Release info

ㆍ날씨가 좋으면 찾아가겠어요 When the Weather is Fine E05[@KTteam]
A Commentary by Ro94kgh
🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tags

other
Published on: 2020-03-16
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون برگشت

این بار چقدر میخوای بمونی؟

نه. تصمیم دارم اینجا بمونم و کار پاره وقت بگیرم

یه دوست دختر جدید داره

اسمش ایرینه

درسته. قبلا راجع به کیم بو یونگ بهت نگفته بودم؟

اون گفت بینتون سوءتفاهم پیش اومده

زمان زیادی گذشته

همه چیز یخ زده

منکه همین حالا از اینجا فرار میکنم

برمیگردم سئول

فقط برای چند روز اینجا بمون

با یکم بازسازی همه چیز عین اولش میشه

اون سوپ

اون جاییه که باید باشه

چرا باید بره کوهستان؟ - ...اون الان میره اونجا و بعد-

مثل یه دیوونه

چطور نمیترسی شبا بری توی جنگل؟

من اونجارو مثل کف دستم میشناسم

خیلی خوب میشناسم

کلا همه چی بهم ریخته

ینفر توی کوهستان گم شده

کل شهر دربارش حرف میزنن

چطور مردم از اون سوپ میخوان بره کوهستان انگار که چیز خاصی نیست؟

بعضی از آدما هیچوقت نگرانی هاشونو به اشتراک نمیزارن

...یعنی گفتنش براشون سخته

یا اینکه خیلی صدمه دیدن

تا زمانی که بمیرن

هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است

bin:سرپرست مترجمین Kimia_PCY, Neda , Sayoo : مترجمین

این چیه؟

سیب زمینی شیرین میفروشی؟

نه ، خواهر شوهرم مجانی بهم داده

خوشبحالت. حتی یه نفرو داری بهت سیب زمینی شیرین میده

...همشونو تنهایی نخوریا

به منم خبر بده

چرا که نه، بهت خبر میدم

عالیه

منم با شراب برنج میام

حالت تهوع دارم

بخاطر اینکه توی اتوبوس پرحرفی کردی

میدونستم حالت تهوع میگیری

آخه، کی با حرف زدن توی اتوبوس حالت تهوع میگیره؟

والا بعید نیست

ببخشید

میونگ جو، خودتی؟

سلام

حسابی پیر شدی ها

!مامان

!مامان

با هم بریم

مامان بزرگ

دلیل حادثه سرعت از پیش تعین نشده بوده؟

...تصادف بخاطر سرعت زیاد ناگهانی رخ داده

یا شما پاتون روی ترمز بوده و حرکت ماشین باز هم ادامه داشته؟

نه

من پامو روی ترمز نذاشتم

حتی با اینکه همسرتون رو به روتون بود؟

بله

وقتی که اون درست رو به روتون وایساده بود

...به این دلیل که وحشت زده شدید

...یا گرفتگی پا

نه

...همسرمو دیدم که جلوی ماشین ایستاده

...ولی

نمیخواستم پامو روی ترمز بذارم

...متهم شیم میونگ جو رو

به هفت سال حبس متهم میکنم

... با توجه به اینکه متهم

...درحال فرار از حملات قربانی بوده

و دست به عمل خشونت آمیز زده

و این واقعیت که قربانی دفعات متعددی به متهم حمله کرده

و تا حدودی مسئول این ماجرا بوده

...و رضایت خانواده قربانی

خانم موک هه وون؟

...زندانی3901شیم میونگ جو

ملاقات شمارو رد کردن

چی؟

اون اینجاست

خدایا- میونگ جوئه-

بزرگترین دختر خونوادس

واقعا بزرگترین دختره اینجاست- واقعا؟ -

اینجاست؟

اینجا چیکار میکنه؟

دختر بزرگه اس؟

نمیدونم

مامان

هه وون

بله بفرمایید؟

بله

مامان، توضیح میدم برات چه اتفاقی افتاده

میتونی کل خونه رو بکوبی

نگران خسارت نباش

مهمون خونه همین حالاشم بستس کی به ظاهرش اهمیت میده دیگه؟

...میتونی فقط

یه لوله موقع بازسازی ترکید

پیمانکار گفته دو هفته ای ردیفه

