The first 200 lines.
انور داي چيکار ميکني؟ خاموشش کن
راديو رو خاموش کن
گفتم خاموشش کن ديگه، انور
سرهنگ فردا ميره مرخصي
عروسي خواهرشه منم گفتم يه آهنگي چيزي بذارم
و حال و احوالش رو خوب کنم عاليه-
چطوري ميخواي حال و احوالم رو عوض کني؟
من که واسه مرخصي دارم ميرم خونه
ولي اون هيجان قبلا رو ندارم
خانوادهم با اون کاراشون کلا حالم رو به هم ريختن
مادرم اصلا زنگ نميزنه
و نميدونم توي خونه چه خبره
هيچکس مشکلات يه ارتشي رو درک نميکنه
فقط ميگن پسر ارتشيمون اومد و رفت
خانوادهم که اصلا درک نميکنن
کاملا درست ميگي قربان خفه شو-
چرا اينقدر نااميدي جيتو سينگ؟؟
چيکار کنم فرمانده
داري ميري عروسي خواهرت دلم نميخواد برم-
ماهواره کجاست؟؟؟
ماهواره اوهوي ماهواره-
ماهواره
صداتون رو شنيدم قربان
الان ميام اون اينجاست-
همه چيز عاليه، نگران باشين
"خوشحال باش عزيزم، چرا ناراحتي؟"
"با ديدن لبخند تو همه ما خوشحال ميشيم"
"من راننده ماشين زندگي ام"
"اگه مسافرم بشي سر مقصد پياده ات ميکنم"
"اون همه رو دعوت ميکنه"
"ماهواره"
"عشق من"
"ماهواره عشق من"
همه حاضرن؟ آره-
همه داداشم و دوستام
به کمپ لوتس 42 خوش آمدين
تشويق کنين
امروز کجا ميتونم ببرمتون؟
خودت بگو،کجا ميريم؟
ميريم به روستاي خوشگل افسرمون ...به اسم
واگاه... درسته-
واگاه! کجا؟؟ واگاه-
ميبينيش؟
مزرعههاي نيشکر رو فقط مزرعههاي نيشکر نيست
تا هزاران متر مزرعه نيشکره، ميبينيش؟؟
مزرعه چطوره؟
خيلي عالي ...اين همون مزرعهاي که-
شما توش ميدويدي تا واسه ارتش آماده بشي...
درسته
زيباترين خونه واگاه که امروز واسه عروسي تزئين شده
همه لذتهاي دنيا امروز قراره توي اين خونه باشه
اينجا عروسيه، حتما بايد يه چيزي باشه
صداي طبل رو ميشنويد؟
ما رو به خانواده ات معرفي کن
بياين پسرا
سلام
سلام
اومدي داداش
زن داداش
تو بهترين زن داداشمي
اين ترقه خونه ماست
و اون با داداشم ازدواج کرد
و اين هم زن داداش شماهاست
زن منه
قربان بيا يه مچ بندازيم
باشه بزن بريم
خيلي خوشحالي
هووو
زودباش کارت عاليه-
اين يکي رو ببين
چي رو نگاه ميکني؟
خيلي خوشگل شدي
نميخوام چشمت بزنم، وقتي من رفتم خيلي کوچيکتر بودي
سلام سلام-
اين خيلي عاليه
مامادربزرگم کجاست؟
ايناهاش، چطوري؟؟
چطوري مادربزرگ؟؟
"همه دنيا رو به پات ميريزم"
بازم بم بده
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - ويرايش: سميرا
"صداش رو ببر بالا"
"امروز بايد اينجا رو بترکونيم"
"طبل رو بزن"
"و دور خودت بچرخ"
"صداش رو ببر بالا"
"امروز بايد اينجا رو بترکونيم"
"طبل رو بزن"
"و دور خودت بچرخ"
"امروز دوربينت رو دربيار و از همه عکس بگير"
"همه بايد امشب تا فردا برقصن"
"همه آمادگيها رو انجام بدين"
"همه بايد امشب تا فردا برقصن"
"همه آمادگيها رو انجام بدين"
فصل خوشيها اومده و قلبم" "توي سينهام داره ميرقصه
"و همه خوشحالن"
صدا بلندگو رو اينقدر ببر بالا که" "انگار توي خونه همسايهها هم عروسيه
"تا فردا صبح شاد باش"
"از ته دلت بالا و پايين بپر و شاد باش"
"همه بايد امشب تا فردا برقصن"
"همه آمادگيها رو انجام بدين"
"همه بايد امشب تا فردا برقصن"
"همه آمادگيها رو انجام بدين"
"همه بايد امشب تا فردا برقصن"
از آلفا دوازده به فرمانده پايگاه لوتس
تمام! آقا صحبت ميکنه
از آلفا دوازده به فرمانده پايگاه لوتس. تمام
فرمانده پايگاه لوتس روي خطه قربان فرمانده-
حرکتهايي از طرف دشمن ديده ميشه
