The first 44 lines.
امروز عجيب کم ميخندي
انگار واسه يه چيزي ناراحتي
...وقتي ازت پرسيدم چي شده
گفتي همه چي رو به راهه و سرتو برگردوندي
...يه قطره اشکت
روزم رو به هم ميريزه
...آه هاي عميقي که ميکشي
قلبمو تيکه پاره ميکنه
من چراغت ميشم
...پس سايه هايي که
روي صورت فرشته ايت هست رو بنداز دور
...نميخوام کوچکترين زخمي
روي
روي تو
روي تو بيفتــــه
...حتي ميخوام
همه ي
همه ي غم هات
همه ي غم هات مال
همه ي غم هات مال من
همه ي غم هات مال من بشه
عزيـــز من
خواهش ميکنم غمگين نباش
عزيزم وقتي ميخندي خيلي خوشگلتري
اون قيافه ي غمگين رو به خودت نگير
وقتي ميبينمت قلبم کلي درد ميگيره
اوه
اوه اوه
اوه اوه اوه
آره
منو نگاه کن
و همينجوري بخنــــد
اون صورت قشنگ رو اخمالو نکـــــن
پنهانش نکن
بهم بگـــــو
بي هيچ حرفي بغلت ميکنم
تا توي بغلم
تا توي بغلم همه ي زخم هات
تا توي بغلم همه ي زخم هات خوب بشن
تا توي بغلم همه ي زخم هات خوب بشــــن
تا توي بغلم همه ي زخم هات خوب بشـــــــــن
فقط ميخوام چيزاي قشنگ بهت بدم
به چشم هاي قشنگت
ميخوام بخندونمت
No comments yet. Be the first to leave one.