The first 200 lines.
"دادگاه"
..پروانه
روي گياه نيلوفري، روي گل !با ملايمت ميخندد، پروانه
،کوچک است با بال هاي رنگارنگش جست ميزند و تاب ميخورد، پروانه
چشمان کوچکش سوسو ميزند و ميدرخشد به مانند گوهري ناب، پروانه
..سعي ميکنم او را بگيرم، افسوس به سوي ديگر بال ميزند، پروانه
بسيارخب
،جاگورتي جاهاي خالي رو پر کن
..فاصله بين دو ايالت بزرگ هندوستان
راجستان
..با فاصله بزرگترين اقليم دنياست
آسيا
..بزرگترين رودخانه در هندوستان
نارمادا
اشتباهه، براهاماپوترا
ببخشيد، براهماپوترا
..قديميترين کوه در هندوستان
يادت نره که تکاليفت رو انجام بدي
بله، دارم ميام تا 5 دقيقه ديگه ميرسم
"اعتراض فرهنگي به قتل عام واداگن"
:ترجمه تخصصي توسط باليووديها سامان کياني
ممنون ميراتاي
و حالا شاعر مردمي در جمع ما حضور پيدا ميکند، نارايان کامبل
"گوش کن برادر"
"اهاي داش؟"
"داداش گُلم؟"
مرکز غوغا اينجاست' 'وقتشه پاشي و شورش کني
'وقتش است دشمن خود را بشناسي"
،زمان دشوار همينجاست' 'ما از خاک خود ريشه کنديم
،اينجا عصر کوري است' '.چشمان ما را در آورده است
وکيل کلاهبردار از آب در اومد" "و جغد به ظاهر طاووس در آمده
يک نره غول مانند بچه شده" "و بچه به شکل يک نره غول
آدم بدرد بخور فراموش شده است و" "و آدم بيهوده ستايش مي شود
"..دشمن"
دشمن ويرانگر اصلي است" "و هنوز هم ستايش او را ميگوييم
"وقتش است دشمن خود را بشناسي"
،شيطان سياه و سفيد است" "زندگي تو در خباثت او پيچ خورده است
،بشره ابزار اوست براي انتخاب" ".مثل مرگ صدايش را بالا ميبرد
،بشرهها آغازگر بازي تخته مي شوند" "قوانين تفرقه مياندازد
،انسانيت در قفس خود زنداني است" ".ميسوزد و از هم ميپاشد
بشرههايي که رنگارنگ هستند" "بشرههايي که بيرنگ هستند
بشره، که شکسته است" "حال جعلي به نظر ميآيد
،تو بهت زده شدهاي" "!چه اندازه ترک خواهي گفت
،اين انبوه جنگلها" "..اين جنگل عبوس
،جنگل مذاهب" "..جنگل سيستم طبقاتي
،جنگل نژادپرستيها" "جنگل ناسيوناليستها
،در اين شب مرگوار" "همهي ما، احساسمان را از دست خواهيم داد
دستها کوبيده ميشوند" "دستها ميسوزند
دستها کوبيده ميشوند، دستها ميسوزند" ".بهش کرم سوختگي بزن
"وقتش است دشمن خود را بشناسي"
،پندار بيهودهي وهم" "پول، حکمراني ميکند
،مردي به دورگه تبديل شد" "اين دو رگه 17 فرزند دارد
خون با گرسنگي هجوم ميآورد" "آيا اين گرسنگي رفع ميشود؟
،براي يافتن شادي در آن" "اما هر مسير تيرگي دارد
"اين زرق و برق" "بله برادر"-
"اين زرق و برق" "بله برادر" -
"اين فريب و دغل" "بله برادر" -
"اين تفرجگاه خيالي" "بله برادر" -
"براي همه رايگان است" "بله برادر" -
"اين خزان عالي" "بله برادر" -
"فريب و دغل، تفرجگاه بزرگ، خزان عالي" "خـــزان عــالي"
ناخوشي و شکم پرستي" "شکم پرستي و ناخوشي