همه مرخصيها رو کنسل کنين تا اطلاعات جديد بهتون داده بشه
قربان سه نفر رو براي مرخصي قرار بود بفرستم
اگه ميشه فقط بذارين سرهنگ جيتو سينگ بره
خيلي خوب ميشه، تمام
اينجا ارتشه فرمانده، ببخشين
اطلاعات مشخصي از حمله به پايگاه شما داريم
پس افرادت رو مستقر کن! تمام
دستور انجام ميشه قربان تمام-
چند ساله اينجاييم
چي ميشد اگه دو روز ديگه مي ايستادين من برم عروسي خواهرم
چرا اين کار رو کردين؟
قربان امروز ديگه واينميستيم
بياين بريم آتيششون بزنيم
جمع بشين
لوتوس 185بايد بيشتر گشت بزنه پس ميريم سر پستهامون
نميتونم بيشتر از دو نفر توي نقطه 74 ول کنم
انور بله قربان-
شانکار بله قربان-
از پسش برمياين؟ بله قربان
پستمون نزديکه حدود پنج ساعته شما نگران نباشين قربان-
هر حرکتي بکنن ما نابودشون ميکنيم
تايگر 42
بيان بريم بله قربان-
کاپيتان ميگفت سه نفر ميخوان برن مرخصي
اولي جيتو بود،دومي من پس سومي کيه؟
من تو؟؟-
آره چرا ميخواي بري؟؟-
تو که زن نداري
ولي مادر که دارم مادر ميتونه تحمل کنه داداش-
آره دلت براي زن داداش تنگ شده
اين روزا بيشتر دلم براي داداشم تنگ ميشه
قربان کسي اينجا نيست بيا گوش کن-
اون طرف هيچ حرکتي ديده نميشه
فکر کنم يا پايگاهشون خاليه
يا جرئت ندارن
چشم قربان بررسي ميکنم و بهتون خبر ميدم
فورا آماده پشتيباني باشين اگه حدسم درست باشه
پرچممون توي پايگاهشون بالا ميره
مثل اين که وضعيت خوب نيست
مواظب باش
اوهوي احمقها
نذاشتين غذام رو بخورم فورا شروع کردين
نه داداش مثل اين که خيلي عجله دارن برن پيش خدا
نه مثل اينن که خيلي گشنشونه
همگي بياين
مواظب باش ساجن
مواظب باش
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اون چيه؟
"ماهواره"
من رو زد
واي خدا
کار اون يکي تمومه
وايسا
حالت خوبه؟
قربان توي نقطه 114 درگيري شديدي بين هردو طرف پيش اومد
حدود هفت هشت تاشون رو کشتيم
ولي متاسفانه چهار تا افراد خودمون هم شهيد شدن
خودتون گفتين برم توي اون پست، کاملا اشتباه بود
ما چهارده نفر بوديم و اونا حداقل سي نفر بودن
ولي اگه جنازهها رو بشمريم
ما پيروز شديم
همينطوري عالي بمونين خسته نباشين
برگرد سر کارت، فقط من رو در جريان بذار، خيلي ممنون
زنده باد هند قربان
انور ديشب تير خورده
و شانکار هم يه کم زخمي شده
راحت باش
آفرين پسرها، شما فقط براي خودتون افتخار کسب نکردين
بلکه مايه افتخار همه نيروهاي ارتش شدين
چطوري انور؟ خوبم، خيلي ممنون
قربان تير مستقيم بهم نخورد و توي بازگشت بهم خورد واسه همين زياد آسيب نديدم
من فقط داشتم کمک ميکردم
ماهواره شانکار همه کارهارو انجام داد
شنيدم قربان-
تو چطوري پسره شيطون؟ خيلي عالي قربان، خيلي ممنون-
يه چيزي رو بگو ...اين کدوم ماهواره ست
که همه زبانهاي دنيا رو ميفهمه؟... من زبان رو نميفهمم قربان-
من احساسات رو ميفهمم
اگه احساساتت درست باشه ديگه احتياجي به زبان نداري
اگه توي راجپوتانا از هرکي درباره کي پي جي 47 بپرسيين
بهتون ميگم که چه آشپز ماهري بود
يه آدم تاميلي که همه غذاهاي هندي رو درست ميکرد
اون پدرم بود آها-
اون توي بخش سردار گوروبخش سينگ بود
اينقدر دوستش داشت که دخترش رو بهش داد
آها اون دختر پنجابي مادر منه-
وقتي من به دنيا اومدم اون توي ناگالند بود
بعدش اينقدر گشت که من وقتي بزرگ شدم همه هند رو چرخيده بودم
پس از بچگي کشورم تو خونمه
خيلي خوشحالم که پسرهايي مثل شما توي گروهم دارم
No comments yet. Be the first to leave one.