با حيوونهاي داخل طويله غذا بخوري...
.چکمه هام ديگه اندازم نيستند .جلوي جريان خونم رو ميگيره
تولدت نزديکه - تا اون موقع قانقاريا ميگيرم -
.پس شايد مادرت مجبور شه پاهاتو قطع کنه .مثل آقاي "اسونسون" بيچاره
."آقاي "جونز
.مگي ، اين همون مرديه که حرفشو زدم
شرط مي بندم يه شام گرم خيلي .سرحالتون مياره
."مگدالينا"
.متاسفانه ما فقط اندازه خانواده خودمون غذا داريم
.امشب نمي تونيم مهمان نوازي کنيم
قطعا با کمتر خوردن مي تونيم اينکارو کنيم - ! قطعا نمي تونيم-
.من بايد به دو تا دختر رو به رشد غذا بدم
مگي"؟"
"مگي"
.ليلي ، دعا رو بخون
اون کيه؟
.تو رو "مگدالينا" صدا کرد
،وقتي چشمات به اون افتاد .موهاي بدنت سيخ شد
.فقط منو مي ترسونه
هيچ کسي تو رو نمي ترسونه - نمي تونم بهش اعتماد کنم -
مگي ، اون کيه؟
.اون پدرمه
فکر مي کردم پدرت مُرده - درسته -
.براي من ، اون مُرده
."من ميخوام اون از اينجا بره ، "بريک
.بره؟ اون فاميلته ...تو نمي توني همينطوري
.وقتي من تو سن "دات" بودم اون فرار کرد .هندي شد
.سرتو برگردوني ، تمام اسب ها و سگ هاتو خورده
...اون تحت تعقيبه
،يا از يه چيزي فرار مي کنه... .نمي دونم از چي
.اما اون آدم شروريه ، بريک .قسم مي خورم
.من نميخوام نزديک بچه هام بشه
.ما هندي هستيم ، ليلي .ما هندي هستيم
هر شب اينکارو مي کنه؟
.تازه اين اولشه
تو براي درمان اينجا اومدي؟ - تا حدي -
.فکر کردم شايد گرسنه ت باشه
گوشت خرگوشه - من نمي تونم خرگوش بخورم -
.يه مار زنگي نيشم زده
.خيلي خب
.وقتي مهمون داري اينجا مي خوابي درسته؟
.درسته
تو شوهرش نيستي؟ - نه آقا -
.نيازي به پرسيدن نداشت
اونا بچه هاي تو هستند؟
.نه
چه بلايي سر پدرشون اومد؟
خودت نمي دوني؟
من نمي تونم بگم چه اتفاقاتي ...بين شما دو تا افتاده
.اما شما اينجا دعوت نيستيد...
.اما اون مسيحي ِ خوبيه
.اون يه مرد محتاج رو پس نمي زنه
فردا اون کارهاي پزشکي اي که از دستش برمياد ...رو انجام ميده
.بعدش شما ميريد به راه خودتون...
يه جايي هست که يه پدر ...يه مرد رو بخاطر کاري که مي کنه ، مي کشه
تو اونجا رو بلدي؟
.اگر چيزي ميخواي بگي ، بگو
تو يه هندي واقعي هستي؟
.بريک گفته تو با چيرکاهو(گروهي از آپاچي ها) سفر کردي
.درسته
پس يعني منم هندي هستم؟ - نه -
.به هيچ وجه
وقتي ميخواي با اون لباس هاي فانتزي کار کني .خيلي مسخره ميشي
من در اولين فرصتي که بتونم .از اينجا ميرم
من به شهر ميرم - اما بابابزرگ اينجاست -
نديديش؟
.اون يه ياغيه
.اونا غارت گر هستند
.بخدا قسم که من تو خانواده اشتباهي بدنيا اومدم
تشکر مي کنم - پيراهنتو در بيار -
...مگدالينا - منو به اين اسم صدا نکن. اين اسم من نيست -
کجات درد داري؟ - وقتي نفس مي کشم ، درد ميگيره -
.بيشتر اطراف اينجاست
.درسته .ماهيچه هاي زير دنده ت پاره شدند
.بايد با "کاتنوود" بپوشونيش
.زنده مي موني
.هرگز فکرشو نمي کردم يه دکتر بشي
.يادمه يه زماني اون گربه زرد رو داشتي
.تو گريه کردي چون يه دستفروش دمش رو بريد
...مادرت سراسيمه اومد - يادم ننداز. حداقل جلوي من يادم ننداز -
.چون ياد ِ مادرم مي افتم
.مادر ِ من از جارو کردن کف خونه يه مرد ، مُرد
.و تو کشتيش
،بهش شليک نکردي يا چاقو بهش نزدي ...اما تو
!تو اونو شکستي
.و برادرم رو هم يادمه
.اون شش سال دوام آورد
.شرط مي بندم حتي اسمشم نمي دوسنتي
و يادمه هر شب سخت دعا دعا مي کردم .که تو برگردي خونه
...يه روز گذاشتمش رو زمين
و يادمه حتي سخت تر دعا مي کردم... .که تو مُرده باشي
.پس ازم نخوا که اين خاطرات برام زنده بشه
...من پول زيادي رو با کشتن
.شيرهاي کوهي براي دامداراني مثل تو ، جمع کردم... .ازت ميخوام پيشت باشه
...اگر بينوا بودم و نفساي آخرمو مي کشيدم
.اين پول حلاله .صرف بچه هات کن
صرف ِ مراسم تدفينت کن - مگدالينا -
.من وظيفه خودمو بعنوان يه مسيحي انجام دادم !حالا از مزرعه من گورتو گم کن
!من بجاي تو بودم دست نگه مي داشتم
.مگي ازت خواست از اينجا بري
.فکر کنم وقتشه اينکارو بکنيد ، آقا
.فورا
.بدرود
.از آشنايي باهاتون خوشحال شدم
.به گمونم کاريه که انجام شده
.مي دونم که تو کار ديگه اي رو مي کردي
."از توجهي که نسبت به ما داري ممنونم ، "بريک
.ممنونم
.پس شب بخير
اونا اومدنت رو ديدند؟
.نمي تونيم سر و صدا کنيم
بنظرت مي تونيم همشونو يه روزه ببريم؟
ميخواي براي کمک "دات" اينجا بمونه؟ - بريک ، تو گفتي مي تونم برم -
.تو قول دادي .مامان تو هم قول دادي
.از نظر من مشکلي نيست .اون بر نمي گرده
.اين به گرفتگي عضلات کمک مي کنه
...گوساله ها مهمتر هستند
.تا اينکه صداي خودتو از يه ماشين بشنوي
خب ، گمون کنم شما بجز گوساله چيزي تا حالا نداشتيد. چرا منم بايد اينطوري باشم؟
.زود باشيد ، بزنيد بريم
براي کار کردن رو گاوها خيلي .تجملي لباس مي پوشي
.حواسم بهشون هست
فقط قبل از تاريکي خونه باش - باشه -
.باشه
.آروم باش
.خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.