چه خبره؟ تمومش کنيد
کجا ميتونم پراديپ شلکه رو پيدا کنم؟
اونجا، تو اون اتاقه
پراديپ شلکه؟
يه دقيقه، خواهش ميکنم
ميتوني مابقي اين فُرم رو بيرون پُر کني؟
چشم قربان ولي اينو نگاه کنيد
نگاه ميکنم
سلام قربان
سلام، بشينيد
بله
ميخواستم در مورد دستگيري نارايان کامبله با شما صحبت کنم
با ايشون نسبتي دارين؟
خير، وکيلشون هستم
اسم شريفتون؟ ويني ورا -
ميتونيم ايشونو ببينيم؟
نه، ما اون رو به جوگشواري فرستاديم اينجا بازداشتگاه نداريم
شما افسر بازپرس هستين، درسته؟ بله -
طبق چه اتهامي دستگير شدن؟
بهشون نگفتي؟ ايشون همينجا بود
چي رو به ما گفتي؟ شما که به ما چيزي نگفتي
نه، به اون آقا گفتم من حکم گرفتم
ميتونيم حکم رو ببينيم؟ چرا که نه -
يه دقيقه
بفرماييد
تشويق به خودکشي؟
کي خودکشي کرده؟
يه آقايي از محله فقير نشين سيتلادوي
کي؟
يه کارگر کوره به نام واسوديو
!اهان
همين يه هفته پيش نارايان و پسرانش توي اون محله اجرايي داشتند
درسته؟ بله -
در يکي از اشعار، نارايان رسما تمام کارگران کوره رو به خودکشي تشويق کرد
نه، تحت هيچ شرايطي همچين چيزي نگفتن
اين چيزي که شما ميگين
،ولي ما شکاياتي دريافت کرديم که دستور دستگيري اون به ما داده شد
باشه، بعدش؟
بعدش چي؟ دو روز بعد اون آقا از فاضلاب اومد و مُرد
ولي ميتونه يه حادثه باشه
نه، يه پرونده کاملا واضح براي خودکشيه
ما بدون مدرک کسي رو دستگير نميکنيم
چه مدرکي؟ به ما هم نشون بدين
اينجا در موردش حرف زدن فايده نداره بعدا صحيت ميکنيم
دقيقا، فردا ميتونيد از قاضي بپرسيد
باشه قربان، بفرماييد
اوکي
با يه چاي چطورين؟ نه قربان -
باشه
سپاسگزارم
همگي راه رو باز کنيد
سلام، صبح عالي متعالي، خانم
چي ميخواستين؟ سردفتر اسناد رسمي، تمبر مالياتي، استهشاد؟
قرار بعدي شما پنجم سپتامبره
قربان، ماه سپتامبر بايد برم ولايت خودمون
در اين راستا، قرار براي اکتبر باشه
سيزدهم اکتبر، خوبه؟ بله-
ممنون قربان
پرونده شماره 133، کلانتري رادانگار بانکيم شاه
ياد داشت کنيد
گزارش ساعت مسروقه
شاکي مدعي است که ساعت توسط همسايه وي دزده شده است
به جمع عايدات ميرود
قربان، ميخوام از ايشون بازجويي کنم اوکي -
اسمتون چيه؟ بانکيم شاه -
کِي فهميدين که اون ساعت دزديده شده؟
خانواده ما رفته بودن به شهر
،وقتي که برگشتيم فهميديم که يه نفر از پنجره دخترا رفته بيرون
چرا به پليس در اين رابطه خبر ندادين؟ بهش گفتم -
اين قضيه رو ذکر کردن؟ بله، کردن -
بنويسيد
يک هفته رفته بودن خارج شهر و وقتي برگشتن
ديدن حفاظ بريده شده و ساعت رو دزديدن
اين که به پليس خبر دادن رو ولش کن چيز مهمي نيست
بگين
چرا فکر ميکني شوکلا ساعت شما رو دزديده؟
دو هفته بعد از سرقت، يکي از همسايهها ديده که ساعتي شبيه اون دستش بوده
خب نميتونه يه مشابه اون ساعت رو داشته باشه؟