سه روزه درستش کن

امکان نداره. گفت حداقل ده روز طول میکشه

نکنه خودم باید دست بکار بشم، هان؟

نه

با پیمانکار حرف میزنم

پس شما دو نفر کجا میمونید؟

اون پیش اون سوپه منم پیش سو جونگ

اون سوپ؟ - اون سوپ پسره، سو جونگ دختره -

دوتا اتاق داره. من اتاق خودمو دارم

من کجا بمونم؟

تو؟

...تو میتونی

من با سوجونگ حرف میزنم

اون میذاره یک یا نهایتا دو روز پیشش بمونی

به هرحال

شما مهمون خونه رو بستین؟

نون شبتونو چطوری درمیارین پس؟ واقعا که شما ها نوبرشین

توام همین فکرو نمیکنی میونگ یو؟

از خونه میای؟

آره، مامانم اومده

مامانت؟- آره-

فقط دوبار در سال میبینمش

بازم کوفته میخوایم- سلام-

یکم مونده، چند دقیقه صبر کنید

اینروزا هوا گرمه

بفرمایید نودل اضافه

ممنون - نوش جان -

...یبار تابستون

سلام- من رژیمی رو دوست دارم-

یک وعده رژیمی - سلام-

هوا خیلی سرد شده

و وقتایی که زمستون داره تموم میشه

حدس بزن وقتی همدیگه رو میبینیم چیکار میکنیم

یکم غذا میخوریم و بعدشم چایی

میبینمت

بعدشم جدا میشیم

چیزی برای صحبت کردن دربارش نداریم

مامانم هیچوقت توجهی به خانوادش نداشته

که اینطور

موندم چرا برگشته اینجا

یهویی سرو کله اش پیدا شده ؟ بدون هیچ زنگی؟

آره

حتما دلیل دیگه ای هست

اون متفره از شهر زادگاهش

همیشه میگه اینجا اونو یاد بابام میندازه

...پس

چرا انقدر یهویی؟

موندم چرا اینجاست

شما دوتا. دستا بالا

هی- هی، صبر کن-

!هی، تو! دامنت

سلام سونگ سو

محشری

بچه ها، از یونگ سو یاد بگیرین

یونگ سو بازم که همدیگه رو دیدیم

دست سرنوشته؟

به هر حال، دیروز چیکارا میکردی؟

من یه کتاب خوندم، یه رمان

اسمش "من ناتاشا و خر سفید" بود

اهان، خب که چی؟

چی؟ منظورت اینه که نظرم دربارش چیه؟

بنطرم خسته کننده بود جانگ وو دوستش داشت

نه منظورم این نبود- اهان، قیمتش؟ -

12.80دلار بود؟ یا11.50دلار؟

سال یازدهمی؟ - آره، اسمم لیم هوییه-

لیم مثل لیمبو

هی مثل سوت - بله-

چرا؟

پشیمونی که چرا دیروز بهم بی محلی کردی؟

نه پشیمون نیستم

پس چی؟ - اذیتم میکنه -

من سال آخرم

چطور مگه؟

یطوری حرف میزنی انگار باهم رفیقیم

اهان، اخه دوست دارم با بقیه همینطوری راحت حرف بزنم

که اینطور، پس دوست داری با بقیه راحت حرف بزنی؟

درسته

پس من باید بهت بی محلی کنم چون اصولا دوست دارم بقیه رو از خودم دور کنم

چی؟ - دیگه هیچوقت با من حرف نزن -

یه چیز دیگه

..."من و ناتاشا و خر سفید"

رمان نیست

شعره - چی؟ -

اگه خونده بودیش میدونستی

...رمان نثر تخیلیه

...بر اساس وقایع واقعی یا تصور نویسنده

...درحالی که شعر یه نوع ادبیات بیانگر

...ایده افکار و احساسات درباره طبیعت یا زندگی

به صورت سمبلیک یا ریتمیکه

چی؟ - بیخیالش -

چی؟ شعر بوده؟

فکر کردم چون خیلی طولانیه رمانه

...منظورم اینه که

نویسنده باید به خواننده هاش توضیح بده خب

الان منو دوباره رد کرد؟

هویی

میخوای بدونی شاگر خرخونا چه نوع دختری میپسندن؟

آره، چه نوعی؟ بهم بگو

مثل کی؟ یه مثال بزن

هیچکس، اونا علاقه ای به کسی ندارن

چی؟

...دارم میگم شاگرد اول باشیو

به دخترام علاقه داشته باشی؟ غیرممکنه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left