از کجا ميدوني ساعت خودته؟
،ساعت ساخت هند نيست يکي از اقوام بهم کادو داده بود
از آمريکا برام خريده بود
ياد داشت بشه
يکي از همسايههاش ديده که راکش شوکلا ساعت مشابه اون دستش بوده
و ساعت از آمريکا کادو داده شده
بگين
ولي موکل من هم ميتونه از آمريکا ساعت خريده باشه، نه؟
لطفا با دقت گزارش رو بخونيد
،فاکتور رو تسليم کردن شماره سريال ساعت هم هست
آره، اخه مگه نميشه اون ساعت مشابه اون بخره؟
آره، ولي چطور ميتونه يه ساعت با شماره سريال مشابه بخره؟
اين داره ميگه که سريال با اون ساعت مطابقت داره
چطور اثبات ميکنه؟ شماره سريال ميتونه مال خود کمپاني سازنده باشه -
فازت چيه بابا؟ چطور شماره سريال تکرار ميشه؟
چطور ميتونه فقط يه شماره سريال داشته باشه؟
بايد نگاهش کنيم، قربان
بايد جزئيات بيشتري از .کمپاني سازنده جمع آوري کنيم
،يه کاري کن يه وقت براي ماه بعد بگير
دوازدهم نوامبر
تا اون موقع هرچقدر ميخواين تحقيق کنيد
اين دقيقا همون چيزي بود که گفتم ممنون قربان
پرونده شماره 134، کلانتري سيتلادوي نارايان کامبل
چطور ميتونم قيد ضمانت بدم؟
اينا موانع غير قابل تضمين هستند
قربان، ميخوام از صلاحديد خود استفاده کنيد .و ضمانت شرطي براي موکلم اعمال کنيد
نه، نه نميتونم اينکارو بکنم
قربان، شما ميتونيد براي اجراهاي آيندهاش محدوديت اعمال کنيد
نه، نه
اين پرونده ديوان عاليه
دوازده روز توقيف قضايي براي متهم داره
پرونده شماره 135 يک دقيقه، يک دقيقه-
اين مردم چي ميخوان؟
اونا با کوپهي معلولين سفر ميکردند
همتون ادعا دارين مجرم هستين؟ بله داريم -
باشه، 500 روپيه جريمه ازشون بگير و ولشون کن برن
ديگه اين کارو نکنيد
تکون بخورين
يالا
"انجمن مطبوعاتي بمبئي"
من با فرض اينکه قانون اساسي ما ..به حق زندگي معتقده نتيجه ميگيرم
اين يک حرمت شکني است
چرا که شرايطي که امروز به وجود آمده است در خور بقا نيست
براي چنين شرايطي زا يک کلمه استفاده ميشود که من نميخوام اينجا به کار ببرم
وگرنه به خاطر آشوب دستگير ميشم
ممنون، خيلي ممنون
ساتياجي، خيلي ممنون که تجربياتتون رو با ما در ميان گذاشتيد
خيلي زيرکانه بود و همينطور مشوب کننده
بعد، ما وکيل مدافع ويني را داريم
او وکيل جنايي اجراييه کسي که محدود در عدالت جنايي و حقوق بشر است
او حتي يکي از اعضاي ريخته گري رسمي مرکزي به نام نيدان است
نيناد بله نيناد، ببخشيد -
عصرهمگي بخير
امروز ميخوام در مورد پرونده محسن پرويز صحبت کنم
و چندين پروندهاي که در اين 5 سال از او بابتش دفاع کردهام
محسن اولين بار در ژوئن 2007 در رابطه با .پرونده بمب گذاري کاليان دستگير شد
حالا پليس هيچ مدرک محکمي ندارد و به سي نفر مظنون هستند
..طبق
خب، ميدونيم
محسن چهار شاهد غيابي از محل کارش داره
No comments yet. Be the first to leave one.